|
غرور ملی جریحه
دار شده ملت!
اشکان رضوی
Ashkan.rzv@gmail.com
در کشوری مانند
ایران با تاریخ و تمدن چند هزار ساله آنچه که در بر خوردبا رویدادهای ملی همواره
دستمایه و پشتوانه این ملت در برابر بیگانگان بوده هویت تاریخی و سرزمینی بوده است.
ملتی که در طی
هزاران سال در رویارویی با همه دشمنان و متجاوزان به سرزمینش هر بار سرفراز تر و با
غرور بیشتر دوباره به حیات خود ادامه داده و تولدی دیگر را رقم زده است.
در واکاوی پروسه
تاریخی پیدایش و حیات ملل جهان بی گمان هیچ ملتی به اندازه ایرانیان از چنین تاریخ
پر فراز و نشیبی برخوردار نبوده و به جرات نیز می توان گفت که کمتر ملتی را در مقام
مقایسه می توان به غرور ملی ما ایرانیان تشبیه نمود.
اما متاسفانه در
طی سه دهه حکومت اسلامی آنچه که در درجه چندم اهمیت مولفه های ملی قرار داشته نه
تنها غرور ملی نبوده بلکه گاهی نیز نابخردی کاربدستان موجبات جریحه دار شدن این
غرور ملی شده است.
مولفه ای که در
تمام دنیا حاکمان برای تامین منافع ملی از آن بهره گرفته و تلاش دارند تا با پر رنگ
نمودن این شاخصه ملی موجبات رشد و ترقی ملت خویش را فراهم نمایند و ما این مهم را
حتا در کشورهای تازه تاسیس و استعمار ساخته ای چون شیخ نشین های خلیج پارس به وضوح
می توانیم مشاهده نمایم که چگونه حاکمان این دولتها حتا بر هویت نداشته تاریخی خود
پای فشرده و تلاش دارند تا با جعل و تحریف تاریخ و دزدیدن آثار تمدنی کشوری کهن
مانند ایران برای خود هویت و اصالت تاریخی دست و پا کنند تا کمکی باشد به غرور ملی
شهروندان کشورشان.
اما آنچه که در
ایران روی می دهد شوربختانه نه تنها بن مایه های ملی ما را تقویت نمی کند بلکه عده
ای در تلاش هستند تا آگاهانه آنچه را نیز که میراث گذشته گان و نیاکان ما به شما می
رود را به سوی نیستی سوق داده تا هر آنچه که مربوط به پیشینه تاریخی این ملت می
تواند باشد برای همیشه از گستره گیتی محو شود و نمونه دهشتناک آن را می توان در سهل
انگاری در نگاهداری از میراث باستانی ما به روشنی دید.
و این بی توجهی در
اهمیت دادن در غرور ملی چنان ابعاد گسترده ای گرفته که در همه ابعاد زندگی این ملت
به صورت روزانه می توان نشانی از آن یافت و ورزش مانیز در چنبره این نابخردی گرفتار
آمده که تاثیر آن در روحیه ملت به مراتب بیشتر از موارد دیگر می تواند باشد.
ورزش فوتبال که
این روزها در سرتاسر جهان نقشی کلیدی درتنظیم روابط ملل و حوزه های سیاسی
،اقتصادی،فرهنگی و اجتماعی بازی می کند در کشور ما نه تنها مورد بی توجهی در ابعاد
ملی واقع شده بلکه مبدل به باند و مافیا برای عده ای شده است که در پی به دست آوردن
سودهای کلان مادی و معنوی از این ورزش ، به تنها مسئله ای که اهمیت نمی دهند غرور
ملی و احساسات ملت است.
واگذاری دو بر یک
تیم ملی فوتبال ایران در برابر تیم ملی عربستان آن هم در ورزشگاه آزادی و در برابر
یکصد هزار تماشاچی مستقیم و میلیونها بیننده ایرانی در پای تلوزیون چه پیامی می
تواند جز این داشته باشد که کاربدستان امور ورزش ایران حتا توان اندیشیدن به این
مسئله را نیز ندارند که نتایج اینچنینی چه پیامدهای ملی در سطح جامعه می تواند
داشته باشد.
عدم پاسخگویی این
مسئولان انتصابی به ملت و زدو بندهای فاجعه بار و در سطح کلان در فدارسیون فوتبال
بی گمان بر هیچ یک از هم میهنان پوشیده نیست.اما جای دارد که جناب آقای احمدی نژاد
در مقام ریاست جمهوری ایران که خود نیز در ورزشگاه حضور داشت اندکی در مورد مسئولان
فعلی امور ورزش ایران تامل کند.
کسب نتایج فاجعه
بار المپیک و عدم معرفی مسئولان این فاجعه ملی به ملت و سر پوش گذاشتن بر آنچه که
گذشت علارغم هزینه های میلیاردی و کلان از بیت المال و در شرایط فعلی نیز وضعیت
حاکم بر تیم ملی فوتبال همه و همه نتایجه نگرش دگم و ایدولوژیک بر انتخاب مسئولانی
است که اولویت آنان نه خواست ملت بلکه تامین دیدگاه های
ايدوئولوژیک ، هر روز بر ابعاد این فاجعه ملی می افزاید.
سر مربی تیم ملی
که انتخابش در اوج نا باوری هواداران فوتبال و ملت ایران نتیجه یک دادو ستد پنهانی
بود از همان روزهای ابتدایی انتخابش مهر باطل بر تمام امیدهای ملت برای بهبود وضعیت
تیم ملی را زد.
سر مربی جوانی که
علارغم نام آوری در دوران حضورش در تیم ملی متاسفانه به دلیل درک نادرست از ورزش،
تجارت و سیاست بازی را نیز با زیر پا نهادن اخلاقیات واردمقوله ورزش نمود وبه جای
اینکه از فرصت پیش آمده در پیشرفت و ترقی خود و تیم ملی بهره گیرد هر روز را با
حاشیه ای آغاز نمود تا ناتوانی های خود را درپس این غوغا سالاری پنهان نماید و بدتر
آنکه وی با تظاهر به دین مداری تلاش نمود که دین را نیز به صورت ابزار وارد ورزش
نماید یعنی همان کار غیر عقلانی که محمد مایلی کهن در دوران کوتاه سر مربی گری خود
انجام داد و ملت دیدند نتایج تیم ملی را و در این بین اگر نباشد غیرت و تعصب چند
بازیکن تیم ملی شاید اوضاع از این هم بدتر رقم خورد.
حال در چنین
شرایطی فدارسیون فوتبال در یک اقدام شتابزده مانند همیشه با بر کناری علی دایی که
مرغ عزا و عروسی در نظر آقایان بود تلاش دارند تا او را قربانی نابخردی خود کنند که
البته خود علی دایی نیز در قربانی شدن خویش نقش عمده ای داشته و اگر نبود جاه طلبی
های او شاید کار به اینجا نمی کشید و همچنان پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی می
کرد.
قهرمان سازی و
قهرمان کشی که در بین مسئولان ورزشی به یک امر رایج برای رسیدن به اهداف مورد نظر
مبدل شده دستاوردش برای ملت جریحه دار شدن غرور ملی و بر باد رفتن ثروت و منابع
انسانی بوده ودر نزدافکار عمومی مورد داوری قرار خواهد گرفت و ملت به خوبی سره
رااز ناسره تشخیص خواهددادو نمی توان با حاشیه سازی شرایط برائت رابرای مقصران چنین
خیانتی فراهم ساخت.
و جا دارد دلسوزان
ورزش که اگر در دستگاه های دولتی و حکومتی حضور دارند!به این نکته توجه نمایند در
زمانه ای که عملکرد سی ساله حاکمان به گونه ای بوده که حتا ایرانی بودن در نزد
جهانیان گناه نابشخودنی و جرم محسوب شده و غرور این ملت در عرصه های گوناگون هر روز
شکسته تر از دیروز می شود به خود آمده و لااقل کاری کنند که حداقلهای غرور باقی
مانده در مصاف با بیگانگان برای این ملت حفظ شود
که وای به روز
ملتی که وجودشان از غرور تهی باشدو آن روز بی گمان روز مرگ ابدی آن ملت می تواند
باشد.
|