بازگشت به صفحه اول

 

 
 

كنفرانس را بي‌اثر كرد؟

احمد زيدآبادي
سه شنبه 1 اردیبهشت 1388

روز: اگر گفته شود آقاي احمدي نژاد با حضور خود در كنفرانس دوربان 2 در ژنو، هدف اصلي كنفرانس را ‏تحت‌الشعاع حضور خود قرار داد، اغراق نخواهد بود.‏

كنفرانسي كه پس از هشت سال برنامه ريزي و با هزينه هنگفت سازمان ملل براي بحث و گفتگو و توافق در ‏باره مبارزه با اشكال مختلف انديشه و رفتار نژادپرستانه تشكيل شده، عملا به صحنه درگيري‌هاي سطحي و ‏لفظي در آمده است.‏

تحريم كنفرانس از طرف پاره‌اي كشورهاي غربي و خروج نمايندگان كشورهاي اروپايي در اعتراض به ‏اظهارات آقاي احمدي نژاد از سالن كنفرانس قاعدتا موضوعي نيست كه انبساط خاطر كسي را فراهم كند و يا ‏براي سازمان ملل موفقيتي به حساب آيد.‏

مساله واقعي اين است كه جهان از صورت‌هاي مختلفي از انديشه و رفتار تبعيض آميز و نژادپرستانه رنج ‏مي‌برد و جايي بهتر از كنفرانس دوربان 2 براي بررسي عميق‌تر اين معضل و توافق بر سر رفع دستكم ‏بخشي از اين نوع انديشه و رفتار وجود ندارد.‏

مسلما اگر كنفرانس دوربان 2 و هر كنفرانسي از اين جنس بخواهد به وظيفه عادي و طبيعي خود عمل كند، ‏انتقاد از رفتار اسرائيل در برابر فلسطيني‌ها يكي از مفاد بيانيه نهايي آن خواهد بود.‏

كشورهاي اروپايي و آمريكا نيز با انتقاد از رفتار اسرائيل در چنين كنفرانس‌هايي مخالف نيستند بلكه در نهايت ‏مي خواهند كه اين انتقادها متوازن باشد و رفتار تبعيض آميز ساير كشورهاي نقض كننده حقوق بشر را هم ‏شامل شود.‏

برخي از مجامع تندرو اسرائيلي و گروههاي صهيونيست اما تحمل انتقادهاي متوازن را هم ندارند و ترجيح ‏مي دهند كه بهانه‌اي براي ترغيب متحدان غربي خود براي تحريم كنفرانس به دست آورند.‏

متاسفانه آقاي احمدي نژاد با حضور خود در كنفرانس و تكرار سخناني كه بارها پيش از اين اعلام كرده، عملا ‏به سود اين مجامع عمل كرد و نه تنها امكان بحث جدي در باره عملكرد اسرائيل را از سوي تمام اعضاي ‏جامعه جهاني از بين برد، بلكه بحث نفي هولوكاست و نابودي اسرائيل را بار ديگر بر سر زبان‌ها انداخت، ‏بحثي كه بخصوص در بين افكار عمومي كشورهاي پيشرفته جهاني حساسيت خارق‌العاده‌اي ايجاد مي‌كند.‏

با اين حساب بايد از آقاي احمدي نژاد پرسيد كه آيا بيان چند جمله عليه شوراي امنيت سازمان ملل و ‏نژادپرست خواندن اسرائيل از يك تريبون بين‌المللي كه بارها از سوي وي در تريبون‌هاي مختلف تكرار شده، ‏به بهاي تحت‌الشعاع قرار گرفتن هدف اصلي كنفرانس و حتي خنثي شدن اين هدف، مي‌ارزيد؟

در حالي كه حتي روزنامه كيهان نيز به آقاي احمدي نژاد توصيه كرده بود از اين سفر صرف نظر كند، او با ‏چه انگيزه‌اي به ژنو رفت؟

آيا صرف اينكه وي بار ديگر در مركز يك جنجال رسانه‌اي بين‌المللي قرار گرفته، برايش كافي است؟

دولت اسرائيل از اين جنجال كمال بهره برداري را كرد در حالي كه تاثير مثبت چنين جنجالي براي آقاي ‏احمدي نژاد محل ابهام فراوان است.‏

آيا رئيس جمهور ايران مي‌پندارد كه با نژاد پرست خواندن اسرائيل، چشم مردم جهان غرب را به روي ‏واقعيتي تازه مي‌گشايد و آنان را به شورش عليه دولت هايشان ترغيب مي‌كند؟ اگر واقعا چنين پنداري وجود ‏داشته باشد، از جنس تخيل و وهم خواهد بود.‏

آيا هدف اصلي آقاي احمدي نژاد از چنين حضور و سخناني، جلب توجه توده‌هاي ضد اسرائيل عرب و ‏مسلمان به سوي خود است؟

قاعدتا بخش قابل توجهي از توده هاي عرب و مسلمان از بيان سخنان ضد اسرائيلي آقاي احمدي نژاد به وجد ‏مي‌آيند و او را ستايش مي‌كنند، اما اين چه سود مستقيمي به وي يا ايران مي‌رساند؟

توده هاي عرب پيش از اين، براي جمال عبدالناصر، ياسر عرفات، صدام حسين و هر رهبر عرب و مسلماني ‏كه به رويارويي با اسرائيل برخاسته، سر و دست شكسته‌اند اما فرجام اين سر و دست شكستن ها چه بوده ‏است؟

توده‌هاي عرب نشان داده اند كه به رغم دل بستن به يك رهبر ضد اسرائيلي، در عمل منافع تعريف شده و ‏عيني خود را دنبال مي‌كنند و در نهايت در نزاع بين دولت هاي خود با هر كشور ديگر، در پشت سر رهبران ‏خود قرار مي‌گيرند.‏

به فرض كه آقاي احمدي نژاد همانطور كه حاميانش دائم به آن افتخار مي‌كنند، محبوب توده‌هاي عرب و ‏مسلمان در برخي از كشورها باشد، اما اين محبوبيت جز برانگيختن دشمني دولت هاي عرب و منزوي شدن ‏هر چه بيشتر ايران در منطقه چه دستاوردي براي وي يا دولت او داشته است؟

محبوبيتي كه با چند جمله عليه اسرائيل و نظام جهاني به دست آيد، قاعدتا آنقدر پايدار و جدي نخواهد بود كه ‏بتوان از آن سرمايه‌اي براي منافع ملي كشور اندوخت. از همين رو، اگر آقاي احمدي نژاد به قصد جلب نظر ‏توده‌هاي مسلمان و يا به جان خريدن غيض و دشمني سران غرب و استفاده از آن در جهت وادار كردن جناح ‏محافظه كار به حمايت از خود در انتخابات رياست جمهوري 22 خرداد، زحمت خنثي كردن كنفرانس دوربان ‏‏2 را بر خود هموار كرده، به احتمال زياد به كوشش عبثي دست زده است، چرا كه بسياري از محافظه كاران ‏مشكلات عيني را بيش از پيش لمس مي‌كنند و اسير فضاسازي هاي رمانتيك نمي‌شوند.‏

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه