انتخابات ریاست جمهوری و سازمانهای دانشجویی
مریم محمدی
mmohammadi@radiozamaneh.com
راديو زمانه: در این برنامه «روی خط زمانه» به نظرگاههای دو سازمان عمده
ی دانشجویی و دانشگاهی کشور، یعنی «سازمان ادوار تحکیم وحدت» (مجموعه
ی دانش آموختگان و فارغ التحصیلان دانشگاههای ایران) و نیز «دفتر تحکیم وحدت» (سازمان انجمنهای اسلامی دانشجویی سراسر کشور)، پرداخته
ام.
در این ارتباط با آقایان: احمد زیدآبادی، دبیرکل سازمان دانش آموختگان و نیز مهدی عربشاهی، دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت گفت و گو کرده
ام.
آقای زیدآبادی، روز سهشنبه بیانیه
ی سازمان ادوار تحکیم منتشر شد. این بیانیه، جدا از طرح مطالبات که قبلاً عنوان شده بود، هنوز متوجه گزینه
ی نامزد معینی نبود. همینطور است؟
تعیین تکلیف کرده ایم، اما عجله
ای در کارمان نیست. همانطور که توضیح داده شده، انتخابات پیش رو را امر فوقالعاده استراتژیکی که بتواند سرنوشت کشور را تغییر بدهد، نمیبینیم. با کاندیداهایی مواجه هستیم که ممکن است در برخی حوزههای خیلی خاص و محدود بهتر از آقای احمدی
نژاد باشند.
با توجه به این، برای اینکه استراتژی آنها روشن شود، میخواهیم سوالاتی را خدمتشان بدهیم و ببینیم نسبت به آنها چه موضعی میگیرند و متناسب با آن، بدون اینکه عجلهای باشد، دیدگاهمان را روشن خواهیم کرد.
با توجه به اینکه کمتر از دو ماه به برگزاری انتخابات باقی مانده است، فکر میکنید زمان لازم برای همراه کردن بدنهی اجتماعی با گزینه
ی مشخص خودتان را داشته باشید؟
تبلیغات رسمی انتخابات شروع نشده و برمیگردد به بعد از ثبتنام کاندیداها و هنوز هم مشخص نیست که جناح مقابل چه کار میخواهد بکند. اگر آنها، غیر از آقای احمدی
نژاد، کس جدیدی را بفرستند، معادله تا اندازه ای به
هم میخورد و باید مقداری در تحلیلها تجدیدنظر کرد.
در مجموع، فکر میکنم ایرانیها عموماً، همان لحظهی آخر تصمیم میگیرند که حضور پیدا کنند یا نکنند و اگر میخواهند، به نفع چه کسی. چون کسانی که تصمیم گرفته
اند، تکلیفشان معین است. آنهایی که نگرفته اند، در آن دو هفته قابل تأثیرگذاری هستند.
قاعدتاً، اگر تا آن موقع احساس کنیم یکی از این کاندیداها، استراتژی واقع
بینانه ای برای حل برخی از معضلات اساسی دارد، میتوانیم در همان فرصت هم کسانی را که ممکن است تحت تأثیر ما باشند یا به نظر ما اهمیتی بدهند، ترغیب کنیم که به آن فرد رأی بدهند.
در مورد دو کاندیدای اصلاحطلب که الان مطرح هستند، با وعدههایی مواجه هستیم. ولی استراتژی واقعبینانهی آنها از نظر شما، چه میتواند باشد؟
هر دو کاندیدا از نظر من، از صداقت لازم برخوردارند و مورد احترام هم هستند. علاقه
مند هم هستند که یک سلسله کارها را انجام دهند. قاعدتاً بخشی از کارهایی را که در ید اختیار رییس جمهور است، ممکن است بتوانند انجام بدهند.
انجام بعضی از کارها به همکاری مجموعه
ی نظام و نهادهای بالاتر از آنها بستگی دارد که باید توضیح بدهند با چه استراتژیای آنچه را میخواهند پیاده کنند، عملی خواهند کرد. فرض کنید، بقیه نهادها با همه
ی آنچیزی که آنها میخواهند، خیلی روشن مخالفت کنند.
مثلاً، در همان ابتدا، کابینه
ای که به مجلس معرفی میکنند، یکسره مورد نفی و عدم اعتماد مجلس قرار بگیرد، گام بعدی آنها چیست؟ همین که میگویند تعامل میکنیم، کفایت نمیکند. قاعدتاً باید استراتژی روشنی وجود داشته باشد و بدون توضیح این استراتژی، اینکه بتوانند کاری بکنند، جای تردید دارد.
این است که ما نمیتوانیم پیشاپیش خودمان را به کاندیدایی متعهد کنیم که ممکن است به رأس قدرت برود، نتواند کار کند، نگذارند کار کند و در مقابل کارشکنیها، هیچ راهی به جز عقب
نشینی نداشته باشد. بعداً، جامعه ما را متهم کند به اینکه شما که مدعی تحلیل و عقل و درایت بودید، چرا ما را به این سمت رها کردید.
از مجموعه ی موضعگیریهای تاکنونی شما برمیآید که آقای موسوی یا کروبی، یکی از این دو، گزینه
ی شما خواهند بود. همینطور است؟ یا ممکن است انتخاب دیگری هم داشته باشید؟
در اردوگاه اصلاح طلبان که به نظر نمیآید کاندیدای دیگری باشد. فعلاً آقای موسوی و آقای کروبی هستند که قاعدتاً شورای نگهبان آنها را تایید صلاحیت میکند. آقای اعلمی و آقای دکتر شعلهسعدی هستند که با توجه به رویه
های پیشین، شانسشان خیلی محدود به نظر میآید. اگر آنها تایید صلاحیت بشوند، قاعدتاً شرایط خاصی است و ما میتوانیم دوباره، راجع به آن فکر کنیم.
بنابراین، به احتمال زیاد ما مخیر هستیم بین نوعی حمایت تلویحی یا حمایت کمرنگ از همین دو کاندیدایی که وجود دارند و آن هم بسته به توضیح استراتژیشان برای انجام کارهایی است که دارند در مورد آن حرف میزنند.
هیچ ویژگی برای انتخابات این دوره، نسبت به دورههای قبل، قایل هستید؟
همان ویژگی که در بیانیه هم اشاره کرده
ایم؛ در ایران یک نیروی نامریی و در سایه ای بود که ادعاهای زیادی داشت. فکر میکرد میتواند به قدرت برسد و تمام اوضاع را تغییر بدهد و به صورت مانعی در راه عملکرد دولتهای قبلی عمل میکردند.
اینها در این چهار ساله به قدرت رسیدند و متوجه شدند عملاً آن چیزهایی که میخواهند اجرا کنند، امکانپذیر نیست. چون جامعه
ی فاضلهای که میخواستند بسازند، به رشد انواع ناهنجاریها و نابسامانیها تبدیل شده و در بین خودشان هم شکافهای زیادی افتاده است. این قطعاً نتیجه
ی ناخواسته ی روی کار آمدن دولت آقای احمدی
نژاد است.
همین قضیه ممکن است برخی از این نیروهای محافظه
کار را متقاعد کرده باشد که اگر دولتی با رویکرد متفاوت
تری آمد، حداقل در این مرحله، کارشکنی نکنند و بگذارند اختلاف حل شود. شاید اختلاف این دوره با دورهه
ای قبل، همین یک نکته باشد.
با آقای مهدی عربشاهی، دبیر تشکیلات دانشجویی دفتر تحکیم وحدت، گفت و گو میکنم.
آقای عربشاهی، در شرایطی هستیم که اکثر اصلاح
طلبان و احزاب و سازمانهایی که منتصب به اصلاح طلبی بودند، از آقای موسوی حمایت میکنند. به نظر میآید، دفتر تحکیم هنوز چنین انتخابی را انجام نداده یا ممکن است انجام ندهد. اینطور است؟
لازم است همینجا بگویم، ما به عنوان فعالان دانشجویی که قطعاً نسبت به فعالان سیاسیای که در احزاب اصلاح
طلب وجود دارند سابقهی کمتری داریم، از برخی رفتارهای این احزاب تعجب میکنیم. یکی از این رفتارها، میتواند چک سفید امضا دادن به کاندیداهای ریاست جمهوری باشد.
گاهی میشنویم، بعضی از احزاب، بدون اینکه حتا جلسه
ای با کاندیداهای ریاست جمهوری بگذارند، بدون اینکه هیچ صحبتی با آنها بکنند و از برنامه
ها، تیم اجرایی و راهبرد آنها برای غلبه بر موانع و مشکلات احتمالی آگاه شوند، اعلام حمایت میکنند. این به نوعی یک رفتار غیرحرفهای است.
اشاره ی شما به گفته
های سخنگوی حزب مشارکت که گفته اند: «ما هنوز آقای موسوی را ندیده
ایم»، نیست؟
به طور مشخص، نه اینها. ولی فکر میکنم احزابی که بوده
اند، حتا کارگزاران، مشارکت و… هیچکدام جلسهای با ایشان نداشتند. شیوه
ای که ما در پیش گرفته ایم، این است که ابتدا کاندیداها را ببینیم، با آنها صحبت کنیم، مطالبات خودمان را در میان بگذاریم و به طور مشخص ببینیم، آنها برای غلبه بر مشکلات احتمالی چه راهبردی دارند.
به زودی از آنها خواهیم خواست که حداقل چند نفر از وزارتخانه
های کلیدی و معاون اولشان را به افکار عمومی معرفی کنند تا سطح مقایسه از صرف مقایسه
ی دو نفر خارج و به مقایسه ی دو تیم تبدیل شود. فکر میکنم، این رفتار، رفتار مناسبتری است.
بعضاً، با این توجیه که این رفتار شما، رفتاری است مربوط به یک انتخابات کلاسیک و انتخاباتی که در یک کشور توسعه
یافته برگزار میشود، سعی میکنند از کنار این موضوع بگذرند. ولی، به هر حال باید از اندک فرصتهایی که داریم، حداکثر استفاده را برای ارتقای فضای سیاسی کشور هم بکنیم.
در عین حال که میدانیم در ایران داریم فعالیت میکنیم، ولی از آن طرف هم باید سعی کنیم حتا مردم را هم ارتقا بدهیم و مردم در این سطح نمانند که صرف مقایسهی دو نفر را برای انتخابات مد نظر قرار بدهند.
به نظر میآید، چارهی دیگری نیست. صرف انتخاب دو نفر، امری است که الان محقق شده و مردم ناگزیر به انتخاب بین این دو هستند.
واقعیت این است که اگر شرایط در ایران آزادتر و بازتر باشد، قطعاً این افراد (آقای موسوی و آقای کروبی)، نمیتوانند نمایندگان واقعی افکار عمومی یا حداقل، جریان دانشجویی باشند. ولی به دلایل محدودیتهایی که هست، چارهای نیست.
اما منظور من این است که مسأله را صرفاً، به اشخاص، شخصیتشان و مسایلی از این دست، تقلیل ندهیم. سعی کنیم از آنها بخواهیم، تیمشان را معرفی کنند. تیمی که اگر معرفی شود، فردی که رییس جمهور میشود، برای گرفتن رأی اعتماد از مجلس میتواند به این استناد کند که من با معرفی این افراد از مردم رأی گرفتهام و راحتتر از این سد بگذرد.
یعنی تیمها و برنامه های کاندیداها با هم مقایسه شوند و سعی کنیم مقداری عمیقتر به مسایل نگاه کنیم تا اینکه صرفاً دو شخصیت را با هم مقایسه کنیم.
پیرو همین صحبتها، شما با آقای کروبی دیداری داشتید. ظاهراً هر دو طرف هم از این دیدار، ابراز رضایت کردید. این دیدار را با آقای موسوی نداشته
اید. تماس با آقای موسوی برای شما دشوار بوده یا اینکه شما نخواسته
اید یا در برنامه تان نیست؟
احتمالاً با مهندس موسوی هم ظرف یک هفته
ی آینده دیداری داشته باشیم. اعلام کردیم که خواهان دیدار با ایشان هم هستیم و فکر میکنم، به زودی، وقتی هماهنگ شود و با ایشان هم دیدار کنیم.
تصور من بر این است که ورود ما از این زاویه، حتا به ارتقای گفتمان کاندیداها کمک کرده است. طبیعی است اگر کاندیدایی احساس کند بدون اینکه وعده
ی مشخصی بدهد و به صورت شفاف صحبت کند، میتواند نظر احزاب و گروههای سیاسی اجتماعی را داشته باشد، این کار را انجام نمیدهد.
ولی الان، رقابت مثبتی هم بین این دو کاندیدا صورت گرفته و به سمتی میروند که فضایشان مقداری شفافتر بشود، مشخصتر صحبت کنند و وعده
هایی داده شود.
ما انتظار وعده های بزرگ نداریم، ولی وعده
ها مشخص باشد و از کلی گویی خارج شود که بعداً هم ما به عنوان یک جریان اجتماعی، بتوانیم بدانیم که چقدر به آن وعده
ها پایبند هستند. چون از فردای انتخابات، هر فردی که رییس جمهور باشد، شکل رابطه
مان، رابطه ای انتقادی خواهد بود.
اما، به نظر میآید که شما بخشی از راه را رفته
اید. با آقای کروبی دیدار داشته اید و از نتایج این دیدار هم احساس رضایت کرده
اید. این به معنای آن نیست که در مورد آقای کروبی، برای شما مسایلی روشن شده و این کلی
گویی و اشاراتی که میکنید، آنجا کمتر بوده است؟
ابهام ما در مورد آقای کروبی، طبیعتاً کمتر است. آقای مهندس موسوی از سال ۱۳۶۸، خیلی در عرصه
ی سیاسی فعال نبوده است. ما هم به عنوان یک جریان دانشجویی که سن کمتری دارد، خاطره
ی مشخصی از آن زمان نداریم.
بعد از بیست سال، نیاز هست که ایشان بیشتر صحبت کند و مواضع خود را روشن کند تا شناخت ما هم کاملتر شود. آقای کروبی در این سالهای اخیر فعال بوده و مواضع مختلفی داشته است. قبل از کاندیدا شدن هم دیدارهایی با گروههای مختلف داشته است.
حال اینکه مهندس موسوی چه دیدگاهی دارد، مقداری برای ما مبهم است که فکر میکنم، اگر دیداری با ایشان داشته باشیم، یا افراد نزدیک به ایشان، افرادی که در ستاد ایشان هستند، مسایل را روشن بیان کنند، کمک میکند که شناختمان از ایشان هم بیشتر شود.
رضایت نسبی شما از برنامه ی آقای کروبی به کدام قسمت مربوط میشود؟
در مورد آقای کروبی، خارج از بحث انتخابات، بیاینه
ای که ایشان در مورد حقوق شهروندی انتشار داد، بیانیه
ای بود که باید فعالین جامعه ی مدنی و اجتماعی هم حمایتی از آن داشته باشند. به این خاطر که مطالبی را شامل میشد که بیان آنها از سوی فردی که در سالیان اخیر، سابقه
ی ریاست بر یکی از قوا را داشته، امر تقریباً جدیدی بود.
امیدوار هستیم این امر کمک کند که سایر فعالین هم مقداری جدیتر این مباحث را مطرح کنند و محدود به زمان انتخابات هم نشود. در هر حال، یک سابقه
ی ذهنی از جبهه ی دمکراسی و حقوق بشر در دوره
ی قبل هست که عملی نشد و مقداری مردم را بدبین میکند.
ولی امیدواریم این بحثها ادامه پیدا کند و حتا فارغ از اینکه افرادی که این مطالب را مطرح کردند در انتخابات پیروز شوند یا نه، بعد از آن هم پیگیر این مسایل باشند.
|