امنيت اجتماعی با وحشت اجتماعی
فريبا داودی مهاجر
گويا: امروز روزی است که مردان بايد زنان را در ابن مبارزه همراهی کنند. سکوت را شکسته و پا در ميدان مبارزه عملی بگذارند و از ابن زنان که رو در روی پليس می ايستند، گاه مجروح می شوند و گاه بازداشت، حمايت کنند. اگر زنی مورد تعرض پليس قرار می گيرد بايستند و از او دفاع کنند. اين کارزار از ۱۵ روز ديگر آغاز می شود
فرماندهی نيروی انتظامی تهران بزرگ در نشست خبری اخير خود اعلام کرد فعاليت گشت های ارشاد از ۱ تا ۱۵ روز ديگر آغاز خواهد شد.
عزيزاله رجب زاده در اين نشست از فعاليت گشت های ارشاد با قدرت و قوت خبر داد. به گفنه وی گشت های ارشاد در سال جاری تعطيل نخواهد شد و با رفع اشکالات گذشته ادامه می يابد. همچنين وی از اجرای طرح انضباط اجتماعی از ۱۵ ارديبهشت نيز خبر داد.
به نظر می رسد بار ديگر در آستانه تابستان طرح امنيت اجتماعی يا به عبارتی طرح وحشت اجتماعی آغاز می شود و حکومت به جای پر کردن اوقات فراغت جوانان، توسعه امکانات تفريحی برای آحاد مردم، ايجاد شادی و نشاط واميد به آينده، سعی می کند با پليسی کردن خيابان ها به گسترش ترس و نا امنی فردی دامن بزند.
بدون شک اين عمل نيروی انتظامی عملی کاملا آگاهانه و با اهداف مشخص صورت می گيرد. هدف انفعال عمومی جامعه است. هدف نااميدی مردم از هر گونه تاثير گذاری است. حکومت می خواهد از طريق گماردن پليس و مامور بر سر هر چهار راه و خيابانی بگويد که ما ناظر بر اعمال و رفتار شما هستيم و کليه تحرکات و رفتارهای شما را از مدل لباس پوشيدن تا سبک زندگی و مدل تفکر و انديشه اتان رصد می کنيم و اين کنترل را هر روز و هر ساعت به مردم ياد آوری می کند.
حکومت کاملا هدفمند می خواهد مردم از شادی و اميد به آينده و تحرک خالی باشند.
افزايش روزهای عزاداری، برنامه های رسانه ها، تبليغات عمومی و جاری همه ناظر بر اندوه است. فيلم و سريال ها آکنده از غم و مشکلاتی است که در نهايت با نذر و نياز و معجزه حل می شود و دست و پای عقل راه به جايی نمی برد. حکومت با روش های مختلف بخصوص از طريق طرح های مختلف امنيتی در خيابان چهره ترس را بازسازی می کند تا هر کسی سرش به کار خودش باشد و کاری به کار آقايان سياستمدار نداشته باشد. هر کسی کلاه خودش را سفت نگه دارد و به اين همه تاراج ثروت ملی، فروپاشی اقتصادی و اخلاقی و سياسی توجهی نکند. رانت خواران و آقازاده ها مملکت را چپاول کنند و مردم از ترس اعتراضی نکنند.
حکومت مردم را از دشمن های ريز و درشت خارجی و داخلی می ترساند و از آن ها می خواهد که مشت خود را به جای کوبيدن به دهان اين تاراج کنندگان به دهان دشمنان خيالی بکوبند. غافل از آن که دشمن واقعی پشت در خانه های ما و حتی توی خانه هايمان به نام اسلام و حفظ منافع ملی کمين کرده و منافع کشور را غارت می کند. سايه اين ترس از کوچه ها به خانه هايمان و اندرونی ها کشيده شده است.
حکومت می خواهد به نام کنترل حجاب و ناموس و ارزش های اجتماعی جامعه را کنترل کند و سلطه خود را بسط دهد. می خواهد با تذکر دايمی به مدل پوشش زنان ردايی برای جامعه بدوزد که خودش می خواهد. در واقع اين گونه پيام می دهد که اگر می خواهی از دست پليس و بازداشت و دادگاه و زندان و جريمه در امان بمانی بايد از لباس پوشيدن تا مدل رفتار اجتماعی آن گونه باشد که حکومت می خواهد.
از چنين منطقی است که طرح يکسان سازی پوشش در دانشگاه ها مطرح می شود تا به دنبال کنترل اين پوشش پای پليس و ضابط قضايی و انواع و اقسام کميته های انضباطی به دانشگاه باز شود.
آن چه بديهی است در تمام طول ۳۰ سال گذشته زنان در مقابل انواع واقسام اين ترفندها ايستاده اند. طرح هايی که می خواهد اراده يک مدل فکری را به جامعه تحميل کند. زنان به خوبی دريافته اند که از طريق کنترل حجاب و جنسيت زنان می خواهند همه جامعه را زير سلطه قرار دهند و به همين دليل تن به دستورات آقايان نمی دهند.
به هر حال امروز روزی است که مردان بايد زنان را در ابن مبارزه همراهی کنند. سکوت را شکسته و پا در ميدان مبارزه عملی بگذارند و از ابن زنان که رو در روی پليس می ايستند، گاه مجروح می شوند و گاه بازداشت حمايت کنند.
اگر زنی مورد تعرض پليس قرار می گيرد بايستند و از او دفاع کنند. اين کارزار از ۱۵ روز ديگر آغاز می شود.
|