روز: در تحليل و ارزيابي وضع جامعهي ايران، صاحبنظران پرشماري در مورد رانتي بودن حکومت و استقلال بلوک قدرت از جامعه مدني، اتفاق نظر دارند. درآمدهاي نجومي رانتي (ثروتهاي بادآورده يا خدادادي و بدون اتکاء به کار و توليد جامعه، و بهطور مشخص در مورد ايران، درآمدهاي چند ده ميلياردي حاصل از نفت و گاز) چنان قدرت و ويژگياي به حکومت در ايران بخشيده است که هر روز بيش از روز پيش، درونمايهها و رويکردها و راهبردهاي خود را به جامعه مدني تحميل ميکند. اين وضع، در حوزهي فرهنگ نيز بهگونهاي غيرقابل اغماض محسوس و قابل رديابي و مشاهده است. دولت رانتي، فرهنگ را چنان که خود ميپسندد، بازتعريف و طراحي ميکند و سامان ميدهد. بديهي است که فرهنگ منتج از سياستگزاري دولت رانتي، خود به عاملي ديگر براي بقا و ادامهي حيات آن مبدل ميشود و بهمثابهي مقوم وضع موجود عمل ميکند. تزوير و ريا، پنهانکاري، دروغگويي، فريبکاري، تملق و چاپلوسي، بياعتمادي، و مقولهها و مفاهيم مشابه، در چنين ساخت و وضعي، بازتوليد ميشوند. تاسفبار آنکه ويژگيهاي ياد شده، بهعنوان ابزارها و لوازمي براي نزديکي با ساخت قدرت و متمتع شدن از منافع و برکات مترتب بر اين همسويي و همکاري، مورد استفاده قرار ميگيرند.
حکومت متکي بر درآمدهاي نجومي رانتي، فرهنگ و سليقهي خويش را تکثير ميکند و البته، همزمان، مجاري و امکانهاي گفتوگو و تکثر و طرح عقايد متفاوت يا متعارض با وضع مستقر را مسدود ميکند و منتفي ميسازد. شواهد در مورد بحثي که به اجمال مورد اشاره قرار گرفت، پرشمار است. فيلترينگ بسيار گسترده در اينترنت و يا سرعت بسيار پايين اينترنت در ايران، يکي از اين شواهد محسوب ميشود. مستقل از سايتها و پايگاههاي غيراخلاقي، دولت رانتي مجاري انتقال اخبار و ديدگاههاي فرهنگي و سياسي "ديگر" و متفاوت با خود را تا حد امکان، مسدود مينمايد. اينچنين، "حوزه عمومي" که از درون گفتوگوي آزاد و مستقيم و تبادل نظر و محاجه و بحث بيواهمه شکل ميگيرد، به ميزان قابل توجهي تحتتاثير قرار ميگيرد و منتفي ميشود.نيز، سينما و توليدات مرتبط با آن، شکل و شمايل و محتوايي پيدا ميکند که حکومت ميخواهد (و از همين روست که وزير ارشاد در نامهاي بيسابقه، به تمجيد و ستايش از دهنمکي ميپردازد). تلويزيون و راديو بهمثابهي فراگيرترين رسانهها، يکسره درخدمت بازتوليد نظم و ايدئولوژي مستقر قرار ميگيرند و از هر امکان و وسيلهاي براي تداوم و نشر رويکردهاي فکري و نگاه فرهنگي و ايدئولوژي مطلوب، بهره ميجويند (بهعنوان بهترين نمونه ميتوان سريال حضرت يوسف را ذکر کرد). مطبوعات غيرخودي و منتقد و مستقل تحت شديدترين تضييقات و محدوديتها و فشارهاي مستقيم و غيرمستقيم، عملا" از امکان اطلاعرساني آزاد و ايجاد کردن دموکراسي واقعي، محروم و ممنوع ميشوند. جان ديوئي، انديشمند معاصر تصريح ميکند، دموکراسي با گفتوگو و در جريان گفتوگو آغاز ميشود. اما دولت رانتي -بيتوجه به جامعه مدني و بينياز به بسط و تثبيت عرصه عمومي- دريچهها و امکانهاي مفاهمه و بحث و تبادل نظر و گفتوگو را ميبندد و به انحصار خود در ميآورد. بهديگر سخن، دولت رانتي و ايدئولوژيک ميکوشد در برابر امکان تکوين و گسترش عرصه عمومي بهمنزلهي بستري براي مشارکت سياسي شهروندان، "امتناع"هاي متعددي فراهم آورد.
افزون بر موارد پيش گفته (سينما، اينترنت، صدا و سيما، و مطبوعات) بايد از حوزههاي بسيار مهم و موثري چون موسيقي و نشر، ياد کرد. نتيجهي هژمونيطلبي و محدودسازي حکومت، همان ميشود که شاهديم ؛ وضع نشر کتاب به نقطهي نگرانکننده رسيده است؛ يا در مورد موسيقي و عرصههاي مشابه (فيلم) نتيجهي سياستها و اقدامات دولت، تکثير بيش از 200 ميليون سيدي بهصورت غيررسمي و پنهاني است (خبر مهمي که ميرحسين موسوي چندي پيش اعلام کرد).
جالب آنکه سياستهاي دولت رانتي-ايدئولوژيک نتايج معکوس فرهنگي و پيامدهاي نابهنجاري در حوزهي آسيبهاي اجتماعي داشته است. چنان که معاون دادستان تهران و سرپرست دادسراي ويژه رسيدگي به جرايم رايانهاي و فناوري ارتباطات، اعلام کرد، سايتهاي غيرمجاز و غيراخلاقي و پورنوگرافي و مبتذل -که با ادارهکنندگان آنها برخورد شد- بيش از 3 ميليون كاربر داشتهاند. يا يک مقام متولي و مسئول، از کاهش سن مصرف سيگار در ايرانيان به زير 10 سال خبر ميدهد. يا پژوهشهاي معتبر، افزايش بياعتمادي و رياکاري و دروغ و فريب و رشوه و مقولههاي مشابه را در کشور، مورد تاييد قرار ميدهند (پيمايش ارزشها و نگرشهاي ايرانيان). و يا با وجود اين همه سختگيري در مورد حجاب و روابط دختران و پسران و مقولههاي مرتبط، افزايش آمار طلاق و ميزان خودفروشي و کاهش سن روسپپان و... را شاهديم.
مهمترين ارکان شکلگيري و قوام و دوام عرصه عمومي (مطبوعات، اينترنت، ماهواره، نشر کتاب، و...) که ميتوانند تاثيري يگانه بر فرهنگ نيز بهجاي گذارند، بهگونهاي آمرانه و متکي بر پارامترهاي عقيدتي و سياسي، دچار محدوديت و انسداد شدهاند. نتايج سياسي مترتب بر اين وضع، بهکنار؛ پيامدهاي فرهنگي و اجتماعي ناشي از اين رويکرد غيردموکراتيک، که از مدارا و تسامح، دور است و ديدگاه و عقيدهي مخالف را تحمل نميکند، در جايجاي جامعه قابل مشاهده و ارزيابي است. صداي ناسزاهاي رکيکي را که دهها هزار تماشاچي در استاديومهاي گوناگون و جايجاي کشور، سرميدهند، اگر مسئولان فرهنگي و سياستگزاران کشور نشنيدهاند، محتمل در بيانيهي دوم محمد مايلي کهن، سرمربي سابق تيم ملي فوتبال، خواندهاند.