خبرنامه اميرکبير: دمکراسی دینی، مردم سالاری دینی، اصلاح طلب اصول گرا، اصول گرای اصلاح طلب، اصلاح طلبی که هیچ گاه اصول را گم نمی کند، اصول گرایی که از اصلاح طلب ها اصلاح طلب تر است، اصلاح طلبی که مدام به اصول مراجعه می کند!
عجب آشفته بازاری است دنیا!
اصلاح طلبی که دستور تشکیل جندالله را داد!
اصلاح طلبی که به آرمانهای امام و انقلاب پایبند است…
براستی تمامی مفاهیم، اصطلاحات و جناح های سیاسی ایران نیازمند باز تعریف می باشند.
آنچه در ایران جناح راست می خوانند (و بخشی از بازار را نیز جزیی از آن به حساب می آورند!) در کشوری با فضای سیاسی باز و سابقه طولانی رقابت حزبی اصولا جز جریانات سیاسی به حساب نخواهد آمد!
به واقع بخش اعظم آنچه جناح راست می خوانند اصولا فاقد سواد و بینش سیاسی خاص می باشد.
و تعدادی از افرادی که آنها نماد چپ (به معنای اصلاح طلب) می خوانند راســـت ترین نوع افکار را ترویج می دهند.
قابل پذیرش است اصلاح طلبی تغییر رویه داده اصول گرا شود و بالعکس، اما در آن واحد نمی توان هم اصلاح طلب بود هم اصول گرا، مگر اینکه این دو مقوله تفاوتی نداشته باشند که در اینصورت رقابت انتخاباتی بین آنها را نیز می توان بلا موضوع دانست، چرا که همه مانند هم خواهند بود یعنی تمامی رقبا هم اصلاح طلبند هم اصول گرا! هم سنتی اند هم مدرن و امروزی!
به واقع می توان گفت تلورانس فکری بخشی از فعالین حزبی ایران به حدی بالاست که در آن واحد توان اتخاذ موضع سیاسی از راست ترین نوع آن تا چپ ترین نوع آن را دارا هستند!
البته طبیعی است نمی توان فضای سیاسی ایران را با کشوری همچون انگلستان با بیش از ۱۰۰ سال سابقه ی پارلمان حزبی مقایسه نمود، به واقع زمانیکه به تعاریف اولیه ی احزاب بازگردیم در خواهیم یافت چیزی تحت عنوان حزب در ایران وجود خارجی ندارد.
با توضیح مختصر بالا، پاسخ به این پرسش دشوار نخواهد بود که چگونه کاندیدایی موفق به تشکیل ستاد انتخاباتی ائتلافی شامل طیفی وسیع از احزاب و جریاناتی (که گاها اشتراک منافعشان نزدیک به صفر در نظر خواهد آمد) شود.
چنین کاندیدایی توان اتخاذ مواضع صریح را نخواهد داشت و گاها مواضع دو گانه اتخاذ خواهد نمود که تشخیص موضع شخصی وی به آسانی امکان پذیر نخواهد بود.
صد البته می توان در سالنی سر پوشیده برای اصول گرایان سنتی در باب ترویج آرمانهای امام و انقلاب و در دفاع از اسلامی کردن دانشگاهها سخن راند و در حمایت از بومی گزینی جنسیتی موضع گرفت، در سالن کناری برای دانشجویان از مخالفت با ستاره دار کردن و در نکوهش تند روی اصول گرایان اعلام موضع نمود، در سالنی دیگر در دیدار با فمینیست های رادیکال از تک همسری دفاع کرد! حال تصور کنید چنین کاندیدایی در جمع تمامی حامیان! خود موضع انتخاباتی خود را اعلام و نظر حضار را جلب نماید!
در پیش گرفتن رویه انتخاباتی فوق نه تنها می تواند نشان از عدم شناخت صحیح از فضای سیاسی ایران باشد که نهایتا از طریق ریزش آرا به دلیل مواضع دو گانه اش منجر شکست وی و بد نامی حامیانش گردد. اینچنین ستاد انتخاباتی را از همان اوان شکل گیری باید از هم پاشیده و متلاشی در نظر گرفــت و کاندیدای آن را اساسا نباید جز رقابت های انتخـاباتی به حســاب آورد.
چرا که هــیچ یک از افراد بشر تا ابد توان گام برداشتن بر لبه ی تیغی که یک طرف آن آب است و طــرف دیگرش آتش را نخواهد داشت، به ناچار خواسته و ناخواسته به یک سمــت متمایل خواهد شد و در صورت اصرار به پایبندی به اصول خاص خود اتفاق دیگری خواهد افتاد که با پــیروزی اش فاصله ی بسیار دارد. من حیث المــجموع چنین کاندیدایی را می توان اصلاح طلبــی دانســت که زیـادی پایبـــند به اصول است و بالعکس یعنی اصول گرایی که خیلی اصلاح طلب است!
یک شخصیت اصلاح طلب نمی تواند در عین حال که شعار جامعه مدنی می دهد به ترویج جامعه توده ای اهتمام ورزد، که اگر اینگونه کرد اصلاح طلب به حساب نخواهد آمد.
در فرآیند انتخابات اما افکار عمومی نقشی ویژه و تعیین کننده ی خود را ایفا خواهد نمود، در این میان حتی اگر کاندیدایی از طریق اتخاذ مواضع دوگانه موفق به ترغیب توده وار حامیان خود شود و تلاش کند مقام و شان و منزلت حامیان خود را در حد یک پادوی انتخاباتی تنزل دهد و با فریب افکار عمومی پیروز انتخابات گردد، مسلما با حفظ مواضع اینچنین دو گانه و متناقض موفق به هدایت صحیح و موثر هیئت دولت خود نخواهد شد. حال اگر قرار نانوشته ی وی بر این است پس از پیروزی برنامه ی منسجم و اصــولی ارائه دهد، بهتر است قبل از برگزاری انتخابات صراحتا مشخص نماید قرار است به کدام سمت لبه ی تیغ متمایل شوند!
در تبلیغات انتخاباتی چنین کاندیدایی دانشگاه و فعالین کم تجربه ی آن نقش ویژه ای ایفا خواهند نمود، سیل نشریات، اطلاعیه ها و بیانیه هایی که در ســتاد های انتخاباتی وی تهیه و روانه ی گیشه های فروش نشریات دانشگاهی می شوند و ساده دلی دانشجویانی که در حد یک پادوی انتخاباتی دلقک وار هیزم به آتش نابودی جنبش منتقد مستقل دانشجویی می ریزند، آنان را در مقام ساده دلانی به نظر خواهد آورد که نمی دانند چه می کنند! و نیازمند کسب تجربه اند. یک فعال دانشجویی می تواند بصورت مستقل نیز می تواند موضع انتخاباتی خود را اعلام نماید و مستقلا با ستادهای انتخاباتی وارد گفتمان مطالبه محوری شود که منجر به ایجاد تعامل مثبت گردد. به واقع پیروزی هر کاندیدای اصلاح طلب در مقابل اصول گرایان یک نقطه ی مثبت خواهد بود و انتخاب اصلاح طلبان بر اصول گرایان ارجحیت دارد اما تاثیر منفی اتخاذ مواضع دو گانه را نیز نباید فراموش کرد.