|
بيانيهي گروهي از
فعالان سازمانهاي مردمنهاد فرهنگي و كانونهاي دانشجويي
دربارهی
انتخابات ریاستجمهوری
با توجه به استقبالي که از بيانيهي پیشین گروهي از فعالان سازمانهاي مردمنهاد
فرهنگي و كانونهاي دانشجويي در انتخابات مجلس شوراي اسلامي شد، ما، بار ديگر اعلام
ميکنيم که نامزد انتخابات رياستجمهوري ميبايد ضمن توجه به مطالبات انباشتهشدهي
ملت در همهي زمينهها، نسبت به خواستها و نيازهاي بنيادين فرهنگي ملت و پاسداري
از هويت ملي نيز كوشا باشد. از اين رو ما احراز شرايط زير را براي نامزد
رياستجمهوري لازم دانسته، ضمن آن که خواستاریم وي در تعيينِ رياستهاي سه سازمانِ
«ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري»، «حفاظت از محيط زيست» و «ملّي جوانان» با
سازمانهاي مردمنهاد مشورت نماید.
1- عشق به ايران و برتري دادن منافع ملي بر همه چيز
نامزد رياستجمهوري بايد مسايل را بر مبناي توسعهي درازمدت و هدفمند و يكپارچهي
ايرانِ پهناور و از زاويهي منافع ملي تحليل كند و ياريگر همهي ایرانیان براي
رسيدن به حقوقشان - به دور از هرگونه تبعيض - باشد. پيگيري حق 50 درصدي ايران در
درياي مازندران و دفاع از حقوقمان در اروندرود و ايستادگي در برابر ادعاهای واهی
برخي شيخنشينهاي تازه بهدورانرسیدهی خليج فارس دربارهي جزاير ايراني و
توطئههاي آشكار دشمنان شكوه و اقتدار ايران در مورد عنوان تاريخي خليج فارس، از
جمله مسايلي است كه بايد مورد پيگيري راسخ قرار گيرد.
2- پاسداري از زيستبومهاي ايران
شوربختانه ضعف مسؤولان سازمان حفاظت از محيط زيست از سويي، و نيرومندي پيمانكاراني
كه از طريق وزارتخانهها اهداف سودجويانهشان را در قالب طرحهايي به ظاهر عمراني
پي ميگيرند، كار را به جايي رسانده كه ايران از نظر شاخصهاي پايداري محيط زيست در
جایگاه بسیار ضعیفی قرار گیرد. روند تخريب جنگلها و خاك (كه با ادامهي آن تا چند
دههی ديگر، خاك مرغوبي براي كشاورزي و جنگلي نخواهيم داشت) و روند ويران شدن
مناطق حفاظتشده، پاركهاي ملي و تالابها و درياچهها، به اندازهاي سهمگين است كه
براي كاستن از شتاب آن تنها عزمي ملي را نيازمنديم. بهباور ما شایسته است اين
سازمان به وزارتخانهاي شایسته تبديل شود و تعيين رياست آن، بهگونهاي کارشناسي و
جدا از حرکتهاي سياسي، و با رايزني سازمانهاي مردمنهاد صورت گيرد.
3- عشق به تاريخ و فرهنگ ايران
نامزدِ رياستجمهوري بايد ضمن آشنايي با تاريخ و فرهنگ ايران، به كليت آن - بدون
جدا كردن بخشهايي معين - عشق بورزد و در برابر تحريفهايي همچون گذاردن بخشهايي
از تاريخ ايران رو در روي بخشهايي ديگر - كه نشانههايي از آن، گاهي به رسانههاي
ملي يا حتي كتابهاي درسي راه مييابند - بايستد. از ديد ما همهي انسانهايي كه از
آغاز تاریخ این سرزمین تاکنون، ايستاده بودن ايرانِ امروزمان را - كم يا بيش - به
آنها مديون هستيم، شايستهي احترام هستند.
از نگاه فعالان جامعهی مدني فرهنگي، مصداقهاي عشق به تاريخ و فرهنگ ايران عبارتند
از:
الف) در نظر داشتن حوزهي فرهنگي ايران در برنامهريزيهاي كلان
تمام مردماني كه جشن/عيد بزرگ نوروز را برپا ميكنند و در حوزه فرهنگي آن قرار
دارند، گذشتهاي يگانه با ما دارند و جدا از سياستهاي ايرانستيزانهي برخي از
حاكمان آن سرزمينها بايد در روابط خارجي جايگاه مهمي را براي آن مردمان قائل شد.
ب) پاسداري از ميراث معنوي ايران
براي نمونه ميتوان به توجه بيشتر به جشنهاي ملي ايرانيان - از جمله تیرگان،
مهرگان، چهارشنبهسوري، سيزدهبهدر و... - در كنار نوروز و شب چله (يلدا) و
جشنهاي مذهبي، اشاره كرد و همچنين تلاش براي بازگرداندن نشان تاريخي و مليمذهبي
(ایرانی/شیعی) شيروخورشيد سرخ - بهجاي هلال احمر عثمانيان - كه در شرايطي سخت و با
زحمت بسيار در زمان خود (1334 قمري/ 1903 ميلادي) جزو سه نماد جهاني امدادرساني وقت
– که اکنون به چهار نماد افزايش يافتهاند - قرار گرفت ولي با بيتوجهي ما احتمال
حذف آن ميرود.
پ) پاسداري از ميراث فرهنگي ايران
ما عملكرد سازمان متولي ميراث فرهنگي (سازمان ميراث فرهنگي و صنايع دستي و
گردشگري) را در تمام اين سالها كه شكل گرفته است - به نسبت اهميت ميراث فرهنگي در
سرزمين كهنسالي چون ايران – به جز كمشمار حركتهاي خودجوشِ معدودي مدير آگاه،
ضعيف ارزيابي میکنیم. بهباور ما ريیسجمهور ضمن تلاش براي تبديل آن سازمان به
وزارتخانهاي در خور، باید براي تعیین مديريت آن - با رايزني با سازمانهاي
مردمنهاد - به گزينش فردی آگاهتر و كارشناستر كه با شور و شوق بيشتري به ايران
عشق بورزند، بپردازد.
ايستادگي در برابر فشارهاي غيررسمي برخي كانونهاي قدرتطلب و جلوگيري از طرحهاي
بيمطالعهي آسيبرسان به ميراث فرهنگي از جمله ساخت برخي سدهاي بزرگ مخزني - كه
نابودكنندهي زيستبومها هم هستند - و شماري از راهسازيهاي غيراصولي و همچنين
دفاع از بافتهاي تاريخي برخي شهرها و روستاها و تلاش در راه بهبود وضعيت گردشگري،
صنایع دستی و... بايد جزو هدفهاي نامزد رياستجمهوري قرار گيرد. کما این که
بازخواست مدیرانی که در دورهی مسؤولیتشان آسیبهایی به میراث فرهنگی وارد آمد،
باید مورد توجه قرار گیرد.
بیانیه مورد تأیید تلاشگران این انجمنها قرار گرفته است:
انجمن علمی- دانشجویی باستانشناسی دانشگاه شهرکرد
انجمن علمی- دانشجویی باستانشناسی دانشگاه همدان
انجمن علمی- دانشجویی باستانشناسی دانشگاه زاهدان
انجمن علمی- دانشجویی باستانشناسی دانشگاه تهران
انجمن دوستداران ميراث فرهنگي افراز (تهران)
انجمن اهورامنش (مرودشت)
انجمن دوستداران میراث فرهنگی ايذه (تاریشا)
انجمن ایلامشناسی ایران (تهران)
انجمن ایران آزاد (مشهد)
انجمن حقوق زنان ایرانبان (قزوين)
انجمن بارگاه مهر (اصفهان)
انجمن توفا (شوشتر)
انجمن فرهنگی سرزمین پارس (مشهد)
انجمن فرپاد (شيراز)
انجمن فرهنگی کوروش بزرگ (تهران)
انجمن کهندژ (همدان)
انجمن دوستداران میراث فرهنگی کاسپین (قزوين)
جمعیت دوستداران میراث فرهنگی یادگار (يزد)
جمعیت جوانان عصر سبز (يزد)
جمعیت مبارزه با اعتیاد (قزوين)
جمعيت دختران حنانه (تهران)
خانهی مأوای جوان
(گرگان)
کانون آیندهنگری (اهواز)
کانون دوستداران میراث فرهنگی و طبیعی ایران/ ایرانشهر (تهران)
كانون ايرانشناسي دانشگاه شهيد بهشتي (تهران)
کانون اندیشهي سپید (تبريز)
کانون پاسارگاد (گرگان)
کانون جوانان پارس (شيراز)
کانون دانشگران فردا
(گرگان)
کانون گلکوه (گرگان)
کانون نفس به نفس (تبريز)
مؤسسهی فرهنگی و هنری باغ آیینه (کرج)
موسسهي مهرآیین (رامهرمز)
موسسهي نوآوران (تبريز)
موسسهي میزان (تبريز)
موسسهي طنين آرتا (تبريز)
موسسهي ايلگار (تبريز)
موسسهي کندوکاو (تهران)
فرزندان اهورايي ايران (مشهد)
فرزندان شیروخورشید ایران (مشهد)
|