آتشی
که گلستان خواهد شد
حمیدرضا خادم
امروز ایران عزیزمان سراسر آتش و خون است و کاربدستان و
حاکمان تکیه زده بر اریکه قدرت، به مراتب خشن تر از تاجداران پیشین و هم
راستا با دیکتاتورهای مطرح جهان، بدون اندک توجهی به اعتراضات مدنی و
مسالمت آمیز و خواسته های قانونی، منطقی و بحق ملت بزرگ ایران، با خشونتی
عریان و بی حد و حصر ، سلاح و دشنه به سوی مردم می کشند و یک به یک فعالان
سیاسی ، حقوق بشری و جنبش های مدنی را به بند می کشند و هراسان تر از پیش
بر آنند تا آتش حق طلبی شعله ور شده ملت ، که سالها در زیر خاکستر بی
عدالتی ، ظلم و خفقان پنهان بوده است را خاموش گردانند .
در این روزها شاهدیم عوامل خشونت که مامورین و مزدوران
حاکمیت فاشیستی سرشار از پول نفت و بیت المال هستند ، بی آنکه بیاندیشند و
یا بر چهره معترضین و مردم بنگرند و بر حقانیت و خواسته های آنان اندک
تعقلی نمایند ، چنان بی رحمانه تازیانه و گلوله می زنند و ملت ایران را
آماج حملات فروانسانی قرار می دهند که گویی سالها واژه دشمن که از زبان
مقامات ارشد نظام ، خصوصا رهبری آن در بوق و کرنا می شد همین مردم حقطلب
ایران هستند .
نوع برخورد ها و سطح خشونت جاری در شهرهای ایران به حدی
است که حتی تمامی تصاویر و گزارشاتی که عموما توسط همین مردم ، در یک خلا
رسانه ای تهیه و منتشر می گردد ، هرگز نتوانسته و نمی تواند ابعاد اسفبار و
خونین آنرا به جهانیان نمایش دهد . این نوع برخوردها در این سطح نشان می
دهد که برقدرت نشستگان این بار عمق خطر و شدت آنرا احساس کرده اند و تمامی
این عکس العمل های عجولانه ، خشمگینانه و نابخردانه ، ناشی از هراسی است که
از توان خود و خروش ملت در دل دارند تا مبادا روزگاری ، اعمال ننگین ،
جنایتکارانه و کشتارهایی را که خود بر بامها ، در زندانها و در ملاعام
انجام داده اند ، اینبار بخود ببینند و اموال و سرمایه هایی را که از ملت
به تاراج برده اند از آنان ستانده شود ، غافل از اینکه هرگز ملت ایران به
دنبال انتقام جویی ، عقده گشایی و کینه ورزی نیست و مطالباتش دمکراسی ،
آزادی ، رفاه ، امنیت و رعایت حقوق شهروندی را طلب می کند .
همگان از حال و هوای سه دهه اخیر ایران مطلعیم و گرفتاریها
، دشواریها ، فقر ، فساد ، بی کاری ، تورم ، جامعه افسرده ، خودکشی ، طلاق
، اقتصاد ناکارآمد ، دیپلماسی شکست خورده ، خفقان ، استبداد ، تبعیض و ...
که در این چهار سال تشدید گردیده را سالهاست ملت ایران در نهایت نجابت تحمل
کرده اند اما هرگز سکوت نکرده ، هزینه های بسیار زیادی را نیز متحمل شده
اند . اما حاکمان فرصت طلب و تمامیت خواه ، وقاحت و فرومایگی را بجایی
رساندند که حتی از حضور مردم و رای " نه " به حاکمیت به نفع خود برداشت
کردند و شعور مردم را به بازی گرفتند . شرایط کنونی که آتشی خاموش ناشدنیست
حاصل تمامی اعمال نادرست و انسداد سیاسی است که در این سه دهه حاکمان بر
مردم روا داشته اند . آنان که حتی کلام منتقد را بر نمی تابند ، چنان حلقه
خودی ها را تنگ و تنگتر نموده اند که حتی مقامات ارشد پیشین همین نظام نیز
از این دایره تنگ و بسته خارج شده اند و اینک با برچسب انقلابیون رنگین و
برای اعتراف به این موضوع تحت فشار و شکنجه قرار گرفته اند .
دو نکته اصلی وجود دارد که به باور من در روزهای آتی تضعیف
هرچه بیشتر حاکمیت و قدرت روز افزون ملت را درپی خواهد داشت . نکته اول که
بخشی از آن در ابتدای مطلب عنوان شد ، رفتاریست که زورمداران و تمامیت
خواهان تاکنون داشته اند و همواره خود را در مقابل ملت قرار داده اند و با
به باد دادن منافع ملی و سرمایه های کشور و اعمال زور و فشار ، و توهین به
شعور ملت کاسه صبر مردم ایران را لبریز نموده اند و با اعمال خشونت در این
روزها بر خشم مردم افزوده و احساسات را تحریک می کنند .
نکته دوم نزاع درون حکومتی و تقابل دو قطب اصلی در درون
نظام است ، هریک از طرفین نزاع آگاهند که اگر در این ماجرا گامی به عقب
نهند شکست بزرگ و یا حتی خانمان براندازی را برای آنان در پی خواهد داشت .
آقای خامنه ای و دولت کودتا می دانند که با عقب نشینی از مواضع فعلی و
پذیرش ابطال انتخابات ، گزینه های دیگری نیز مطرح خواهد شد که پایه های
لرزان برقراری آنان را فروخواهد ریخت و از سوی دیگر اصلاح طلبان آگاهند با
توجه به جو اخیر و بازداشتهای گسترده در صورت شکست عاقبتی هولناک در
انتظارشان است . بنابراین بر مواضع خود اصرار نموده و از تمامی ابزار و
امکانات برای پیروزی استفاده خواهند کرد .
در واقع در این ماجرا
مثلثی بوجود آمده که یک ضلع آن ، آقای خامنه ای و دولت کودتا ، ضلع دوم
اصلاح طلبان و ضلع سوم ملت ایران هستند . خوشبختانه به دلیل وجود موضوعی
مشترک بنام تقلب در انتخابات و نادیده گرفتن آرا مردم دو ضلع این مثلث در
صحنه مبارزه کنار یکدیگر قرار گرفته اند . وجود این دو کنار یکدیگر با توجه
به توان برخی از اصلاح طلبان در جذب بخشی از نیروهای درون حکومتی به دلیل
پیوندهای گذشته و همینطور توان مردم در به چالش کشیدن حاکمیت زور با
اعتراضات مسالمت آمیز و بری از خشونت و همچنین حمایت مجامع بین المللی از
ملت ایران ، می توان افق بسیار روشنی را در آینده ایران نظاره کرد .