|
هر روز، روز خشونت علیه زنان است
طلعت تقی نیا
7 دی 1387
مدرسه فمینیستی: خشونت مشکل اجتماعی جامعه مرد سالار وخشونت علیه زنان یک نوع بیماری گسترده جهانی است .خشونت هر اندازه که تحمل شود و افشای آن ندیده گرفته شود پیش روی اش بیشتر است. سرعت گیرخشونت در قدم اول افشا وعمومی کردن آن است.
صدها حوادث خشونت آميزي که هر روز اتفاق مي افتد، به دلايل مختلف پنهان مي ماند. اعمال اشکال مختلف خشونت و انجام آن به دفعات، به مرور زمان بيشتر و بيشتر مي شود و بالطبع جامعه نا امن تر. خشونت حادثه نيست بلکه مشکل اجتماعي است اين مشکل اجتماعي نيازمند برنامه ريزي کلان و بازنگري در قوانين تبعيض آميز است .
هر روز نمونه هایي ازحوادث خشونت آميز قتل ، تجاوز ، ضرب وشتم ، دزدي ، اعدام و دستگيري، با تيتر بزرگ صفحه حوادث روزنامه ها را پر می کند. اگر چه زنان و دختران، تنها قربانيان اين حوادث خشونت آميزنيستنداما بيشترين قربانيانی هستند که در سراسر جهان مورد خشونت قرار مي گيرند. بر اساس آخرين آمارمنتشر شده از سوي سازمان ملل، هر سال حدودا ۵۰۰۰ زن و کودک در جهان به قتل ميرسند. در جوامع مرد سالارقوانين تبعيض آميزخود موجب خشونت واعمال خشونت بار را تشديد مي کند. آن چه تاسف بار است گزارش صرف حوادث است. رسانه هاي جمعي فقط به گزارش نمونه کوچکي از حوادث خشونت آميزمي پردازند بدون تحليل حوادث و ریشه یابی وارزیابی از موقعیت خانواده ، وضعیت سواد و شغل خشونت گر، و تنها با القابی نظیر ستم گر، شرور، جنایت کار، بیرحم به توصیف خشونت گران می پردازتد. از اين رو چه خواسته و چه ناخواسته به عنوان ابزاري جهت ترويج و تقويت فرهنگ مردسالار و خشونت پرور به کار گرفته ميشوند. با مقدس جلوه دادن خانواده و باور فرهنگی که تشکیل خانواده سر آغاز سروسامان گرفتن پیشرفت و کامل شدن عشق و انسانیت است نمای اغراق آمیزی از خانواده عرضه می کنند! در حالی که واقعيت فضاي بیشتر خانواده ها پر از خشونت های رفتاری، جسمي، درگيري مداوم، خشونت های قانونی، اقتصادی، رواني و جنسي، طلاق، قتل، خودکشی، اعتياد و ... است.
خشونت به اندازه قرن ها و سال قدمت دارد، با جنگ و نابرابری، با قوانین تبعیض آمیز، با سرمایه داری افسار گسیخته و گسترش فقر و نابرابری تشدید می شود و و آسیب دیدگان خود را از زنان و کودکان می گیرد. چرخه خشونت به یک شهرو یک کشور محدود نمی شود بلکه به وسعت و گستردگی جهان خشونت وجود دارد و در برخی از کشورها رو به افزایش است.
در ایران طی ماه گذشته در بخش هاي مختلف اورامانات استان كرمانشاه سه زن كرد دست به خودكشي زدند. طبق آخرين خبرها دختري 16 ساله و دختر ديگري اهل جوانرود به دليل مشكلات خانوادگي دست به خودسوزي زده و هر دو در پي بالا بودن درصد سوختگي جانشان را از دست دادند. همچنين اوايل همين ماه در شهرستان ثلاث باباجاني زني 24 ساله كه يك هفته بیشتر از ازدواجش نمي گذشت به علت اختلاف با شوهرش اقدام به خودسوزي کرده و وي نيز جانش را از دست داد.(1)
خشونت علیه زنان در همه جای دنیا گسترده است. ازهمین رو توسط فعالین زن روزی به عنوان روزخشونت انتخاب شد و در اولین گردهمایی فمینیستی که در" بوگوتا" در کلمبیا تشکیل شد، زنان خشونت بر پایه جنس را از خشونت فیزیکی، روانی، در خانواده تا تجاوز و آزار اذیت جنسی بیرونی و هم چنین خشونت دولتی که شامل آزار و اذیت زندانیان سیاسی است را محکوم کردند و روز 25 نوامبر را به یاد سه خواهر مبارز به قتل رسیده به عنوان روز جهانی خشونت علیه زنان انتخاب وبه سازمان ملل ارائه دادند. این روز در سراسر جهان به عنوان روز جهانی" مبارزه با خشونت علیه زنان "به عنوان احترام و پاس داری از مقاومت و مقابله خواهران میرابل در مقابل خشونت شناخته شد که خود نمایان گر وجود خشونت درعرصه جهانی است. (2)
به گزارش خبرگزاریهای جهان، دادگاه سازمان ملل در لاهه که مسئول بررسی پروندههای جنایات جنگی است، یکی از پلیسهای صرب - بوسنیایی را به ۱۵ سال حبس محکوم کرد.
"دراگان سلنویچ" که اکنون ۴۶ سال دارد، در جریان رسیدگی به پروندهاش در این دادگاه به تجاوز به چندین زن اقرار کرده است. این تجاوزات طی جنگ داخلی در یوگسلاوی در سال ۱۹۹۲ انجام شده بود. سلنویچ جزو گروهی از ارتشیان بود که در شهر فاکو در بوسنی ماهها زنان را در شرایط غیرانسانی وحشتناکی حبس کرده بودند. زنان بارها توسط مردان متعددی همزمان مورد تجاوز قرار میگرفتند. (3)
کار خشونت جنسی به آنجا میرسد که پزشکان بدون مرز در مورد عادی شدن خشونت جنسی علیه زنان هشدار میدهند.
جمهوری دموکراتیک کنگو دومین کشوری است که پزشکان بدون مرز بیشترین حضور را در آن دارند. طبق گزارش جدید این گروه، از سال ۲۰۰۳، هفت هزار و چهارصد زن که مورد خشونت جنسی قرار گرفته بودند، توسط این پزشکان مورد درمان قرار گرفتند. یکی از پزشکان، در این رابطه از دختری هشت ساله یاد میکند که وحشیانه مورد تجاوز قرارگرفته ودر آلت تناسلیاش سیم خاردار فرو کرده بودند. هشدار پزشکان بدون مرز، به ویژه در مورد روزمره وعادی شدن این جنایات علیه زنان کنگو است که غالباً توسط ارتشیها انجام میگیرد.(4)
کم نیستند زنان و دخترانی که مورد خشونت پدران و همسران خود قرار می گیرند. گسترش خشونت ناشی از فشارهای اجتماعی که منجر به بحران در خانواده ها می شود، فجایع بسیاری را به دنبال دارد. قوانین نابرابر، اعتیاد و بیکاری، دلایل افزایش روزافرون خشونت است .
مریم دختر11 ساله توسط پدر معتادش به آتش کشیده شد. مریم با همه کوچکی شرایط خشونت بار را حس می کرد. او زندگیش را تمام شده می دید و در انتظار مرگ و رفتن به بهشت بود. مرد معتاد كه چند سال قبل از همسرش جدا شده بود،علت قتل هولناک دخترش را خوب تربیت نشدن و ترس از این که دختر در آينده مرتكب خطا شود دانست. وى روی لباس هاي دخترش نفت ريخت و او را به آتش كشيد. (5)
اعلامیه ی که توسط مجمع عمومی سازمان ملل تصویب گردید از سازمان های جهانی دعوت می کند : آگاهی عمومی در باره خشونت علیه زنان را افزایش دهند. این اعلامیه هم چنین " خشونت علیه زنان " را این گونه تعریف می کند: هرنوع اعمالی که موجب آسیب جسمی ، جنسی ، روانی هر کجا چه در زندگی شخصی و چه در اجتماع اتفاق بیافتد خشونت است .
خشونت همه جانبه مانع دست یابی زنان به برابری حقوقی ، اجتماعی و اقتصادی در جامعه است . بسیاری از زنان و کودکان در طول زندگی خود دست کم یکی از انواع خشونت ها را تجربه کرده و یا مورد سوء استفاده جسمی و یا جنسی توسط مردان قرار گرفته اند .
پليس «ولينگتون» نيوزيلند دو مرد جنايتكار را به اتهام قتل و تجاوز به بيش از ۱۰ كودك بازداشت كردند. آنها متهم هستند ۱۰ كودك را چندين ماه زندانى كرده و پس از شكنجه و تجاوز، همگى قربانيان را به قتل رساند ه اند. در اين ميان تنها يك دختر بچه سه ساله از چنگ تبهكاران جان سالم به در برد.(6)
تنوع شکل های خشونت حیرت انگیز است : خشونت جسمی که شامل ضرب و شتم مکرر ، سوء استفاده جنسی از دختران در خانه و بیرون از خانه، ، ختنه دختران، ارعاب جنسی در محل کار و جاهای دیگر، آزار و اذیت های خیابانی و ... که درتمام زندگی زنان ادامه دارد. گزارش های این خشونت ها را به راحتی می توان در روزنامه های رسمی کشور مشاهده کرد. (7)
در شرایط فعلی بحث های خشونت تا حدودی عمومی شده، گرچه هنوز بی شمار زنانی هستند که خشونت های هر روزه را تحمل و دم نمی زنند و تن دادن به هرگونه خشونتی را امری عادی جلوه می دهند. زیرا چشم اندازی برای آینده ندارند! چون پشتوانه قانونی و امکان برخورداری از حمایت های نهادهای مدنی را ندارند! فاقد امنیت مالی هستند! آگاهی نسبت به بی حقوقی زنان به مردان در اعمال خشونت علیه زنان جرات و جسارت بیشتری میدهد که با پشتوانه های قانونی و فرهنگی کامل میشوند .
آمار بالای قتل های ناموسی در ایران نشان دهنده موقعیت فرادست مردان است . در واقع قوانین حربه ای است در دست مردان متعصب، بدون آن که به علل و عوامل احتمالی موجود، که زن را در آن حالت قرار داده، توجه شده باشد. تاثیر مواد قانونی چون قائده فراش در افزایش آمار قتل های ناموسی را می توانیم به وضوح مشاهده کنیم در حالی که سنت های این چنینی قاعدتا با گسترش شهرنشینی و بالا رفتن آگاهی مردم باید به عقب بنشینند نه آنکه گسترش یابد. این موضوع مسئولان نظام را هم نگران کرده است به طوری که نیروی انتظامی در آخرین آمار خود بالا بودن قتل های ناموسی را هشدار داده است. جانشين رئيس پليس آگاهي عنوان کرد که در ایران ظرف هفت ماه گذشته 50قتل ناموسی رخ داده است. به گفته این مقام ناجا قتل هاي ناموسي، اگر چه نسبت به سال گذشته رشد محسوسي نداشته، اما آمار قابل توجهي را به خود اختصاص داده است. اکنون بسیاری از موارد قتل زنان (بر اساس آمار پلیس، 67% از قتل زنان) توسط محارم و به قصد حفظ ناموس از دست رفته مردان و به ویژه شوهران صورت می گیرد. (8)
توهین های مکرر، بد زبانی، وجود همسر صیغه ای و مجدد، محرومیت مالی و تحقیر زنان سخت تر از حرکات خشونت آمیز فیزیکی است. این گونه اعمال خشونت تمام اعتماد به نفس و خود باوری را در زنان خشونت دیده نابود می کند .
قوانین تبعیض آمیز همه جای دنیا هستند اما مهم مبارزه با این قوانین تبعیض آمیز برای زندگی بهتر است . سیاست مداران محافظه کار طرفدار جامعه مرد سالار از آن حمایت می کنند. هم چنین مردانی که از مزایا و قوانین جامعه مرد سالار استفاده می کنند براحتی از این موقعیت دست نمی کشند! تنها با تغییر قوانین تبعیض آمیز و رسیدن به برابری حقوقی، محکوم کردن تمام اشکال خشونت ،عمومی کردن خشونت درعرصه اجتماعی و با آگاهی و هم بستگی زنان و مردان می توان از این چرخه خشونت که روز به روز گسترده تر میشود، خارج شد.
پانوشت ها:
1—مدرسه فمینیستی 24/8/87 برگرفته از سایت زنان آذر مهر
2 – میرابل، پاتریا، منیروا و ماریا ترسا، زنانی واقعی اند که درزمان تروخیو دیکتاتور بولیوی به مبازره با حکومت وی پرداختند و به عنوان نماد مقاومت شناخته شدند. آن ها به پروانه ها معروف بودند ودر روز 25 توامبر 1960 به دست مزدوران دیکتاتورتروخیو به قتل رسیدند. (رمان پروانه ها بر گردان حسن مرتضوی – نشر دیگر)
3— مجازات متجاوزین به زنان طی جنگ داخلی در یوگسلاوی، شهرزاد نیوز21ر8ر86
4 – شهرزاد نیوز، هشدار پزشکان بدون مرز در مورد عادی شدن خشونت جنسی علیه زنان برگرفته از سایت کانون زنان ایرانی 7/8/86
5— روزنامه ایران 22/8/87
6_ روزنامه ایران 2/9/87
7- تقی نیا، طلعت، گزارش ماهانه بازنگری در حوادث رسانه ها، مدرسه فمینیستی
8—جواهری، جلوه، رسم همسرکشی: مردانی که پای گریز دارند، زنانی که آویخته میشوند. مدرسه فمینیستی، 22 آذر 1387
----
گزارش کمیته مالی کمپین در تهران (گزارش 6 ماهه کمپین)
7 دی 1387
(1/4/87 تا 1/10/87)
تغییر برای برابری: کمیته مالی "کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیز" تا کنون وظیفه جمع آوری کمک های مالی افراد و حق عضویت اعضای کمپین و همچنین برنامه ریزی جهت درآمدزایی کمپین را بر عهده داشته و گزارش های مالی سه ماهه و یا شش ماهه خود را در سایت تغییر برای برابری منتشر کرده است.
نحوه جذب مالی
با شروع فعالیت کمپین و تشکیل کمیته های گوناگون، جذب مالی پیش تر از طریق حق عضویت اعضا بود. اما با ارسال کمک های مالی از سوی حامیان و حتی اعضای کمپین، حق عضویت دریافت نشد چون افراد به طور داوطلبانه از وقت و زندگی شان برای کمپین تلاش می کنند. اما در کنار آن اعضای کمپین با فعالیتهای تبلیغاتی و جلب حمایت اقشار و گروه های اجتماعی نقش مهمی را در این زمینه ایفا کردند. تولید پین های تبلیغاتی با حمایت مالی برخی از اعضا، جذب حمایت مالی هنرمندانی مانند الخاص، پروین بهمنی و ... با برگزاری نمایشگاه و یا کنسرت موسیقی و ارائه سود آن به کمپین و ... از جمله فعالیت های فعالان کمپین در این حوزه بوده است.
هزینه ها
همانطور که در گزارش های قبلی کمیته مالی آمده است: بیشترین هزینه کمپین، کپی دفترچه های "تأثیر قوانین بر زندگی زنان" بوده و هست و از آنجایی که این دفترچه یکی از مهمترین اسناد کمپین یک میلیون امضاست و بیشترین استفاده را در آگاهی رسانی که از اهداف مهم کمپین است دارد، لذا هزینه ی کپی و تکثیر دفترچه های "تأثیر قوانین بر زندگی زنان" در اولویت است.
علاوه بر این، تامین هزینه های برگزاری نشست ها یا مراسم جمعی در کمپین بر عهده این کمیته بوده است.
هزینه دیگری که از صندوق کمیته مالی برداشت شده است ارائه هزینه فعالان کمپین برای حضور در کارگاه های آموزشی در شهرستان ها بوده است. در مواردی فعالان کمپین خودشان هزینه را متقبل شده اند و در مواردی نیز از کمیته مالی درخواست کرده اند. این هزینه شامل تهیه بلیط بوده است چون برای اسکان همواره فعالان کمپین در شهرستان ها با در اختیار گذاشتن مکان زندگی خود این مشکل را حل کرده اند. همه اینها در گزارش مالی قید شده است.
پاسخ به برخی ابهامات
در کنار کپی و توزیع دفترچه های قوانین تبعیض آمیز، تولید مطالب مکتوب و همچنین اقلام آموزشی دیگر در برنامه برخی از فعالان کمپین قرار گرفته است. از جمله کتاب "چند همسری" یا "خواب آشفته خیابان". تهیه این کتابچه ها و تولید تی شرت های تبلیغاتی با هزینه اولیه اعضا تهیه شده و مبلغ حاصل از فروش به برگرداندن هزینه اولیه به سرمایه گذاران (در صورت موافقت آنان) و تولید مجدد تی شرت هزینه شده است. به عبارت دیگر نه کمیته مالی بابت آن هزینه کرده و نه سودی دریافت کرده است.
رسانه تغییر برای برابری و دیگر رسانه های کمپین در شهرستان ها برای کار مطبوعاتی شان از کمیته مالی مبلغی دریافت نمی کنند. کمیته مالی اگر چه میداند که تامین هزینه های مالی برای کنشگران کمپین سخت و دشوار است اما تا کنون مبلغی برای فعالیت در سایت کمپین به کنشگران کمپین پرداخت نکرده است. تنها مبلغی که برای سایت پرداخت شده تهیه دومین بعد از فیلترینگ بوده (که البته هزینه پرداختی بابت دومین 9 ماهه گذشته در این گزارش قید نشده و در گزارش های بعدی خواهد آمد) است. همه فعالیت های رسانه مانند دیگر کمیته ها و کارگروه ها داوطلبانه بوده است.
پرسش های جدید
برخی از فعالان کمپین یا کارگروه ها و یا کمیته ها ممکن است طرح ها یا حتی اقلامی برای فعالیت های انتشاراتی داشته باشند که نتوانند با هزینه های شخصی خود این کار را انجام دهند، با توجه به گسترش فعالیت کمپین، افزایش اقلام آموزشی از سوی کمیته آموزش و حقوق و همچنین از سوی کارگره هایی که به طور ویژه بر روی یکی از بندهای بیانیه کار می کنند یا کارگروه های مطالعاتی و پژوهشی در باره مطالبات کمپین ضروری است. در این باره چه می توان کرد و چه تمهیداتی را می توان قائل شد که هم امکان تحقق طرح ها وجود داشته باشد و هم فعالان کمپین توانایی تامین هزینه ها را داشته باشند؟ این پرسشی است که باید با همفکری جمعی راه حلی مناسب برای آن یافت. (البته در طی 9 ماه گذشته بعضی از افراد قید کرده اند که کمک شان برای انتشارات و تبلیغات کمپین منظور شود).
اسامی افراد کمک کننده به شرح زیر می باشد
لیلا نظری 286000 ریال
کمک داوطلبان 350000 ریال
سوسن شعبانی و احترام شادفر 260000 ریال
شهلا شفیق 900000 ریال
گیتی سلامی 285000 ریال
ژیلا، مرجان و شمس 962500 ریال
درآمد از نمایشگاه هانیبال الخاص 8500000 ریال
مریم زهره وند 50000 ریال
خانواده اسلامیه 15000000 ریال (برای انتشارات و تبلیغات)
زهره ارزنی 700000 ریال
شهره بسکی 5162000 ریال
توسط مریم زندی 200000 ریال
خدیجه مقدم 300000 ریال
نسرین فرهومند 285000 ریال
الناز انصاری 80000 ریال
سود حاصل از فروش پین سری اول 1800000 ریال
جمع کمک مالی: 35120500 ریال
هزینه های انجام شده:
هزینه تدارکات دومین سالگرد کمپین 485000 ریال
هزینه شام دومین سالگرد کمپین 520000 ريال
شیرینی و لیوان " " 195000 ريال
کیک دومین سالگرد کمپین 260000 ريال
چاپ پوستر 75000 ريال
خرید و شارژ ایرانسل 1530000 ريال
کپی بروشور، فراخوان، استیکر 300000 ریال
هزینه پیک و آژانس برای حمل دفترچه 115000 ريال
هزینه های انجام شده در نمایشگاه الخاص و هدیه 637000 ريال
هزینه استودیو ضبط صدا 200000 ریال
کپی لیزری لیبل و استیکر 300000 ريال
هزینه نهار میزگرد شهرستانها 400000 ريال
هزینه تجهیزات 1150000 ريال
هزینه شیرینی نشست 130000 ريال
هزینه شرکت در کارگاه اصفهان 680000 ريال
جمع هزینه ها: 6977000 ریال
جمع کمک مالی: 35120500 ریال
جمع هزینه ها: 6977000 ریال
مانده صندوق: 28143500 ریال
مانده صندوق از قبل: 25270150 ریال
موجودی صندوق: 53413650 ریال
کمیته مالی از اعضایی که ایده و ابتکاری برای جمع آوری کمک مالی دارند یا می توانند این کمیته را یاری رسانند، درخواست می کند با کمیته مالی تماس بگیرند. 1campaign.mali@gmail.com
ضمنا از اعضایی که هزینه هایی متقبل می شوند که اعلام نمی کنند و یا به عنوان کمک مالی محسوب می کنند قدردانی می کنیم.
با امید به تحقق برابری
کمیته مالی
----
بیش از یک ماه است که مهری مشرفی و همسرش در بی خبری کامل در زندان اوین به سر می برند
8 دی 1387
مدرسه فمینیستی: مهری مشرفی یکی از اعضای کمیته مادران کمپین یک میلیون امضاء به همراه همسرش عباس جوادی دوست و دختروپسرش در روز اول آذرماه بازداشت شده اند.
پس از یک ماه بی خبری از این خانواده سرانجام دو فرزند مهری مشرفی در اول دی ماه پس از یک ماه حبس آزاد شدند اما پدر و مادر آنان همچنان در زندان به سر می برند.
مهری مشرفی و همسرش عباس جوادی دوست به مدت 37 روز در بند 209 زندان اوین بودند و تازه سه روز است که به بند عمومی منتقل شده اند. این خانواده هنگامی که روز اول آذر ماه به سر مزار عموی خود به بهشت زهرا رفته بودند به دلیل نامعلومی در آن جا بازداشت شده اند که پس از رهایی دخترو پسر خانواده، هنوز مادر و پدر خانواده در زندان به سر می برند.
گفتنی است که یکی از موارد بازجویی مهری مشرفی، عضویت در کمپین یک میلیون امضاء بوده است.
----
خودکشی
یک زن در کامیاران
روزجمعه مورخه
6/9/87 زنی به نام اکرم .الف ب دلیل فشارهای وارده از سوی خانواده دست به
خودکشی زد.
این زن متاهل
و دارای فرزند پس از آنکه از سوی همسر خود از منزل بیرون انداخته شده و همراه
فرزند خود بدون سرپناه مانده بود اقدام به خودکشی نمود که علیرغم انتقال به
بیمارستان جان خود را از دست داد. به علت عدم حمایت قانونگذار و نگاه بافتهای
سنتی به حقوق زنان متاسفانه در مناطق حاشیه ای کشور همچون کردستان آمار خودکشی
و خودسوزی زنان در حد بالایی قرار دارد.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
|