گاهى شمارش درست آرا در انتخابات ریاست جمهورى، گاهى شمارش متقلبانه! به راستى چرا؟

پنج شنبه, ۲ام دی, ۱۳۹۵
اندازه قلم متن

این مطلب تقدیم مى شود به دوست گرامى ام شاهین…

زمانى که میان ما ایرانیان بحث سیاسى در مى گیرد، گهگاه نظرهایى مى شنویم، که دارنده ى آن تنها مى تواند با تخیل قوى و فراواقعى، به آن نظرها برسد. تئورى توطئه و این که همه چیز توسط قدرت هاى بزرگ جهان، و از این طرف توسط سران حکومت اسلامى از پیش تعیین شده است در میان ما رواج بسیار دارد. در قبال نظرات محفلى ما هیچ کس هیچ مسوولیتى ندارد. اگر حرفى بزنیم و آن حرف تحقق یابد، با طبل و دهل، ندا در مى دهیم که ما آن قدر سیاست دان و سیاست شناسیم که این موضوع را از قبل پیش بینى کردیم و دیدید که شد. اگر هم نظر ما تحقق نیابد، انگار نه انگار که چنین نظرى داشته ایم و همه چیز آرام آرام در ذهن خودمان و دیگران محو مى شود و روز از نو روزى از نو.

به هر حال صحبت کردن در میهمانى ها و دور همى ها با دوستان و آشنایان، مسوولیتى به دنبال ندارد، اما اگر سیاستمدارى، بخصوص سیاستمدار محبوبى، که هوادارانى در میان مردم و بخصوص جوانان دارد، نظرى ارائه دهد که جماعتى به آن باور بیاورند، اثرات و نتایج بعدى آن طبیعتا مسوولیت ساز خواهد بود. در انتخابات ٨٨ و به دنبال آن جنبش ناکام سبز دیدیم که نظر برخى سیاستمداران و نیز نویسندگان سیاسى -که کارشان مستقیما به سیاست ربط ندارد-، مردم و جوانان را تا مرحله اى همراهى و راهنمایى کرد و بعد آرام آرام، همه پا پس نهادند و سکوت و یاس بر همه ى امیدواران آن سال مستولى شد.

آن چه امروز مورد سوال ماست این است که آیا در یک نگاه کلى و عام، ربطى میان انتخابات ریاست جمهورى ایران و انتخابات ریاست جمهورى امریکا وجود دارد، و اگر آرى این چگونه ارتباطى ست.

پاسخ به این سوال ابدا آسان نیست. اگر بخواهیم واقع گرا باشیم و آن قدر جلو نرویم که در دام تئورى توطئه بیفتیم، باید فاکت هاى صحیح و مستند در اختیار داشته باشیم و موضوع را بر اساس آمار و کلى سازى رویدادهاى پیش آمده بررسى کنیم و به نتیجه اى اصولى و علمى برسیم.

متاسفانه چنین فاکت هایى وجود ندارد. البته دستگاه امنیتى جمهورى اسلامى از طریق آمار گیرى هاى مقطعى و جمع بندى ها و پیش بینى هاى مبتنى بر واقعیت، اوضاع کشور را دائما تجزیه و تحلیل مى کند و اتفاقا در این زمینه بسیار هوشیار نیز عمل مى کند، اما این اطلاعات و آمار به کلى سرى ست و در اختیار محققان، لااقل در بازه ى زمانى مورد نظر قرار نمى گیرد. این آمار جزو اسرار مملکتى به شمار مى آید و حفظ این اسرار براى نظام به قول اسلامى ها از اوجب واجبات است. بررسى آمار و ارقام واقعى مى تواند بررسى کننده را به نتیجه ى «نسبتا» منطقى یى برساند اگر تمام پارامترهاى ریز و درشت، در بررسى آمارى دقیقا مورد استفاده قرار گیرد.

ارتباط میان انتخابات ریاست جمهورى ایران و انتخابات ریاست جمهورى امریکا، تنها از این رهگذر قابل کشف و نتیجه گیرى ست. اگر بر پایه آمار و ارقام و آنالیز واقع گرایانه آن ها سخن نگوییم، کار به حدس و گمان و مدل سازى از پیش فرض هاى موجود منتهى خواهد شد که ممکن است درست یا غلط باشد.

ما مى توانیم با کنار هم قرار دادن روساى جمهورى دو کشور به نتایج فرضى برسیم. نتایجى که چندان هم دور از واقعیت نخواهد بود. یکى از واقعیت ها این است که انتخاب رییس جمهور ایران، تابعى ست از رییس جمهور منتخب مردم امریکا. به عبارتى انتخاب رییس جمهور اسلامى، بستگى و رابطه ى تام دارد با رییس جمهور منتخب مردم امریکا.

این انتخاب که انتخاب مردم نیست چگونه انتخاب یا انتصابى ست؟ این انتخاب انتخابى ست که در وهله ى نخست بر اساس خواست و طرح هاى کوتاه مدت و بلند مدت رهبر انقلاب صورت مى گیرد و بر سرِ چند انتخابِ او، بحث هایى انجام مى شود که گزینه ى اصلح نظام اسلامى براى آن مقطع زمانى و متناسب و سازگار با رییس جمهور منتخب مردم امریکا، از درون آن بیرون مى آید. حال اگر مردم به همین انتخاب اصلح نظام راى داده باشند، آن راى به درستى خوانده مى شود و منت درستى و صحت شمارش آراى انتخابات بر سر مردم گذاشته مى شود. مثل زمان انتخاب خاتمى که جمهورى اسلامى به خاطر شرایط جهانى نیاز به آرامش داشت و کسى بهتر از خاتمى نمى توانست با مطرح کردن تئورى چرند «گفت و گوى تمدن ها» در کنار مغازلات پیدا و پنهان پرزیدنت اوباما با «نظام»، براى ادامه ى حیات جمهورى اسلامى وقت بخرد.

ابتدا نگاهى بیندازیم به همزمانى هاى روساى جمهور امریکا و ایران:
بیل کلینتون از ١٩٩٣ تا ٢٠٠١ رییس جمهور امریکا بود
محمد خاتمى از ١٩٩٧ تا ٢٠٠۵ رییس جمهور ایران بود

جرج بوش از ٢٠٠١تا ٢٠٠٩ رییس جمهور امریکا بود
احمدى نژاد از ٢٠٠۵ تا ٢٠١٣ رییس جمهور ایران بود

باراک اوباما از ٢٠٠٩ تا ٢٠١٧ رییس جمهور امریکا خواهد بود.
حسن روحانى از ٢٠١٣ تا حداقل ٢٠١٧ رییس جمهور ایران خواهد بود.

در قسمت اول مشاهده مى کنیم که ۴ سال بعد از روى کار آمدن بیل کلینتون، محمد خاتمى در یک انتخابات شگفتى ساز با راى بیست میلیونى مردم انتخاب مى شود و به رغم اشتیاق ظاهرى رهبر براى انتخاب ناطق نورى، هیچ تقلب عمده اى در انتخابات صورت نمى گیرد. انتخاب خاتمى هم محصول راى مردم شمرده مى شود و مردم، مفتخر به انتخاب رییس جمهورى متین و میانه رو مى شوند.

از آن سو، خاتمى ۴ سال از ریاست جمهورى جرج بوش را به چشم مى بیند و مجبور است در مقابل این رییس جمهور بى ملاحظه نسبت به نظر کشورها و مردم جهان و گیرنده ى تصمیم هاى قاطع براى در هم کوبیدن دشمنان امریکا قرار گیرد. این دوران دوران افول قدرت خاتمى ست. قدرتى که هرگز نداشته و اگر چیزکى در اختیارش بوده به خواست رهبر انقلاب بوده است.

براى چهار سال بعد که باز همزمان با ریاست جمهورى بوش است احمدى نژاد انتخاب مى شود. انتخاب عجیب او، صرفا بر اساس راى گیرى و راى دادن هواداران او نیست. دست هایى در کار است که این موجود ناشناس در سیاست ایران را مانند یک فرد قوى و ورزیده ى سیاسى بر راس قوه ى مجریه مى نشاند و حتى کار او به جایى مى رسد که سران نظام، جهت بیعت با او و عرض تبریک به ساختمان مجلس سناى سابق مى روند. چنین مراسمى تقریبا نسبت به هیچ یک از روساى جمهور ایران برگزار نشده بود و با انتخاب روحانى هم برگزار نشد.

۴ سال دوم ریاست احمدى نژاد، با تلاش قاطع و سازش ناپذیر «نظام» و با زیر پا نهادن راى مردم براى انتخاب مهندس موسوى به نتیجه رسانده مى شود و احمدى نژاد ۴ سال از ریاست جمهورى باراک اوباما را هم تجربه مى کند. نابود کردن کشور به دست احمدى نژاد به نظر آن قدر براى رهبر اهمیت نداشته که عَلَم کردن این لولوى سر خرمن براى ترساندن دنیا و تهدید امریکا.

اما این موج در زمان اوباما فروکش مى کند و این بار به جاى احمدى نژاد، روحانى که به دنبال انعقاد قرارداد و مذاکره است به عنوان رییس جمهور انتخاب مى شود. در شمارش آراى روحانى هم تقلب عمده اى صورت نمى گیرد و روحانى با اختلاف قابل ملاحظه اى، «توسط مردم» انتخاب مى شود! چرا نظام به انتخاب کسى مثل سعید جلیلى که محبوب حزب الله است و در مذاکرات هسته اى اهل کوتاه آمدن نیست تمایل نشان نمى دهد و با تقلب او را بر صدر نمى نشاند، کارى که با احمدى نژاد کرد؟ یکى از دلایل آن مى تواند متناسب نبودن سیاست جلیلى با سیاست اوباما باشد. براى داشتن رابطه ى بهتر با امریکا، کسى مثل حسن روحانى باید انتخاب شود که باز توسط مردم انتخاب مى شود!

حال با آمدن ترامپ باید منتظر تصمیم «نظام» براى انتخاب رییس جمهور آینده ى کشور باشیم. مشاهده ى تناسب روساى جمهور همزمان، هر چند فاکت محکمى براى ارائه یک تحلیل منسجم و قطعى نیست، اما به نظر مى رسد که وجود دارد و حکومت اسلامى براى حفظ این تناسب، گاه کسى را که اهل مذاکره است به عنوان رییس جمهور منتخب مردم مى پذیرد، و گاه کسى را که اکثر مردم از او متنفرند با ضرب و زور و تقلب بر کرسى ریاست جمهورى مى نشاند.

اگر فرمول انتخاب رییس جمهور ایران را به عنوان تابعى از رییس جمهور منتخب مردم امریکا قبول کنیم، باید با روى کار آمدن ترامپ منتظر باشیم در انتخابات آینده ایران، فردى خشکمغز و اهل هیاهو به جاى روحانى انتخاب شود. نظرى که قطعى نیست و فقط بر اساس حدس و گمان و مقایسه ى چند نمونه ى کلى ست.

از: گویا


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.