ف. م. سخن: درگذشت هاشمى رفسنجانى، آخرین کسى که تعادل حکومت اسلامى را مى شد از او امید داشت

یکشنبه, ۱۹ام دی, ۱۳۹۵
اندازه قلم متن

على اکبر هاشمى رفسنجانى ساعتى پیش در بیمارستان شهداى تجریش به دلیل «عارضه قلبى» در گذشت. مقام رسمى او «رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام» بود؛ مقامى تشریفاتى که باید او را بعد از مقام رهبرى نظام قرار مى داد اما این مقام نیز همچون بسیارى از مقام هاى جمهورى اسلامى خالى از معنى و بى خاصیت شده بود. به هر طریق رفسنجانى که در میان مقامات اصلى و اولیه ى جمهورى اسلامى درجه اى به مراتب بالاتر از خامنه اى داشت باید صاحب پُستى مى شد که از نظر ظاهرى فاصله ى چندانى با پست رهبرى نداشته باشد.

رفسنجانى معتمد آیت الله خمینى بود؛ تنها معتمدى که مى توانست رو در روى او بایستد و نظر خود را صریحا بازگو کند. معتمدان دیگر خمینى همه گوش به فرمان بودند یا این که در مقابل او جرات و توانایى اظهار نظر مخالف نداشتند اما رفسنجانى مى توانست به راحتى نظر مخالف خود را در باره ى مسائل بسیار مهم و حیاتى کشور بازگو کند و خمینى نیز به نظر او توجه کند و بر اساس آن اقدام کند.

به همین خاطر بعد از ابوالحسن بنى صدر، رفسنجانى مهم ترین نقش را در ادامه و خاتمه ى جنگ تحمیلى ایران و عراق داشت. واقع گرایى او باعث شد تا خمینى تن به پایان جنگ دهد و جام زهر را بنوشد؛ جام زهرى که اگر داوطلبانه نوشیده نمى شد، به زور و با فضاحت به او خورانده مى شد.

رفسنجانى نقش مهم و درست تر بگوییم مهم ترین نقش را در بازسازى ایران جنگ زده داشت. او سیاستمدارى بود که به دنبال «منفعت براى حکومت» بود. اسلام دوستى و بیگانه ستیزى براى او تا آن جا معنا داشت که «منافع حکومت اسلامى» تامین شود. او از سویى سیاست درهاى باز و اقتصاد غیر دولتى را دنبال کرد و از طرف دیگر وزارت اطلاعات اش عجیب ترین و مخوف ترین جنایات را در داخل و خارج از کشور طراحى و اجرا کرد.

خاتمى و اصلاح طلبان، آمدن شان بر روى کار و در اختیار گرفتن قوه ى مجریه و مجلس را مدیون او بودند اما همان ها با گذر زمان، رفسنجانى را سیبْل تهاجم لفظى و مطبوعاتى خود قرار دادند. رفسنجانى و فرزندان اش با وجود تمام ناملایمات به کار خود که فراهم کردن شرایط براى اقتصاد آزاد و فضاى سیاسى متعادل در کشور بود ادامه دادند. در پروژه هاى سازندگى، هر چند ایرادهاى بسیارى از او به خاطر سد سازى هاى بى رویه گرفته شد، اما خانواده ى رفسنجانى مستقیما پیگیر طرح هاى بزرگ، مثل گسترش توریسم و مانند آن بودند. پشتیبانى مستقیم آن ها از سرمایه داران بزرگى که سرمایه شان را از خارج به ایران مى آوردند موجب برداشتن قدم هایى در این زمینه شد و به عنوان مثال آقاى حسین ثابت، که از تجربه زیاد در زمینه ى توریسم برخوردار بود با تشویق رفسنجانى ها و همزمان با روى کار آمدن محمد خاتمى با راى ٢٠ میلیونى سرمایه اى کلان را به ایران وارد و صرف ساخت و ساز و رونق توریسم کرد که البته مانند بسیارى از طرح ها در حکومت ناراست و ناپاک جمهورى اسلامى به بیراهه کشیده شد.

بعد از پیشروى تمامیت خواهان و واگذارى تمام سنگر ها و جبهه ها به آنان از طرف محمد خاتمى و اصلاح طلبان، رفسنجانى سعى در بازگرداندن موقعیت پیشین و یا دستکم بهبود اوضاع نابسامان جمهورى اسلامى کرد، ولى تمامیت خواهان که به نیروى بى حد و حصر خود پى برده بودند با وقاحت و دریدگى در مقابل او که مى شد بعد از خمینى به او پایه گذار جمهورى اسلامى نام داد و حتى انتخاب رهبر به خاطر بیان خاطره اى از طرف او بود ایستادند و با به روى کار آمدن احمدى نژاد، که هیچ نقشى در انقلاب نداشت و تا زمان ریاست جمهورى اش، در جمهورى اسلامى جزو خرده پاهاى حکومت به شمار مى رفت، رهبر مستقیما رو در روى «رفیق پنجاه ساله اش» که همواره مراقب عاقبت او [خامنه اى] بود ایستاد و رسما اعلام کرد که نظر احمدى نژاد به نظر او نزدیک تر است. این زاویه هر روز بیشتر و بیشتر شد و روزنامه هاى تمامیت خواه، پرده ى حیا را در مقابل رفسنجانى که زمانى علیه او حرف زدن، مساوى با علیه خدا حرف زدن شمرده مى شد دریدند و با فضاحتى عظیم با او به مقابله برخاستند.

اکنون با درگذشت رفسنجانى، زلزله اى در ارکان نظام به وجود خواهد آمد و آینده ى جمهورى اسلامى تیره تر از پیش خواهد شد. حرّاف هاى تمامیت خواه که جز حرف زدن و شعار دادن چیزى نمى دانند به وقت خطر بار خود را خواهند بست و رهبر خوش خیال را به حال خود رها خواهند کرد. و فراموش نباید کرد که در متن مقامات بالاى نظام و ارتش و حتى سپاه، رفسنجانى پیروانى خاموش داشت که به خاطر حفظ موقعیت خود، نظرشان را اعلام نمى کردند.

اکنون خامنه اى تنها و صدیق ترین یار خود را از دست داده است و بادمجان دور قاب چین هاى اطراف او که جز مجیز گویى کار دیگرى نمى توانند، نخواهند توانست او را از افتادن در گردابى که بعد از مرگ رفسنجانى به وجود خواهد آمد نجات دهند.

البته یک امکان را نباید فراموش کرد. شاید ترس، بر خامنه اى فائق بیاید، و او را که اکنون تنها مانده است، به طور ناگهانى به سمت تعادلى که خواهان آن نیست سوق دهد و درها را تا حدى که رفسنجانى خواهان آن بود بگشاید. این امکان اگر چه دور از ذهن و غریب است اما همیشه در عالم سیاست نقش بازى کرده و به وقوع پیوسته است.

ضربه ى محکم به خامنه اى و اعوان و انصارش اما زمانى خواهد خورْد که فایل هاى گفتارى و نوشتارى و خاطراتى رفسنجانى که آن ها را آگاهانه تهیه کرده و در خارج از ایران در جاهاى مطمئن ذخیره کرده مانند فایل هاى صوتى آیت الله العظمى منتظرى به تدریج منتشر شود…

با مرگ رفسنجانى، اگر امید به اندکى متعادل شدن حکومت اسلامى و اندکى منطقى رفتار کردن آن وجود داشت از بین رفت و اکنون اصلاح طلبانى مانند محمد خاتمى و وابستگان او باید براى حفظ جان و موقعیت خود به پاى رهبر انقلاب بیفتند و با او بیعت مضاعف کنند؛ رهبرى که روزهاى بسیار سختى بعد از مرگ رفسنجانى در انتظار او خواهد بود.
از: گویا


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.