هادی صوفی‌زاده: آیندە ترکیە چگونە رقم خواهد خورد؟

پنج شنبه, ۲۶ام اسفند, ۱۳۹۵
اندازه قلم متن

هادی صوفی زاده

آنگونە برداشت میشود کە پان تورکیزم در ترکیە نگاهی بە جهان دارد اما واقعیت این است کە ملی گرایی تورک از حوزە جغرافیایی ترکیە تجاوز نمیکند و ترکیە از تورکهای جهان استفادە ابزاری میکند. استفادە ابزاری تورکها از اویغورهای چین، تورکمنهای عراق و سوریە نمونە آن هستند. در اوایل بعداز تاسیس اقلیم کوردستان در عراق یکی از اهرمهای فشار ترکیە علیە کوردها ترکمنهای عراق بود اما با ایجاد روابط اقتصادی ترکیە با اقلیم کوردستان مسئلە دفاع از ترکمنهای عراق بە فراموشی سپردە شد. در سوریە نیز ترکیە همچون نگاهی بە تو

ترکیە روزهای سختی را پشت سر میگذراند، فضای سنگینی بر جامعە ترکیە تحمیل شدەاست. بنابە گزارش برخی رسانەهای داخلی مردم ترکیە اول صبح را بعداز سلام و احوالپرسی با وضعیت حلب و سوریە آغاز می کنند. سال گذشتە عبداللە گل رئیس جمهور پیشین ترکیە گفتند از بدو تاسیس جمهوری ترکیە این کشور بە اندازە این روزها در تنگا قرار نگرفتەاست و همان ایام یک موسسە جهانی ترکیە را ردیف ششم کشورهای ناشاد جهان معرفی کرد. دستگاە دیپلماسی و سیاست خارجی آن کشور بهم خوردە است. حزب حاکم اگرچە خود را برای جشن ١٠٠ سالە جمهوریت آمادە میکند و طبق برنامە در سال ٢٠٢٣ میخواهند بزرگترین فرودگاە جهان را کە اینک در دست احداث است افتتاح کنند اما با شرایط فعلی آیندە چندان روشنی برای روئیاهای حزب حاکم نیست.

موضوع آزادسازی شهر رقە در سوریە و احتمال اجازە ندادن بە ترکیە در پروسە آزادسازی  و نتیجە رفراندوم ماە آپریل برای تغییر سیستم حکومتی از پارلمانی بە ریاستی تا اندازەای سرنوشت آن حزب را رقم خواهد زد. هرچند نباید شگردها و حیلەهای حزب حاکم را دست کم گرفت اما بازهم  باید منتظر ماند. جامعە ترکیە شدیدا آبستن حوادث است و  گویی شباهتی میان اواخر حکمرانی شاە ایران با اردوغان هست. بیاد داریم کە شاە ایران در اواخر زمامداری خود در جشن ٢۵٠٠ سالە گفت کوروش بخواب ما بیداریم، اردوغان نیز با وسوسەهای سلاطین عثمانیش بعید نیست بە سرنوشت شاە ایران را گرفتار شود.

آنچە از جامعە و سیاست ترکیە درک میشود این است کە ظاهر و باطن آن کشور بسیار متفاوت است، تورکها در مقابل غرب از ابزار اسلام و در مقابل کشورها و ملتهای شرقی خود را لائیک نشان میدهند.اغلب سران احزاب و مقامات سکولار ترکیە بە هنگام بازدید از کشورهای غربی و روسیە از مساجد و اماکن مذهبی تورکها دیدن میکنند از آن بعنوان نمایندە فرهنگ تورک یاد می کنند و آنرا تحسین میکنند. اردوغان در یکی از سخنرایهایش برای حامیانش می گوید بهنگام احوالپرسی سلام و علیکم بگوئید اگر مخاطب از سلام شما خوشش نیامد مرهبا بگوئید و اگر بازهم پاسخ نگرفتید اینبار در تورک بودن او شک کنید.

در واقع ملی گرایی مورد نظر آتاتورک بعنوان نماد ساختار مدرن آن کشور نیز با دین قوام یافتە است. ملی گرایی آتاتورک علیە مسیحیان و  از آنجا شروع شد کە در صحبت با همفکرانش استانبول بهشت مسیحیان و جهنم مسلمانان تعریف کردو آنرا سرلوحە مبارزە ملی خود قرار داد ( کتاب زندگینامە آتاتورک ). رهبران بعدی ترکیە نیز بنوعی متدین بودەاند. سلیمان دمیرل از مقلدین نوریە ( شیخ سعید نورسی ـ بدیع الزمان ) و تورکوت اوزال از مقلدین و حامی طریقت نقشبندی بود. کودتاهای آن کشور نیز  بخصوص کودتای سال ١٩٨٠ در همسویی با سلامگرایی بودەاست. بنابە آماری کە در کتاب تورکهای امروز نوشتە آندرو مانگو کاردار سابق سفارت بریتانیا در استانبول ( منبع سایت سکولاریسم نو ) منتشر شدە در عرض سە سال از کودتای کنعان اورون تعداد مساجد ترکیە دوبرابر افزایش یافت و کتاب تعلیمات دینی بە کتب درسی مدارس افزودە شد.

با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعە تغییراتی نسبی در عرصە سیاسی و اقتصادی پدیدار گشت و این ایدە تقویت گردید کە جامعە ترکیە مسیر عقلانیت طی کند و بر بستر ساختار لائیک اما فاسد آن کشور اسلام میانەروی ظهور یابد و الگویی برای جهان اسلام باشد. بویژە بعداز حادثە ١١ سپتامبر ٢٠٠١  کشورهای غربی  در بازخوانی سیاست خود در تعامل با اسلام در مقابل افراط گرایی اسلامی سە مدل اسلام ترکی در المان، اسلام افریقایی در فرانسە و اسلام هندی در بریتانیا را مورد مطالعە قرار دادند و با توجە بە اهمیت جغرافیایی و سابقە این کشور در مقابل ایدئولوژی کمونیستی، اسلام ترکی مورد توجە کشورهای غربی قرار گرفت و درصدد تقویت آن برآمدند. از این منظر کە بنگریم اولین سفر آقای اوباما بعداز انتخابش در سال ٢٠٠٩ بە کشور ترکیە بود و تمجید و تعریف زیادی از اسلام سیاسی آن کشور بە زبان آورد.  درست یکسال ماندە بە پایان ریاستش آقای اوباما گفت هیچگاە تصور نمیکردم تا این اندازە ترکیە در مسیر منفی حرکت کند. (نقل بە مضمون)

آنگونە برداشت میشود کە پان تورکیزم در ترکیە نگاهی بە جهان دارد اما واقعیت این است کە ملی گرایی تورک از حوزە جغرافیایی ترکیە تجاوز نمیکند و ترکیە  از تورکهای جهان استفادە ابزاری میکند. استفادە ابزاری تورکها از اویغورهای چین، تورکمنهای عراق و سوریە نمونە آن هستند. در اوایل بعداز تاسیس اقلیم کوردستان در عراق یکی از اهرمهای فشار ترکیە علیە کوردها ترکمنهای عراق بود اما با ایجاد روابط اقتصادی ترکیە با اقلیم کوردستان  مسئلە دفاع از ترکمنهای عراق بە فراموشی سپردە شد. در سوریە نیز ترکیە همچون نگاهی بە تورکمنها دارد. در ارتباط با آذریهای ایران نیز تاکنون یک مورد در تاریخ ثبت نشدە  کە دولت تورکیە بە دفاع حقوق مردم آذربایجان پرداختە باشد. چندی پیش ارتش ترکیە برای اهداف معینی بە کوردستان عراق لشکرکشی کرد تا بە خیال خود در آزادسازی موصل نقش ایفا کند اما هنگامیکە با مخالفت امریکا و دولت عراق مواجە گردید اعلام کرد کە برای دفاع از تورکمنهای تل عفر بە آنجا لشکرکشی کردەاست!!.

بعداز ارمنیان، کوردها بزرگترین قربانیان دست پان تورکیزم ترکیە بودەاند. تنها ویژگیهای جامعە کوردی کە ریشە در تمدن زاگرسی دارد توان مقابلە در برابر موج آسمیلاسیون ترکیە را داشتە و مقاومت نمودەاست گرنە ملل و اقلیتهای دیگری بودەاند کە تنها نامی از آنان ماندە است. شورش رشید از نویسندگان کورد در کتاب تاریخ کوردهای مهاجر طی مطالعات دقیقی نشان دادە کە در یکصد سال گذشتە اگر سیستم حذف و آسمیلاسیون  رژیم ترکیە علیە کوردها نبود جمعیت کوردها در ترکیە دو برابر بود. شدت آسیمیلاسیون و حذف کوردها در ترکیە در حدی بود کە کوردها برای حفظ هویت ملی خود و یا مبارزە با دولت لائیک بە دین پناە میبردند، بعبارتی از ترس مار بە آتش پناە بردند. این در حالی بود کە جامعە کوردستان ترکیە  قبل از تاسیس جمهوری بسیار مترقی تر از بخش ترک نشین آن بود. تغییر الفبای ترکی بە لاتینی کە اینک  بنام آتاتورک تمام شدە درست ٢٠ سال قبل و در مجلس عثمانی از طرف لطفی فکری نمایندە مردم دیاربکر مطرح شدە بود. با وجود فضای دینی بر کوردستان حزب عدالت و توسعە بعداز تاسیس خود  بدون هیچگونە هزینە و زحمتی  آرای آمادە کوردها را بدست آورد و هنوز هم بخشی از جامعە کوردستان طرفدار حزب عدالت و توسعە هستند.

سیاستهای غلط ترکیە در چند سال اخیر شکاف جدی  میان تورک و کورد را تعمیق نمودە و این روزها مطبوعات و رسانەهای ترکیە کە قبلا حزب کارگران ترکیە را سازمانی تروریستی خطاب میکردند اینک کوردها را معادل تروریسم بە زبان می آورند.  با این وجود و با دشمنی عریان رژیم ترکیە  پایان عصر طلایی اسلام سیاسی در کوردستان ترکیە بسر آمدە و خودآگاهی ملی کوردها ترکیە را تهدید میکند. روابط میان کوردها و تورکها آنقدر شکنندە است کە بحث تجزیە ترکیە از دغدغەهای روزانە تورکهاست.

بخشی از بحران ترکیە بە نقش ایران در منطقە و تاثیرات آن بر ترکیە برمیگردد و رقابت تاریخی میان آن دوکشور بە دشمنی سوق دادە شدەاست و آنچە امروزە اتفاق می افتد جنگ میان صفوی و عثمانی تعبیر میشود. از نظر مقامات ترکیە تسلط ایران بر دولت شیعی عراق و حضور در سوریە عامل بی ثباتی منطقە گردیدەاست و سران تورک ایران را بە تجزیە کشورهای منطقە متهم کردەاند. در عوض مقامات ایران نیز ترکیە مسبب فروپاشی و بحران خاورمیانە فعلی میدانند. ایرانیان  معتقدند کە اگر دخالت ترکیە در عراق و سوریە نبود خاورمیانە مسیر عادی خود را می پیمود.

همچانکە قبلا اشارە شد بحران منطقەای بویژە بحران سوریە آیندە ترکیە را رقم خواهد زدو از درون بحران سوریە کوردها هستند کە کسب هرگونە حقوق ملیشان برای ترکیە قابل تحمل نیست.  اینک کوردستان سوریە کە با نام ” ڕۆژئاوای کوردستان ” غرب کوردستان شناختە میشود همچون خاری در گلوی رژیم ترکیە گیر کردەاست.

 پیچیدەگیهای خاصی در موضوعات منطقەای مرتبط با ترکیە هست کە سردرآوردن از آن کار آسانی نیست. اما با یک نگاە اجمالی میتوان دریافت کە  الویت اصلی تورکها برای رهایی از بحران  در وهلە اول  حفظ چارچوب سوریە و روی کار آمدن سنیهای طرفدار ترکیە، دوم ثبات آن کشور با وجود اسد بە دورە قبل از ٢٠١١، سوم در صورت فدرالیزە و یا تجزیە آن کشور حریم کوردها از رودخانە فرات تجاوز نکند و کوردها بە دریا نزدیک نشوند زیار دسترسی کوردها بە دریا مرگ سیاسی ترکیە را بهمراە خواهد داشت،  اما واقعیت این است کە روند تحولات با روئیاهای ترکیە همخوانی ندارد و گزینەهای دیگری مطرح است کە میتوان بە آن اشارە کرد.

یکم ) حفظ تمامیت ارضی سوریە تقریبا غیرممکن شدە و اگر چنانچە آن کشور تجزیە هم نگردند هیچگاە جریانات سنی طرفدار ترکیە قدرت را در دست نخواهند گرفت و اوضاع در چارچوب منافع ترکیە نخواهند بود. میتوان احتمال زد کە با وجود بشار اسد کمربند شیعی  ایجاد و دست ترکیە از منطقە کوتاە شود و در خوشبینانەترین حالت اگر سوریە یکپارچە و بدون بشار اسد باقی بماند ـ کە این احتمال بسیار ضعیف است ـ  ممکن است ترکیە کمتر آسیب ببیند اما در شرایطی کە ترکیە کمتر آسیب ببیند بمعنی آسیب دیدن ایران است و ایران همچون وضعیتی را قبول نخواهد کرد بنابراین تجزیە سوریە برای ایران یک ضرورت است.

دوم )  پروژە تجزیە عراق بە الویت ناخواستە ترکیە درآمدە و در صورت عدول از آن بازندە مناقشات منطقەای خواهد بود، همچنانکە اگر ایران در نهایت سوریە را تجزیە نکند بازندە خواهد بود. و اگر چنانچە امریکا هر دو کشور مزبور را تجزیە نکند بازندە و پروژە خاورمیانە نوین شکست خواهد خورد. روسها کە منافعشان در تجزیە سوریە نیست اما در مقابل تحریمهای غرب علیە خود و همچنین موضوع اکراین در نهایت با امریکا کنار خواهند آمد و بخشی از سوریە را بە امریکا واگذار خواهند کرد و تمام نشانەها از هماهنگی میان روسیە و امریکا بچشم میخورد و آنچە جریان دارد وقت کشی بیش نیست. از جهت دیگر درصورت  ادامە حاکمیت فعلی سوریە الویت کشورهای عربی نیز در نهایت تجزیە سوریە خواهد بود. بنابراین بغیر از ترکیە منافع اکثر کشورها بنوعی در تجزیە سوریە تجلی خواهد یافت.

سوم ) تجزیە همزمان عراق و سوریە برای ترکیە کشندە خواهد بود زیرا در صورت استقلال هر دو بخش کوردستان ترکیە قادر نخواهد بود بە آسانی بر کوردستان عراق کە اینک در صدد تجزیە آن است تسلط یابد و با وجود دسترسی کوردها بە دریا، ترکیە اهمیت ژئوپولیتیکی و ژئواکونومیکی خود را از دست خواهد داد. آنچە در دست ترکیە باقی می ماند استفادە از منابع آبی و جنگ آب با کشورهای منطقە است. در این زمینە نیز با توجە بە اینکە منابع آبی در قسمت کوردستان قرار دارد امکان اینکە موفقیتی بدست آورند ضعیف است.

 چهارم ) تاثیرات تجزیە کشورهای یادشدە برای ایران و ترکیە مثل هم نیست. اگرچە تجزیە هر دو کشور عراق و سوریە بر امنیت داخلی ایران و ترکیە  تاثیر خواهد گذاشت اما عواقب آن در سطح خارجی و داخلی یکسان نیست.  قبلا در مطبی تحت عنوان ” آیندە ایران چگونە رقم خواهد خورد؟ ”  بە بخش مربوط بە ایران  پرداختەام و اگر ایران سیاست درستی در ارتباط با کوردها در داخل و خارج برقرار کند استقلال کوردستان عراق و سوریە  برای ایران امتیاز محسوب خواهد شد و دسترسی ایران بە دریای مدیترانە از طریق کوردستان عراق و سوریە آسان و ممکن خواهد بود. اما ترکیە  حتی در صورت تطبیق خود با کوردها اهمیت منطقەای خود را از دست خواهد داد.

پنجم ) تجزیە عراق و سوریە  ممکن است تجزیە ترکیە و ایران را نیز بهمراە داشتە باشد اما نوع تجزیە ترکیە با ایران فرق دارد. در صورت استقلال کوردستان ایران از ایران  ضربەای بزرگ بە لحاظ  وسعت و مساحت و جمعیت بە ایران وارد نمیشود  زیرا کوردها در ایران بلحاظ جمعیتی و وسعت جغرافیایی چیزی حدود ١٠٪ ایران را در برمیگرد اما درصورت تجزیە ترکیە چیزی از آن کشور باقی نخواهد ماند و در بهترین حالت  ترکیە چیزی شبیە کرواسی خواهد بود. مشکل ایران نە از جانب کوردها بلکە از جانب عربها و تورکهای آذربایجان است کە پرداختن بە آن  بحث دیگری می طلبد.

کوتاە سخن، تورکها برای خروج از بحران دیپماسی چند بعدی اما شکست خوردە را دنبال میکند، در جایی با تهدید، درجایی تطمیع و در جایی از روی التماس و عذرخواهی های  درصدد برون رفت از بحرانند بی خبر از اینکە راە چارە مشکلات ترکیە از دیاربکر میگذرد. همچنانکە در ورود آن کشور بە اروپا نیز از دیاربکر میگذشت اما از آنهم استفادە نکردند. نکتە آخر اینکە چە درصورت بازگشت سوریە بە شرایط  قبل از٢٠١١، چە فدرالیزە و یا تجزیە آن کشور ـ کە ممکن ترین گزینە هست ـ شکستهای جبران ناپذیری در عرصە داخلی و منطقەای متوجە ترکیە خواهد شد.

از: ایران گلوبال


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.