مجید احمدیان: سرنوشت فراموش‌شدۀ نخستین انتخابات شوراهای شهر و روستا در جمهوری اسلامی

سه شنبه, ۲۶ام اردیبهشت, ۱۳۹۶
اندازه قلم متن

بنا بر روایت رسمی جمهوری اسلامی، نخستین انتخابات شوراهای شهر و روستا پس از انقلاب ۱۳۵۷ در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی برگزار شده است، در اسفند ۱۳۷۷. بر مبنای همین روایت، انتخاباتی که چهار سال پس از آن برگزار شد دومین انتخابات شوراها بوده … انتخاباتی هم که در اردیبهشت ۱۳۹۶ برای گزینش اعضای شوراهای شهر و روستا در اردیبهشت ۱۳۹۶ برگزار می‌شود بر پایۀ همین روایت ششمین انتخابات شوراهاست.

نخستین انتخابات شوراهای شهر و روستا در جمهوری اسلامی اما در بیستم مهر ۱۳۵۸ برگزار گردید، یعنی در روزهای پایانی دولت موقت مهدی بازرگان، نوزده سال پیش از انتخابات شوراها در زمان خاتمی. نتیجۀ آن انتخابات برخلاف میل حزب جمهوری اسلامی بود و از همین رو آن حزب خواستار لغو نتیجۀ انتخابات شد و چنین بهانه‌هایی هم مطرح می‌کرد: “نامرتب بودن انتخابات [و] اعمال نفوذ بعضی مقامات مسئول فرمانداری‌ها و استانداری‌ها و وزارت کشور و رفتار غیر قانونی مستقیم و غیر مستقیم آن ها” (۱).

هاشم صباغیان وزیر کشور در گفتگویی اتهام “مخدوش بودن” انتخابات از سوی حزب جمهوری اسلامی را نادرست دانست و نیز اتهام اعمال نفوذ مقام‌های مسؤول را “ناجوانمردانه” خواند (۲). ضمن گفتن این نکته که یک حزب سیاسی در چنین موقعیتی به جای راه انداختن تبلیغات بی‌مورد می‌بایست نخست شکایت خود را به وزارت کشور تسلیم کند، صباغیان افزود:

“کادر برگزارکنندۀ انتخابات شوراهای شهر همان استانداران، فرمانداران و کسانی بوده‌اند که انتخابات رفراندوم جمهوری اسلامی و انتخابات مجلس خبرگان را برگزار کردند. . . . حزب جمهوری اسلامی باید پاسخ دهد که چرا انتخابات مجلس خبرگان مخدوش نبود ولی انتخابات شوراهای شهر مخدوش بوده است. این را هر خواننده‌ای می‌تواند بفهمد که دلیل این مخدوش بودن ناشی از چیست. اگر به افراد انتخاب شده مراجعه شود، جواب حزب جمهوری اسلامی دریافت خواهد شد و مروری کوتاه بر نام کسانیکه برای نمایندگی شورای شهر انتخاب شده‌اند دلیل اعتراض حزب جمهوری اسلامی را روشن می‌کند” (۳).

معاون وزیر کشور هم بهانه‌های کودکانۀ حزب جمهوری اسلامی را چنین توضیح داد: “حزب جمهوری اسلامی با داشتن یک سری نامه در یکی دو شهر نمی تواند حکم عام صادر کند و ادعا نماید که انتخابات مخدوش بوده است. مثل این است که حزب یا دسته‌ای خود را فراتر از ضوابط قانونی بداند و بخواهد جدا از سایرین به مقاصد خود برسد” (۴).

آزموده‌های سال‌های آینده هم نشان داد که تحلیل معاون وزیر کشور درست بوده؛ حزب جمهوری اسلامی می‌خواست بدون نظر به رأی مردم و با شیوه‌های فراقانونی حکومت را به گونه‌ای انحصاری در دست بگیرد.

حزب جمهوری اسلامی دلیل دیگری را هم برای تقاضای خود مبنی بر لغو انتخابات بیان می‌کرد و آن شمار کم شرکت‌کنندگان در آن انتخابات بود. حال آنکه بسیاری از فعالان و احزاب سیاسی در آن روزگار حزب جمهوری اسلامی را عامل اصلی دلسردی مردم از شرکت سازنده در امور سیاسی به شمار می‌آوردند. از جملۀ آنها، طاهر احمدزاده در همان زمان به گونه‌ای سرپوشیده و چندی پس از آن چند بار آشکارا به این امر اشاره کرد.

در گفتگویی، سید محمد بهشتی رهبر حزب جمهوری اسلامی سخن صباغیان مبنی بر شکست حزب در آن انتخابات را رد کرد و گفت حزب “موفقیت نسبی” به دست آورده (۵). واقعیت اما این بود که رهبران حزب که در آن زمان به سه‌نخاله معروف شده بودند (یعنی بهشتی و هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای) زیر سیادت امامشان به چیزی کمتر از در چنگ گرفتن همۀ قدرت کشور خرسند نبودند. خمینی در آن روزها در چنین توهمی به سر می‌برد: “اگر صد دفعه هم انتخابات بشود مردم علما را انتخاب می‌کنند” (۶). البته منظورش از علما هم تنها آخوندهای گوش به فرمان خودش بود.

حال اگر از یک سو وضع جامعه به مرحله‌ای رسیده بوده باشد که مردم نخواهند “علما” را انتخاب کنند و از سویی دیگر آن میوه‌چینان انقلاب هم به نتیجۀ رأی مردم و “موفقیت نسبی” خود قانع نباشند، چه سرنوشتی می‌تواند در انتظار کشور باشد؟ به منظور تسلط بر قوۀ مجریه و قضاییۀ کشور، حزب جمهوری اسلامی و اذنابش، یعنی سپاه پاسداران و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و کمیته‌های انقلاب اسلامی، توانستند به شیوه‌های حساب شده و با نفوذ تدریجی و نیز با انجام چند جهش کار خود را پیش ببرند. آنها در برابر شوراهای تازه‌تأسیس که تنها پشتیبان‌شان مردم عادی بودند قصد نداشتند وقت خود را تلف کنند و آرام آرام برنامه شان را جلو ببرند. تصمیم گرفتند ضربتی اقدام کنند و ریشۀ شوراها را با شتاب بزنند، و در این راه از ارتکاب هیچ خشونتی فروگذار نکردند.

اقدام هواداران حزب در یک شهر چنین بود: “خانۀ علی ظفری نایب رئیس شورای شهر بندر عباس با کوکتل مولوتف منفجر شد. در این حادثه خانۀ علی ظفری آتش گرفت، اما به وی و اعضای خانواده‌اش آسیبی نرسید” (۷). در شهری دیگر هم این صحنه‌ها را پدید آوردند: “صبح دیروز بیش از ۳۰۰ تن از جوانان هشتپر در خیابانهای این شهر تظاهرات و راهپیمایی کردند و علیه کاندیداها و هیأت اجرای نظارت بر انتخابات شورای شهر شعار دادند. تظاهرکنندگان سپس به مسجد جامع و باشگاه فرهنگیان که محل اخذ رأی بود رفتند و صندوق‌های رأی را از محل خارج و خرد کردند. در پی این حمله، انتخابات شورای شهر متوقف شد و با دخالت پاسداران تظاهرات پایان یافت” (۸).

پاسداران در شهر ماکو دو تن از مردم این شهر را کشتند و پس از اعتراض مردم شهر به آن اعمال سرکوبگرانه، جماعتی در محل سپاه پاسداران گرده آمده و به سود آنان شعار دادند، و سپس گزارش داده شد: “متحصنین محل سپاه پاسدارن ماکو به انتخاب دو تن از اعضای شورا شهر ماکو به اسامی حسن حقی و حسین رحیمی نیز اعتراض دارند و از مقامات امر خواستار برکناری آنان و برگزاری مجدد انتخابات هستند” (۹). همچنین، خمینیون در شهر ایذه به جان مردم افتادند، به گونه‌ای که استاندار برای میانجیگری وادار به سفر به آن شهر شد (۱۰).

فشارها در شهرهای گوناگون بر اعضای برگزیدۀ شوراها فزونی گرفت. برای نمونه، در شهر ارومیه، محمد فوزی، از اعضای حزب خلق مسلمان (حزبی که چندی پس از آن به علت مخالفت با اصل ولایت فقیه غیر قانونی اعلام شد) وادار به کناره‌گیری از عضویت در شورای شهر شد (۱۱).

بر اثر انواع فشارها و تهدیدها از سوی حزب جمهوری اسلامی و پیروانش، بسیاری از شوراها به دست اعضای آن منحل گشت. سپس رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور هم اعلام کرد: “شوراهای ۲۵ شهر منحل شد” (۱۲). به این ترتیب، همۀ شوراها در سرتاسر کشور منحل گردید. این خبر مربوط به روز پنجم آبان ۱۳۵۸ بود. هشت روز پس از آن، سفارت آمریکا در تهران به اشغال مقلدان خمینی درآمد. در سایۀ این توفان بزرگ و نیز جنگ هشت‌سالۀ خانمان‌برانداز، رویدادهای مربوط به انتخابات نخستین شوراهای شهر و روستا به فراموشی سپرده شد و رهبران جمهوری اسلامی دیگر اشاره‌ای به برگزاری انتخابات تازه برای گزینش شوراها نکردند.

پس از آن روزگار هم مقلدان خمینی در جناحین راست و چپ حکومتی (همان جناح‌هایی که در آن روزگار در حزب جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به گونه‌ای هماهنگ اقدام می‌کردند) به صلاح خود ندیده‌اند تا دربارۀ چنین رویدادهایی کمترین سخنی به زبان بیاورند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی‌نوشت‌ها

۱- “حزب جمهوری اسلامی انتخابات شوراهای شهر را مخدوش اعلام کرد،” اطلاعات، ۲۴ مهر ۱۳۵۸، ص ۲.

۲- “پاسخ وزیر کشور به حزب جمهوری اسلامی”، اطلاعات، ۲۶ مهر ۱۳۵۸، ص ۲.

۳- همان.

۴- “انتخابات ۵ شهر بزرگ،” اطلاعات، ۲۹ مهر ۱۳۵۸، ص ۲.

۵- “دکتر بهشتی: مردم کردستان تجزیه‌طلب نیستند،” اطلاعات، ۲۹ مهر ۱۳۵۸، ص ۲.

۶- روح‌لله خمینی، “اگر صد دفعه انتخابات بشود مردم علما را انتخاب می‌کنند،” کیهان، ۳ آبان ۱۳۵۸، ص ۱.

۷- “خانۀ نایب رئیس شورای شهر بندر عباس را با کوکتل مولوتف با آتش کشیدند،” اطلاعات، ۲ آبان ۱۳۵۸، ص ۳.

۸- “حمله به حوزه‌های رأی‌گیری هشتپر طوالش،” اطلاعات، ۲۱ مهر ۱۳۵۸، ص ۳.

۹- “گروگانگیری در ماکو،” اطلاعات، ۲۴ مهر ۱۳۵۸، ص ۲.

۱۰- “درگیری بر سر انتخابات شورای شهر ایذه”، اطلاعات، ۲۴ مهر ۱۳۵۸، ص ۲.

۱۱- “استعفای دسته‌جمعی،” اطلاعات، ۲۸ مهر ۱۳۵۸، ص ۲.

۱۲- احمد نوربخش، “شوراهای ۲۵ شهر منحل شد،” کیهان، ۵ آبان ۱۳۵۸، ص ۱.

از: گویا


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.