مهارت مهم و موثر آیت الله خامنه ای؛ مین گذاری

دوشنبه, ۱۵ام خرداد, ۱۳۹۶
اندازه قلم متن

آقای خامنه ای در سخنرانی اخیر خود در مورد سیاست ایران در سوریه گفت: می گویند چالش هزینه دارد، سازش هم هزینه دارد

مین گذاری یک تاکتیک ساده و قوی پیشگیری کننده ولی پر از پیامد است. سرعت مین گذاری ۴ برابر سرعت خنثی کردن مین است. مین تا سال ها بعد از جنگ یک کشور را درگیر می کند و قربانی می گیرد. در سیاست هم چنین است.

بگذارید از یک نمونه مشخص مین گذاری شروع کنیم. بهمن ماه ۹۱ آیت الله خامنه ای با صدایی قوی فریاد زد: من انقلابی ام، دیپلمات نیستم. بهار ۹۴ هنگامی که علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران شرحی از مذاکرات محرمانه ایران و آمریکا در عمان داد، مشخص شد همان سال ۹۱ در حالی که دیپلمات های انقلابی مانند سعید جلیلی مخالف بودند، رهبر جمهوری اسلامی مهم ترین حامی مذاکرات دیپلمات محرمانه ایران و آمریکا بوده است. دور علنی مذاکرات ایران و آمریکا درباره برنامه هسته ای از پاییز ۹۲ شروع شد و پس از ۱۸ماه تلاش فشرده به نتیجه رسید، با یک خروجی مشخص: برجام. با فرا رسیدن زمان اجرایی شدن برجام، روش بازی خامنه ای تغییر کرد. او از فاز دیپلمات وارد فاز انقلابی و انقلابی گری شد و بیشترین کارشکنی ها را علیه اجرایی شدن برجام انجام داد.

این کارشکنی ها به بهانه جلوگیری از «نفوذ» دشمن صورت می گرفت. هدف پروژه نفوذ مشخص بود: ناامن نشان دادن ایران برای بازگشت کسانی که از نظر اصولگرایان تندرو مهره دشمن بودند. آنها مهره دشمن نبودند، اغلب رقیب اقتصادی بودند ولی اقتضای پروژه ایجاب می کرد مهره دشمن معرفی شوند. پروژه نفوذ با بازداشت، تهدید، فضاسازی رسانه ای، افشاگری و … همراه و ادبیات خامنه ای پشتوانه آن بوده است.

در این دوران، در حالی که به قاعده معمول باید تمرکز دولت ایران بر توسعه دستاوردهای مثبت ناشی از رفع تحریم ها باشد، با فشار رهبر، «اقتصاد مقاومتی» در کانون تمرکز قرار گرفت که یک طرح پیشگیرانه برای دوران تحریم است. اکنون اقتصاد مقاومتی، ستاد عالی دارد ولی برجام، هیچ قرارگاه یا ستاد بالادستی ندارد.

ذیل این فضاسازی بالادستی، همانگونه که حسن روحانی در مناظره ها اشاره کرد، سپاه با فضاسازی هایی چون نوشتن شعار ضد اسرائیلی روی موشک و نمایش شهر موشکی به کارشکنی ها در مسیر اجرای برجام ادامه داد. حمله مریدان خامنه ای به سفارت عربستان که فضای بازگشت و سرمایه گذاری در ایران را بدتر و بهانه کافی برای رقبای منطقه ای فراهم کرد، یک نمونه دیگر از تاکتیک های ضدبرجام بود. مجموعه این تاکتیک ها را می توان به مین گذاری تعبیر کرد.

مین گذاری های سیاسی معمولا با دوگانه ها یا واژه های ابداعی رهبر شروع می شوند. در تازه ترین نمونه مین گذاری، دوگانه چالش – سازش که او دیروز در سخنرانی اش مطرح کرد، در آینده به یک راهبرد اساسی برای منفعل کردن دیپلماسی روحانی تبدیل خواهد شد، به ویژه اینکه گفت هزینه ایجاد چالش برای دشمن، کمتر از سازش است. در این فضا، انگ «سازش» با دشمن مانند یک «مین والمرا» آماده جهیدن و قربانی کردن مخالفان نظر رهبر است، با خسارت زیاد. این تاکتیک ها، در عمل، دولت مستقر را تبدیل به یک ماشین مین کوب می کند که با سرعت کند و سختی بسیار، می کوشید زمین بازی را مرتب پاکسازی کند تا حامیانش قربانی انفجار نشوند؛ با انرژی و هزینه زیاد.

سیاست مین گذاری تنها معطوف به ایران نیست. مرور سیاست خامنه ای در سوریه، لبنان، عراق، یمن، بحرین و هرجا که دستش برسد، این است که یک میدان مین تولید کند. این میدان مین می تواند یک مرکز کوچک اسلامی با هدف شیعه کردن سنی ها باشد تا یک گروه نظامی بزرگ در حال جنگ. ساده ترین پیامد داخلی این مین گذاری های امنیتی، مذهبی و نظامی در منطقه این است که به گفته هاشمی رفسنجانی، نقش سپاه قدس «وزارت خارجه را از اعمال مسئولیت خودش در حساس ترین نقاطی که به ما مربوط می شود، محروم کرده است» و محمدجواد ظریف، وزیر امورخارجه هم مجبور است برای رفع شایع اختلاف و مخالفت، هر چند وقت یک بار عشق و ارادتش به قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس را علنی ابراز کند.

تاکتیک مین گذاری که سخنرانی دیروز خامنه ای مقدمه شروع دور تازه اش علیه دوران روحانی بود، در طول چهارسال آینده هم ادامه دارد. این تنها مهارت سیاست ورزی و جنگیدن است که رهبر جمهوری اسلامی در آن کاملا با تجربه و ماهر شده و برایش دستاوردهای خوبی داشته؛‌ علی برکت الله.

از: ایران وایر


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.