تحلیل حجاریان از شکل‌گیری و رأی‌اعتماد به کابینه: همه با هم کنار آمدند

سه شنبه, ۳۱ام مرداد, ۱۳۹۶
اندازه قلم متن

«کفگیر به ته دیگ خورده»؛ این توصیف سعید حجاریان از کابینه‌ای است که روحانی به مجلس معرفی کرده است. حجاریان علت این موضوع را در این دو جمله خلاصه کرده است: «نه کسی را باقی گذاشته‌ایم و نه نیرویی تربیت کرده‌ایم». حجاریان در ارزیابی خود از عملکرد فراکسیون امید در جریان رأی‌دادن به کابینه هم به «جماران» گفته است: «من زیاد دنبال نکردم، ولی لابد قول‌هایی به نمایندگان داده شده است. واقعیت این است که همه با هم کنار آمده‌اند؛ مجلس با دولت، فراکسیون‌ها با وزرا، رئیس مجلس با رئیس‌جمهور، بالا با پایین همه با هم کنار آمده‌اند». او درباره اینکه چرا روحانی چنین ترکیبی را به مجلس معرفی کرد، گفت: «بضاعت روحانی در مقطع فعلی در همین حد است، چراکه ما از اول انقلاب تا به امروز کادرسازی نکرده‌ایم، اگر کادرسازی می‌کردیم الان کابینه بهتری داشتیم». حجاریان اضافه کرده: «خود آقای روحانی هم نیرویی بهتر از این وزرای پیشنهادی نداشت، اگر داشت معرفی می‌کرد. مسئله این است که کفگیر به ته دیگ خورده است و نه کسی را باقی گذاشته‌ایم و نه نیرویی تربیت کرده‌ایم». او در پاسخ به این سؤال که آیا عملکرد امروز فراکسیون امید نتیجه عملکرد شورای سیاست‌گذاری نیست، گفته است: «شورای سیاست‌گذاری کاری نمی‌توانست بکند، گزینه دیگری نداشت. خودشان می‌دانند من دخالتی در شورای سیاست‌گذاری ندارم، ولی درمجموع فکر می‌کنم روند آن باید کمی اصلاح شود».

مشکل کادرسازی
شاید مهم‌ترین سخن حجاریان در این گفت‌وگوی کوتاه، تأکید او بر «کادرسازی» باشد؛ مهمی که اتفاق نیفتاده، نیرویی تربیت نشده و در بزنگاه‌هایی مثل معرفی اعضای کابینه یا تکمیل یا ترمیم بدنه مدیریتی، چهره‌هایی معرفی می‌شوند و پا به عرصه می‌گذارند که نه‌تنها معرف اصلاح‌طلبی نیستند، بلکه افکار عمومی را هم نمی‌توانند قانع کنند. نگاهی به سن کابینه و سن بدنه مدیریتی در کشور هم گویای درجازدن و کادرنساختن است. شاید آخرین تجربه اصلاح‌طلبان در ساختن بدنه اجتماعی و مدیریتی، عمر دولت‌های اصلاحات باشد؛ ذخیره‌ای که جریان اصلاحات در هر انتخابات هنوز هم به آن ناخنک می‌زند و در توجیه گزینه‌هایی که برای هر انتخابات یا سمت معرفی می‌کند، گفته می‌شود فلانی جزء مدیران دوره اصلاحات است. این همان کادرنساختن از نیروهای اجتماعی است که همواره پایبندی خود را به جریان اصلاحات با نوع رأی خود نشان داده است؛ نیروهایی که در دوره احمدی‌نژاد فارغ از نوع برخوردهایی که صورت گرفت، اما از سوی احزابی هم که مجوز فعالیت داشتند، رها شدند. این فرصت در دولت اول روحانی هم از دست رفت. با آنکه تشکل‌های سیاسی جدیدی در این دوره مجوز فعالیت گرفتند، اما تربیت نیروی سازمانی که بعدا بتوان آن را به بدنه قدرت وارد کرد، جزء برنامه‌های جریان اصلاحات نبوده است. خلأ این موضوع آن‌قدر جدی است که سعید حجاریان در میانه‌های سال ٩۶ به هر بهانه‌ای بر آن تأکید می‌کند. او چندی پیش در نامه‌اش به بچه‌های حزب اتحاد در نازی‌آباد هم همین نکته را گوشزد کرده بود. حجاریان در بخشی از آن نامه آورده بود: «نازی‌آباد محله‌ای است کارگری و رهبران محلی نقش مهمی در هدایت و سازماندهی اقشار کارگری به‌عهده دارند که اگر حزب نازی‌آباد بتواند از این رهبران محلی تبعیت کند بار سنگینی را برداشته است. در پایان یادآور می‌شوم که تشکیل جلسات کتاب‌خوانی و سخنرانی و آموزش دانش سیاسی و انتقال تجربیات سینه‌به‌سینه که دورکردن ما از فضای مجازی را به دنبال دارد از جمله ضرورت‌هایی است که به مرور اعضای پایه را به کادرهای حرفه‌ای حزبی تبدیل می‌کند و به‌هیچ‌وجه نباید آن را نادیده بگیرید».

جای خالی احزاب
فعالیت حزبی و سازمانی، رفتار سازمانی را در پی دارد. آنچه در جریان رأی ‌اعتماد به کابینه دوازدهم دیده نشد، همه از لابی‌های فردی و زدوبندها حرف زدند و در نتیجه ورود نیروهایی که یا سازمانی وارد مجلس نشده‌اند یا اگر در حزب و گروهی بوده‌اند، تحت تربیت حزبی قرار نگرفته‌اند، رفتار فراکسیونی می‌شود که نتوانسته در برخی بزنگاه‌ها افکار عمومی را قانع کند. ناصر ایمانی، فعال اصولگرایی است که البته نسبت خویشاوندی هم با حجاریان دارد. او در مصاحبه‌ای با ایرنا، به نقل از حجاریان درباره فراکسیون امید گفته بود: «… ایشان می‌گفت اعضای فراکسیون امید می‌توانستند خیلی بیشتر از آن چیزی که تاکنون از خود نشان داده‌اند تأثیرگذار و مفید باشند، حتی اگر تعداد آنها کمتر از رقم موجود بود. حجاریان می‌گفت سازماندهی و تشکیلات فراکسیون امید ضعف دارد».

حجاریان پیش‌تر هم در مصاحبه‌ای درباره «سیاست‌ورزی» در ایران تلویحا همین موضوع را مورد اشاره قرار داده و گفته بود: «به دلیل حاکم‌بودن شرایط ناهنجار در ایران، سیاست همواره ناپایدار و پیش‌بینی‌ناپذیر است. حتی اگر شخصی علم سیاست را هم بداند، قادر به پیش‌بینی شرایط و طراحی نقشه موفقیت نیست. در جامعه‌ای که سازمان‌ها و نهادهای سیاسی وجود دارند و هنجار‌ها، ارزش‌ها و سازوکارها دقیق عمل می‌کنند و دموکراسی فعال است، امور هم قابل پیش‌بینی و سیاست هم حرفه‌ای است. در بستر سیاست حرفه‌ای، تصمیم‌گیری‌ها کاملا کارشناسی‌شده اتخاذ می‌شوند؛ مثلا در کشورهای راقیه برای چگونگی حضور در انتخابات نظرسنجی انجام می‌گیرد و بررسی می‌شود که در چه مواردی باید سرمایه‌گذاری صورت گیرد و چه صحبت‌هایی ردوبدل شود و درکل چه اقداماتی انجام شود. هرکدام از این تصمیم‌گیری‌ها را یک بخش مجزا انجام می‌دهد. به همین علت است که در انتخابات با ظرایف زیادی مواجه می‌شویم و می‌بینیم ماه‌ها سیاست‌مداران حرفه‌ای گویی که در حال بازی شطرنج هستند، مدام مهره‌ها را جابه‌جا می‌کنند و برای پیروزی در انتخابات برنامه‌ریزی می‌کنند، اما در ایران همه‌چیز یک‌هفته‌ای تمام می‌شود و این موضوع به آن معناست که ما هنوز برای امر سیاست طراحی نداریم».

او در همین مصاحبه به موضوع سن چهره‌های سیاسی در ایران هم اشاره کرده و گفته بود: «وقتی شرایط هرج‌ومرج حاکم است و اوضاع مثل یک بازار سیاه و آشفته‌بازار می‌ماند، کار یک فرد بی‌سواد بالا می‌گیرد، اما یک دکتر اقتصاد نمی‌تواند کار کند. در اینجا نتیجه یک کار، کارشناسی‌شده تضمین‌شده نیست. معلوم نیست که پیش‌بینی کارشناسی شما درست از کار درآید. در چنین شرایطی انگیزه‌ای برای سیاست‌ورزی حرفه‌ای وجود ندارد. اصلا آماتور در لغت به معنای نابالغ است و ما در ایران پیرمردهای نابالغ سیاسی زیاد داریم… . وقتی در مسیر علم سیاست حرکت کنیم و به سمت اندیشه سیاسی برویم، وارد دنیای تازه و جذابی می‌شویم. در دنیای غرب بسیاری از افراد میان نظر و عمل پیوند برقرار می‌کنند؛ هم تحصیل آکادمیک می‌کنند، هم در احزاب هستند و سال‌ها سیاست‌ورزی حرفه‌ای می‌کنند و هم سال‌ها در دولت کار می‌کنند».
خطر حذف

حجاریان در همین گفت‌وگو تیر خلاص را هم زده و گفته بود: «تا در عرصه سیاست شما احساس نکنید که خطر حذفتان جدی است و بقای سیاسی‌تان را در خطر نبینید، به سمت حرفه‌ای‌شدن حرکت نمی‌کنید… و البته برای کسانی که در سیاست به‌جای پله‌ها از آسانسور بالا می‌آیند و به این شکل، مدارج سیاسی را طی می‌کنند، پذیرش ضرورت حرفه‌ای‌شدن، بسیار سخت است». حرفه‌ای‌شدن و کادرسازی، برای نخوردن کفگیر به ته دیگ از ضرورت‌هایی است که رئوس جریان اصلاحات هنوز به ضرورت آن پی نبرده. هنوز هم در بر پاشنه برخی چهره‌ها و اسامی می‌چرخد. احزاب متعددی شکل می‌گیرند، ارکان خود را تشکیل می‌دهند، شاخه‌های استانی و…، اما از دل این فعالیت‌ها تاکنون نیروهایی تربیت نشده‌اند که بتوانند در بزنگاه‌ها عرضه شوند.

از: شرق


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.