فرامرز دادرس: سقوط جمهوری اسلامی به توان دفاعی ربطی ندارد

شنبه, ۱۵ام مهر, ۱۳۹۶
اندازه قلم متن


دماوند- مانی تهرانی: دونالد جی ترامپ در حالی به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده انتخاب شد که اصلی ترین شعار سیاست خارجی اش پاره کردن توافقنامه اتمی میان ایران و شش قدرت جهانی موسوم به برجام بود. او در طول ماههای گذشته به رغم سر و صدای فراوان هیچ گام عملی علیه برجام برنداشته است. ده روز دیگر موعد تأیید پایبندی ایران به برجام و امضاء ادامه تعلیق تحریمهای هسته ای این کشور توسط رئیس جمهور آمریکا است و بر اساس اطلاعاتی که به رسانه ها درز کرده به نظر می آید آقای ترامپ این بار قصد ندارد پایبندی ایران را تأیید کند تا ایران دستکم ناچار شود به منظور بازنگری برجام دوباره پای میز مذاکره بنشیند. اقدامی که احتمال همراهی نمایندگان کنگره آمریکا با آن وجود دارد و در مقابل اروپایی ها به شدت با هر حرکتی که موجب بر هم خوردن برجام شود، مخالف هستند. ناظران می گویند اگر برجام به بن بست برسد، مسیر تقابل خشن هموار می شود، زیرا بدون همراهی اروپا و چین و روسیه حتی بازگشت به اجماع برای تحریم بین المللی علیه ایران هم غیر ممکن است. از سوی دیگر مسئله ای که امکان و احتمال حمله نظامی به ایران را پیچیده می کند، تفاوتهای این کشور با افغانستان و عراق و لیبی است. از سالهای دور هر از گاهی کاخ سفید به جمهوری اسلامی هشدار می دهد که گزینه نظامی به عنوان یکی از گزینه ها همیشه روی میز است.

چند و چون این گزینه را با “فرامرز دادرس” کارشناس مسائل نظامی و امنیتی مقیم پاریس در میان گذاشته ام که می خوانید.

*قدرت آمریکا در دیپلماسی نرمی است که آقای اوباما به وسیله آن جمهوری اسلامی را به پای میز مذاکره کشاند و یا نیروی نظامی برتری است که آقای بوش پسر به کمک آن دو کشور افغانستان و عراق را تصرف کرد؟

آمریکا قدرت برتر نظامی جهان است، اما در مورد نحوه اجرای این قدرت بحث و جدل وجود دارد. آقای اوباما از این قدرت ایالات متحده به خوبی بهره گرفت و با اصول دمکراتیک پیش رفت، در حالیکه آقای ترامپ بیشتر به دنبال هیاهو و جنجال است که باعث بروز نابسامانی هایی در جهان شده. به عنوان مثال مشکل کره شمالی در دوره آقای اوباما به این صورت حاد نبود. قدرت آمریکا از بخشهای نظامی، سیاسی، اقتصادی و تکنولوژی تشکیل شده است. دیپلماسی اوباما و هم پیمانانش برنامه هسته ای ایران را مهار کرد و توانست جمهوری اسلامی را به پای میز مذاکره بکشاند، اما جنجال و هیاهو و تهدیدات ترامپ به بحرانهای خاورمیانه و شبه جزیره کره دامن زده است.

*چه عاملی می تواند پتانسیل بزرگترین نیروی نظامی جهان را به حالت بالفعل درآورد؟

بله آمریکا از نظر بودجه نظامی بزرگترین ارتش جهان را دارد.

*این برتری روی کاغذ تا چه اندازه در عمل اجرایی شده؟

پیاده کردن این قدرت در عمل دشوار است، زیرا آمریکا گرفتاریها ومشکلات دیگری هم دارد. برای همین امروز کره شمالی رجزخوانی می کند و آمریکا هم عملأ قادر نیست واکنش مناسب نشان دهد.

*اتفاقأ مخالفان باراک اوباما می گویند رجزخوانی کره شمالی نتیجه سیاستهای منفعلانه دوران او است و اگر سیاست جورج دبلیو بوش ادامه پیدا کرده بود کره شمالی به این جرأت و جسارت دست پیدا نمی کرد.

خیر. سیاست جورج دبلیو بوش همین سیاست ترامپ است و احتمال درگیری نظامی در شبه جزیره کره را افزایش می دهد. کره شمالی با دو قدرت اتمی چین و روسیه مرز مشترک دارد و چنین رویارویی خطرناکی به معنی آغاز جنگ سوم جهانی است. اوباما با هوشیاری و استفاده از دیپلماسی نرم تا حد زیادی کره شمالی را در اختیار گرفته بود و مهار کرده بود، اما الان این شرایط تغییر کرده.

*بعد از حادثه یازده سپتامبر و در جریان دو جنگ افغانستان و عراق از ارتش آمریکا به عنوان نیروی آزادی بخش یاد می شد، در حالیکه امروز دستکم بخشی از افکار عمومی همان کشور ارتش آمریکا را نیروی متجاوز می خوانند. در طول این سالها چه تغییراتی به این چرخش منجر شده؟

لقب ارتش آزادی بخش ساخته غولهای رسانه ای آمریکا بود. این چهره در دوران درگیریهای جنگ ویتنام رنگ باخت و پس از آن ارتش آمریکا در بالکان، شمال آفریقا و خاورمیانه چهره محبوب، انساندوست و منادی حقوق بشر ندارد و نیروی متجاوز محسوب می شود. در مقابل روسها توانستند در جریان جنگ با داعش در میان کشورهای عربی و مسلمان و حتی نزد جمهوری اسلامی محبوبیت کسب کنند. آمریکا در جریان جنگ دوم جهانی، جهان را از دست نازیسم هیتلری نجات داد، اما پس از آن رفته رفته این سمبل و نماد آمریکا شکسته شد.

*بعد از یازده سپتامبر هم افغانستان را از سلطه طالبان و عراق را از دیکتاتوری صدام نجات داد.

طالبان در افغانستان توسط سازمانهای اطلاعاتی غربی مثل سیا با همکاری پاکستان و بودجه کشورهای عربی مثل عربستان سعودی علیه کمونیسم اتحاد جماهیر شوروی در منطقه ساخته شده بود. بنابراین روزی که آمریکا به جنگ ساخته دست خودش رفت نمی توان از ارتش آمریکا به عنوان آزادی بخش و عامل دمکراسی یاد کرد. بعد از گذشت شانزده سال از حمله آمریکا به افغانستان همچنان در این کشور سنگ روی سنگ بند نیست و مردم افغانستان رنگ آرامش، صلح و امنیت را ندیده اند. آمریکا در افغانستان شکست خورده و برای خروج از بحران می خواهد شرکتهای خصوصی را وارد ماجرا کند. در عراق هم هرچند صدام -مثل قذافی در لیبی- دیکتاتور بود، اما کشور در هرج و مرج به سر نمی برد و امنیت و آرامش نسبی در آنها برقرار بود. از زمان سرنگونی صدام تا امروز بیش از صد هزار غیر نظامی عراقی کشته شده اند. امروز هم که بحث تجزیه عراق مطرح شده. یعنی حمله آمریکا: دمکراسی، امنیت، آرامش، رشد اقتصادی و هیچ دستآوردی برای مردم عراق ندشته و عراقی ها هر آنچه را هم که داشتند از دست داده اند.

*به عقیده بسیاری از ناظران -و اعتراف مقامات نظامی و امنیتی ایران- سیاست جمهوری اسلامی بود که عراق به وضع فعلی دچار شود تا آمریکا نتواند مدل دمکراتیک مورد نظر خود در منطقه را بسازد و سیاست خاورمیانه بزرگ به شکست بیانجامد.

بله جمهوری اسلامی از این فرصت استفاده کرد. آقای هاشمی رفسنجانی در جلد آخر کتاب خاطراتش نوشته آمریکا دو دشمن سرسخت ما را از بین برد. ایران توانست از موقعیت هرج و مرج عراق و افغانستان به خوبی استفاده کند و خصوصأ در عراق نفوذ خود را به حدی گسترش داد که تا امروز هم این نفوذ ادامه دارد و دیگر به سادگی شرایط قابل تغییر نیست. هرچند در ابتدا نیروهای جمهوری اسلامی در عراق علیه نیروهای آمریکایی توطئه کردند، اما در سالهای بعد میان سپاه پاسداران و ارتش آمریکا فضای همکاری شکل گرفت که تا امروز هم ادامه دارد.

*بعد از حادثه تروریستی مترو لندن آقای ترامپ با عصبانیت گفت که باید نسبت به اینها (مسلمانان) بی رحم باشیم، از سویی اعلام کرد که دولت جدید آمریکا موفق شده ضربات سنگینی به گروه دولت اسلامی وارد کند. طرح محدودیت ویزا برای اتباع شش کشور مسلمان هم در راستای همین نگاه است، فکر می کنید استراتژی آقای ترامپ برای مقابله با تروریسم تا چه اندازه به واقعیات آمریکا و جهان نزدیک است؟

این حرفها شعارهای تبلیغاتی آقای ترامپ است که در زمان انتخابات هم می گفت. اگر از نظر آقای ترامپ مسلمانان تروریست هستند چرا او با کویت و عربستان قراردادهای تجاری میلیارد دلاری امضاء می کند، ایران در وقایع یازده سپتامبر نقشی نداشته، از آن شانزده تروریست، چهارده تن عربستانی بودند. به همین دلیل هم از زمان جورج دبلیو بوش ۲۸ صفحه از گزارش حادثه یازده سپتامبر را در زیرزمین کنگره آمریکا مدفون کرده اند و اجازه نمی دهند منتشر شود. تروریست خواندن مسلمانان و کشورهای اسلامی اشتباه است. تروریستهای اسلامی تنها خوانشی رادیکال از اسلام هستند. پیدایش داعش هم محصول اشتباه آمریکا بود، زیرا بعد از حمله به عراق ارتش بعث و سازمان استغفارات این کشور را به کلی منحل و بدنه اصلی پرسنل آن را اخراج کردند. حتی ژنرال جان برنر که برای مدتی فرماندهی نیروهای آمریکایی در عراق را بر عهده داشت، اعلام کرد این سیاست یک اشتباه استراتژیک بوده است.

*بنابراین به نظر شما هدف آقای ترامپ از این حرفها و اقدامات چیست؟

آقای ترامپ تاریخ نخوانده و تحصیلات عالیه سیاسی ندارد. او در رشته تجارت مدرک کارشناسی گرفته و دو سال هم در کالج نظامی درس خوانده، حتی وارد ارتش هم نشده. همانطور که در سفر به کشورهای عربی دیده شد او قادر است قراردادهای بزرگ تجاری در زمینه تسلیحات و نفت و گاز امضاء کند، در واقع او یک فروشنده خوب است و می تواند مدیر یک شرکت تجاری سودآور باشد.

*این به معنی داشتن زبان تعامل و امکان توافق با دیگر کشورها است؟

بله از نظر اقتصادی آقای ترامپ بهترین گزینه است و می تواند پول و سرمایه را از کشورهای دیگر به داخل خاک آمریکا جذب کند و کشور را از ورشکستگی اقتصادی نجات دهد، اما اگر این نوع سیاست ورزی آمریکا را در جنگی دیگر درگیر کند خسارت بار خواهد بود.

*رکس تیلرسون گفت سیاست جدید آمریکا تغییر رژیم در ایران است، آقای ترامپ هم از تغییر استراتژی و افزایش فشار بر ایران می گوید. ترجمه عملی این حرفها چیست و اگر تنشها افزایش پیدا کند، آیا آمریکا برای حمله نظامی به ایران انگیزه و توان کافی دارد؟

جمهوری اسلامی در برابر نیروی نظامی آمریکا توان مقاومت ندارد. آقای تیلرسون سیاست تغییر رژیم در ایران را به تغییر از داخل کشور مشروط کرده، بنابراین منظورش حمله نظامی نبوده و اپوزیسیون خارج نشین نباید امیدوار شود که در ایران به قدرت خواهد رسید. جمهوری اسلامی در برابر کشورهای غربی از دوگانگی درونی خود سوء استفاده می کند و آمریکا پیش از ترامپ هم این موضوع را پذیرفته بود که در حکومت ایران دو قدرت وجود دارد و اینها با هم اختلاف دارند وغیره. گزینه نظامی همواره روی میز کاخ سفید بوده و هست، اما استراتژی جدید آمریکا افزایش فشار بر ایران است. آقای تیلرسون رئیس چند شرکت بزرگ نفتی (از جمله اکسون موبیل) بوده و در معامله و تجارت عملگرا است. در نهایت مذاکره مستقیم ایران و آمریکا به سود هر دو کشور است. از زمان رونالد ریگان تا امروز همواره گزینه نظامی رو یا زیر میز کاخ سفید بوده، اما در حال حاضر حنگی علیه ایران قابل پیش بینی نیست، زیرا منطقه در آتش خواهد سوخت و فضای کنونی جامعه جهانی پذیرای آن نیست..

*سردار حاجی زاده مسئول پدافند هوایی ایران اعلام کرده که جمهوری اسلامی موفق شده به ستاد فرماندهی ارتش آمریکا در منطقه نفوذ کند، پیشتر هم او از کشف و شکار هواپیماها و پهبادهای آمریکایی توسط رادارهای ایرانی خبر داده بود. آمادگی ایران برای درگیری نظامی تا چه اندازه واقعیت دارد و یا یک جنگ روانی تبلیغاتی است؟

بله رادارها در آسمان ایران پهبادهای آمریکایی را کشف و شکار کرده اند، اما اینکه او به عنوان مسئول هوا فضای نیروی هوایی کشور گفته ما در ستاد فرماندهی آمریکا نفوذ کرده ایم، جای بحث دارد. نفوذ یک کار اطلاعاتی است و به هوا فضا ربطی ندارد و بنابراین خارج از حیطه اختیارات و مسئولیت ایشان است. از این نظر حتی باید حاجی زاده ها را به جرم عدم رعایت اصول حفاظتی از کار برکنار کنند، زیرا با این حرف نشانی داده که ایران به کجا نفوذ کرده. نفوذ اطلاعاتی جزو اسرار نظامی کشور است.

*ظاهرآ به منظور عملکرد جامع و سریع، مدیریت کلان تمام بخشهای نظامی و امنیتی در قرارگاهی یکجا اداره می شود.

اگر چنین قرارگاهی وجود داشته باشد، اصولأ باید یک متخصص اطلاعاتی در رأس آن قرار بگیرد. اگر ایشان مسئول آن قرارگاه باشد که طبعأ زیاده گویی و شعار و تبلیغاتی بیش نیست. اصولأ و در همه کشورها چنین نفوذهایی اگرهم انجام بشود، بازگو نمی شود تا به اصطلاح دشمن هوشیار نشود. این گفتار سطح پایین فقط در جموری اسلامی شنیده می شود و نشان می دهد که این افراد کار خودشان را هم بلد نیستند.

*یعنی این گفته ها مصرف داخلی دارد؟

بله حتمأ همینطور است. منتها برای مصرف داخلی هم مناسب نیست، زیرا با وجود شبکه های اجتماعی مردم امروز مثل مردم پنجاه سال پیش نیستند و دیگر در دهات دور افتاده ایران هم کسی چنین ادعاهایی را باور نمی کند. جمهوری اسلامی بر روی دو نیروی خود خیلی حساب کرده و تاریخ هم نشان داده که کشورهای غربی، اعراب و اسرائیل از این دو نیرو هراس و نگرانی دارند. یکی قدرت موشکهای دور برد و با توان تخریب زیاد است (البته دقت این موشکها زیاد نیست) دوم کمکهای جمهوری اسلامی تحت عنوان کمک به نیروهای آزادی بخش در سراسر جهان. شاید در ابتدا واقعأ هدف جمهوری اسلامی کمک به نهضتهای آزادی بخش بوده، اما به مرور زمان و در پی ارتباط با گروههای چریکی ناراضی از سیاستهای اسرائیل و آمریکا -که در کشورهای منطقه فراوان هستند- جمهوری اسلامی توانسته گروههای تروریستی تشکیل دهد که هر موقع اراده کنند می توانند در خاورمیانه أشوب به پا کنند و نمونه های آن را هم در یمن، سوریه، لبنان و عراق دیده ایم و حتی در آفریقا هم نفوذ کرده اند. بنابراین در صورت بروز جنگ احتمالی هرچند از نظر قوای نظامی ایران در برابر ارتش آمریکا بیش از چند روز توان ایستادگی ندارد، اما جمهوری اسلامی برای جنگ نا متعارف و نا متقارن برنامه دارد. مثلأ در سی استان کشور سی سپاه مستقل و دارای اختیار و آزادی عمل درست کرده. این دفاع نا متعارف در خاک ایران محدود نخواهد ماند و از ابزار تروریسم در سطح خاورمیانه استفاده خواهد کرد. از جمله در عراق گروه حشدالشعبی با صد هزار نیرو، در لبنان گروه حزب الله با ده هزار نیروی زبده که شش سال است در جنگ سوریه کار آزموده شده. اینها می توانند منافع آمریکا در منطقه را به خطر بیاندازند.

*این دو نیرو به حدی بازدارنده است که ایران را به سرزمین غیر قابل حمله تبدیل کرده؟

این نیروها هنوز در عمل امتحان پس نداده تا بدانیم چقدر بازدارنده است، من اینها را قدرتهای انتقام جویانه می نامم. مثلأ احتمال دارد در آخرین فرصتها هزاران موشک به سمت اسرائیل و پایگاههای آمریکا در منطقه و کشورهای عربی پرتاب کنند. به هر حال نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی ضعیف تر از داعش و القاعده نیستند و می توانند عملیات وسیع انتقام جویانه انجام دهند. البته این عملیاتها ممکن است پس از ساقط شدن جمهوری اسلامی صورت گیرد، زیرا معلوم نیست ارتش آمریکا فرصت چنین تحرکاتی را به جمهوری اسلامی بدهد. در چنین جنگی بیشتر پرستیژ آمریکا در خطر است. مثلأ اگر قایق تندرو سپاه با مواد منفجره به ناو آمریکایی حمله کند، پرستیژ آمریکا در جهان از بین می رود. در چنین جنگی احتمالأ اروپایی ها با آمریکا همراه نخواهند شد. ده روز دیگر موعد تأیید تعهد ایران به برجام و ادامه تعلیق تحریمها توسط ترامپ است و مقامات اروپایی در مورد احتمال خروج آمریکا از برجام هشدار داده اند.

*در صورت بروز درگیری نقش روسیه و چین چه خواهد بود؟

روسیه و چین شریک سیاسی و تجاری ایران هستند و میلیاردها دلار در ایران سرمایه دارند، بنابراین از امنیت جایی که در آن سرمایه گذاری کرده اند حفاظت خواهند کرد و بدون موافقت این دو کشور آمریکا امکان حمله به ایران را ندارد، زیرا خواه ناخواه پای این کشورها نیز به میان کشیده خواهد شد. حتی در زمان حمله آمریکا به عراق هم موافقت روسیه جلب شد، زیرا هفتاد درصد سلاحهای عراق را روسها تأمین می کردند. کره شمالی مترسک چین و روسیه است که به وسیله آن آمریکا را آزار می دهند.

*خانم نیکی هیلی نماینده ایران در سازمان ملل متحد از یوکیو آمانو رئیس آژانس بین المللی انرژی خواسته تا برای بازرسی از مراکز نظامی ایران به مقامات جمهوری اسلامی فشار بیاورد. ایران می گوید برنامه موشکی اش دفاعی و غیر قابل مذاکره است. همزمان این برنامه نظامی به مصونیت و استحکام جمهوری اسلامی کمک می کند. از نگاه حقوق بشری و میهن پرستانه و برای شهروندان ایرانی سود و زیان این موشکها چیست؟

همه بخشهای ارتش ایران بسیار ضعیف و فرسوده شده. البته نیروهای ایران در پی جنگ عراق و جنگهای منطقه ای به نیروی زبده تبدیل شده اند. ایران برای جبران ضعف نظامی اش به موشک سازی روی آورد که به تکنولوژی پایین تر و نیروی انسانی کمتر و در نتیجه مخارج کمتری نیاز دارد. در دهه های پنجاه و شصت میلادی چین و شوروی و کره شمالی ضعف نظامی خود در برابر غرب را با موشکهای دور برد و سنگین بعلاوه سلاح اتمی جبران کردند. جمهوری اسلامی هم به سیاست سابق این کشورها بازگشته، با این تفاوت که نتوانست به سلاح اتمی دست پیدا کند. استمرار جمهوری اسلامی به ساخت موشک و پرورش تروریست وابسته نیست. اینکه اپوزیسیون نشسته باشد تا قدرتهای غربی جمهوری اسلامی را بردارند، اشتباه محض است، اینها محمدرضا شاه نیستند. سقوط این رژیم به دست مردم ایران خواهد بود و به توان دفاعی ربطی ندارد. همانطور که اتحاد جماهیر شوروی ابر قدرت جهانی مجهز به سلاح اتمی نتوانست در مقابل مردم بایستد و در سال ۱۹۹۰ از درون فروپاشید و سقوط کرد. مردم ایران هم اگر روزی به پا خیزند، در برابر آنها حتی سلاح اتمی هم کارساز نخواهد بود.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.