اعتراضات جهش یافته و راهکارهاى عقب مانده

چهارشنبه, ۱۳ام دی, ۱۳۹۶
اندازه قلم متن

اعتراضات در استان مازنداران

شش روز از آغاز اعتراضات سراسرى در ایران گذشت! گزاره خبریى که تا چند روز قبل چندان نزدیک به ذهن و واقعى بنظر نمى رسید. درست زمانیکه از صدر تا ذیل حاکمیت جمهورى اسلامى، ایران را جزیره ثبات و آرامش در منطقه پرآشوب خاورمیانه معرفى مى کردند و سرمست از اعلام شکست داعش به آن فخر مى فروختند روز پنج شنبه گذشته تجمع مردم مشهد (که برخى احمدعلم الهدى نماینده تندرو ولى فقیه در خراسان رضوى را پشت پرده آن مى دانند) سرآغاز حرکت هاى اعتراضى مردم خسته از بازى هاى جناحى و ناامید از اصلاحات سیاسى و اقتصادى شد و به سرعت از شعارهاى معیشتى و ضد دولت به شعارهاى ساختارشکنانه و نشانه گیرى راس هرم قدرت سیاسى در ایران تغییر فاز داد و در یک چشم برهم زدن همچون زبانه کشیدن ناگهانى شعله هاى آتش در مواجه با موادآتش زا، گستره جغرافیایی به وسعت سراسر ایران پیدا کرد.

همزمانى و همزبانى این حرکت‌ها از نظر ماهیت، شکل رفتار و نوع شعار‌ها در شهرهاى مختلف با اینکه از رهبرى منسجم و استراتژى واحدى پیروى نمى کنند به مدد وجود شبکه هاى اجتماعى و تکنولوژى هاى نوین، امر چندان دور از ذهنى نیست اما گستردگى جغرافیایی آن تنها با حرکت هاى منجر به شکل گیرى انقلاب ۵٧ قابل قیاس است مسئله عجیب و غافل گیرکننده اى که بنظر تا این لحظه سردرگمى خاصى در نحوه مواجه با آن را در مجموعه حاکمیت ایجاد نموده است.

در روزهاى گذشته در فضاى مجازى و مخصوصا رسانه هاى خارج از ایران گزارش‌ها، تحلیل‌ها و اظهارنظرهاى متفاوت و متنوعى درباره علل بروز اعتراضات، خواستگاه اجتماعى معترضین، پایگاه و طبقه اجتماعى و اهداف آن‌ها منتشر شده است که گا‌ها متناقض هم بوده‌اند و براى تائید یا رد آن‌ها به تحقیقات می‌دانى و شرایط آرام ترى نیاز داریم اما با وجود این، اطلاعات توصیفى و بى نیاز از تحلیل و برآورد می‌دانى هم وجود دارند که صرفا با مشاهده ویدیوهاى اینترنتى مى توان در مورد آن‌ها قضاوت نزدیک به یقین داشت. واقعیتى که نشانگر ظهور گونه جدیدى از معترضین سیاسى است که در دنیاى به شدت دگرگون شده سالهاى اخیر نشانه نوعى جهش یا اصطلاحا موتاسیون است که مى تواند باعث برهم زدن معادلات و پیش بینى هاى حاکمان و حتى تحلیل گران سیاسى شود.

مهم‌ترین ویژگى، بروز نوعى رفتارهاى خشن و کاملا هیجانى در جوانانى است که سن زیادى هم ندارند و در تظاهرات در حال حمله به اموال دولتى-عمومى و حتى آتش زدن اموال شخصى نظیر خودرو‌ها دیده مى شوند که در نگاه اول برخى بازى هاى کامپیوترى و فیلم هاى سینمایى را تداعى مى کنند. در حرکت هاى اعتراضى سالهاى گذشته ابتدا به ساکن و در گام اول معترضان دست به اقدامات تخریبى نمى زدند و معمولا در واکنش به نیروهاى امنیتى و پس از سرکوب بود که خشم ایجاد شده بصورت حمله به مراکز دولتى و نظایر آن بروز مى یافت اما در جریان حرکت هاى اخیر، مساجد، تکایا و حوزه هاى علمیه که بصورت سنتى نمادى از مذهب رسمى کشور و معمولا حائز احترام هستند نیز از حمله خشمگینانه معترضین در امان نماندند و مى توان حتى تصور کرد که هدف هاى از پیش تعیین شده بوده‌اند. البته واضح است که نوعى همانند پندارى این مراکز با حاکمیت و آسانى دسترسی در نوع این انتخاب‌ها بى تأثیر نبوده است.

ویژگى مهم دیگر نوعى هماورد طلبى و رویارویى مستقیم با نیروهاى انتظامى و اصطلاحا از میان رفتن ترس است که واضح‌ترین آن سردادن شعار مرگ بر خامنه اى توسط یک بانوى شجاع بصورت رو در رو با نیروهاى امنیتى و یا بر چوب کردن روسرى توسط یک دختر نوجوان* در انظار عمومى بود که هر دو نشانه عبور علنى از ارزش‌ها و خط هاى قرمز نظام موجود هستند. نکته مهم دیگر حمله به پاسگاه هاى نیروى انتظامى است که مى توان آن را نوعى تمایل براى بدست آوردن اسلحه و مهمات جنگى تلقى کرد. در ویدیوهاى منتشرشده شب گذشته صحنه هایى از تقابل مسلحانه و تبادل آتش در مقابل مقر اصلى نیروى انتظامى شهرستان قهدریجان در استان اصفهان منتشر شد که در صورت تائید صحت آن‌ها مى توان گفت این اعتراضات به سرعت در حال تبدیل شدن به یک جنگ شهرى است که نمونه مشابه آن جز در وقایع سال شصت و یا مناطق کردنشین وجود نداشته است. امرى که در صورت وقوع با توجه به خشم فروخورده سالیان گذشته گروهاى مختلف مردم و شکاف هاى وسیع و عمیق طبقاتى، اجتماعى و قومى و همچنین تخاصم منطقه اى ایجاد شده و استراتژى جدید آمریکا به رهبرى ترامپ در حمایت از تغییر رژیم، آینده مبهمى را در برابر همبستگى سرزمینى ایران قرار خواهد داد.

مى توان فاکتورهاى متعدد دیگرى مانند چابکى در جابجایى، تجمع در گروهاى کوچک به جاى جمع هاى بزرگ که کنترل و سرکوب آن‌ها را به شدت سخت خواهد کرد و یا بى توجهى به استدلال و دعوت به آرامش گروهاى مرجع اجتماعى را بر لیست شگفت انگیز و متفاوت بودن حرکت هاى اخیر افزود اما بنظر نگارنده همین عوامل برای اثبات جهش در روش و شیوه اعتراض و پیدایش نسل جدیدى از معترضین که خشم و خستگى از ساختار و نفرت از ارزش هاى تحمیلى نظام جمهورى اسلامى بارز‌ترین نمودهاى آن هستند، کفایت مى کند.

در چنین حال و هوائى که تمام علائم در داخل و خارج کشور نشان از بروز پدیده اى کاملا جدید و متفاوت دارد متاسفانه مسئولان جمهورى اسلامى همچون گذشته استراتژى دشمن محور، دسیسه پندارى خارجى و عدم پذیرش اشتباهات فاحش خود در اداره کشور را سرلوحه مواجه با معترضان قرار داده‌اند. اگرچه تا لحظه انتشار این یاداشت هنوز موضع گیرى رسمى از سوى رهبرى نظام اعلام نشده است اما با توجه به سوابق امر و اینکه سبک حکومت دارى دشمن محور و عدم پاسخگو بودن ولى فقیه، اساس منظومه فکرى آقاى خامنه اى را تشکیل مى دهد بعید است که شاهد اظهار نظر غافل گیرکننده و یا رویکردى متفاوت از آنچه که در روزهاى اخیر از سوى مقامات ارشد و مخصوصا رئیس جمهور اتخاذ شده است، از سوى او باشیم. آقاى روحانى در حالى از به رسمیت شناختن حق اعتراض در جمهورى اسلامى سخن به میان آورده است که اصل آزادى برگزارى تجمعات و راهپیمایى شامل حتى منتقدان درون خود نظام هم نمى شود و عملا امکان صدور مجوز براى گردهمایى مخالفان سیاسى وجود ندارد و اى بسا اگر همین یک حق از ابتداى انقلاب و شکل گیرى نظام اسلامى عملى مى شد اینگونه کشور به بیراهه نمى رفت! یا از سوى دیگر درحالیکه اعتراضات به سرعت در حال گسترش و تغییر فاز است با واژه مبتذل «جمع کردن» معترضین را تهدید به رویاروی با جمعیت ملیونى هوادار حکومت نمى کرد و از «تقابل مردم با مردم» که خود مى تواند در تشدید اعتراضات و احتمال بروز جنگ هاى شهرى مؤثر باشد به شدت پرهیز مى کرد و از تجربه تلخ سوریه درس مى گرفت.

از سوى دیگر با کمى هوش سیاسی و البته انتخاب سخت و پر هزینه ترجیح منافع ملى بر آینده سیاسى و یا منافع شخصى، روحانى مى توانست اعتراضات اخیر را واسطه چانه زنى با هسته سخت قدرت براى تحقق حداقلی شعارهای کمپین انتخاباتى خود قرار دهد که عدم عمل به آن‌ها و چرخش معنادارش به راست، موجب ناامیدى عمومى و ریزش هواداران پشیمان‌اش شده است.

همچنین در روزهاى گذشته پس از اعتراضات، شاهد پخش مسابقه مضحک روساى قوا در ارائه آمار و عدد و رقم و بیان عملکرد خود و معجزات جمهورى اسلامى در پیشرفت و آبادانى از جاده و تلفن و برق و بیمارستان تا خودکفایى و استقلال اقتصادى و سیاسی و از همه این‌ها تحقیر آمیز‌تر پخش چندباره ارزان شدن قیمّت تخم مرغ و برخى کالاهاى دیگر از رسانه هاى حکومتى بودیم که خود نشان از أوج نادانى و ناآگاهى از علل اصلى اعتراضات و شعارهاى مطرح شده در جریان تظاهرات روزهاى اخیر دارد این در حالی است که علیرغم جرقه هاى اولیه اقتصادى در حال حاضر نوک تیز پیکان نارضایتى گسترده و اعتراضات خیابانى متوجه ناکارآمدى نظام فقهى و استبداد دینى موجود و انسداد در گردش قدرت و بروز فساد ساختارى شده است با این حساب باید اذعان نمود که در سایه اعتراض هاى جهش یافته و پیدایش گونه جدیدى از معترضین و بکارگیرى راهکارهاى عقب مانده از سوى مسئولین، دورنماى روشن و امیدوارکننده اى از احتمال گزار مسالمت آمیز به دمکراسى و نظامى کارآمد وجود ندارد در حالیکه مى شد با پذیرش اشتباهات از سوى راس هرم سیاسى و اثبات اراده معطوف به اصلاح واقعى ساختار حقوقى و حقیقى قدرت (بعنوان مثال با اعلام تعهد به برگزارى انتخابات آزاد و رقابتی)، از تحمیل هزینه هاى بیشتر و سنگین ترى از آنچه که در سالیان گذشته به ایران و ایرانى وارد شده است، جلوگیرى کرد.

————————-
*گرچه این اقدام شجاعانه قبل از بروز ناآرامى هاى گسترده و عمومى اخیر رخ داده است اما مى توان آن را در همین رده دسته بندى کرد زیرا اساسا در چند ماه گذشته اعتراضات محدود و اختصاصى از مال باختگان، بازنشستگان و گروهاى صنفى نظیر معلمان و کارگران هم وجود داشته است.

از: رادیو فردا


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.