گفتگو با خسرو سیف دبیرکل حزب ملت ایران پیرامون دلایل جنگ هشت ساله و تحولات منطقه

دوشنبه, ۲۲ام خرداد, ۱۳۹۱
اندازه قلم متن

خرداد ماه در تاریخ و تقویم ایرانیان یادآوریکی از حماسی ترین روزهای میهنی است. روزی که ملت ایران با دستان خالی به کارزارنبرد با دشمنی شتافت که سرمست ازحمایت های مالی و اطلاعاتی گسترده غربیان واعراب، آرزوی چند پاره نمودن ایران را درسرمی پروراند.وبه باور متوهمانه خویش چند روزه می خواست در پایتخت ایران اردو بزند.!
به این بهانه وهمچنین رویدادهای کنونی منطقه بناگذاشتیم که با “خسرو سیف دبیر کل حزب ملت” ایران به عنوان یکی ازروشنفکران مردمی و فعال و مبارزسیاسی دیرینه که مبارزات 6 دهه ای در کارنامه سیاسی او می درخشد به گفتگو بنشینیم.
نشستن پای صحبت فردی چون او و شنیدن آرمان های ملت گرایانه از زبان کسی که همه عمر خویش را در کنار هموندان حزبی و مبارزش برای سر فرازی میهن گذارده چندان مایه مباهات است که نا خود آگاه انسان در خویش شور و شعفی دو چندان را برای رسیدن و تحقق این آرمان های ملی خواهد دید.
خسرو سیف ازدوران نوجوانی با پیروی از مکتب پان ایرانیسم ودنباله روی ازاندیشه هاومبارزات ضد استبدادی واستعماری دکتر محمد مصدق، درکوران حوادث میهن برای آرمان های ملتش به مبارزه برخواست.و شگفت اینکه این مردبا همه داشته های سیاسی و مبارزاتی خویش،هیچگاه حاضر نشد تااین سرمایه ی عظیم سیاسی را دست مایه ترقی در راستای مقاصد شخصی خویش قرار دهد.که به باور من در حوزه آفت زده سیاست ایران چنین انسانی های انگشت شمار و قابل ستایشند.
در این گفتگوآنگاه که سخن از خرمشهر و جانفشانی های مردم ایران در این باره شد، به آشکارا می شد اشک های جاری شده در چشمان این مرد را دید. شاید این میهن پرستی و شوق به خاک و خون را در کمتر انسانی بتوان جستجو نمود چو اینکه اگر چنین نبود هرگز عمری به پای آرمان های میهنی ریخته نمی شد.
ودراین وانفاسای شهرت طلبی واسیرشعارشدن و گرفتن ژست های کذایی چنین و چنان با این گفتگو خسرو سیف و هموندان حزبی اوبی گمان بار دیگرآماج کنایه های نا شکیب سیاست پیشگان فرورفته درلاک منزه طلبی قرار خواهند گرفت وهمان ها که جنگ تحمیلی هشت ساله و جانفشانی های اسطوره گونه فرزندان این مرز وبوم را به باد انتقاد و تمسخر گرفته و می گیرند، خواهند گفت که این آب درآسیاب حکومت اسلامی ریختن است.
اما چه باک که کارنامه” حزب ملت ایران” و مبارزین این حزب همچو گوهری درتاریخ مبارزات آزادیخواهان کشورمان می درخشد.و از این رهگذرهرگز زخم زبان های نا اهلان سیاست نمی تواند خدشه ای به آن وارد نماید.وهزینه ای که این حزب برای آزادیخواهی و آرمان های میهنی اش پرداخت نموده به مراتب بیش ازآنی است که مدعیان دیگر در طی این سالها پرداخته اند.
آنچه که در پی می آید متن خلاصه شده یک گفتگوی طولانی با سرور خسرو سیف است که پیرامون اشغال وآزاد ی خرمشهر و رویدادهای منطقه بیان داشته است.
————————————————————————————–
جناب آقای سیف جنگ ایران و عراق به عنوان طولانی ترین جنگ قرن بیستم چرا و چگونه آغاز شد؟
برای بررسی هر بحرانی باید نخست به ریشه های بحران بپردازیم و زمینه های آن را واکاوی کنیم. تا هنگامی که ریشه های بحران و علل آن مشخص نشود ما نخواهیم توانست به گونه ای منطقی مساله را بشناسیم و برای آن راه حل ارائه دهیم. شناخت منشاء بحران در درجه نخست بررسی ما قرار دارد . دوم روند و جریان آن را باز شناسی می کنیم و در مرحله سوم پایان آن مورد بررسی قرار خواهد گرفت بنا بر این درست آن است که نخست علل ذهنی و عینی پدیدار شدن مساله موشکافی شود تا قادر باشیم بحث خود راآن چنان که شایسته است ادامه دهیم.
من هم با شما هم عقیده هستم ،پس با این دیدگاه به ریشه ها و شرایطی که موجب جنگ گردید بپردازیم.
بله حتما می دانیم که عبدالکریم قاسم در تیر ماه 1337در عراق کودتا کرد و قدرت را در دست گرفت قاسم از همان ابتدا سعی در تشدید اختلافات ایران عراق نمود و خواستار جدا کردن خوزستان از ایران و پیوستگی آن به عراق بود و برای اینکار به طراحی جنبش های تجزیه طلبانه در خوزستان و کمک و حمایت دولت عراق ازآن جریان های ساختگی پرداخت او در سال 1342 به زعم خودش مساله خوزستان را که عربستان می نامید در شورای جامعه ی عرب مطرح کرد اما موفقیتی به دست نیاورد قاسم ادعای رهبری جهان عرب را در سر می پرورانید.و از تاکتیک دشمن تراشی برای تحریک احساسات عمومی بهره گرفت و تقریبا هم زمان با یکی از روزنامه های انگلیسی و برای نخستین بار خیلج پارس را با نام جعلی خلیج عربی خواند. از سوی دیگر عبدالناصر در مصر در پی اتحاد اعراب برای مقابله با اسرائیل بود و برای چنین اتحادی مقوله ی ملت عرب و امت عرب و پان عربیسم را مطرح کرد عبدالناصر درآغاز کار دنیای عرب را “من المحیط الا اطلسی الی خلیج الفارسی” (از اقیانوس اطلس تا خلیج پارس) تعریف کرده بود. بعدها با توجه به اختلافاتی که با دولت وقت ایران پیدا نمود ناگهان دانسته های خویش را به زیر پا نهاد و او هم برای آنکه از قافله ی توطئه گران انگلیسی و نیز عبدالکریم قاسم عقب نماند علیرغم تمام اسناد پذیرفته شده تاریخی ،جغرافیایی و حقوقی دم از خلیج عربی زد و بدین ترتیب متاسفانه آگاه و یا ناآگاه به شعله ور نمودن آتشی کمک نمود که در نهایت مورد توجه استعمار گران و امپریالیست ها بود که سابقه ی دشمنی با نهضت ملی ایران به رهبری دکتر محمد مصدق و نهضت ملی شدن کانال سوئز که ناصر نیز از رهبران آن بود داشتند استعمار گران از دوستی دو ملت مبارز ایران و مصر بیمناک بودند و از هر فرصتی برای ایجاد دشمنی بین این دو ملت استفاده کردند و امروز نیز شاهد هستیم که یکی از سیاستمداران مصری در جریان تبلیغات ریاست جمهوری در مصر ایران را یک کشور عربی !خوانده است به نظر اینجانب در به وجودآوردن این جریان ها استعمار گران سلطه طلب به گونه ای آشکار دخالت دارند.
موضع پان عربیسم به کجا انجامید؟
واقیعت این است که اعراب از فردای پایان جنگ جهانی دوم از رقابت مصر و عراق و سوریه و عربستان برای رهبری جهان عرب رنج برده اند . این رقابت ها با مطرح شدن پان عربسم از سوی عبدالناصر شدت یافت اما با نا کامی روبرو شدند زیرا اصولا امت یا ملتی به نام “امت عربی” و یا “ملت عربی” وجود ندارد که برخی بیایند و ادعای رهبری آن را بر عهده بگیرند و در صدد وحدت آن برآیند. از سوی دیگر به کار بردن اصطلاحاتی مانند “دنیای عرب” و “جهان عرب “نیز به سبب نداشتن وجود خارجی فقط به درد کارزار تبلیغاتی کوتاه مدت می خورد که آن هم به فراموشی سپرده شد. در پی شکست مصراز اسرائیل و سپس امضای قرار داد کمپ دیوید در دوران حکومت سادات و اختلاف های بیشمار کشورهای عرب، پان عربیسم ناصردر پستوی خاطرات سران شکست خورده و متشتت عرب منطقه جای گرفت و تلاش آنان برای سر پوش نهادن بر نا کامی و شکست ها و حقارت نظامی به سب نداشتن سیاست واحد بر سر مسئله فلسطین و دیگر مسائل جهانی به نتیجه ای نرسید به این ترتیب مقوله ی وحدت اعراب که درآغاز بسیاری را به سوی خود کشانده بود به بروز تندروی های گوناگون و اختلافات سیاسی در بین اعراب انجامید و در رقابت برای سروری بر اعراب و رهبری آنان شکست خورد.
به دنباله بحث خوددر مورد ریشه های اختلافات ایران و عراق بپردازیم
عبدالکریم قاسم در سال 1342( 1963 م) سقوط کرد و پس ازآن یک دوره آرامش نسبی در روابط ایران و عراق به وجودآمد اما این آرامش نسبی نیز دیری نپایید و پس ازآن که حزب بعث در 1347 ( 1968م) در عراق قدرت را در دست گرفت مقاصد توسعه طلبانه دولت جدید عراق در مورد اروند رود و خوزستان شدت یافت. به عنوان مثال صالح مهدی عماش معاون نخست وزیر عراق در سال 1969 اظهار داشت :”عراق هر گز به طور جدی با ایران در مورد شط العرب اختلاف نداشته است شط العرب جزی از خاک عراق است، اختلافات در مورد عربستان( خوزستان) بوده که قسمتی از خاک عراق است و در دوره قیمومیت خارجی ضمیمه ایران شده است و بر خلاف خواست مردم عراق اهواز نامیده می شود.”
در اینجا لازم است یادآوری کنم که پس از جنگ جهانی اول و تجزیه عثمانی این منطقه ای که اکنون عراق نامیده می شود در 1920 تحت قیمومیت بریتانیا قرار گرفت و در سال 1932 به آن استقلال دادند بنابر این می بینیم که عراق کشوری استعمار ساخته است و استعمارگران از همان روز استقلال عراق برنامه های طولانی مدت برای آن داشتند تا روزگاری بتوانند از این دست ساخته ی خویش علیه همسایگان استفاده کنند که اوج بهره گیری آنان در جریان جنگ ایران و عراق بود.

– می دانیم که عراقی ها برای سلطه گری در منطقه بازگشت حاکمیت ایران بر جزیره های سه گانه ایرانی را بهانه قرار دادند تا چالشی جدید بیافزایند لطفا در این باره توضیح دهید.

با اعلام حیله گرانه وظاهری انگلستان که با هماهنگی امریکا صورت گرفت مبنی بر خروج نیروهای انگلیس از خلیج پارس در سال 1971و بازگشت حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه تنب بزرگ و کوچک و بوموسی دولت عراق روابط خود را با ایران قطع نمود و اعلام داشت که این جزایر متعلق به اعراب است و به اتحادیه عرب و شورای امنیت سازمان ملل متحد شکایت کرد و به اتحادیه عرب پیشنهاد نمود که تمام کشورها روابط خود با ایران را قطع کنند اما این پیشنهاد مورد موافقت هیچیک ازآن کشورها قرار نگرفت ضمن آنکه عراق از شکایت خود به شورای امنیت نیز نتیجه ای حاصل نکرد. شورای امنیت این ادعا را فاقد وجاهت قانونی دانست و می دانیم که به سبب قوانین و مقرارت شورا چناچه ادعایی یک بار فاقد وجاهت قانونی تشخیص داده شود دیگر بار نمی تواند در دستور کار شورا قرار گیرد..
امریکا و انگلستان و بعضی از دولت ها غربی با آگاهی از این امر هر از چند گاهی ضمن تحریک برخی شیخک های حاشیه نشین و دست نشانده از ایران می خواهند به اصطلاح مساله جزایر سه گانه و اختلافات با امارات را به دادگاه بین المللی لاهه ببرد. و حکم آن دادگاه را بپذیرد. اخیرا نیز یکی از سخنگویان دولت امریکا در یک ژست کهنه شده چنین توصیه ای را مطرح کرد که باید به این سیاستمدران کوتله بگوییم که به گواهی تاریخ این جزایر متعلق به ایران است و از دیدگاه ملت ایران مساله ی وجود ندارد. دوم آنکه بروند و نطق دکتر محمد مصدق در دادگاه بین المللی لاهه مبنی بر عدم صلاحیت آن دادگاه را مطالعه کنند و دریابند که ادعایشان پوچ است.سوم آنکه گویا فراموش کرده اند که بیش از 60 سال است آموزه های دکتر مصدق سرلوحه مبارزات ضد استعماری و ضد امپریالیستی ملت ایران است و ملت بزرگ ما قدم در راه بی بازگشت نهاده است و حتا یک گام باز پس نخواهد نشست . پرسشی که مطرح است اینکه آیا می توان موضوع حاکمیت و مالکیت، قاهره، ریاض و دمشق را به آن دادگاه احاله داد؟اینان دست نشاندگان شان در ذهن علیل خود به یک قیاس مع الفارق دست می زنند و می پندارند که می توانند مانند بحرین نتیجه را به ظاهر به سود خود رقم بزنند. همگان می دانند که دبیر کل وقت سازمان ملل که گوش به فرمان قدرت های جهانی بود نماینده اش وتیوریوگچیاردی را به بحرین فرستاد واو با مراجعه به به باشگاهای تفریحی و مانند آن دست به نوعی نظر خواهی موردی و گزینشی زد.که با هیچیک از قوانین بین المللی مطابقت نداشت. در بحرین به هیچ وجه همه پرسی و رفراندوم برگزار نشد و تازه اگر هم می شد به سبب مالکیت تاریخی ایران بر بحرین قانونی هم نبود. در اینجا توجه شما را به مبارزات “حزب ملت ایران “در برابر توطئه های قدرت های سلطه گر و عوامل داخلی آنها جلب می کنم که در جریان آن شادروان” داریوش فروهر” و تنی چند از اعضای فداکار و میهن پرست حزب ما توسط عناصر حکومت پیشین دستگیر محاکمه و زندانی شدند. جرم آنها دفاع از تمایت ارضی و اعتراض به جدایی بحرین بود.
پس از بازگشت سه جزیره به مام میهن، دولت عراق به عنوان عمل انتقامی بیش از 70 هزار تن از ایرانیان مقیم آن کشور را اخراج کرد و ادامه عملیات خصمانه عراق موجب شد طی سالهای 1353-1351 (1972-1974) برخوردهایی در مرز دو کشسور روی دهد که مهم ترین این برخوردها به یکشنبه خونین معروف شد که در 21 بهمن 1352 ( فوریه 1974 )در منطقه مهران روی داد. و در نتیجه ی آن بسیاری کشته و مجروح شدند.در پی اجلاس سران دولتهای صادر کننده نفت اوپک که از تاریخ 13 تا 15 اسفند ماه 1353 (چهارم تا ششم مارس 1975) در الجزایر تشکیل شد دولت های ایران و عراق طی اعلامیه ی مشترکی اعلام کردند که در مورد رفع اختلافات دو کشور به توافق رسیده اند. پس ازآن روابط ایران و عراق از سال 1975 بر عهد نامه مربوط به مرز دوستی و حسن همجواری مورخ 13 زوئن 1975 متکی شد اما دولت عراق بارها این عهد نامه را نقض و به مرزهای ایران تجاوز کرد. به گونه ای که در تاریخ چهاردهم خرداد 1358 روستاها ی مرزی ایران را بمباران نمود و در اثرآن تعدادی از هم میهنان ما شهید و مجروح گردیدند.
اساسنامه حزب بعث عراق که به وسیله ی صدام و همفکرانش اداره می شد به حزب اختیار می داد که با توسل به خشونت،وحشت افکنی و تجاوز برای تغییر اوضاع نامناسب در جهان عرب وارد جنگ شد. دو ماه پس از پیروزی انقلاب ایران در جلسه ای کاملا محرمانه در حزب بعث در بغداد اعلام شد که برای ایجاد یک موقیعت ژئوپلیتیک جدید توسط جهان عرب حمله نظامی به ایران با وارد کردن یک ضربه ی موثر که بنا بر ارزیابی آنها به شکست ایران می انجامید ضروری است.
بنا بر این دولت بعثی عراق خیلی زود تر از حمله ی سراسری به ایران در 31 شهریور 1359 به مرزهای ایران تجاوز کرده بود.
دقیقا همین طور است . صدام در فروردین ماه 1359 برای توقف حالت جنگ بین ایران و عراق سه شرط را اعلام کرد:
الف- خروج بی قید و شرط ایران از جزایر تنب و بوموسی
ب – باز گرداندن اروند رود(شط العرب!) به قبل از 1975
پ- به رسمیت شناختن عربی بودن خوزستان با نام مجهول عربستان!
وی همچنین گفت که عراق آماده است با زور تمام اختلافات خود را با ایران حل کند و چند روز پیش از حمله ی سراسری به ایران، عهد نامه ای را که بر اساس ماده 4 آن دائمی و غیر قابل تغییر و نقض بود پاره کرد پس از شروع جنگ تمام عیار و در 21 آبان ماه 1359 اعلام داشت ما از وضع خود و نتایج حاصل شده راضی هستیم و حساب هایمان تا به حال درست ازآب درآمده است .نیروهای عراق در جبهه ای به طول 550 کیلومتر بین 20 تا 1209 کیلومتر در داخل ایران پیشروی کرده اند ما از تجزیه و انهدام ایران ناراحت نمی شویم.
و طارق عزیز معاون نخست وزیر عراق درآغاز هشتمین ماه جنگ اظهار داشت وجود پنج ایران کوچک بهتر از وجود یک ایران واحد خواهد بود. وی گفت ما از شورش ملت های ایران پشتیبانی خواهیم کرد و سعی خود را متوجه تجزیه ایران خواهیم نمود.
رسالت حزب بعث در واقع احیای عظمت دوران جاهلیت اعراب و بازآفرینی حکومت امویان و عباسیان بود و به همین جهت صدام جنگ عراق با ایران را جنگ قادسیه دوم یا قادسیه صدام می نامید او نیز همچون همپالگی هایش خیال رهبری جهان عرب! را در سر می پروراند و از نظر ایدئو لوژیکی رسالت تاریخی خود را درایجاد یک امپراتوری به رهبری حزب بعث تصور می کرد و قصد داشت تا جنگ بین ایران و عراق را به جنگ ایران و اعراب مبدل سازد. وی در 23 اسفند سال 1362 خطاب به اعراب گفت: ما که برادرتان هستیم به نمایندگی از شما دفاع از سرزمین اعراب را آنگونه که در خور است به عهده خواهیم گرفت.
البته بعدها با اشغال کویت و تهدید دیگر کشورهای عربی دروغ اوآشکار شد و معلوم گردید که همه آن نظریه پردازی ها فقط به خاطر جاه طلبی ها و قدرت پرستی های او بود و نیز مشخص شد که در حقیقت وسیله ی دست قدرت های امپریالیستی بوده است.
سی سال از بازگشت خرمشهر قهرمان پس از 19ماه اشغال در دست نیروهای دشمن می گذرد خرمشهر چگونه اشغال شدو چگونه باز پس گرفته شد؟
ساعت 1.30 بعد از ظهر روز سه شنبه 31 شهریور 1359 رژیم بعثی عراق به رهبری صدام حسین با هواپیما های خود فرودگاها و شهرهای مهم ایران را بمباران کرد و سپس حملات گسترده زمینی آن در طول 500 کیلو متر مرز مشترک دو کشورآغاز گردید. تجاوز ارتش عراق به ایران با استعداد 48 یگان سازماندهی شده در قالب تیپ ها ولشگرهای زرهی مکانیزه و پیاده با برخورداری از پشتیبانی 800 قبضه توپ 5400 دستگاه تانک و نفر بر 400 قبضه توپ ضد هوایی 366 فروند هواپیمای شکاری و بمب افکن و 400 فروند هلی کوپتر انجام گرفت. مقاومت اندک نیروهای نظامی در برخی خطوط مرزی سبب گردید نیروهای دشمن به آسانی از خطوط مرزی عبور کنند و برخی شهرهای ایران را محاصره نمایند. به طوری که مدت چهار روز فاصله ی 80 کیلو متری تا مرز رودخانه کرخه را پشت سر گذاشتند و بستان را اشغال و سوسنگرد و حمیدیه را محاصره و به 15 کیلو متری اهواز رسیدند وآبادان رانیز محاصره کردند. اما به سبب مقاومت شدیدمردم نتوانستند خرمشهر را به تصرف درآورند و مقاومت مردمی در خرمشهر که 34 روز طول کشید باعث شد که آبادان از سقوط در دست دشمنان نجات یابد.
دشمن در این مرحله از جنگ توانست پانزده هزار کیلومترازخاک میهن را اشغال کند و درآن استقرار یابد. در روز 31 شهریور 1359 رژیم بعث عراق در حالی شهر خرمشهر را زیر آتش گرفت که مطمئن بود با دو گردان نیرو در مدت 24 ساعت خواهد توانست آن را به تصرف درآورد و از طریق پل ذولفقاریه به آبادان دسترسی پیدا کند و در فاصله کوتاهی به اهواز برسد و به رویا های از پیش تنیده ی خویش مبنی بر جدا کردن خوزستان از پیکر ایرانزمین واقیعت بخشد. اما پیش بینی متجاوزان بعثی در هم ریخت وآنان در برابر مقاومت دلیرانه ی مردم خرمشهر مجبور شدند بخش زیادی از توان نظامی خود را در این نقطه زمینگیر کرده و 34 روز معطل شوند. دشمن پس از عبور ازکارون در تاریخ 19 مهر 1359 آبادان را به محاصره درآورد. این دروضعیتی بود که ارتش ایران به سبب شرایط ناشی از انقلاب و فرو پاشی سازمان و تضعیف آن توسط نا آگاهان و بی توجهی فرماندهان و تصفیه های دامنه دار و فراری و یا محبوس شدن بسیاری از افراد و اعمال نفوذ مغرضان و بیگانگان وعدم تناسب ساختارآن برای مقابله با شرایط بحرانی توانایی بر خورد با نیروهای دشمن که از سال ها پیش خود را برای حمله به ایران دست یافتن به برتری و سلطه یافتن بر خلیج پارس و تجزیه ی خوزستان آماده کرده بودند و درآغاز جنگ از حمایت 35 کشور جهان از جمله امریکا، شوری ،انگلستان ،فرانسه ،آلمان و دیگر قدرت های ریز و درشت دیگر بهره مند بود نداشت و نمی توانست به رویا رویی و دفع تجاوز دشمن بپردازد.
ظهورگروههای گوناگون مسلح در نقاط مختلف ایران و حضور سازمان های تجزیه طلب و بیگانه ساخته در مناطق مرزی و نیزآشفتگی و سردرگمی، نا سازکاری ونا کارآمدی و اقتدارگرایی گروه های گوناگون تازه به دوران رسیده موجب شده بود که ارتش و جامعه ی ایرانی ازآمادگی کافی برای مبارزه با دشمن متجاوز و حذف آن در کوتاه ترین مدت زمان بهره مند نباشد.
ایران هیچ گونه آرایش نظامی در مناطق مرزی بسیار حساس نزدیک خرمهشر وآبادان نداشت. نزدیک ترین لشگر ایران به منطقه ی عملیاتی دراهواز مستقر بود که 40 تا 50 کیلومتر تا صحنه جنگ فاصله داشت وعدم حضورقرارگاه فرماندهی درمناطق جنگی ومستقرنبودن توپخانه و هلیکوپتر های تهاجمی وکلیه ی یگان ارتشی درمرزبردلیل عدم آمادگی جنگی ایران می افزود. برخی فرماندهان نیز به جای این که تمام مدت وقت خود را صرف جنگ با دشمن کنند به گروه گرایی و بحث و جدل های بی فایده در تهران مشغول بودند و اگر فرصتی می یافتند به جبهه ی جنگ سر کشی می کردند که البته آنجا نیز دست از جناح گرایی بر نمی داشتند و بر نظر خود مبنی بر مقابله با دشمن به روش کلاسیک پای می فشردند. غافل ازآنکه با شرایطی که پیش آمده بود روش جنگ کلاسیک دیگر کارآمدی نداشت.در برابرهمه ی این مشکلات فقط و فقط خروش و خیزش و بسیج همگانی ملت ایران بود که تمامی محاسبات دشمن را درهم ریخت و جنگ مردمی در شهرها برای بیرون راندن متجاوزآغاز شدو دشمن تا دندان مسلح را زمین گیر نمود زیرا مقاومت نیروهای مردمی بسیار از کاستی ها را جبران کردو نقش تعیین کننده در جلو گیری از پیشروی ارتش عراق داشت که نمونه ی برجسته ی آن مقاومت و دلاوری نیروهای مردمی در خرمشهر بود.و هنگامی که ارتش عراق تیپ 33 نیروهای مخصوص و دو لشگر خود را به میدان جنگ در خرمشهرآورد، مردم مقاوم و جان بر کف تاآخرین قطره خون وآخرین فشنگ جنگیدند و 34 روز خرمشهر را نگهداشتند وآبادان را حفظ کردند.
در حالی که استراتزیک ترین نقطه ایران یعنی خرمشهر در محاصره متجاوز قرار داشت و منطقه وسیعی از کشوردر دست دشمن بود سرکرده ی بغداد که درآغاز تنها به مشاهده ظواهر و تکیه بر منابع اطلاعاتی امریکا و غرب اکتفا کرده بود با دیدن مقاومت دلیرانه مردم جان بر کف ایران یک هفته پس از شروع جنگ اعلام کرد که : عراق به مقاصد ارضی خود نایل شده است و مایل است خصومت ها را کنار بگذارد و به مذاکره بپردازد.
و شورای امنیت و هیات های صلح از ایران درخواست می کردندآتش بس را بپذیرد که در صورت موافقت ایران با این درخواست ها بخش وسیعی از میهن جدا می شد و دشمن به آرزوی دیرینه ی خویش دست می یافت درآن زمان دشمن به حدی روی تصرف خرمشهر حساب باز کرده بود که صدام در یک سخنرانی گفته بود: اگر کسی بتواند خرمشهر را تصرف کند کلید بصره را به او می دهم.!
جنگ در تمامی جبهه ها ادامه یافت. دشمن با بهره گیری از پشتیبانی همه قدرت های جهانی شهرها و روستا های ایران رابا آتش سنگین درهم می کوبید. خرمشهربا همه مقاومت های مردمی سر انجام سقوط کرد. بمباران و موشک افکنی بر مناطق مسکونی شدت یافت و هزاران نفر از هم میهنان ما شهید و مجروح شدند اما آنچه پای بر جا مانده بود همان پایداری و از خود گذشتگی برای استقلال ایران بود تا ایران جاویدان بماند.
خرمشهر پس از 19 ماه اشغال در دست دشمن متجاوز با دلیری و پایمردی فرزندان راستین ایران در روز سوم خرداد 1361آزاد شد و اکنون نماد مقاومت ایران است. ایران پایدار.
در جریان آزادی خرمشهر 16 هزار عراقی کشته و 19 هزار تن ازآنان اسیر شدند. خرمشهر پس از 578 روزآزاد شد و برای آزاد سازی آن 6000 تن از سلاحداران ایران شهید و 24 هزار تن مجروح و تقدیم جاودانگی ایران گردیدند.
طولانی ترین جنگ قرن بیستم با شکست دشمن پایان یافت و پشتیبانان او سر افکنده شدندوایرانیان سر فراز چشم به قله های بلند پیروزی و سر افرازی دوختند.
شرایط امروزی را با توجه به تعرضات پیدا و پنهان دشمنان ایران وآن سابقه درخشان مقاومت مردم ایران در برابر دشمنان چگونه ارزیابی می کنید؟
به سبب اتخاذ دیپلماسی انفعالی و غیر فعال مبتنی بر مماشات بیهوده ی دولتمردان جمهوری اسلامی منافع ملی وحقوق تاریخی ایران درخلیج پارس ودریای مازنداران مورد تعرض بیگانگان قرار گرفته به گونه ای که حتا کشورک های استعمار ساخته نیز جرات طرح ادعاهای ضد ایرانی یافته اند .برای حفاظت از منافع ملی ایران در منطقه اتخاذ سیاست های صریح و بدون پرده پوشی ضروری است ملت ما که توانست دشمن تا دندان مسلح را که از سوی همه ی قدرت های جهانی حمایت می شد متواری کند بدون شک از این پس نیز خواهد توانست با به کار گیری نیروی عظیم خود هر گونه حرکت ضد ایرانی را متلاشی و منهدم نماید. ما شاهد هستیم که مردم منطقه علیه استبداد حاکم در سر زمین های خود به مبارزه بر خاسته اند و حاکمان مستبد را یکی پس از دیگری به زیر می کشند .دیروز لیبی و تونس و مصر بود و فردا نوبت عربستان و سوریه و بحرین است . حتا اگر مجامع بین المللی با این خیزش ها برخورد دوگانه کنند.
نکات دقیقی را در رابطه با بحث تحرکات دشمن در حوزه منافع و تمامیت سر زمینی ایران مطرح کردیدکه شوربختانه رسانه هایی چون بی بی سی و صدای امریکا نیز در دامن زدن به این تحرکات نقش اساسی را در حال ایفا کردن هستند نظر شما در این رابطه چیست؟
بله متاسفانه همانگونه که اشاره داشتید این تحرکات جدید نیست و مسبوق به سابقه است اما با اختلاف اینکه در گذشته این سازماندهی ها در قالب تشکیل گروههای نظامی و تروریستی تجزیه طلب بود و امروز شکل این تحرکات هدفمند تر شده و به شکل حمایت از حقوق بشر و حقوق اقوام و ملت سازی در گستره فرهنگی فعال شده، که شاهد هستیم در برنامه های تلوزیونی هم بیگانگان با دعوت از اشخاص خاصی که منفور ملت ایران هستندو بیان جعلیات تاریخی در مورد تیره های ایرانی و تمامیت سرزمینی ایران در پی رسیدن به اهداف خاص خود هستندکه صدای امریکا و بی بی سی در طی این سالها نشان دادند که علارغم شعارهایی که بر مبنای دموکراسی و حقوق بشر ورعایت اصول بی طرفی به عنوان یک رسانه سر می دهند چندان هم پایبند به این شعار ها نیستند و بیشتر در پی ضربه زدن به منافع کشور ما هستند تا حمایت از دموکراسی خواهی و خواست های ملت ایران.
جدای از تحرکات ضد استبدادی و خیزش ملت منطقه و کشورهای عربی این خیزش درجمهوری آذربایجان هم چندی است آغاز شده نظر شما در این باره چیست؟
توضیح اینکه ما کشوری به نام جمهوری آذربایجان نداریم و این یک کشور جعلی و استعمار ساخته است و باید از همان نام قدیم آن یعنی آران استفاده کنیم که پاره ای از سرزمین ایران است.
در این خطه نیز بعد از اینکه ازسرزمین مادری اش توسط روس ها جدا شد مردمانش هیچگاه روی آرامش به خود ندیدند. هفتاد سال تحت سلطه سیستم دیکتاتوری شوروی سابق زندگی کردن و چند دهه بعد ازآن هم تحت سیطره خاندان علی اف بودن عرصه را بر مردم در همه حوزه ها تنگ کرده و طبیعی است که کاسه صبر مردم لبریز شود. چون خاندان علی اف نشان داده اند که هیچ گونه ارزشی برای دموکراسی و حقوق مردم قائل نیستند و بیشتر تابع تامین منافع امریکا و بیگانگان هستند.و خوشبختانه اخباری که از این خطه به گوش می رسد امیدوار کننده است هر چند که اخبار نا گواری هم از سر کوب وحشیانه مردم معترض به گوش می رسد اما جای امید واری است که به زودی مردم آزدای را درآغوش بگیرند.
ودربرخورد با حوزهای جغرافیای فرهنگی و تمدنی ایران مانند بحرین و یا آران این وظیفه حکومت حاکم برایران است که به صورت علنی اقدام به حمایت از مردم تحت ستم این سر زمین ها کند.
ایران امروزی روزهای مخاطره آمیزی را در حال سپری کردن است.چالش های بزرگ در عرصه بین الملل، نا آرامی در کشور های همسایه و منطقه خاورمیانه و دخالت ها و تحرکات بیگانگان برای خدشه وارد نمودن به همبستگی و تمامیت سرزمینی ایران و تلاش برای تاثیر گذاری درحوزه های فرهنگی از سوی دشمنان، همه و همه شرایطی را پیش روی ما ایرانیان قرار داده که هوشمندی دو چندان را برای گذار از این برهه تاریخی راطلب می کند.
اگر چه ایران به دلیل قرارگرفتن درموقعيت جغرافیایی ویژه وتاثیرگذاری درجهان سیاست همواره مورد توجه دول خارجی بوده اما این توجه بیشتردرجهت ضربه زدن برای نابودی این سرزمین بوده تا روابط دوستانه، وپربیراه نخواهد بود اگر بگویم ایران و ایرانی در همه تاریخ تنها بوده و با همه تنهای هایش توانسته با تکیه بر داشته ها وآموزه های ملی، مانایی خود را در تاریخ هستی تضمین کند.
پشت سرگذاردن این دوران گذار،بی گمان درهای پیشرفت وشکوه دوباره ایران را به روی مردمانش بازخواهد گشود و چندان دور نخواهد بودآن روز،هر چند که راه پر فرازو فرودی پیش روی ماست.و پیروزی در گرو آزادی ملت و یکپارچگی سرزمینی و همبستگی ملی خواهد بود.

با سپاس از وقتی که برای این گفتگو در اختیار ما قرار داده اید و من می خواهم که این قول را از شما بگیرم که در آینده نیز بتوانیم از نظریات شما درباره مسائل ایران و منطقه بهره ببریم.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.