تدبیر دروغ برای تمدید امید

دوشنبه, ۱۰ام آذر, ۱۳۹۳
اندازه قلم متن

ramzanpour

علی اصغر رمضانپور

دولت حسن روحاني، يك سال و نيم پس از آمدن بر سر كار بر لبه همان سراشيبي قرار گرفته است كه دولت محمود احمدي نژاد در آن سقوط كرد.

در دولت محمود احمدي نژاد روال بر اين بود كه واقعيت هاي تلخ در عرصه هاي اقتصادي و اجتماعي انكار شود و استناد به ادعاهاي دروغ مبناي ارزيابي وضعيت كشور قرار گيرد. هواداران حسن روحاني در تبليغات انتخابات رياست جمهوري بر همان نقطه ضعف دولت احمدي نژاد، كه دروغ گويي بود، دست نهادند و آقاي روحاني قول داد دولتي بر سر كار آورد كه به مردم دروغ نگويد. اثر ويرانگر دروغ در اداره كشور روشن تر از آن است كه بر مردم پوشيده باشد اما آنچه سياست مداران را به دروغ گفتن وا مي داردنه اميد به پنهان ماندن هميشگي آن، كه اتكا به اثر فوري و كوتاه مدت آن درناديده انگاشتن واقعيت هايي است كه در برابر آن مسوول هستند.

دولت ها با انكار واقعيت در تبليغات خود، مردم را مي فريبند و در ناآگاهي نگاه مي دارند تا انتقاد هاي منتقدان و مخالفان را بي اثر بگذارند. اين شيوه تازه اي در جمهوري اسلامي نيست اما در دولت هاي اکبر هاشمي رفسنجاني و محمد خاتمي وجود بخش هاي تكنوكرات و تعدد جناح هاي شريك درحاكميت امكان دروغ گفتن را محدود تر مي كرد و به جز در موارد امنيتي، در ساير امور نظام اطلاع رساني و آماري نسبتا قابل تكيه اي براي ناظران فعاليت دولت وجود داشت. دولت احمدي نژاد به دليل شخصيت عوام فريبانه شخص رييس جمهوري و درهم كوبيدن نظام تخصصي درون دولت و كاركردزدايي از دستگاه هاي اطلاع رساني، عملا قابليت دروغ گويي دولت را تا حدحيرت انگيزي بالا برد.

دولت آقاي روحاني در شرايطي بر سر كار آمد كه حركت اجتماعي و سياسي مخالف احمدي نژاد بيش از هر چيز انتظار داشتند دولت جديد راه صداقت رادر برخورد با مردم در پيش گيرد. راي دهندگان به روحاني مي دانستند كه مداخله هاي نيروهاي تندرو مسلط بر قوه قضاييه و مجلس و سپاه خود به خوددست دولت را در اجراي بسياري از برنامه هايش مي بندد. با وجود اين، اميدوار بودند دولت تدبير و اميد با آن ها صادق باشد و مسووليت توانايي ها وناتواني هاي خود را بر دوش گيرد.

در ماه هاي اخير و پس از نخستين وقفه در مذاكرات اتمي در تيرماه سالجاري و با آشكار شدن سختي هاي پيشِ رو در برداشتن تحريم ها به تدريج زبان دولت تغيير كرد؛ زباني كه علاوه بر انكار واقعيت ها، از نظر سياسي به لحن سياسي تندرو ها و اصول گرايان نزديك تر شد. تغییری كه از انكارزنداني بودن روزنامه نگاران در نيويورك شروع شد و اينك به انكار پيامدهاي مخرب تحريم ها بر اقتصاد و فرهنگ و ظرفيت هاي اجتماعي در كشورانجاميده است.

بيش از يك سال پيش اقتصاددانان نزديك به دولت مي گفتند كه تحريم ها چه اثرمخربي بر كشور دارند در حالي كه امروز سخن از كم اهميت بودن تحريم هامي رانند. نگاه كنيد به تازه ترين سخنان سعيد ليلاز، روزنامه نگار اقتصادي نزديك به دولت، كه در تلاش براي كم اهميت نشان دادن تحريم ها دو ادعاي آشكارا نادرست مي كند. آقای لیلاز مي گويد كشوري مانند كوبا بيش از شصت سال تحريم را تحمل كرده اما توانسته بر مشكلات غلبه کند. اگر این سخنان را چهره ای نا‌آگاه بر زبان می آورد می شد نادیده گرفت اما چهره ای مانند آقای لیلاز می داند که تحریم های اعمال شده علیه کوبا با تحریم های علیه ایران قابل مقایسه نیست. اولا تحریم های علیه ایران تقریبا جهانی است و نه خاص امریکا و در مورد تحریم های امریکا هم می دانیم تحریم کوبا شامل مجازات طرف های سومی که با این کشور در موارد تحریم همکاری می کنند نمی شود. اما تحریم ایران با مجازات جهانی نقض کنندگان همراه است. صرف نظر از این که شرایط اقتصادی کوبا و نوع پیوند اقتصادی آن با شوروی قابل مقایسه با وضعیت ایران نیست.

آقای لیلاز در ستایش از دستاورد مذاکرات اتمی مبنی بر پرداخت ماهانه هفتصد میلیون دلار به ایران‌ آن را معادل افزایش سی درصد صادرات نفت ایران می داند. بازهم بعید است اقتصاد شناسی مانند آقای لیلاز نداند که فرق است میان این که شما بخش اقتصادی فعال داشته باشید و چنین سودی داشته باشید با این که چنین درآمدی بدون هیچ فعالیت اقتصادی به بودجه تزریق شود. گذشته از این که صاحبان این نگاه نادیده می گیرند که تحریم ها نه فقط درآمد دولت را کاهش می دهد بلکه امکان فعالیت بخش خصوصی را در کشور در مبادلات بین المللی از بین می برد.

متاسفانه کارشناسان دولت و روزنامه نگاران حامی دولت همچنان بر این باور پافشاری می کنند که نادیده گرفتن واقعیت ها و انکار حقایق ( مانند گرانی فلج کننده یا نقض حقوق شهروندان و بحران های اجتماعی مانند اسید پاشی در اصفهان و اخیرا چاقو کشی در جهرم) که متاسفانه نمونه های متعددی از آن در ماه های اخیر دیده می شود، می تواند در حفظ امید مردم به دولت یا به قول برخی از روزنامه نگاران تمدید امید موثر افتد. در حالی که پناه بردن به دروغ فقط اعتماد به دولت را از بین خواهد برد و از میزان مشارکت مردم در حل بحران ها و مشکلات خواهد کاست. دولت روحانی امیدوار است با نزدیک شدن به بیان تبلیغاتی جناح های نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی و نشان دادن حمایت خود از این سیاست ها، دل جناح های تندرو و رهبر جمهوری اسلامی را برای حمایت از برنامه های دولت به دست آورد اما تجربه یک سال اخیر خلاف این امیدواری را نشان می دهد. ناتوانی دولت در برداشتن تحریم ها و عقب نشینی از برنامه های فرهنگی و اجتماعی که وعده داده یا آغاز کرده بود نشان می دهد که آقای روحانی در استراتژی مهار تندرو ها موفقیت اندکی داشته است. مثلا در تازه ترین اقدام وزارت ارشاد عملا اختیار تصمیم گیری در باره مجوز اکران فیلم های سینمایی را به سازمان تبلیغات اسلامی سپرده است یا این که زمام اداره وزارت کشور و نیروی انتظامی کاملا به نیروهایی بیرون از دولت آقای روحانی واگذار شده است.

اگر قرار بود با انکار واقعیت یا بهره گیری از دروغ به عنوان تدبیری برای خریدن زمان و فریفتن مردم، فرصتی برای حل مشکلات پیش آید امروز مردم همچنان به آقای احمدی نژاد و تیم او اعتماد می کردند. یا اگر قرار بود دروغ گفتن و تملق گفتن دل تندروهای اطراف آقای خامنه ای و سپاه را نرم کند تیم آقای احمدی نژاد قطعا بهتر از تیم آقای روحانی از عهده این کار بر می آمد. بی توجهی آقای روحانی به انتقاد ها در باره ناکار آمدی تیم رسانه ای او و بی اعتنایی به روزنامه نگاران مستقل و دل خوش کردن به روزنامه نگارانی که به نان دولت دل خوش کرده اند نه فقط ضربه ای جبران ناپذیر به رسانه های ایران زده بلکه دید دولت در باره چشم انداز آینده خود را کور کرده است. از سیاستمدار تیزهوشی مانند آقای روحانی بعید است که متوجه این تنگنا ها نباشد اما به نظر می رسد استراتژی نادرست رسانه ای و پنهان کاری سبب شده است تا سازمان دروغ دولتی بار دیگر به راه بیفتد؛ در شرایطی که بهره های این سازمان دروغ پردازی را تندرو ها خواهند برد و ضربه اش را کسانی خواهند خورد که می پندارند با دروغ می توان به تمدید امید دلخوش کرد.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.