ابراهيم نبوی: گاگولیسم

چهارشنبه, ۱۹ام آذر, ۱۳۹۳
اندازه قلم متن

ebrahim nabavi

یکی رفت در مغازه، گفت: “یک کانادا می خوام با یه کیک.”مغازه دار گفت: “کیک نداریم.”

طرف گفت: “پس یه کوکاکولا بده با یه کیک”، مغازه دار گفت: “کیک نداریم.”

طرف گفت: “پس یه شیرپاکتی بده با یه کیک”، مغازه دار گفت: “کیک نداریم.”

طرف گفت: “حالا که هیچی نداری یه لیوان آب بده با یه کیک”، مغازه دار گفت: “کیک نداریم.”

طرف مستاصل شد و گفت: “باشه، پس یه کیک خالی بده.”

بقول عمران حالا حکایت ماست، هر چه می گوئیم اسیدپاشی چی شد و چرا بعد از سه ماه عواملش دستگیر نشدند و برای چه کاری برای دستگیری اسیدپاش ها نمی کنید اشرق و مشرق را به هم می بافند و زمین و آسمان را به هم می دوزند و انگار نه انگار که اینهمه توضیح دادیم که کیک نداریم.

فرمانده نیروی انتظامی گفت: “متظاهرین به اسیدپاشی در مشهد را بعد از پنج ساعت دستگیر کردیم.”

می پرسم: “پس چرا اسیدپاش های اصفهان را بعد از سه ماه دستگیر نکردید؟”

می گوید: “قاتل معلم بروجردی هم دستگیر شد.”

می گویم: “دستت درد نکند، ولی اسیدپاش های اصفهان چی شدند.”

می گوید: “چاقوزن جهرمی را گرفتیم.”

می گویم: “دستت طلا، ولی اسیدپاش های اصفهانی چی شدند؟”

می گوید: “اسیدپاشی که فقط روی صورت نیست، روی اموال و ماشین هم اسید می پاشند.”

می گویم: “خیلی ممنون از اطلاعات عمومی، ولی اسیدپاش های اصفهان چی شدند؟”

می گوید: “این اسیدپاش های اصفهان که چیزی نیستند، در سال 700 حادثه اسیدپاشی داریم.”

می گویم: “دستت درد نکند، همه شان را بگیر، ولی اسیدپاش های اصفهان چی شدند؟”

با عصبانیت می گوید: “اسیدپاشی اصفهان هیچ ربطی به حجاب ندارد.”

می گویم: “من که نمی گویم به چی ربط دارد، شما اول دستگیرشان کن بعد این همه توضیح بده.”

یعنی کی می شود که به این حکومت گاگول یک حرفی بزنیم و یک جواب درست از آن بشنویم؟

جای شکرش باقی است

گاهی وقت ها می بینم تنها چیزی که هنوز در کشور باقی است، جای شکر است، یعنی الحمدالله والمنه در هر زمینه ای جای شکرش باقی است. مثلا همین دیروز اعلام شده که هفتاد درصد سهام سه بانک مهم کشور متعلق به یک نفر است، ولی 27 سانت جای شکرش باقی است که در عوض بقول مسئول بازنشستگان کشور حقوق 65 درصد از بازنشستگان کشور فقط برای خرید نان کافی است.

یا مثلا براساس گفته سازمان جهانی توسعه انسانی 25.1 درصد از کل جمعیت ایران در جاهایی زندگی می کنند که بطور معمول به آن “زاغه” می گویند، ولی باز جای شکرش به میزان 39 سانتی متر باقی است که همین دیروز این مشکل حل شده و دولت اعلام کرده که از این پس هزینه آب، برق و گاز اماکن مذهبی رایگان خواهد شد.

یا مثلا همین هفته بعد اعلام شد که پرونده فساد مالی سپاه با چرخش مالی 12 هزار میلیاردی کشف شد که واقعا وجود چنین پرونده برای سپاه شایان تقدیر است، اما جای شکرش به میزان 43 سانت باقی است که بودجه سلامت، فرهنگ و آموزش کل کشور به اندازه نصف بودجه سپاه هم نیست.

واقعا بیایید تمام وقت بنشینیم و فقط دعا کنیم که خداوند این جای شکر به این اندازه را از ما نگیرد، اگر چه درد دارد، ولی همین که آدم خدا را شکر می کند، حالش خوب می شود.

حزب فقط حزب علی، رهبر فقط سیدعلی

همزمان با تشکیل حزب علی لاریجانی وی اعلام کرد: “برای اینکه دموکراسی در کشور پایدار شود حضور احزاب قوی و دارای مرام و اسم و رسم بسیار مفید است.” واقعا من به نوبه خودم از آقای لاریجانی قدردانی می کنم که این همه به تشکیل حزب توجه کرده و این همه از دموکراسی دفاعی می کند. البته ایشان کمی هم بدبینانه گفته است: “در کشور ما قدری تلقی‌های منفی نسبت به این موضوع وجود دارد.” که من کاملا مخالفم و معتقدم اصلا جای بدبینی و نگاه منفی نیست، تشکیل دادن حزب خیلی هم مفید است.

مثلا همین دیروز محسن بیگلربیگی، جاوید فخریان و سینا رحیم پور، سه نفر از اعضای حزب اصلاح طلب ندای ایرانیان دستگیر شدند. حالا ممکن است که کسی با بدبینی نگاه کند و فکر کند این افراد را بخاطر تشکیل حزب دستگیر کردند. یا اصلا خودشان اعتراف کنند که بخاطر تشکیل حزب دستگیر شدند، یا اصولا وزارت اطلاعات یا نیروی انتظامی یا دادستانی یا سپاه یا یکی از دو میلیون نهادی که آن یک میلیون نفر را دستگیر می کنند، رسما اعلام کنند که این سه نفر بخاطر تشکیل دادن حزب ندای ایرانیان بازداشت شدند، ولی ما که نباید ساده باشیم و هر چه به ما گفته می شود قبول کنیم. اصلا.

به نظرم این سه نفر بخاطر تشکیل حزب دستگیر نشدند و احتمالا به یکی از این دلایل دستگیر شدند: “سدمعبر در کوچه شان از طریق گذاشتن سطل آشغال به صورت پشت و رو”، “چسباندن آدامس در محل غیرقانونی”، “کج بستن قبله در نماز عصر”، “چاپ جلد دوم قرآن”، “ظهور امام زمان در پانزده دقیقه بدون هماهنگی با مهدیه تهران” و “خواب دیدن مهدی پرپنچی مجری بی بی سی بدون اطلاع و هماهنگی وزارت ارشاد.” در همین رساتا از کلیه فعالان و غیرفعالان سیاسی که هنوز دستگیر شدند، ولی نیاز به دیدن آموزش های کافی دارند یا نیاز به تمرکز بیشتر برای برنامه ریزی برای آینده سیاسی شان دارند و دوست دارند یکی دو ماه در زندان این تجربه را بگذرانند، درخواست می کنیم به نصیحت آقای علی لاریجانی توجه کنند و هرچه زودتر حزب تشکیل داده و یک خانواده را از نگرانی نجات دهند.

سانسور خاتمی توهین به نظام است

هفته قبل در اخبار ایسنا خبر و عکس آقای خاتمی حذف شد، کدام خاتمی؟ من که گفتم آقای خاتمی، اگر منظورم احمد خاتمی بود که می گفتم “ابولهول” یا “یارو”یا “احمد” یا فوق فوقش “احمد خاتمی”، بیخودی نمی گفتم “آقای خاتمی”، بنا براین منظورم محمد خاتمی خودمان است که مجید انصاری، معاون رییس جمهور درباره‌ی سانسور خبری سیدمحمد خاتمی گفت: “بعید است که در جمهوری اسلامی ایران ما به جایی برسیم که شخصیت بزرگی مثل آقای خاتمی ممنوع التصویر بشوند.”

من اول فکر کردم مجید انصاری شوخی می کند، چون یادم هست که شنیده بودم برخلاف ظاهر و باطنش آدم شوخی است، البته دقیقا یادم نیست که او شوخ بود یا وودی آلن. و حتی یادم نیست که شوخ بود یا حافظه اش ضعیف بود، ولی فکر کنم دومی درست تر است. چون گفته است: “این سخن اصلا توهین به نظام است، مگر نظام ما نظامی هست که محدود کند. در نظام ما بحث آزادی بیان و آزادی عقیده، از افتخارات قانون اساسی است، مگر می‌شود در نظام جمهوری اسلامی ایران با همه‌ی زیبایی‌هایش، چنین تصمیمی گرفته بشود؟” همین جمله آخر نشان می دهد که ما هر سه آلزایمر داریم، هم من که فکر می کردم آقای انصاری آلزایمر ندارد، هم آقای انصاری که فکر می کرد جمهوری اسلامی نظام زیبایی است. سومی را هم یادم رفت. آلزایمر است دیگر، آدم یادش می رود.

به موسیقی رپ مجوز داده نمی شود

مشکل یکی دو تا نیست. و اصلا معلوم نیست چند تا هست و چی است. مثلا همین موسیقی مادرمرده که آدم نمی فهمد کجای موسیقی و چه نوعی از موسیقی ممنوع است. نه اینکه من نمی دانم، اینکه خود آقایان هم نمی دانند. آیا نشان دادن ساز مشکل است؟ آیا موزون بودن صدای موسیقی مشکل است؟ آیا موسیقی اگر غنایی باشد، اشکال دارد، یعنی اگر “موسیقى مستجهن و مهیج شهوت و مناسب با مجالس لهو و لعب و عیاشى باشد حرام است.”، یا مثلا شعر یک موسیقی که مفاهیم غیراخلاقی را بگوید ایراد دارد؟ کدامش؟

مطمئنا هر نوع موسیقی بخاطر اینکه صدای موزون است، نمی تواند ایراد داشته باشد، چون موسیقی مذهبی اعم از موسیقی مداحی و سینه زنی و اذان هم صدای موزون است، موسیقی پاپ و سنتی هم که الآن رایج است همه اش موزون است. اگر هم نشان دادن ساز ممنوع باشد پس موسیقی اشکال ندارد، بلکه نشان دادن ساز اشکال دارد. حالا اینکه چرا آقای نوش آبادی سخنگوی وزارت ارشاد گفته که “به موسیقی رپ مجوز نمی دهیم” این خودش سراسر اشکال است، اولا که تا به حال موسیقی رپی دیده نشده که ساز در جریان اجرای رپ دیده شود. دوم اینکه اشعار موسیقی رپ همه اش اعتراض به مشکلات اجتماعی است و معنای آنها شبیه مقالات اجتماعی روزنامه هاست.

این هم متن ترانه رپ “اختلاف” سروش هیچکس: “اینجا تهرانه یعنی شهری که، هر چی که توش می بینی باعث تحریکه/ تحریک روحت تا تو آشغالدونی، می فهمی تو هم آدم نیستی یه آشغال بودی/ اینجا همه گرگن می خوای باشی مثه بره، بذار چشم و گوشتو من باز کنم یه ذره/ اینجا تهرانه لعنتی شوخی نیستش، خبری از گل و بستنی چوبی نیستش/ اینجا جنگله، بخور تا خورده نشی، اینجا نصف عقده ای ان نصف وحشی/ اختلاف طبقاتی اینجا بیداد می کنه، روح مردم و زخمی و بیمار می کنه/ همه کنار همن فقیره و مایه دار خفن، توی تاکسی همه میخوان کرایه ندن/ حقیقت روشنه خودتو به اون راه نزن، روشنترش می کنم پس بمون جا نزن / خدا پاشو……من چند سالی باهات حرف دارم/ خدا پاشو….. پاشدی نشو ناراحت از کارم/ کجا هاشو دیدی تازه اول کارم/ خدا پاشو… من یه آَشغالم باهات حرف دارم…. / نمکی با چرخش کنار یه بنزه، هیکلو چرخش باهم کرایه ی بنزه / من و تو اون بودیم از یه قطره حالا ببین فاصله ی ما ها چقدره/ دلیل چرخش زمین نیست جاذبه، پوله که زمین و می چرخونه جالبه/ این روزا اول پوله بعد خدا، همه رعیت ارباب کدخدا/ بچه میخواد با یتیمی بازی کنه، بابا نمی ذاره، یتیم لباسش کثیفه چون که فقط یکی داره/ همه آگاهیم از این بلایا حتی فرشته هم نمیاد این ورا تا نشیم فنا با همین بلایا/ اما کمک نخواستیم اشک بریزه کافیه همین برا ما آدم مریض حرفامو ترک کرد/ تموم نکردم حرفامو برگردم/ خدا پاشو……من چند سالی باهات حرف دارم/ خدا پاشو….. پاشدی نشو ناراحت از کارم/ کجا هاشو دیدی تازه اول کارم/ خدا پاشو… من یه آَشغالم باهات حرف دارم.”

یکی به من بگوید که متن این ترانه “رپ” از دید چه کسی اشکال دارد؟ اصلا چطوری می تواند اشکال داشته باشد. اصلا مگر حرف تمام طرفداران عدالت چه در میان اصلاح طلبان یا اصولگرایان، یا چپ ها، یا سلطنت طلبان، یا مذهبی های تندروی جبهه پایداری همین نیست؟ اصلا مگر می تواند کسی واقعیت را دیده باشد و بگوید این حرفها غلط است؟ پس متن “رپ آهنگ” ها یا “گفتآهنگ” ها هم ایرادی ندارد. پس مشکل چیست؟

آقای نوش آبادی گفته “موسیقی رپ ترویج ناهنجاری و بی بندوباری است.” برای چی؟ اصلا با این آهنگ می شود رقصید؟ می شود شادی کرد؟ می شود حال کرد؟ می شود خوش گذراند؟ اصلا این موسیقی برای اعتراض اجتماعی است. آدمی که با رپ برقصد حتما بیمار روانی است. اصلا همین موسیقی زبان گویای سیاهان برای اعتراض به وضع شان است. یعنی آدم نمی داند با کسانی که اصلا حواس شان نیست درباره چه چیزی دارند حرف می زند چه بگوید. بقول یاس: چی بگم؟
از: روز


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.