سالمندان و الزامات دنیای مدرن

سه شنبه, ۲۷ام تیر, ۱۳۹۱
اندازه قلم متن

گفتگوی فصلنامه “مطالعات سالمندان” با رامین ناصح، دبیر کانون آینده نگری ایران

هدف نداشتن و اوقات را بیهوده گذراندن عامل اصلی افسردگی­ها در تمام سنین است…

این نگرش که تاریخ مصرف شخص، در دوره سالمندی، تمام شده است، نگرش غلطی است. باید برای مبارزه با آن، فرهنگسازی کرد و این فرهنگسازی را همچنین باید در بین خود سالمندان انجام داد…

سالمندان برای اینکه بتوانند اوضاع اجتماعی و طرز تفکر جوانان را درست تحلیل کنند و راهنمایی­های درست ارائه دهند، ناگزیرند که خود را با الزامات دنیای مدرن آشنا کنند…

چه چیزی برای شما، به عنوان یک پژوهشگر آینده نگر، انگیزه ساز شد که به مسئله سالمندان و امور این قشر بپردازید و در آ ن تحقیق کنید؟
سالمندان قشر مظلومی هستند و جامعه این پیام را به آنها القا می¬کند که ناکارآمد و برکنار از امور جاری و نشاط اجتماعی و محکوم به رکود هستند. مخصوصا تصور می¬شود در تفکر آینده نگری، سالمندان جایی و بهایی ندارند؛ چون باید بیشتر، برای نوجوانان و جوانان کار شود! این نگرش، صحیح نیست. سالمندی سنی است که فرد بدلیل تجربه و جهان دیدگی می¬تواند بهترین راندمان و کارایی را داشته باشد. بعلاوه، اگر بطور معمول، سن 50 الی 60 را -طبق نظرهای مختلف- آغاز سالمندی می¬دانند، یک شخص ممکنست 30 یا 40 سال از عمرش را در دوران سالمندی طی کند! و این زمان کمی نیست. در اینمدت بدلیل بازنشستگی، فرد سالمند می¬تواند از اوقات فراغتش برای خدمت به جامعه استفاده کند.

چه نوع خدماتی است که بطور موردی، سالمندان، می¬توانند آنها را ارائه کنند و در اختیار جامعه قرار دهند؟
جامعه جوان ما با کوهی از مشکلات روبروست. کم تجربگی و تصمیمات ناپخته که منجر به عملکردهای ناصحیح و زیانبار می¬شود، از ویژگی¬های جوانان است. قشر جوان، نیاز مبرم دارد که از تجربه سالمندان در عرصه¬های مختلف زندگی که گران هم بدست آمده، بهره گیری کند، و برای ساختن آتیه¬ای بهتر برای خود و همنوعانش، با استفاده از این تجربیات، با هزینه کمتر به نتایج بهتر برسد. «عقل معاش» یا «خرد زیستن» که معطوف به مسائل مادی و اقتصادی، عاطفی، روابط اجتماعی و… می¬شود، چیزی است که جوانان، تا بیایند و بیاموزند، هزینه¬هایی هنگفت متحمل می¬شوند. سالمندان می¬توانند مجانا این تجربیات را در اختیار جوانان و نوجوانان قرار دهند. آنهم نه فقط در سطح خانواده، بلکه در گستره¬¬های وسیع¬تر، این راهنمایی و راهبری می¬تواند انجام شود. مثلا NGOها می¬توانند این فرایند را تسهیل کنند.

درباره مواجهه با مسئله افسردگی سالمندان، من در تمام مصاحبه¬ها از اساتید می¬پرسم. در این زمینه نظر شما چیست؟
بازنشستگی از شغل، شرایط روحی ویژه¬ای را برای سالمندان بوجود می¬آورد. گاهی ارتباط کمتر با اجتماع و تنهایی، و بعلاوه، بیماری¬های جسمی، و برخوردهای نادرست اطرافیان، رویهم رفته به پیدایش و تشدید افسردگی می¬انجامد. فی الجمله هدف نداشتن و اوقات را بیهوده گذراندن (فقط برای اینکه بگذرد!) عامل اصلی افسردگی¬ها در تمام سنین است. چنانچه ساز و کارهایی فراهم شود که سالمند، البته با وجود محدودیتها و ناتوانی¬های خاص این دوران (منظورم بیشتر، بیماری¬ها و فرسودگی و ناتوانی جسمی است) به فعالیتهای هدفمند بپردازد، گام بزرگی در پیشگیری و درمان افسردگی است. این نگرش که تاریخ مصرف شخص، در این دوره، تمام شده است، نگرش غلطی است. باید برای مبارزه با آن، فرهنگسازی کرد و این فرهنگسازی را همچنین باید در بین خود سالمندان انجام داد که بپذیرد زندگی همچنان جاری است و او می¬توان کما فی السابق برای جامعه مفید باشد. شرکت در فعالیتهای گروهی، چه عام المنفعه مثل NGOها، و چه به صورتهای دیگر، مثل گروههای ورزشی و گردشگری و… و حتی یک شغل سبک، می¬تواند به حفظ روحیه و خودباوری و نشاط و شادابی این قشر کمک کند. افسردگی محصول بی-هدفی و پوچی است. محصول تقلیل ارتباط با جامعه و روابط صحیح بین فردی است. و محصول نگرش نادرست به نقش و جایگاه و توانمندی¬های سالمند است.

با نظر به دور بودن سطح فکری و فرهنگی و ارزشی در بین نسلهای مختلف، سالخوردگان چگونه می توانند نقشهای راهبردی برای جوانان داشته باشند؟ زیرا معمولا جوانان این نقش را نمی پذیرند و سالمندان را اسیر افکار و سنتهای کهنه می دانند…
این دوری و بی¬تفاهمی، بخاطر انقطاع فرهنگی و منابع تربیتی متفاوتی است که نسلهای قبل با نسل فعلی دارند. امروز با انقلاب انفورماتیک و رشد شبکه¬های ماهواره¬ای و اینترنت و فیس بوک و حرکت بسوی جامعه شبکه¬ای، ایده¬های جدید درباره زندگی و ارزشها و معیارها و هنجارها و… بوجود آمده، فرهنگ مدرن خوبی¬ها و بدی¬های خاص خود را دارد. سالمندان برای اینکه بتوانند اوضاع اجتماعی و طرز تفکر جوانان را درست تحلیل کنند و راهنمایی¬های درست ارائه دهند، همچنین برای اینکه حرفشان بر اذهان نسل جوان تاثیرگذار باشد، ناگزیرند که خود را با الزامات دنیای مدرن آشنا کنند و برای این فرهنگ جدید اشراف داشته باشند، و بعد از موضع فرامدرن (و نه ماقبل مدرن) بتوانند آنرا نقد کنند و آگاهی¬هایی را که برای زندگی در دنیای جدید لازم است به جوانان گوشزد کنند.

کانون آینده نگری ایران چه برنامه¬هایی ویژه برای قشر سالمند ریخته است؟
کانون تابحال با تولید و انتشار مقالات فراوان، چه در نشریات سازمانی خود و چه در مطبوعات دیگر، به این حوزه پردازش وسیع داشته است و جزوه¬ای هم در این خصوص چاپ کرده است. در کانون، «فراکسیون سالمندان» برای پیگیری مشکلات و مطالبات این قشر بوجود آمده که وبلاگ «سالمندان آینده نگر» را پشتیبانی می¬کنند. کانون آینده نگری گرچه ابتدا یک گروه جوان بود، اما از ورود سایر رده¬های سنی مثل میانسالان و سالخوردگان که «فکر جوان» داشته باشند، استقبال می¬کرد و کم کم افرادی از این قشرها بما پیوستند. در سازمان ما، چه زن، چه مرد، چه پیر، چه جوان، چه زیر دیپلم و چه دکترا عضویت دارند و یک خانواده صمیمی و عاشق را تشکیل داده¬اند. حضور و عضویت اساتیدی چون «هرمز ممیزی» (استاندار فارس و زنجان در دولت بازرگان) بعنوان سالخورده¬ترین عضو کانون، برای ما غنیمت و موجب برکت است. با نشریاتی هم که در این حوزه منتشر می¬شوند، همکاری تنگاتنگ داریم. همانند نشریات «پیک سالمند»، «کهریزیک» و…
از همان ابتدا بچه¬های کانون بازدیدهای زیادی هم بطور دستجمعی از خانه¬های سالمندان داشته¬اند و در مواردی، جشنهایی را هم در آنجا برگزار کرده¬اند. اما در کل، توجه جدی به مسائل سالمندان در کانون، یک سال است که شروع شده و امیدواریم در این بخش، گسترده¬تر و موثرتر عمل کنیم. تمام سالمندان علاقه مند به فعالیت مدنی، می¬توانند در فراکسیون سالمندان کانون عضو شوند و برای کاستن از رنجها و افزودن به شادی¬ها، با ما همگام شوند.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.