هاشمی رفسنجانی: “خودِ آیت الله خامنه ای به من گفتند من احساس خفقان می کنم که انسان بخواهد برای همیشه بماند و مردم هم هیچ چاره ای نداشته باشند.”

چهارشنبه, ۲۹ام بهمن, ۱۳۹۳
اندازه قلم متن

۱۹ اسفند ماه مجلس خبرگان رهبری وارد شور خواهد شد تا برای محمدرضا مهدوی کنی که مهرماه سال جاری درگذشت و صندلی ریاست خبرگان را خالی گذاشت، جانشین تعیين کند.

هر چند ریاست خبرگان رهبری به زعم برخی از ناظران سیاسی مقامی تشریفاتی است و با عملکرد کم و بیش مخفی و ناچیز در نظارت بر رهبری جمهوری اسلامی ایران، مقامی ناظر بر عملکرد رهبر به حساب نمی آید، اما شاید بتوان گفت که رئیس خبرگان می تواند در صورت فوت رهبر به این مجلس (همچون کاری که اکبر هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۸ بعد از درگذشت آیت الله خمینی و در غیاب رئیس وقت مجلس خبرگان کرد) خط و جهت دهد و در تعیین جانشین آیت الله خامنه‎ای، نقشی تعیین کننده داشته باشد.

همین حساب احتمالات است که رقابت ۱۹ اسفند ماه را حساس کرده و جناح های حاکم بر خبرگان، از سویی اکبر هاشمی رفسنجانی و حامیانش و محمدتقی مصباح یزدی و هوادارانش، سعی دارند تا ریاست این مجلس از آن خود به خود نزدیک کنند.

ریاست محمدرضا مهدوی کنی گویا آتش بسی میان جناح های مختلف سیاسی در خبرگان بود با درگذشت او نیمه کاره مانده است. خبرگان پنج ماه را بدون ریاست گذارنده و محمود هاشمی شاهرودی، رئیس قبلی قوه قضائیه به عنوان رئیس موقت این مجلس به رتق و فتق امور پرداخته است. در برخی از محافل از آقای هاشمی شاهرودی به عنوان گزینه مناسب جانشینی آیت الله خامنه ای هم اشاره شده و در افکار عمومی هم این موضوع ناشنیده و بکر محسوب نمی شود.

حالا برخی از چهره های سیاسی آقای هاشمی شاهرودی را که زاده نجف است و سال ها ریاست مجلس اعلای اسلامی عراق (بعدها به مجلس اعلای اسلامی تغییر نام داد و عنوانی بود بر شماری از روحانیان و مبارزان تبعیدی عراقی مقیم ایران که علیه صدام حسین فعالیت می کردند) را برعهده داشته گزینه مرضی الطرفین برای ریاست خبرگان می دانند اما بر اساس آنچه که اکبر هاشمی رفسنجانی اخیرا به روزنامه جمهوری اسلامی گفته است او در حال حاضر کسی را برای رهبری احتمالی در آینده مناسب نمی داند.

آقای هاشمی رفسنجانی در مصاحبه ی مفصل خود با روزنامه جمهوری اسلامی به صراحت می گوید: “اگر فردا آیت الله خامنه ای نباشد چه کسی را دارید که رهبری را بر عهده بگیرد.”
هاشمی شورایی بودن رهبری را به عنوان راهکار پیشنهاد می دهد و می گوید: “شاید در آینده بدون شورا نتوان کار درست را انجام داد.”

بر اساس قانون اساسی اول جمهوری اسلامی ایران مصوب سال ۱۳۵۸، اعضای مجلس خبرگان “هر گاه‏ یک‏ مرجع را دارای‏ برجستگی‏ خاص‏ برای‏ رهبری‏ بیابند او را به‏ عنوان‏ رهبر به‏ مردم‏ معرفی‏ می‏ نمایند، وگرنه‏ سه‏ یا پنج‏ مرجع واجد شرایط رهبری‏ را به‏ عنوان‏ اعضاءی‏ شورای‏ رهبری‏ تعیین‏ و به‏ مردم‏ معرفی‏ می‏ کنند” اما در بازنگری قانون اساسی ایران مصوب سال ۱۳۶۸ موضوع شورای رهبری حذف و این اصل به این صورت تغییر کرد: “در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یک صد و هفتم عهده‏ دار آن می‌گردد.”

آقای هاشمی رفسنجانی اذعان می کند که در جلسه خبرگان ۱۴ خرداد سال ۶۸ که پس از درگذشت آیت الله خمینی تشکیل شد، طرفدار رهبری شورایی بوده و حتی اعضای این شورای سه نفره را هم به مجلس خبرگان معرفی کرده است که عبارت بودند از آیت الله علی خامنه ای، عبدالکریم موسوی اردبیلی و علی مشکینی .

اما نه این طرح شورایی و نه شرط زمانی ۱۰ ساله برای رهبری، هیچکدام رای نیاورد.

آنگونه که آقای هاشمی به روزنامه جمهوری اسلامی گفته است آیت الله خامنه ای که خود از طرفداران رهبری شورایی بوده به شدت با مادام العمر بودن رهبری مخالفت می کرده است: “خودِ آیت الله خامنه ای به من گفتند من احساس خفقان می کنم که انسان بخواهد برای همیشه بماند و مردم هم هیچ چاره ای نداشته باشند.”

به روایت اکبر هاشمی رفسنجانی وقتی رهبری فردی رای آورد “نوبت به انتخاب فرد رسید.

خودم را می‌گویم و شاید نظر همه کسانی که رای دادند همین باشد، که کسی مناسب‌تر از آیت‌الله خامنه‌ای نبود. الان هم همین است… اگر فردا آیت‌الله خامنه‌ای نباشد، چه کسی را دارید که به عهده بگیرد و مثل ایشان سابقه انقلابی، اجتهاد و آشنایی با همه شرایط کشور و جهان داشته باشند، به خصوص نیروهای مسلح را خوب بشناسند.”

آقای هاشمی رفسنجانی در پاسخ به سوال روزنامه جمهوری اسلامی که می پرسد”اگر مشکلی برای ایشان به وجود بیاید، سرنوشت این نظام اسلامی و نظام ولایت فقیه با این قانون اساسی، می‌خواهد به دست چه کسی سپرده شود” می گوید “من می‌گویم کاری که کردیم، در زمان خودش کار درستی بود. اینکه به دست چه کسی می‌افتد، یک نگرانی برحق است. اما اگر اشکالی هست، در عملکرد خبرگان است.”

علیرغم تغییر قانون اساسی ایران و حذف موضوع شورای رهبری، آقای هاشمی رفسنجانی می گوید “اگر خبرگان به وظیفه خودشان درست عمل کنند، در صورت نبودن یک فرد مناسب حتما می‌توانند شورایی کنند. چون قانون شوراشدن هم باز است.”

آقای هاشمی رفسنجانی می گوید “شاید در آینده بدون شورا نتوانند کار درستی انجام بدهند. البته این کار تا حدودی به مردم هم بر می‌گردد، چون اگر مردم نمایندگان خود را درست انتخاب کنند، می‌توان امیدوار بود. اتفاق بد در مجلس و هر جای دیگر که مردم بد انتخاب کنند، می‌افتد.”
مصاحبه روزنامه جمهوری اسلامی به گونه ای چالشی پیش می رود و مصاحبه کنندگان که نامشان ذکر نشده اصرار دارند که ساختار قانون اساسی مشکلات جدی دارد و هاشمی رفسنجانی مشکلات را نه از ساختار بلکه از عملکردها می داند.

او که برای مدتی ریاست مجلس خبرگان را عهده دار بوده است برای اولین بار به برخی از مشکلات نظارت بر رهبری اشاره می کند: “خبرگان قانونی گذراند که هر یک از سازمان های زیر نظر رهبری که از آنها خواسته شده باید در هر اجلاس گزارش بدهند و ده سوال از آنها بشود و جواب بدهند. دعوت کردیم که بیایند. مثلا گفتیم رئیس سازمان صدا و سیما بیاید. بعد از مدتی گفت که نمی آییم . به همه گفتیم که بیایند اما نیامدند. در آخر یک مورد آسان پیدا کردیم و گفتیم رئیس شورای سیاست گذاری ائمه جمعه بیاید. در ابتدا همه خوشحال می شدند اما وقتی موعد می شد، نمی آمدند. رئیس شورای ائمه جمعه هم نیامد. رهبری هم گفته بودند هر کسی که خودش داوطلب باشد، می تواند بیاید. ”

تا حدود سه هفته دیگر رئیس جدید مجلس خبرگان رهبری تعیین می شود. با ریاست تازه البته نمی توان انتظار داشت که سازمان های زیر نظر رهبری به یکباره حداقل به مجلس خبرگان پاسخگو باشند و این انتظار هم نمی رود تا مجلس خبرگان گزارشی از نظارت بر عملکرد رهبری را منتشر کند اما برای اولین بارها در زمان رهبری آیت الله خامنه ای، موضوع انتخاب جانشین او نه در پشت درهای بسته بلکه از زبان سیاستمدارانی همچون قربانعلی دری نجف آبادی و اکبر هاشمی رفسنجانی دو عضو مجلس خبرگان در سطح افکار عمومی مطرح شده که نشانی است بر اهمیت روز افزون این مجلس و جایگاه احتمالی رئیس آن در تحولات آینده نه چندان دور ایران.
از: بی بی سی


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

یک نظر

  1. یک اعتراف صریح به ساختار و عملکرد سیستم مافیایی حکومت جمهوری اسلامی؛ و اینکه قدرت را چگونه نه بر اساس منافع ملت و کشور بلکه بخاطر خواست یکعده گروهی خاص (هرکسی که باشد) بین خود تقسیم کرده و یک نفر را هم برای حفظ منافع این گروه «آن بالا» برای همیشه تثبیت میکنند. وحشتناک هست… از هر لحاظ.