کودتای 28 مرداد پایان مشروطه بود

پنج شنبه, ۲۶ام مرداد, ۱۳۹۱
اندازه قلم متن

در آزادی نسبی که پس از شهریور 1320 در ایران حاکم شد، مشروطه خواهان ایران به مقابله با دخالت استعمارگران و در راس آنها انگلیس در امور داخلی ایران پرداخته، خواهان رعایت حقوق و آزادی های مندرج در قانون اساسی مشروطه شدند. چون این دخالت ها پس از پایان جنگ جهانی دوم عمدتا از طریق شرکت ملی نفت صورت میگرفت، دو خواست انتخابات آزاد و ملی کردن صنایع نفت به دو هدف اصلی جنبش آزادیخواهی ایران به رهبری دکتر محمد مصدق تبدیل گردید.

انگلیس که ایران را پایگاه استراتژیک و منطقه نفوذ خود تلقی میکرد، حاضر به از دست دادن منافع خود نبود و کوشش داشت از پیروزی جنبش مردم جلوگیری کند. اما مصدق هم در زمینه حقوقی در دادگاه بین المللی لاهه و هم در سیاست داخلی با قیام عمومی سی ام تیر موفق شد.

راهی که استعمارگران در این مرحله پیش گرفتند انجام کودتا بود. کودتا با همراهی آمریکا که با هدف کسب منافع بیشتر و موقعیت بهتر در ایران به یاری انگلیس آمده بود، با کمک دربار و سایر عوامل داخلی آنها در 28 ام مرداد 1332 انجام گرفت. دستاوردهای جنبش مشروطه مورد تهاجم قرار گرفت و سکوت و سکون سیاسی در کشور حاکم شد. کودتا مردم ایران را به افرادی بدون هرگونه حقوق و آزادی سیاسی تبدیل نمود. فعالیت احزاب و تشکل های سیاسی، سندیکائی و سایر نهادهای اجتماعی سکولار و همچنین ارتباط آنها با مردم که عامل موثری برای ارتقاء سطح آگاهی و فرهنگ سیاسی عموم بود، ممنوع گردید. ترس از مخالفت به حدی بود که حتی “نمایندگان” مجلس نیز که با تائید خود حکومت به این مقام میرسیدند از صحبت یا بحث سیاسی منع میشدند. در این شرائط فقط مذهبیون که شاه آنان را رقیب سیاسی خود نمیدانست، در مساجد و جلسات قرآن خوانی از امکان ارتباط وسیع با مردم برخوردار ماندند. کودتای 28 مرداد در تعطیلی مشروطه موفق بود. پس از کودتا محمدرضا شاه بطور خودکامه بر کشور حکومت راند و علیرغم اعتراضات دائمی جبهه ملی، قدمی در جهت اجرای قانون اساسی مشروطیت برنداشت.

نتیجه آن شد که در سال 57 حتی در زمانی که اوضاع کشور به هم ریخته و محمدرضا شاه بیمار شده بود، او از مشورت و همکاری سیاستمداران با تجربه، مبارز و خوشنام محروم بود و تمام تصمیمات را به تنهائی میگرفت. در آن زمان از احزاب و تشکل های سیاسی معتدل و آزادیخواه جز جمعی رجل خوشنام باقی نمانده بود. تشکل های ملی در آن زمان علیرغم خوشنامی، بعلت دیکتاتوری طولانی و قطع رابطه ها دیگر امکان بسیج مردم بطور وسیع را نداشتند. رجل ملی سیل خروشانی را که از تحجر و تعصب در راه بود میدیدند اما هر کدام راه حل دیگری را برای مقابله با آن دنبال کردند. تحولات بقدری سریع بود که آنها حتی امکان استفاده از خرد جمعی در چارچوب تشکیلات برای دستیابی به ارزیابی واحدی از اوضاع را نیز نیافتند. صداقت و یکرنگی آنها بویژه هنگامی برای مردم آگاه روشن شد که برخی از آنان با تمام امکانات و حتی با مایه گذاشتن از جان خویش برای دفع بلا کوشیدند. اما متاسفانه سیل بزرگتر از آن شده بود که آنها بتوانند جلوی آن را بگیرند.

امروز هر ایرانی آگاه میداند که جمهوری اسلامی فرزند خلف دیکتاتوری محمدرضا شاه و نتیجه 25 سال تعطیلی مشروطه و دیکتاتوری اوست. مردم چون در اثر خفقان 25 ساله آگاهی های سیاسی لازم را نداشتند، فریب وعده های پوچ آیت الله خمینی مبنی بر رعایت آزادی ها و اینکه او نیت حکومت ندارد و به قم خواهد رفت را خوردند. اگر قانون اساسی مشروطه رعایت شده بود و احزاب و تشکل های سیاسی امکان فعالیت علنی و آگاه نمودن مردم را داشتند، سیاست در کشور به خشونت نمیکشید. تعطیلی مشروطه، سکون سیاسی و شکنجه و اعدام مخالفان، جو سیاسی را به خشونت کشید. خشونتی که در آخر حکومت خونین خمینی را بدنبال داشت. این نتیجه ضعف فرهنگ سیاسی است که امروز طرفداران آنهائی که مجموعا بیش از نیم قرن مشروطه را در کشور تعطیل نمودند، میتوانند بدون هیچگونه توضیحی در مورد گذشته ادعای مشروطه خواهی نمایند.

کودتای 28 مرداد که به حکومت قانونی و ملی دکتر مصدق پایان داد یادآور استقرار خودکامگی در ایران است. وظیفه احزاب و تشکل های سیاسی آزادیخواه روشن نمودن اهمیت دموکراسی برای آینده ایران و ارائه پیشنهاداتی برای تحقق آن است. اگر مردم توجه نداشته باشند که خودکامگی و دیکتاتوری سرمنشا بدبختی های ماست و برای دموکراسی، جدائی دین از حکومت، رعایت حقوق و آزادی های مردم آنطور که لازم است مبارزه نکنند و در این راه موفق نباشند، ایران راه به سوی آینده ای روشن نخواهد برد.

همایون مهمنش
26 مرداد 1391 برابر 16 اوت 2012
hmehmaneche@t-online.de
http://www.homayoun.info


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.