28 مرداد و آگاهی نسل جوان

جمعه, ۲۷ام مرداد, ۱۳۹۱
اندازه قلم متن

۲۸ مردادسال 1332 در تاریخ کشور ما روزی است منحوس، روزی است که در آن همه آرزوها و آمال ملتی به خاک سپرده شد. در آن سالها ملتی که بعد از یک دوره بیست ساله دیکتاتوری و استبداد رضاشاهی مصمم شده بود اهداف انقلاب مشروطه را عملی سازد و حاکمیت خود را بر استبداد و خودکامگی تحمیل نماید مجددا از طریق یک کودتای نظامی ساخته و پرداخته اجانب و عمال داخلی آنها با شکست مواجه شد.

حکومت ملی دکتر محمد مصدق که قصد داشت با ملی کردن صنعت نفت استقلال سیاسی و اقتصادی ایران را تامین و پایدار نماید و از این طریق رشد و تکامل سیاسی جامعه مدنی را ممکن سازد در اثر این کودتای فاجعه بار ساقط شد و تا به امروز نیز از مزایای یک حکومت معتدل متکی به قانون و دمکراسی محروم مانده است. بعد از سپری شدن دوران 25 ساله استبداد شاهنشاهی که به حکومت کودتا معروف شد از شکم آن استبداد دیگری بنام دین بر جامعه ما حاکم گردید که طی سی و سه سال اخیر همچنان مانع اصلی پیشرفت و ترقی جامعه است. هدف اصلی دو استبداد سابق و لاحق همواره این بوده است که با جلوگیری از گسترش آگاهی عمومی نسبت به این روز فاجعه آمیز جلو ترمیم این ضایعه تاریخی را بگیرد و به کمک قلم به مزدان خود مانع از این شود که ملت ایران با آگاهی کامل عواقب سهمگین این فاجعه را بزداید. قانون اساسی دست آورد انقلاب مشروطه در ایران که پس از شهریور 20 میرفت که بویژه در حکومت ملی و قانونی مصدق بطور کامل اجرا گردد با کودتای 28 مرداد و استقرار استبداد تا اوج مجدد مبارزات مردم در 25 سال بعد عملا تعطیل گردید. استقرار یک حکومت ملی و قانونی برای نائل شدن به آزادی و استقلال در ایران همچنان خواست اصلی مردمی است که برای دست یافتن به یک جامعه آزاد و آباد و شکوفان مبارزه میکنند.

تاکید ما بر اثرات فاجعه بار 28 مرداد سال 1332 در حقیقت مقابله و مبارزه قاطع با نظراتی است که به انتظار در هم ریختن اوضاع روز شماری میکنند و در انتظارند که این یا آن دولت خارجی استبداد کنونی را از سر راه بردارد. بررسی عمیق کودتای نظامی 28 مرداد و افشا عوامل داخلی و خارجی که در این فاجعه سهیم بوده اند، کمکی بزرگ به روشن ساختن اهداف ضد ملی عناصر فرصت طلبی است که خود فروشی سیاسی و منشی گری استبداد را در نهادشان به ودیعه گذاشته اند.

آنها که میگویند باید کودتای 28 مرداد را فراموش کرد توجه ندارند که تاکید نیروهای ملی برای ابراز این مهم علاوه بر اینکه قسمتی از تاریخ مملکت میباشد برای آگاهی دادن به نسل جوان است. این آگاهی باید در خاطره همه بویژه نسل جوان حک گردد تا باعث جلوگیری از وقایع مشابه شود.

سازمانهای جبهه ملی ایران بر این اعتقاد است که نجات از فاجعه ای که حکومت جمهوری اسلامی برای کشور ما ببار آورده است بدون آگاهی و اعتقاد راسخ به حکومتی ملی از آن نوع که دکتر محمد مصدق به مردم ایران ارائه داد، ممکن و میسر نیست. این راه میانبر ندارد و بدون پرداخت هزینه نیز به سر منزل مقصود نمیرسد. گذار از بحرانهائی که کشور را از هر طرف محاصره کرده اند تنها با اتکا به یک اراده ملی ممکن میشود، اراده ای که بتواند متاثر از تجارب تلخی مانند کودتای 28 مرداد نقشی آگاه کننده را در رهبری جنبشی که در پیش است ایفا نماید.

سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور
26 مرداد 1391 برابر 16 اوت 2012
info@iranazad.info
http://www.iranazad.info/


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

۵ نظر

  1. جناب رها،

    من کامنت‌های شا را در جا‌های دیگر هم خواندم ولی‌ راستش کمی‌ ناامید شدم. طرفداری شما از مصدق قابل ستایش است ولی‌… ببنید دوست عزیز، مصدق براستی مرد بزرگی‌ بود، ولی‌ او هم انسانی‌ بود مانند من و شما. او براستی میهن پرست بود ولی‌ بی‌ عیب و نقص نبود. اشتباهاتی کرد و چند بار هم قوانین را ندیده گرفت. این واقعیات را چه خوشمان بیاید چه نه باید بپذیریم. واگر نه‌ خودمان را گول زده‌ایم. چه بسا گفتگو در مورد اشتباهات مصدق باعث تجربه‌ای برای ما و پس از ما باشد.

    در جا های مختلف متوجه شدم شما از ادبیاتی چون “ماله کشان کودتا” و غیره استفاده کردید. استفاده از این کلمات شایسته شما نیست و گفتگو را به جدال میکشاند. افزون بر آنکه همه منتقّدان و خرده گیران بر مصدق سلطنت طالب نیستند. هر کس به فراخور خود مطالعه و تجربه‌ای دارد. یک جامعه سالم آن است که سلطنت طلبان هم، اگر چه از جانب شما مطرود هستند، اجازه و فرصت فعالیت سیاسی داشته باشند. من حتّی معتقدم در فردای پس از جمهوری اسلامی اسلام گرایان نیز اجازه فعالیت سیاسی داشته باشند تا جامعه تک صدایی نشود و هم اینکه اسلام گرایان نیز فرصت داشته باشند تا باور‌های خود را نوسازی کنند و مدرن شوند. چه بسا از این طریق آن‌ها بسیاری از باور‌های کهنه و وپسگریانه خود را به دور بریزند. همانگونه که امروز مسیحیت مدرن شده و با تحولات جوامع غربی خود را تطبیق داده است است.

    و اما در مورد استفاده از کلمات آتشین و شعار گونه، نخستین درس در کلاس جامعه شناسی‌ پرهیز از هر گونه کلمات احساسی‌ است تا واقعیات را به توان آنطور که هستند دید نه‌ آنطور که گوینده میخواهد. کتاب‌های نام برده شده در بالا را هم باید خواند. هرّ کتابی‌ ارزش یک بار خواندن دارد. اتفاقا کتاب سیروس ابراهیم زاده را من خواندم. او در این کتاب مصدق را بر اساس گفته‌ها و نوشته‌های خود مصدق به زیر ذره بین گذاشته است. از یک رهبر سیاسی، هر که میخواد باشد، باید بتوان انتقاد کرد تا انتقاد از رهبر سیاسی در جامعه و فرهنگ سیاسی ما جا بیفتد. واگر نه‌ راه برای دیکتاتوری همیشه باز می‌ماند.

  2. “شما طرفداران مصدق هم دست کمی‌ از سلطنت طلبان ندارید. شما هم فقط خودتان را قبول دارید و هیچ حاضر به قول حرفی‌ غیر از حرف خودتان نیستید.”

    البته افراد بسیاری در هر طیفی چنین هستند که گفته اید. اما بسیارانی هستند که تسلیم حرف منطقی و بجا میشوند. شما اگر دلیل محکم و متقنی بر اشتباه بودن حرفهای من بیاورید، من هیچ تردیدی در قبلی سخن شما و اذعان به اشتباه خود نمیکنم.

  3. شما طرفداران مصدق هم دست کمی‌ از سلطنت طلبان ندارید. شما هم فقط خودتان را قبول دارید و هیچ حاضر به قول حرفی‌ غیر از حرف خودتان نیستید.

  4. فرموده اید که:
    “به نظر من مصدق و دوران او را بایستی بیطرفانه بررسی کرد. نقاط ضعف و قدرت او را بایستی نشان داد.”

    حتما این کار را بکنید. اصلا چرا تابحال از چنین امری طفره رفته اید؟ اما نقاط قوت و ضعف مصدق هر چه که باشند، کودتای ۲۸ مرداد را توجیه نمیکنند. مشکل شما اینست که نمیتوانید با بیطرفی بررسی کنید، چرا که هدفتان از بررسی این نقاط ضعف و قوت، توجیه کودتای ۲۸ مرداد است. البته مخالفتهایی را هم که شاهدید، نه با اصل انتقاد از مصدق، بلکه با “ماهیت” انتقادهایی است که از مصدق میکنید. شما یا با دروغ و دغل و ماستمالی به شعور مخاطب ایرانی توهین میکنید یا اگر انتقادی هم میکنید، انتقادی است از زاویه ای بسیار ارتجاعی و استعمار پسند. مثلا ایستادگی مصدق بر سر حقوق ملت ایران را، انهم به تصریح دادگاه لاهه، به تقلید از نمایندگان استعمار زیاده خواه انگلستان و آمریکا “لجبازی” میخوانید و متوجه هم نیستید که این از وظایف یک دولتمرد است که بر سر حقوق و مطالبات مردمش با غارتگران بین المللی و زیاده خواهیشان برخورد کنند (مثل ایستادگی شیراک در مقابل زیاده خواهی دار و دسته بوش). اغلب هم با اشاره ای ناقص به یکی از بندهای قانون اساسی مشروطه، بدون آنکه آنرا درست فهمیده باشید، و بدون آنکه حداقل نیم نگاهی به بندهای دیگر قانون اساسی کنید تا متوجه تضاد تعابیرتان با مواد دیگر قانون اساسی شوید، میخواهید تعبیر استبدادی خود را از قانون اساسی بخورد مخاطب ایرانی بدهید تا کودتا را توجیه و مصدق را ناقض قانون اساسی نشان دهید. اینهمه نامی جز توهین به شعور مخاطب ایرانی ندارد، که نشانگر آنست که شما اساسا قصد بررسی بیطرفانه ندارید.

    فرموده اید که:

    ” استفاده از پیشوند و پسوند چون “کودتای شرم آور” و یا “دوران ستم شاهی” و از این قبیل جالب نیست. این کلمات بار احساسی‌ دارند و از واقع بینی‌ به دور میباشند.”

    درست است که تکیه صرف بر احساسات، بدون داشتن پشتوانه منطقی و عقلی، سخن را از قدرت استدلال محروم میسازد. اما هیچ اشکالی ندارد که حرف و سخنی واقع بینانه و عقلانی پشتوانه احساسی هم داشته باشد. این مغلطه “تضاد عقل با احساس”، ازحیله های استبدادیان و کودتاچیان است برای محکوم کردن طرف مقابل، برای آنکه شانه از زیر بار آوردن دلایل منطقی و عقلانی خالی نمایند. کودتای ۲۸ مرداد و زد و بند با قدرتهای بیگانه برای سرنگونی نخست وزیر منتخب ملت چه بخواهید و چه نخواهید “ننگین و شرم آور است”، خواه به زبان آورده و نوشته شود و خواه به قرینه معنوی حذف گردد.
    درست مثل جنایتها و خیانتهایی که در طول تاریخ اتفاق افتاده، تا زمانیکه سردمداران جریاناتی که مرتکب این خیانت شدند، از مردم ایران عذر خواهی نکنند و یا مجرمین و خائنینی که در این کودتا دست داشتند مورد محاکمه قرار نگیرند یا حداقل توضیحات شایسته و بایسته را، صادقانه به ملت ایران نداده و عذر خواهی نکنند، این احساس غبن و خیانت و شرم از تاریخ این برهه از کشورمان برای همیشه بر دلهای مردمان استبداد زده ایران و بر حافظه تاریخی این مرز و بوم باقی خواهد ماند.
    اگر در آفریقای جنوبی مردم توانستند فصل شرم آور آپارتاید را ورق بزنند، اگر مردم آمریکا توانستند از سرفصل ویتنام و جریانات دخیل در ان جنگ عبور کنند، تنها و تنها بخاطر آنست که جریانات و افراد دخیل با صداقت و درستی به مردم توضیحات لازمه را دادند و بجای ماله کشی و توهین به فهم و شعور افکار عمومی کشورشان، از مردم عذر خواهی کردند.

    ” اخیرا علی‌ میرفطروس، سیروس ابراهیم زده و جلال متینی “جرات” کرده‌اند و شیوه مدیریت او را با استند و مدارک از جمله سخنان خود مصدق به نقد کشیده اند.”

    از همین اسامی که آوردید بخوبی پیداست که قصد شما بررسی بیطرفانه نیست، چه این آقایان بجای بررسی بیطرفانه، به ماله کشی کودتا پرداخته اند.

  5. به نظر من مصدق و دوران او را بایستی بیطرفانه بررسی کرد. نقاط ضعف و قدرت او را بایستی نشان داد. متاسفانه بعضی‌‌ها تحمل شنیدن انتقاد از مصدق را ندارند. استفاده از پیشوند و پسوند چون “کودتای شرم آور” و یا “دوران ستم شاهی” و از این قبیل جالب نیست. این کلمات بار احساسی‌ دارند و از واقع بینی‌ به دور میباشند. اخیرا علی‌ میرفطروس، سیروس ابراهیم زده و جلال متینی “جرات” کرده‌اند و شیوه مدیریت او را با استند و مدارک از جمله سخنان خود مصدق به نقد کشیده اند.