جمهوری اسلامی: تفکر بسته، افسار گسسته

جمعه, ۱۰ام شهریور, ۱۳۹۱
اندازه قلم متن

هنگامی که یکی از مسئولان جمهوری اسلامی از بی اثری اعتراضات مخالفین بر نظام سخن گفت و جمهوری اسلامی را به ماشینی بدون فرمان و ترمز تشبیه نمود، در واقع تائید کرد که این نظام سیستمی با تفکر بسته و فاقد کنترل یا به کلامی دیگر، افسار گسسته است.

قانون اساسی جمهوری اسلامی اختیارات بیحدی به ولی فقیه داده و ضمن اینکه او را مسئول و پاسخگو نمیداند، رای او را بالاتر از رای تمامی ملت قرار داده است. مجلس اسلامی، مجلس خبرگان و مصلحت نظام که باید ارگانهای کنترل نظام باشند نه تنها چنین نقشی را ایفا نمیکنند بلکه عموما خود از هلهله کشان ولی فقیه و تشدید کنندگان افراط گرائی های وی هستند. حکومت ولی فقیه عامل تنش و افراط گرائی در ایران و منطقه شده و با نادیده گرفتن تناسب نیروها در منطقه و جهان، ایران را با خطر جنگی جدید و ویرانی های فاجعه آمیز آن روبرو ساخته است. زن ستیزی و پایمال نمودن حقوق و آزادی شهروندان توسط حکومت هر روز شدت بیشتری میگیرد و به گفته سازمان دیده بان حقوق بشر در قانون جدید (1) مجازات اسلامی جرم “افساد فی الارض” گسترش یافته و فعالیت های سیاسی مسالمت آمیز مانند “انتشار اکاذیب” یعنی تبلیغات سیاسی یا “آسیب به اقتصاد نظام” نیز که “مخل نظم عمومی و امنیت ملی باشد” مشمول تعریف فساد فی الارض و مجازات اعدام میگردد.

تحول و تعادل

تحول در یک سیستم یا جامعه ممکن است به فقدان تعادل آن جامعه بیانجامد. امروز دانشمندان پاسخ این سوال که چه عواملی در تحول و تعادل سیستم ها نقش دارند را در طبیعت جستجو میکنند. توجه آنها معطوف موجودات زنده یا سیستم های بیولوژیک شده که میلیاردها سال تکامل را پشت سر دارند و بهترین نمونه های تکامل برای تطابق بیشتر با محیط، ضمن حفظ بقاء خود میباشند. از نتایج بدست آمده در این بررسی ها در علم کبرنتیک (2) یا تفکر جامع (vernetztes Denken) برای حل مشکلات محیط زیست و مدیریت سیستم های پیچیده دیگر مانند جامعه، اقتصاد یا شرکت های بزرگ (3) استفاده میشود.

بررسی سیستم های بیولوژیک نشان میدهد که دو عامل در تکامل آنها نقش اساسی دارد: باز بودن برای تحول و برخورداری از مکانیسم های لازم برای کنترل و حفظ تعادل. سیستم های باز بر خلاف سیستم های بسته که راهی برای تحول باز نمیگذارند، تعادل و ثبات خود را از طریق انعطاف در مقابل تغییر برای تطابق بیشتر با طبیعت بدست می آورند. تطابق بیشتر با طبیعت شانس پیروزی آنها را بر خطرات و تهدید های طبیعت بالا میبرد. نمونه سیستم باز، جامعه دموکراتیک است که همبستگی میان مردم و حکومت به اقدامات ضد ملی امکان موفقیت نمیدهد. نمونه سیستم بسته، جمهوری اسلامی میباشد که راه هرگونه تغییر و تحول خود را مسدود نموده است. بنظر فریدریک فستر (4) از پایه گذاران تفکر جامع یا کبرنتیک، سیستم های بسته با مرور زمان به افزایش بی نظمی دچار شده، در اثر تجزیه های مکرر سرانجام از حالت سیستمی خارج میشوند.

عامل دیگر حفظ تعادل و ثبات در کنار باز بودن و انعطاف، مکانیسم های تنظیم و کنترل سیستم است. برای نمونه بدن انسان دارای دستگاههای کنترل و تنظیم دما، تنفس، گرسنگی، تشنگی و غیره میباشد. هرگاه یکی از این پارامترها از تعادل دور شود، انسان مریض بحساب می آید. دور شدن زیاد از وضعیت تعادل، مثلا بالا رفتن دمای بدن یا اختلال در سیستم تنفسی، میتواند حتی به مرگ انسان منجر گردد.

حفظ تعادل از عوامل مهم برای ادامه حیات موجودات زنده است. ما قبل از رفتن به یک محل سرد لباس کافی بر تن میکنیم تا دمای فضای مجاور بدنمان را متعادل نگاهداریم. سیستم های بیولوژیک دارای مدارهای کنترل و تنظیم هستند که در هر حالت از دور شدن آنها از وضعیت تعادل جلوگیری میکنند. عامل مهم این مدارها “بازگردان” به معنی آنچه از عملکرد باز میگردد یا فیدبک (feedback) است. یک سیستم بیولوژیک عملکرد خود را بر اساس بازگردانی که دریافت میکند تنظیم مینماید. بدون بازگردان سیستم زنده قادر به عملکرد متعادل در دراز مدت نیست. در مدار تنظیم درجه حرارت بدن، دمائی که بدن اندازه میگیرد بازگردان مدار است. مدار مزبور اگر دما بالا باشد خون بیشتری در رگ ها جاری مینماید تا دما پائین بیاید و اگر برعکس دمای اندازه گیری شده پائین باشد خون کمتری در رگ ها جاری میسازد.

سیستم های بسته از آنجائی که بر خلاف سیستم های باز، در مقابل تغییر و تحول انعطاف نشان نمیدهند، شکننده اند. مدل های فکری پایه گذاران جمهوری اسلامی ایجاد جامعه ای مشابه دوران خلافت پیغمبر اسلام است. کوشش در پیاده کردن این مدل بدون توجه به قرنها تحول جهان و جامعه ایرانی نشان از بسته بودن سیستم تفکر و بی خردی حاملان آن دارد. در عوض عملی ساختن خواست اکثریت مردم، سران این نظام کوشش دارند مدل دوران خلافت پیامبر اسلام را در جامعه پیاده کنند و به این ترتیب علیه نیروهای جامعه مانند زنان، دانشگاهیان، اقلیت های قومی و مذهبی، کارگران و اقتصاد عمل میکنند. سیستم هائی که خلاف نیروهای طبیعت عمل میکنند برای تامین تداوم خود به انرژی بیشتری نیاز دارند. آنها دائما خود را با اژدهائی چند سر از مشکلات روبرو می بینند که وقتی یک سرش قطع شود، چند سر دیگر بجای آن میروید(3).

باز بودن و حفظ تعادل در دموکراسی

مهمترین جنبه دموکراسی کنترل حکومت توسط نمایندگان مردم است. در دموکراسی هر اقدام قبل از انجام با استفاده از خرد جمعی مورد مشورت قرار میگیرد و عموما وقتی مغایر حفظ تعادل جامعه نباشد، عملی میگردد. خرد جمعی، احزاب و تشکل های سیاسی و سندیکائی، پارلمان، قانون و .. از عوامل حفظ تعادل جامعه در عین تضمین تحول و تعالی و رفاه هستند. در حکومت های ایدئولوژیک دینی، کمونیستی یا دیکتاتوری های نوع دیگر، خواست و رای مردم (بازگردان) تاثیری در اقدامات حکومت ندارد. در حکومت های خودکامه، دیکتاتور به تنهائی در مورد سرنوشت میلیونها انسان تصمیم میگیرد و ارگانهای کنترل که ضامن تعادل جامعه اند، وجود یا نقشی ندارند.

در دموکراسی ها وجود آزادی انتقاد، انتخابات آزاد، … به عنوان بازگردان، هم باعث تحول و هم تعادل است. رای مردم توسط احزاب و سندیکاها نهادینه و به این جهت موثر است. چون تحولات مورد نظر و نیاز مردم به موقع صورت میگیرد، مردم برای تحقق خواست هایشان مجبور به تغییر نظام نیستند و جامعه از تعادل و ثبات بیشتری برخوردار است.

دموکراسی سیستم مناسب برای تحول و پیشرفت همراه با حفظ ثبات و تعادل میباشد. پیشرفت بدون رشد فرهنگ سیاسی در دیکتاتوری ها و سیستم های بسته همانطور که تجربه ایران نیز نشان داد باعث رفاه، بویژه رفاه پایدار نمیشود. تعالی و پیشرفت پایدار با دموکراسی پایدار و هنگامی میسر میشود که جامعه از ساختار ها و آمادگی های لازم برای تضمین حقوق و آزادی های مردم و جلوگیری از پیدایش دیکتاتوری های جدید برخوردار باشد.

خلاصه کلام
جمهوری اسلامی سیستمی بسته میباشد که امکان هرگونه تغییر و تحول خود را مسدود نموده است. این سیستم نه تنها علیه خواست اکثریت مردم و گروههای بزرگ اجتماعی عمل میکند بلکه کلیه مدارهای کنترل و تنظیم را از کار انداخته و هر روز بیشتر از حالت تعادل دور میشود. بسته بودن تفکر و فقدان نهادهای حافظ تعادل، هرگونه امکان بازگرداندن جمهوری اسلامی به وضعیت عادی را از میان برده است. آنهائی که پس از این همه تجربه با جمهوری اسلامی هنوز در پی اصلاح آنند باید توضیح دهند که با استفاده از کدام نهاد یا مکانیسمی میخواهند این منظور را عملی سازند؟

همایون مهمنش
31 اوت 2012

(1) بیانیه دیده بان حقوق بشر http://melliun.org/iran/7337
(2) Friedrich Vester, Die Kunst vernetzt zu denken, dtv Verlag, 3. Auflage 2002
(3) Fredmund Malik, Strategie des Managements komplexer Syteme, Hauptverlag, 10. Auflage, 2008
(4) Friedrich Vester, Neuland des Denkens, dtv Verlag, 12. Auflage, 2002


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.