سخن هفته 13: رهنمود

پنج شنبه, ۱۶ام شهریور, ۱۳۹۱
اندازه قلم متن


سخن این هفته من خطاب به کسانی است که جزو فعالان دانشجویی دانشگاههای ایران محسوب میشوند و تحت عناوینی چون «ملی مصدقی» و یا «مصدقی» فعالیت پیگیری را آغاز کرده اند و برای هدف غائی یعنی بر سر کار آوردن یک حکومت ملی بجای استبداد مذهبی کنونی کوشش میکنند. گاه و بیگاه از ایشان توسط مسافری مطمئن پیامی دریافت میکنیم که چرا ما جبهه ملی ها با ارائه رهنمودی دقیق به آنها کمک نمیکنیم.

این دوستان که اکثرا در سازمانهائی چون تحکیم وحدت فعالیت داشته اند و تجربیات تلخ شکست در 18 تیر و مبارزات پرشور قبل و بعد از انتخابات 1388 را پشت سر گذاشته اند، فراموش میکنند که نحوه مبارزه در چهارچوب یک نهضت ملی و مردمی اساسا با سازمانها و گروههائی که عادت کرده اند خود را قیم مردم بدانند، یک تفاوت اساسی دارد. برای اینکه دوستان به ریشه های این تفاوت التفات نمایند، چند مثال میزنم. در روزهای ۶ و۷ شهريور فراخوانی در برخی از سايت ها مانند سايت خبری تحليلی کلمه، سحام نيوز، جنبش راه سبز (جرس)، ادوارنيوز، پايگاه اطلاع رسانی نوروز، سايت خبری- تحليلی امروز، ندای سبز آزادی وندای آزادی با عنوان “فراخوان بانگ الله اکبر» منتشر شد، مبنی بر اینکه مردم در روزهای چهارشنبه و پنج شنبه، ساعت ده شب به پشت بامها بروند و صدای اعتراض خود را به گوش سران کشورهای عدم تعهد و دبيرکل سازمان ملل که در این اجلاس حضور داشتند، برسانند. در این بيانيه تاکید شده بود که “میبايد به مردم دنيا و سران مختلف کشورها نشان دهيم که ايرانيان تسليم ديکتاتوری نشده اند”. برخلاف انتظار این سایت ها کسی بر سر پشت بامها نرفت و الله اکبری نگفت و کسانی که این فراخوان را امضا کرده بودند، نیز انگار نه انگار به روی خود نیاوردند که مردم وقعی به فراخوان آنها نگذاشته اند. مورد دیگری که نشان دهنده این نوع از «خود بالاپنداری، عشق رهبری و خود محوربینی» است، دیروز اتفاق افتاد. آقای رامين جهانبگلو که تا بحال هیچ سابقه فعالیتی در یک سازمان سیاسی نداشته، روز چهارشنبه ۱۵ شهریور «بطور رسمی» بیانیه ای را تحت عنوان «منشور ۹۱» منتشر میکند و ازهمه کسانی که به آن اعتقاد دارند، میخواهد آن را امضا کنند و از اين به بعد برای رسيدن به اهداف آن گفت‌وگو نمایند. چرا؟ چون به نظر ایشان «منشور ۹۱» در حقيقت از منشور «۷۷ واسلاو‌هاول» در چکسلواکی سابق و منشور آزادی نلسون ماندلا در آفريقای جنوبی الهام گرفته و از اين منشورها به اين نتيجه رسيده که برای آينده کشور، نه فقط به عنوان گروه سياسی، که به عنوان نخبگان و کسانی که نگران از ميان رفتن اخلاق جامعه مدنی هستند و می‌خواهند بر اساس جامعه مدنی آينده شکل بگيرد، چنين منشوری نوشته شود.

مثالهای دیگری نیز هست که به علت تکرار از آنها درز میگیریم. شبهه نهفته دراین بیانیه ها و فراخواهان از این حکایت میکند که این افراد هیچگونه شناختی از روند پیچیده شکل گرفتن خواست و عقیده در میان مردم و گروههای سیاسی ندارند. به نظر میرسد که این عده از آنجائی که هیچوقت در یک تشکل سیاسی مبارزه نکرده اند، فکر میکنند اشکال کار در این است که «فکر و یا ایده ناب» وجود ندارد. و اگر برای مثال فکر و ایده ای مشعشع از ایشان در سایت ها منتشر شود، مردم آگاه میشوند و براه میافتند. ساده لوحی این جماعت و بی تجربگی آنها در مبارزه سیاسی باعث میشود که نارضایتی مردم از حکومت را با اعلام مخالفت آنها یکسان بگیرند و این اعلام مخالفت را برای آغاز یک جنبش اعتراضی کافی بدانند. اشکال اساسی در کارشان از اینجا ناشی میشود که چون به فعالیت تشکیلاتی در میان مردم اعتقاد ندارند، نمیتوانند بدانند که در ذهن آنها چه میگذرد و چه انگیزه ای آنها را به حرکت در می آورد. از بالای برج عاجی که برای خود ساخته اند، از همه کسانی که برای مثال در تظاهرات ملیونی «رای من کو» شرکت داشته اند، توقع و انتظار دارند که با انتشار بیانیه ای از جانب آنها مجددا به حرکت در آمده با یک جنبش اعتراضی حکومت استبدادی را کنار بگذارند.

دوستان جوانی که به صفوف نهضت ملی می پیوندند از ما انتظار نداشته باشند که چنین شیوه ای را در پیش بگیریم. دوستان باید توجه داشته باشند که «الیتیسم» در نهضت ملی جائی ندارد. کسانی که خود را پیشآهنگ تصور میکنند و براساس تئوری موتور کوچک (که باید موتور بزرگ را به حرکت در آورد) عمل میکنند، فراموش میکنند که مبارزه سیاسی همواره با تک تک انسانها روبرو است و این انسانها «توده» نیستند که بدون اراده و انتخاب گوش بفرمان باشند. افرادی هستند با واهمه ها و ترسهائی که مستقیما به ادامه حیات خود و فرزندانشان، به موجودیت شهر و کشورشان ربط دارد. برای آنها مسئله چشم انداز در هر اقدام سیاسی وجنبش اعتراضی امری است حیاتی. مردمان سرخورده از انقلاب اسلامی و سرخورده از اصلاح طلبان حکومتی و سرخورده از حرفهای الکی سردمداران جمهوری اسلامی نمیخواهند با شرکت در بازی های سیاسی انرژی و نیروی خود را با همه هزینه هائی که در پی دارد، دو باره به حساب گروهی واریز کنند که در بهترین حالت تکدی چند صندلی نمایندگی در مجلس هدفشان است. مردم اقدامی را که نخواهد و یا نتواند بصورت ریشه ای به شبکه قدرت اقتصادی و سیاسی پاسداران انقلاب اسلامی خاتمه دهد و یا نفوذ و تاثیر بی حد و مرز روحانیون حکومتی و هیئت های مذهبی مافیائی را قطع نماید، به عنوان اصلاحات جدی نمیگیرند. آنرا اقدامات سطحی و حرافی های بی مقداری میدانند که نهایتا به حفظ و بقا نظام جمهوری اسلامی منتهی میشود. سی و سه سال است که میشنوند اصلاحات چیز خوبی است و نتیجه آن ادامه وضعیتی نکبت بار کنونی و رفتن کشور بسوی پرتگاه فروپاشی اقتصادی، تجزیه و احتمالا حمله نظامی شده است.

آنچه که باعث شده مردم ما در مقابل این نوع از توصیه ها، فراخوان ها و بیانیه ها بی اعتنا شوند و به سکوت تردید آمیز خود ادامه دهند، به نظر ما فقدان یک چشم انداز واقعی است. ما ملیون آن را چشم اندازی برای بر سر کار آمدن یک حکومت ملی میدانیم، حکومتی که بتواند بر پایه الگوی دولت مصدق یک حد اقلهائی را در تعادل اجتماعی، دفاع از مناقع ملی و حفاظت از حاکمیت ارضی تضمین و تامین نماید.

به این ترتیب مشکل این نیست که چرا جبهه ملی با دادن رهنمودی تکلیف خود را برای مردم روشن نمیکند. مشکل در تشخیص بوجود آمدن آن اراده ملی است که نمیخواهند دوباره بدون اینکه بدانند چه میخواهند و از چه طریقی میتوانند بدان نائل شوند، علم و کتل در دست در خیابانها راه بیافتند و با گفتن مرگ بر این و آن بدون اینکه تصوری از آینده حکومت جانشین داشته باشند، مملکت را به آشوب بکشند.

ذهنیت مغشوش گروهها و افراد معترضی که به «اپوزیسیون» معروف شده در مورد ماهیت حکومتی است که میبایست جانشین نظام جمهوری اسلامی شود، این است که مانع اصلی را در قوام گرفتن یک جنبش اعتراضی وسیع بوجود آورده است. سی و چند سال است که بحث میشود آیا تغییر و اصلاح و استحاله در چهارچوب جمهوری اسلامی ممکن است یا نه. حتی در میان برخی ازمصدقی ها نیز این شبهه وجود داشته که اصلاح در حکومت دینی ممکن است. بحث ما با این دوستان همواره این بوده که چرا بجای اینکه خود را در کنار مصدقی های دیگر بینند و برای مثال از جایگاه اندیشه مصدق با اصلاح طلبان حکومتی تعامل کنند، اصرار دارند در جوار آنها باشند و از آنجا با مصدقی ها دیالوگ کنند. تکرار خسته کننده این گفتمان که مردم ایران مذهبی هستند و جبهه ملی نباید با مذهب در بیافتد، چنان قدیمی و کهنه شده که فکر نمیکنم خود این همرزمان را هم قانع کند.

به این ترتیب دوستان می بینند که ما باید برای ایجاد چشم انداز یک حکومت ملی در میان مردم بحث را ابتدا از درون صفوف خودمان آغاز کنیم. باید اول در میان خودمان به این نتیجه برسیم که راه مصدق برای استقرار یک حکومت ملی در عین احترام به عقاید مذهبی مردم ایجاب میکند که مذهب را در سیاست دخالت ندهیم. این توصیه که لازم است که نظرات مذهبی را از حوزه سیاست خارج کرده و آنرا به حوزه های علمیه قم و نجف منتقل نمائیم، هنوز بطور کامل پذیرفته نشده است. فراتر از سازمانها و گروههای مصدقی جمهوریخواهانی هستند که در فکر و اندیشه با نهضت ملی و مصدقی بسیار نزدیکند ولی آنها هم هنوز تکلیف خود را با نظام جمهوری اسلامی روشن نکرده اند. این بخش نیز از بیان اینکه برای استقرار یک حکومت عرفی مبارزه میکنند، طفره میروند. میترسند با اینکار خود، اصلاح طلبان حکومتی را برنجانند. اسم آنرا هم گذاشته اند «سیاست ورزی».

بلاتکلیفی که به جان مردم افتاده با طرح بحث های انحرافی «میخواهیم انقلاب کنیم یا اصلاحات» و یا «طرفدار مبارزه مسالمت آمیز هستیم یا خواهان مبارزه قهر آمیز» باعث شده که جنبش اعتراضی تداوم پیدا نکند. مردم همچنان بر سر دو راهی «حکومت ملی» یا «نظام جمهوری اسلامی» متوقف شده اند و طبیعی است که بعد از ناکامی تجربه ای بیست و چند ساله با اصلاح طلبان حکومتی، از آنها سلب امید کنند. آنها میدانند که کاری بیش از این از این جماعت ساخته نیست. آیا این بدان معنی است که عزم مردم برای برسر کار آوردن یک حکومت ملی به جزم تبدیل شده است؟

نقش ما این است که به تردید ها در بین مردم جواب بدهیم و با مبارزه ای مستمر در آنها اعتماد سازی کنیم. اینکار با صدور یک فراخوان و رهنمود سرانجام نمیگیرد. فراموش نکنیم که مردم حاضر نیستند بعد از تجربه تلخ انقلاب 57 دوباره، قبل از اینکه بدانند ماهیت حکومتی که باید جانشین حکومت فعلی شود، چیست، پشت سر کسی راه بیافتند. عقل سلیم حکم میکند که همه بجای برداشتن تبر و اقتادن به جان درخت اول آن تصوری را که از ساختن میز یا صندلی دارند در ذهن خود دقیق نمایند.

پس رهنمود به جوانان مبارز و ملی در دانشگاهها میتواند این باشد که اول این تصور را دقیق نماییم.
با آرزوی موفقیت
حمید صدر
ششم سپتامبر 2012


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.