رزمایش موشکی”اقتدار ولایت”؟! خدمت و خیانت به کیست؟

شنبه, ۲۲ام اسفند, ۱۳۹۴
اندازه قلم متن

Ali Keshtgar8

دو جناح اصلی جمهوری اسلامی بر سر سیاستهای راهبردی خارجی از سالها پیش اختلافات مهمی داشته اند.

زاویه این اختلافات که از دو نگرش /ایدئولوژی متضاد ناشی می گردد، در مواردی به ۱۸۰ درجه می رسد.

آیت الله خامنه ای که از کودتای انتخاباتی ۸۸ بدینسو عملا از جایگاه رهبری همه جناحهای حاکمیت به سطح سخنگو و رهبر جریانات تندرو سقوط کرده پرچمدار نگرش ادامه انقلاب اسلامی تا پیروزی کامل آن در همه کشورهای مسلمان بویژه در عراق، سوریه، لبنان، یمن، بحرین و سایر کشورهای حوزه خلیج فارس است. بنابه این نگرش جمهوری اسلامی باید به مداخلات “انقلابی” خود در این کشورها ادامه دهد و همزمان با نفوذ آمریکا و اسرائیل که سد راه توسعه انقلاب اسلامی در منطقه هستند مبارزه کند…

بنابه این نگرش امکانات و ثروتهای ایران حتی الامکان باید صرف توسعه انقلاب اسلامی در منطقه گردد و ایران باید به مثابه “کانون زاینده انقلاب اسلامی” سکوی پرش انقلاب در کشورهای اسلامی باشد.

در برابر این دیدگاه، میانه روهای رژیم از جمله هاشمی و روحانی از دیرباز دریافته اند که نگرش بالا بی آینده است و ادامه حیات جمهوری اسلامی را در مخاطره قرار می دهد. آنها بر این باورند که جمهوری اسلامی ایران باید صدور انقلاب را متوقف کند و به مثابه یک دولت متعارف و متعهد به قوانین بین المللی عمل کند. امکانات و ثروتهای کشور را حتی الامکان در خدمت توسعه (البته آمرانه) اقتصاد داخلی به کار گیرد، از شعار نابودی اسرائیل دست بردارد و مناسبات خود را با همسایگان و نیز قدرت های بزرگ جهانی از جمله ایالات متحده بهبود بخشد.

نگرش مبتنی بر “ادامه انقلاب اسلامی” که مسوول عواقب شعار نابودی اسرائیل و سیاست ماجراجویانه هسته ای دوره احمدی نژاد و انزوای ایران است، در دو دهه گذشته مدام از مردم در فرصتهای مختلف کارت زرد و قرمز گرفته است. برعکس نگرش میانه روها که مسامحتآ طیف سبزها، اصلاح طلبان و میانه روهای درون حاکمیت را در برمی گیرد، در برش های مختلف انتخاباتی مورد حمایت رای دهندگان قرار داشته است.

نگرش “انقلابیگری” از آنجا که رای مردم را علیه منویات خود می بیند در دو دهه گذشته بیش از پیش به ارگانهای سرکوب نظامی- امنیتی تکیه کرده، بطوری که می توان گفت این نگرش امروز فقط به اتکاء سرکوب و ارعاب دست فراتر خود را در حکومت جمهوری اسلامی تضمین کرده است.

اگر در خرداد ۹۲ نامزد مورد پسند خامنه ای یعنی جلیلی به ریاست جمهوری اسلامی می رسید به احتمال زیاد ایران امروز در موقعیتی کم و بیش شبیه کره شمالی قرار داشت. و این همان چیزی است که تندروهای نظامی و روحانیون جبهه پایداری می خواستند. این جریانات منزلت و موفقیت های سیاسی و اقتصادی خود را مدیون ادامه همین نگرش انقلابیگری اسلامی می دانند و دست برداشتن از آن را پایان حیات سیاسی خود ارزیابی می کنند. آیت اله خامنه ای مگر در موردی که برای بقای رژیم، خود را ملزم به “نرمش” دیده، اساسا معتقد و مدافع سرسخت همین دیدگاه است.

توافق “برجام” که بدون “نرمش” همراه با تردید آیت الله خامنه ای ممکن نبود، یکی از بزرگترین پیروزی های سیاسی جریانات میانه روی جمهوری اسلامی را رقم زد و اعتبار دولت روحانی، و چهره های میانه رو جمهوری اسلامی، بویژه هاشمی و خاتمی را در انظار داخلی و خارجی تقویت کرد. علاوه بر این، شکاف های طیف اصول گرایان را نیزفعال کرد. تندروها و شخص آیت الله خامنه ای منزوی تر شدند و پراگماتیستهای اصول گرا به دولت روحانی نزدیک شدند. حالا خامنه ای و اطرافیان او احساس غبن می کنند و درصددند که سیاستهای پسا برجام دولت روحانی را حتی به قیمت بخطر انداختن توافقنامه برجام با شکست روبه رو سازند.
ترمیم و بازسازی همواره کار دشواری بوده و هست. اما تخریب آسان است. خامنه ای و نظامیان او با تلاشهای پسا برجام دولت روحانی که در صدد جلب سرمایه گذاری های خارجی و توسعه مناسبات اقتصادی ایران با آمریکا و اتحادیه اروپاست، مخالفند.

مانور موشکی سپاه پاسداران که روز ۱۸ اسفند ماه با عنوان “اقتدار ولایت” آغاز شد اقدامی آشکار علیه همین سیاستهای دولت روحانی است.

فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران سردار امیرعلی حاجی زاده اعلام کرده است که موشکهای”قدراچ” که ۲۰۰۰ کیلومتر برد دارند برای نابودی اسرائیل طراحی شده اند. روزنامه دست راستی وطن امروز در شماره ۱۹ اسفند ماه خود نوشته است:” از عراق تا سوریه و از یمن تا لبنان دیروز با صدای غرش موشکهای ایرانی به وجد آمدند. موشکهایی که جمله معروف بنیانگذار انقلاب اسلامی یعنی “اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود” به زبان عبری روی آنها حک شده بود.”
بلافاصله پس از شلیک موشکهای بالستیک قدر که فرمانده هوافضای سپاه پاسداران مدعی شد برای محو اسرائیل طراحی شده اند صحبت تصویب تحریم های جدید علیه ایران در آمریکا و اتحادیه اروپا بالا گرفت. بدیهی است در چنین شرایطی صحبت از جذب سرمایه های خارجی به شوخی شباهت دارد.

قطعا این موشکها حتی اگر به بمب اتمی هم مجهز باشند با توجه به قدرت زرادخانه هسته ای و موشکی اسرائیل و حمایت بی چون و چرای امریکا و اتحادیه اروپا از اسرائیل قادر به نابودی اسرائیل نیستند، اما قطعا می توانند سیاستهای تنش زدایانه خارجی دولت روحانی را نابود کنند. و هدف این مانور موشکی و شعارهای حاشیه ای آن نیز آن چنان که گفته شد همین است. آیت الله خامنه ای و سرداران نظامی او هرچقدر هم که از واقعیتهای کنونی مناسبات جهانی ناآگاه باشند، این حقایق ساده را می دانند که قدرت دفاعی و تهاجمی اسرائیل و آمریکا هرگز اجازه نخواهند داد موشکهای ایران اسرائیل را “نابود” کند. علاوه بر این اگر قرار بر تغییر موازنه قوای نظامی به نفع جمهوری اسلامی باشد بازهم این گونه رجز خوانی ها که واکنش عقابهای ایالات متحده، اتحادیه اروپا، دولت نتانیاهو و برانگیختن احساسات بین المللی به سود محافل ضد ایرانی در اسرائیل و امریکا و اتحادیه اروپا را به همراه دارد و همواره اسرائیل برای تقویت نظامی خود از آن بهره برداری کرده، دقیقا در جهت مخالف آن است.
تنها پیامد آزمایش این موشکهای بالستیک، و تکرار شعار احمقانه و دروغین نابودی اسرائیل، دادن بهانه های لازم به محافل دست راستی و قدرتمند آمریکا، اسرائیل و اتحادیه اروپا در تصویب تحریم های جدید علیه ایران است. آن محافل به این تحرکات و گفتمان های دشمن ساز سپاه پاسداران برای تصویب قطعنامه های ضد ایرانی نیازمندند و از این طرف آیت الله خامنه ای و تندروهای تحت فرمان او نیز برای در بن بست قرار دادن تلاشهای سیاسی و اقتصادی دولت روحانی و میانه روها به تصویب قطعنامه و تحریم های جدید علیه ایران نیاز دارند. تردید نباید کرد که مانور “اقتدار ولایت” و گفته های کاملا هدف دار فرماندهان سپاه علیه اسرائیل صرفا با هدف به شکست کشاندن برنامه های اقتصادی میانه روها و تخریب تلاشهای تنش زدایانه آنان به اجرا درآمده است.

سالها است که این گونه تحرکات و توهمات فرماندهان نظامی و شخص رهبر جمهوری اسلامی به مسابقه تسلیحاتی در منطقه، رشد محافل تندرو در اسرائیل و آمریکا، تشدید رقابت ها و جنگ های نیابتی منطقه ای، انزوای جهانی ایران و محروم شدن آن از فرصت های جهانی و منطقه ای خدمت کرده است. هیچ بعید نیست که زمانی معلوم شود که “نفوذ”، “فتنه گران” و عوامل ” دشمن” در رشد توهمات آیت الله خامنه ای و فرماندهان سپاه که هرکس با “بصیرتی” اندک پیامدهای فاجعه بارسیاستهای ماجراجویانه آنان را پیش بینی می کند، موثر بوده اند. به راستی چه کسی است که از حداقل “بصیرت” برخوردار باشد، اما نداند که این حرکات صددرصد در جهت منافع همان دولت ها و محافلی است که آیت الله خامنه ای خود را قهرمان مخالفت و مبارزه با آنان وانمود می کند.

از: گویا

be kanal site Melliun Iran bepeyvandid


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.