بیانیه جبهه ملی ایران: بیست و هشتم مرداد، مسبب اصلی سیه روزی های ملت ایران

پنج شنبه, ۲۸ام مرداد, ۱۳۹۵
اندازه قلم متن

jebheh-melli

بیست و هشتم مرداد، مسبب اصلی سیه روزی های ملت ایران

روز چهاردهم مرداد ماه سال جاری،یکصد و دهمین سالگرد انقلاب مشروطیت ایران را پشت سر گذاشتیم. انقلابی که با اهدافی عالی چون تحصیل آزادی های سیاسی و به دست آوردن عدالت و عدالت خانه و با خط و ربطی حاکی از اعتقاد به جدائی دین از حکومت به پیروزی نشست. اما هنوز امواج پرتلاطم آن انقلاب ترقی خواهانه به سکون و آرامش نرسیده و ملت ایران به اهداف مورد نظر خود به طور کامل دست نیافته بود که کودتای ۱۲۹۹ رضاخان میرپنج و سید ضیاء الدین طباطبائی مشروطیت نوپا را از محتوی تهی نموده و تحت پوشش مشروطه سلطنتی، دیکتاتوری و استبداد و اختناق را به مدت بیست سال بر این سرزمین تحمیل نمود.

پس از شهریور ۱۳۲۰ و سقوط حکومت رضا شاه، جو سیاسی کشور تا حدودی باز شد و در آن فضای نیمه گشوده نهضت ملی ایران امکان ظهور و بالندگی پیدا کرد و در سال ۱۳۲۸ با تشکیل جبهه ملی ایران به رهبری دکتر محمد مصدق پیگیری مطالبات انقلاب مشروطیت یعنی آزادی و استقلال و عدالت پر رنگ تر از پیش بر ایران سایه افکند. با تشکیل جبهه ملی، دکتر مصدق و هفت نفر از یارانش در انتخابات مجلس شانزدهم شورای ملی با رای و پشتیبانی مردم ایران به مجلس راه یافتند و با تلاش ها و مجاهدات آنان، قانون ملی شدن نفت در سراسر کشور به تصویب رسید. در روز اول اردیبهشت ۱۳۳۰ دولت ملی دکتر مصدق برای اجرای این قانون و برچیدن بساط استعمار غارتگر انگلیس و خارج کردن منابع نفتی ایران از چنگال شرکت نفت  ساخته ی انگلیس، قبول مسئولیت نمود.

دولت ملی مصدق در مدتی کم تر از دوماه از شرکت نفت انگلیس بنیان خلع ید به عمل آورد و ذخایر عظیم نفتی ایران را در اختیار صاحبان حقیقی آن یعنی ملت رنج دیده و مبارز ایران قرار داد. دولت ملی مصدق با ملی کردن نفت استقلال اقتصادی و سیاسی ایران را محقق ساخت و با پرهیز از وارد کردن ایران در بلوک های قدرت های جهانی و مناقشات بین آن ها به استقلال کشور معنی و مفهوم بیشتری بخشید. تا آنجا که ایده های سیاسی و نگاه او به بی طرفی و عدم وابستگی، پایه فکری جنبش کشور های غیرمتعهد را فراهم کرد. دولت ملی مصدق با رعایت و حمایت از آزادی های اساسی و قانونی ملت ایران مانند آزادی مطبوعات، آزادی احزاب، آزادی اجتماعات و آزادی مذهب و عقاید، توانست به خواسته های آزادیخواهانه ملت ایران جامه عمل بپوشاند. دولت ملی مصدق صرفنظر از اقدامات بنیادی فوق که در جهت تحقق استقلال و آزادی و عدالت انجام داد، با وجود درگیری طاقت فرسا با قدرت های استعماری و عوامل داخلی آنها، به انجام ده ها حرکت اصلاحی و عمرانی موفقیت آمیز نیز برای ارتقاء سطح زندگی مردم ایران و بهبود وضعیت معیشتی و رفاه آنان اهتمام ورزید. با این مشخصات، دولت ملی مصدق به صورت الگوئی از مردم سالاری و استقلال طلبی و حراست از منافع ملی در آمد که خواب قدرت های چپاول گر جهانی و عوامل مزدور داخلی آنان را آشفته کرد و چون دریافتند که با تداوم دولت ملی، تمام منافع آن ها در معرض نابودی خواهد بود، کودتای ننگین ۲۸ مرداد۱۳۳۲ و براندازی دولت ملی را طراحی و به اجراء گذاشتند. در این کودتای خائنانه دستگاه های اطلاعاتی انگلیس و آمریکا یعنی اینتلجنت سرویس و سازمان سیا و عوامل داخلی آن ها مانند دربار پهلوی و عده ای از نظامیان وابسته به دربار با برخی از روحانیون درباری همراه چند تن از افراد بریده از نهضت ملی طرح کودتا را به اجراء درآوردند و این مجموعه با حضور جماعتی از اراذل و اوباش مشهور و شناخته شده و عده ای از زنان نگونبخت فسادخانه معروف تهران تکمیل گردید.

کودتای ۲۸ مرداد۱۳۳۲ راه آزادی و استقلال ایران و مسیر رفاه و سعادت این ملت را بست و به حاکمیت ملی که میتوانست منشاء همه پیروزی ها و نیک بختی های مردم این سرزمین باشد پایان داد.

جبهه ملی ایران به پا خاستن ملت ایران را برای برچیدن بساط رژیم سابق، عکس العمل تاریخی این ملت نسبت به کودتای ۲۸ مرداد و عملکرد رژیم کودتا میداند. ولی با تاسف بسیار متذکر میگردد که انقلاب ۵۷ هر روز از اهداف و تصورات اولیه ملت ایران فاصله بیشتری گرفته است. به طوری که امروز در دهه چهارم انقلاب شاهد سوء سیاست ها و سوء مدیریت ها و فساد گسترده و باور نکردنی و زیر پانهادن حقوق و آزادی های اساسی و قانونی ملت ایران هستیم.

ننگ ونفرین بر کودتاچیان ۲۸ مرداد که مسببان اصلی سیه روزی های ملت ایران هستند.

بر قرار باد حاکمیت ملی منبعث از اراده وانتخاب آزاد ملت بزرگ ایران.

تهران – جبهه ملی ایران

بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۵

http://jebhemeliiran.org/?p=1123 

http://jebhemeliiran.org


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

یک نظر

  1. واقعا شرمآوره که کودتای سوم اسفند رو عامل تهی شدن مشروطه از محتوای خودش اعلام می کنید. این حرف رو یه ناسیونالیست واقعی نمی تونه بزنه و معلومه که سران ایل قجر در اروپا و آمریکا هستن که از برند ملیون استفاده می کنن. وقتی کودتای سوم اسفند انجام شد مملکت در حالت فروپاشیده قرار داشت و احمد قاجار پسر خاله مصدق السلطنه از فرط نا امنی تمایلی به ماندن در ایران نداشت و می خواست هرچه سریعتر کشور را ترک کند. مجلس هم تعطیل بود. نه اقتصادی و نه مجلسی و نه نظم و امنیتی. ایران با کودتای سوم اسفند تا زمان خروج رضا شاه از کشور مسیر طولانی را برای پیریزی زیرساختهای توسعه پیمود. برچسب منفی زدن روی کودتای سوم اسفند دست سازمانهای جبهه ملی رو رو می کنه و نشون میده که منافع ملی ایران مد نظر این افراد نیست.
    در مورد واقعه ۲۸ مرداد چرا نمی پرسید که: ۱٫ چرا مصدق مجلس را منحل کرد. ۲٫ چرا تقاضای اختیارات فوق العاده از مجلسه کرد؟ در حالی که وقتی خودش نماینده بود با همین تقاضا از طرف نخست وزیر وقت به عنوان غیر قانونی بودن مخالفت کرده بود. این عمل مجلس را تضعیف کرد. ۳٫ چرا رفراندوم انحلال مجلس از ملاکهای انتخابات سالم برخوردار نبود. رفراندوم با دو صندوق و عدم رعایت مخفی بودن رای. چرا انتخابات رفراندوم در همه کشور برگزار نشد. چه فرقی میان انحلال مجلس توسط مصدق و به توپ بستن آن توسط لیاخوف و با هماهنگی محمدعلی قاجار وجود داشت؟ ۴٫ چرا مصدق فاطمی رو که فردی تندرو و فاقد شئونات سیاسی بود به وزارت خارجه برگزید؟ ۵٫ چرا فاطمی به عنوان وزیر خارجه مصدق روزنامه رادیکال باختر امروز رو منتشر می کرد که به روزنامه چریکهای مسلح و آنارشیست های خرابکار بیشتر شبیه بود تا روزنامه یک رجل سیاسی؟ ۶٫ چرا فاطمی در ۲۷ مرداد اعلام جمهوری کرد و گفت شاه عزل شده و مصدق هیچ واکنشی نشان نداد؟ مگرفاطمی که بود؟ مجلس موسسان؟ چرا مصدق جلوی او را نگرفت؟ ۷٫ چرا یاران مصدق و توده ای ها مجسمه های شاه را پیش از ۲۸ مرداد پایین کشیدند و با اعتراض مصدق روبرو نشدند؟ مصدق حسن نیت نداشت و نقشه هایی در سر می پروراند. گناه شاهان پهلوی در نظر مصدق این بود که قاجار نبودند. وگرنه مصدق پس از به توپ بسته شدن مجلس عضو شورای کبرویه شده بود که مشاور محمدعلی قاجار باشد. پس دغدغه مصدق ایران نبود. بر افراشته نگهداشتن پرچم قاجار بود در مقابل طایفه پهلوی. همیشه سرنوشت ایران را ایلها و طوایف تعیین می کردند و کنشهای مصدق را هم باید در همین کانتکست بررسی کرد.
    پوپولیسم در این بیانیه موج می زنه. استفاده از اصطلاح “صاحبان حقیقی و مردم رنج دیده ایران” و رویکرد تهاجمی به خارجی ها برای مشروعیت بخشیدن به خود که اتفاقا مورد استفاده جمهوری اسلامی هم هستن نشان دهنده این امر است. گویی وجود قراردادهای امتیازی در انگلستان و آمریکا که دولت از شرکتهای نفتی رویالتی دریافت می کنه نقض اصل مالکیت و انتفاع عمومی است. شما نمی گویید که ایران چقدر در اثر عملکرد بد مصدق مجبور شد به انگلستان خسارت دهد و مصدق از سهم ۱۶ درصدی ایران در داراییهای خارج از ایران شرکت نفت ایران-انگلیس گذشت. شما این بخش از حقیقت را کتمان می کنید تا اسطوره ای که از مصدق می سازید و آنرا به قیمت گران به مردم ایران می فروشید بی عیب و نقص باشد. شما این عیب پوشی را با کتمان حقیقت و دروغ انجام می دهید و اعتباری را که از تندیس اسطوره ای مصدق که در افکار مردم ساخته اید برای برند ملیون تخصیص می دهید و گمان می کنید که ایران فردایی دارد و این اعتبار ولو کاذب و بی پشتوانه اما در حساب شما انباشته می شود و شما در فردای ایران این اعتبار را خرج خواهید کرد و دولت و مجلس را یکسره به نام مصدق و به کام خودتان فتح خواهید نمود. فردایی که دست همه خالیست و فقط نام مصدق است که مانده است. آن بخش از محاسبات شما که فکر می کنید فردا با نام مصدق صندلیهای سیاسی را درو خواهید کرد شاید درست باشد. این البته دلالت بر خوبی شما و مصدق ندارد. روزگاری بود که اعتبار آقای خمینی مملکتی را به نفع روحانیون خرید. ولی چنین اعتباری باعث نشد که خمینی فردی شایسته تلقی شود. تاریخ نشان داد که خمینی که بود. اما آن بخش از محاسبات شما که روی فردای ایران حساب باز کرده اید غلط است. حاکمیت کنونی ایران را تا جان در بدن دارد رها نخواهد کرد و زمانی آنرا رها می کند که دیگر کسی حاضر نیست بر آن حکومت کند. مثل دوران پیش از کودتای سوم اسفند که احمد قاجار می خواست عطای ایران را به لقایش ببخشد. در چنان روزی شما هم مثل احمد قاجار حاضر نخواهید بود که اروپا و آمریکا را رها کرده و به ایران ویران شده قدم بگذارید که خشکسالی جانش را گرفته و فقر به خصوصیت هویتی آن تبدیل شده. پس خیالتان راحت روحانیون و پاسداران چیزی از ایران برای شما باقی نخواهند گذاشت و همه اش را بالا خواهند کشید, تا ته.
    اما غمی نیست, شما زندگی خوبی در اروپا و آمریکا دارید. بر خلاف ما که در ایرانی به دنیا آمدیم که انقلاب شکوهمند شما قبلا آنرا بلعیده بود. ما که نه دیروزی داشتیم و نه امروزی و نه فردایی. با تحصیلات عالیه و استعداد خوب سرگردانیم در این صحرای محشر. شما خوش بگذرانید. شما که با پاسپورت دولتی که به آن ناسزا می گفتید زندگی خوبی را برای خودتان در مغرب زمین به هم زدید و رفتید و نگون بختی را پشت سر گذاشتید برای ما. و حالا مثل مومنانی که هر روز ۷۰ من گناه می کنند و گاهی به امام زاده می روند و اشکی می ریزند شما هم خوش می گذرانید و در ۲۸ مرداد هر سال اشکی می ریزید برای کاری که نتوانستید در سال ۳۲ بکنید و در عوض در سال ۵۷ انجام دادید و بعد هم راهتان را کشیدید و رفتید به سراغ زندگی هایتان.
    حالا اگر شجاعت اخلاقی دارید, چاپ کنید و توضیح بدهید. به ما, به ما که قربانیان انقلاب شما هستیم. پوزش بخواهید بابت بشارت نامه ای که نوشتید. اظهار شرمساری کنید. همانطور که در سالروز ۲۸ مرداد بیانیه می دهید در سالروز ۲۲ بهمن هم بیانیه بدهید. نه اینکه برای ۲۸ مرداد به شاه فحش بدهید و در ۲۲ بهمن به خمینی و گویی اینکه شما پاکباز همه دوران بوده اید. سوزنی هم به خودتان بزنید. خودتان را نقد کنید و خطاهایتان را برای عبرت ذکر کنید.
    فراموش نکنید که شما در کنار توده ای ها وفداییان و مجاهیدین و روحانیون نظام مشروطه را از بین بردید تا ولایت فقیه به جای آن بنشیند. نگویید که شاه مشروطه را از بین برده بود. شاه که رفت شما مشروطه را نگه می داشتید. عذرتان موجه نیست.