|
|
|
|
در دفاع از سوسيال دموكراسی!، سخنرانی احمد عبدالحسينيان در نشست معارفة حزب آينده سازان ايران قائم مقام و سخنگوی حزب آينده سازان ايران گفت: اوج بحرانهای ذاتی ليبراليسم اقتصادی در دهة 1930 بود كه منجر به نشستن ميخهايی كلان بر تابوت سرمايه داری شد. احمد عبدالحسينيان كه روز پنجشنبه در نشست معارفة حزب آينده سازان ايران در دفتر مركزی اين حزب در اهواز سخن ميگفت، با بيان اين مطلب افزود: ايجاد دولت رفاه، گامی در جهت نجات و حفظ سرمايه داری بود و از اين رو نبايد آنرا به اشتباه با «سوسيال دموكراسي» يكی دانست. وی ادامه داد: در حقيقت برافراشته شدن پرچم دولتهای رفاهی در غرب، اعلام مرگ و درگذشت نظرية «عدم هرگونه مداخلة دولت در اقتصاد» بود. عبدالحسينيان خاطرنشان كرد: بروز بحران در اقتصاد دولت رفاهی كه سرانجام در اواخر دهة 1970 منجر به رجعت سرمايه داری لجام گسيخته و شكست خوردة قرن 18 و 19 زير عنوان نئوليبراليسم در غرب شد، ميتواند بحرانهای ذاتی ليبراليسم اقتصادی را در ابعادی تازه فعال كند و بار ديگر ناكارآمدی سيستم «بازار آزاد» را بيش از پيش به اثبات برساند. از اين رو ميتوان انتظار داشت كه در سالهای آينده يكبار ديگر ساخت دولت در غرب دچار تحول شود. وی پرسيد: آيا سفسطهای بزرگتر از اين هست كه برای سرمايه داري، به گفتة مارگارت تاچر: Ther is no alternative? (هيچ جايگزينی وجود ندارد؟!) و افزود: البته با كودتاهايی كه سرمايه داری جهانی در ايران، گواتمالا، نيكاراگوئه، شيلي، اندونزي، ونزوئلا و... تاكنون انجام داده و احتمالاً در آينده هم انجام خواهد داد، طبيعی است كه برای سرمايه داری هيچ جايگزينی وجود نداشته باشد! وی با بيان اينكه بعضاً فروپاشی اتحاد جماهير شوروی در 1990 را شكست سوسياليسم تلقی ميكنند، گفت: در شوروی آنچه شكست خورد، سوسياليسم نبود، بلكه «سرمايه داری دولتي» بود كه با خشونت تمام و استبداد بينظيری طبقات كارگر روسيه و كشورهای ديگر را به نفع طبقة بوروكرات و ميليتاريست شوروی استثمار ميكرد. عبدالحسينيان اظهار داشت: دولتی نمودن تمامی صنايع يا كنترل بخش اعظمی از آن توسط دولت، در يك ساختار غيردموكراتيك عملاً به سرمايه داری دولتي، استبداد هيئت حاكمه و سلطة يك اليگارشی و اقليت كم شمار بر جامعه و بهره كسی آنان از مردم ميانجامد. توليد و توزيع عادلانة كالا و فراوردهها و اموال كه سود همگان را دربرگيرد، تنها با مشاركت و نظارت دموكراتيك و مؤثر جامعه امكانپذير است. وی افزود: موريس دوورژه در پايان كتاب اصول علم سياست به نكتة مهمی اشاره ميكند كه استالين با شبيه كردن «سوسياليسم خودخواندة خويش» به حكومت استبدادی فراگير، همانگونه كه ژاكوبنها با شبيه كردن حكومت جمهوری به حكومت وحشت، حكومت پادشاهی را تقويت كردند، سرمايه داری را تقويت كرد. سخنگوی حزب آينده سازان ايران گفت: نئوليبرالها تلاش نافرجامی ميكنند كه سوسياليسم را با سرمايه داری دولتی حاكم بر شوروی و سوسيال دموكراسی را با دولتهای رفاهی در امريكا و انگليس يكی معرفی كنند بلكه بتوانند اين تصور را در ذهنها بوجود آورند كه جنبش چپ شكست خورده است و در نتيجه سرمايه داری هيچ بديلی ندارد. وی همچنين بيان داشت: در ساختار موسوم به ليبرال دموكراسی و سيستم اقتصادی بازار آزاد چون محدوديتی برای سرمايه وجود ندارد، تصميم گيرندة اصلي، كارتلهای عظيم سرمايه داری هستند. در چنين نظامهايی استبداد به شكل پنهان برجامعه سلطه دارد. عبدالحسينيان ادامه داد: در سوسيال دموكراسي، امكان هرگونه سلطه بر جامعه منتفی است. نه سلطة اليگارشی هيئت حاكمه به شكل آشكار و نه سلطة سرمايه داری بخش خصوصی به گونه نهان. سخنگوی حزب آينده سازان ايران در خاتمه گفت: با توجه به اينكه پيشرفت و توسعه تنها در صورت محو هرگونه مناسبات سلطه جويانه و غيردموكراتيك از جامعه امكانپذير است، ميتوان گفت كه سوسيال دموكراسی يگانه راه «توسعة پايدار» است.
|
||