[بازگشت به صفحه اول]
از ايران امروز




هشدار نسبت به گسترش پديده نظامی‌گری در كشور
image
  • علی‌رضا علوی‌تبار: «چرا گرايش به نظامی‌گری در جامعه ما افزايش يافته، در حالی كه يك جنگ طولانی را پشت سر گذاشته‌ايم ولی حتی در زمان جنگ نيز شاهد چنين گسترشی نبوديم؟»
  • «بحران مشروعيت و مقبوليت» باعث نگرانی كانون قدرت نسبت به ادامه حيات خود شد و بستر نظامی‌گری را فراهم ساخت...«ادامه اين وضعيت، كشور را در مرحله خطرناكی قرار می‌دهد و حتی كسانی را كه فكر می‌كنند هدايت اين روند را در اختيار دارند، تهديد می‌كند.»
  • «يكی از مسائلی كه باعث شده ميل به گسترش نظامی‌گری در كشور مشاهده شود، برخوردهای نومحافظه‌كاران آمريكا و جناح تندرو اسرائيل با ايران و تهديدهای آنهاست.»
  • Mon 06 09 04 - 20:43

    سايت موقت رويداد
    يكشنبه ١٥ شهريور ١٣٨٣

    «عليرضا علوی‌تبار» روزنامه‌نگار و تحليلگر سياسی نسبت به «گسترش پديده نظامی‌گری در ايران»‌ هشدار داد.
    به گزارش خبرنگار «رويداد»، علوی‌تبار كه سه‌شنبه شب ١١ شهريورماه در مراسم روزه سياسی در دفتر مركزی جبهه مشاركت سخن می‌گفت، اظهار داشت: «گرچه نظامی‌گری و تمايل به گسترش آن پديده‌ای نيست كه تنها در سال‌های اخير شاهد آن بوده باشيم، اما تحليل من اين است كه اكنون در نقطه عطفی قرار داريم و تحولی در حال وقوع است كه اين مسأله را سرعت و گسترش می‌بخشد.»
    وی با بيان اين كه «بايد نسبت به اين تحول‌ حساس بود» تصريح كرد: «بسياری از وقايع كنونی كشور در پرتو همين گسترش نظامی‌گری قابل تحليل است.»
    علوی‌تبار گفت كه مسأله فرودگاه امام، آژانس انرژی اتمی، تركيب راهيافتگان مجلس هفتم و مواضع برخی نيروهای سياسی در قبال مسائل عراق شواهد و نشانه‌هايی در همين زمينه است.
    اين فعال سياسی در تعريف موضوع «نظامی‌گری» گفت:«اين مفهوم در سطوح مختلفی قابل تعريف است كه بزرگداشت نمادهای نظامی‌ مثل لباس نظامی و يا چفيه بر گردن انداختن، اولويت يافتن مسائل نظامی بر غير نظامی، برتری نظامی‌ها در تصميم‌گيری‌های كلان كشور و افزايش حضور نظاميان در نهادهای مختلف از جمله آنهاست.»
    علوی‌تبار سپس به طرح اين پرسش و پاسخگويی آن پرداخت:«چرا گرايش به نظامی‌گری در جامعه ما افزايش يافته، در حالی كه يك جنگ طولانی را پشت سر گذاشته‌ايم ولی حتی در زمان جنگ نيز شاهد چنين گسترشی نبوديم؟»
    وی در پاسخ سؤال خود، «بحران مشروعيت و مقبوليت كانون قدرت جمهوری اسلامی» را مطرح كرد و توضيح داد: «امام خمينی در زمان رهبری خود هم مشروعيت كاريزماتيك داشت و هم مشروعيت سنتی، ضمن آنكه از مقبوليت مردمی بالايی هم برخوردار بود. اما پس از ايشان، مشروعيت كاريزماتيك از بين رفت. مشروعيت سنتی شكل نگرفت و مقبوليت مردمی نيز سير نزولی پيدا كرد. همين امر، باعث نگرانی كانون قدرت نسبت به ادامه حيات خود شد و بستر نظامی‌گری را فراهم ساخت.»
    اين تحليلگر سياسی سپس به «مزيت نسبی سازماندهی نظامی» نسبت به ساير سازمان‌ها از جمله سازمان‌‌های سياسی و احزاب برای صاحبان قدرت اشاره كرد و گفت:«اطاعت‌پذيری، سرعت اجرای دستورات، توانايی بالا برای بسيج سراسری نيروها در سراسر كشور و نيز در اختيار داشتن ابزار اجبار و تحميل، ويژگی‌های خاص نهادهای نظامی است كه همواره كانون قدرت را برای به كارگيری آنها وسوسه می‌كند.»
    علوی‌تبار همچنين استفاده از نيروهای نظامی را ناشی از كمبود اعتماد به نفس شخصی كه در كانون قدرت قرار دارد، دانست و گفت:«امام خمينی اعتماد به نفس خاصی داشت كه اورا كمابيش در قبال مسائل بيرونی واكسينه می‌كرد. در حالی كه اين اعتماد بعد از ايشان از بين رفت و به همين خاطر تلاش می‌شود با ژست‌های نظامی خاص، حقارت شخصی پوشانده شود.»
    وی سپس به تحليل سطوح دخالت نظاميان در عرصه سياست پرداخت و گفت:«نظاميان در پايين‌ترين سطح مداخله خود در مسائل سياسی، در نقش يك گروه فشار فعاليت می‌كنند كه اين سطح از مداخله، حتی در عالی‌ترين دموكراسی‌های صنعتی نيز ديده می‌شود. در سطح دوم، اعمال تهديد و فشار به حكومت را شاهد هستيم. در سومين سطح، نظاميان به دخالت مستقيم در سياست از طريق تغيير حكومت و نصب حكومت غيرنظامی مطلوب خود به جای حكومت غيرنظامی پيشين می‌پردازند و در آخرين و بالاترين سطح، نظاميان با استقرار در حكومت به شكل دادن يك حكومت نظامی می‌پردازند.»
    اين روزنامه‌نگار با تأكيد دوباره بر حساس بودن وضعيت كنونی كشور، گفت:«يكی از مسائلی كه باعث شده ميل به گسترش نظامی‌گری در كشور مشاهده شود، برخوردهای نومحافظه‌كاران آمريكا و جناح تندرو اسرائيل با ايران و تهديدهای آنهاست.»
    وی «فقدان مقبوليت بين‌المللی نظاميان ايران برخلاف همتايان خود در آمريكای لاتين» را عاملی ديگر در اين زمينه ذكر كرد و گفت كه به همين دليل، نظاميان ايران امكان تعامل با جهان بيرون را ندارند.
    علوی‌تبار با اشاره به ضربه پذير بودن اقتصاد ايران گفت:«اقتصاد ايران ناچار از پيوند با جهان خارج است و به همين خاطر، نسبت به هر رفتاری كه اين پيوند را تضعيف كند (از جمله ‌نظامی‌گری) حساس است.»
    سخنران مراسم سه‌شنبه شب ١١ شهريورماه جبهه مشاركت از «هوشياری جناح‌های داخلی و حتی بخشی از محافظه‌كاران» نسبت به گسترش نظامی‌گری در كشور به عنوان عامل بازدارنده در اين وضعيت نام برد.
    وی تأكيد كرد: «نيروهای سياسی و از جمله محافظه‌كاران بايد بدانند كه نظامی‌ها گرچه ممكن است به طور موقت امتيازهايی به آنها بدهند اما در بلندمدت، به دنبال تبعيت كامل همه نيروهای سياسی از خود هستند و تاكنون هم نشانه‌هايی از اين مسأله را بروز داده‌اند.»
    علوی‌تبار بر همين اساس مسأله فرودگاه امام را موضوعی دانست كه بايد همه نيروهای سياسی را هوشيار می‌كرد. وی گفت:«ادامه اين وضعيت، كشور را در مرحله خطرناكی قرا می‌دهد و حتی كسانی را كه فكر می‌كنند هدايت اين روند را در اختيار دارند، تهديد می‌كند.»
    علوی‌تبار در توصيف اين طبقه جديد نظامی گفت: «اين طيف، نظامی‌های پاكباخته بسيج و سپاه نيستند بلكه يك مافيای قدرت و ثروت است كه تأمين منافع كلان اقتصادی خود را با حكومت نظامی ممكن می‌داند.»
    وی افزود:«از آنجا كه آزادی رسانه‌ها تهديدی برای اين حكومت نظامی‌ و گسترش پديده نظامی‌گری در كشور است، برخوردهای موجود هم درسايه همين قضيه قابل تحليل است.»

    [بازگشت به صفحه اول]