‍[بازگشت به صفحه اول]
از ايران امروز





حسين لقمانيان نماينه همدان در نطق پيش از دستور
حكومتی كه پشت به مردم كرد با فضاحت فرو افتاد
• حسين لقمانيان: به راستي نابخردي و رسوايي و عقب‌ماندگي از تاريخ است، مردم را هيچ دانستن، واقعيات را نديدن و نيازها و رخدادها را انكار كردن. اما خود را بر سكوي حقانيت نشاندن!
• پشنهاد جليل سازگارنژاد نماينده شيراز: تشكيل دولت فراگير و واحد و واگذاري مسؤوليت‌هاي مؤثر و كارساز به دولت و نهادهاي منتخب ملت و پايان بخشي به بحران مشروعيت و آمريت در حكومت و بازپس‌گيري قدرت از جزيره‌هاي پنهان و آشكار قدرت كه منشأ تمام خودسري‌هاي اخير و آفرينش آشوب؛ و اغتشاشات و ايجاد بي‌نظمي‌ و قانون‌شكني در جامعه هستند
 
 
دوشنبه ۲ تير ۱۳۸۲

مردم ايران، موكلان همدانيم و كساني كه براستي با آراي مردم به مجلس آمده‌ايد و در پيشگاه خدا و تاريخ و در برابر مردم مسؤوليد! بار ديگر رخدادهاي داخلي و دگرگوني‌هاي جهاني به ما هشدار مي‌دهد كه: بينديشيم، باز نگريم، باز گوييم، بخود آييم.
آري، تن ندادن به خواسته‌هاي مردم، روي آوردن به شيوه‌هاي خودكامگي و فردمحوري و آنگاه «ديكتاتوري» در ميان حاكميت و مردم جدايي مي‌افكند، و برآيندش: سختي و گراني توانفرساي زندگي، زورگويي، هزينه‌ تحمل‌ناپذير دانشگاهي، تنگ شدن فضاي آموزشي، اعتياد، نااميدي توده‌هاي مردم، بيكاري، فرار مغزها و سقوط مردم و حاكميت: اين پيامد يك معادله تاريخي و سرنوشت محتوم و حكم تاريخ براي چنين حاكميتي است! تاريخ را از برگ‌هاي نزديك، ورق مي‌زنيم و واپس مي‌نگريم؛ مي‌بينيم؛ چه جنبش‌هاي مردمي‌اي كه شكل يك نظام حكومتي يافت، و چون پشت به مردم كرد، آن عظمت با فضاحت فرو افتاد، نمونه برجسته‌اش حكومت صفوي.
آري، «دموكراسي» بستر مشروعيت و مستدل بودن هر ساختار سياسي و حكومتي است. و نيز قربانيان ديكتاتوري و شيفتگان آزادي بايد بدانند كه تنها راه‌ رهايي از نوع ديكتاتوري،‌ همان شيوه دموكراسي است!
اصلاحات درون نظام سطح خواسته‌هاي مردم بود نه سقف آن، كه با نداشتن تحليل درست و يا داشتن تحليل سفسطه‌آميز و انحرافي سردمداران اصلاح‌ستيز به ملاحظه ثروت و قدرتشان عقيم ماند، پس كنار گرفتن از حاكميت و مشاركت كمرنگشان در انتخابات «شوراها» در اسفند 1381 پيامد اين تنگ‌نظري مرتجعانه و پاسخ خاموش مردم به حاكميت بود كه ديگر نخواستند آراي‌شان نمايشي و تزئيني باشد، نه به گفته يكي از نظريه‌پردازان ناتوانيشان؛ و در نتيجه نالايقي‌شان در حق تعيين سرنوشت خويش و امور كشورشان!
به راستي نابخردي و رسوايي و عقب‌ماندگي از تاريخ است، مردم را هيچ دانستن، واقعيات را نديدن و نيازها و رخدادها را انكار كردن. اما خود را بر سكوي حقانيت نشاندن!
بي‌گمان خواسته‌ها و مشكلات صنفي و نيازهاي طبيعي، اگر با برخورد و تحليل دور از عدل و منطق دموكراسي روبه‌رو شود، مسأله‌اي اعتراض‌انگيز و سياسي مي‌شود. مردم چون بدانند كه نهادهاي قانونگذاري و تصميم‌گيري مانند مجلس به كنار رانده شده، و خودشان در سرنوشت خويش نقشي ندارند، و در ديدگاه مردم‌ستيزان و نظريه‌پردازانشان به حساب نمي‌آيند و پاسخ كوچكترين اعتراضشان، يورش و سركوبي و لقبشان «اراذل و اوباش» است، ديگر نمي‌خواهند ماشين رأي و سياهي لشكر باشند، طبيعي است كه در چنين حالتي، نگاه‌هاي مردم نوميد به خارج دوخته مي‌شود و انتظار دوست فريادرس و منجي از خارج و حتي از دشمنان حقيقي تاريخي مي‌رود. اينجاست اي نمايندگان مردم كه وظيفه ما در حساسترين منزلگاه تاريخمان پديدار مي‌شود؛ وظيفه ما است كه اكنون اين مردم نوميد و سرخورده را با اقدام و موضعگيري آشكار، مردمي اميدوار به كشور و سرنوشت خويش مطمئن كنيم، وقت تنگ است و فرصت‌ها مانند سايه‌ ابر مي‌گذرد.
ناآرامي‌هاي چند هفته گذشته نمونه‌اي از اين وضع است. چگونه نيروهاي به اصطلاح خودسر با چماق و چاقو، شبانه در همدان و ديگر شهرهاي ايران به خوابگاه دانشجويان و حريم دانشگاه ريختند!‌ سازمان‌دهيشان از كجاست؟ و از كه فرمان مي‌گيرند! يورش آنها كه به جوانان تاختند، زدند، شكستند و گرفتند، لكه ننگي بر تارك تاريخ ايران خواهد ماند و چون متأسفانه شعارشان در هنگام حمله پشتيباني از رهبري بود و بهترين بهانه به دست دشمنان خواهد افتاد، بايد دوستداران نظام از ايشان تا همه مسؤولان از اين امر تبري كننند و براي مردم توضيح دهند وگرنه، همين، از عوامل سقوط حاكميت است كه:
مارفساي ارچه فسونگر بود/ كشته شود روزي از مار خويش
اكنون نمايندگان راستين مردم ضمن همدردي و دلجويي با دانشجويان عزيز و تقبيح‌كار نيروهاي خودسر كه به حريم دانشگاه‌ها و خوابگاه‌هاي دانشجويان در چند شهر ايران و همدان ريختند. پيگيري امر را خواستاريم و اميدواريم اين رخداد زمينه‌ ديگري در گل‌آلود كردن آب براي يورش‌هاي ديگر به آزادي و آزاديخواهان نشود،‌ همچنانكه در اين فضاي پرالتهاب استاد سازگارا و فرزند دانشجويش يك هفته است كه دستگير و معلوم نيست در دست چه نيروهايي است. و اما اين نيروهاي چماق به دست مرموز همدان، مدت‌هاست به ويژه از آغاز كار استاندار كنوني يكه‌تازي دارند تا جايي كه آسايش و آرامش را از مردم سلب و حتي از نمايش فيلمي كه در همه ايران نشان داده مي‌شود، جلوگيري مي‌كنند و در رخدادهاي اخير نيز خودسرانه‌تر و بي‌پرواتر عمل كردند. اين امر همدستي استاندار را با سردمداران عوامل سركوبگر در ايجاد فضاي اختناق در اين شهر تاريخي نشان مي‌دهد كه چرا؟!! بايد اين امر را مسؤولان كشور و نمايندگان پيگيري ويژه كنند.

جليل سازگارنژاد: «دولت واحد» تشكيل دهيد
 
نطق پيش از دستور جليل سازگارنژاد
حدود 25 سال قبل انقلاب اسلامي ملت ايران در شرايطي به پيروزي رسيد كه دولت 13ساله وقت با كنترل تورم و ثابت نگه‌داشتن قيمت بسياري از مايحتاج مردم رفاهي نسبي را فراهم آورده بود و اقتصاد ايران علاوه بر اين كه درخشان‌ترين دوران تاريخي خود را مي‌گذراند در ميان كشورهاي خاورميانه نيز شكوفاترين بود. اما مردم علي‌رغم برخورداري از اين موهبت، در حالي كه از يك‌سو آزادي، حرمت و قدرت انتخاب و اختيار خود را در معرض تهديد مي‌ديدند و از سوي ديگر شايد حضور بيگانگان در عرصه تصميم‌گيري كشور بود با طرح دو شعار استراتژيك و محوري استقلال و آزادي براي تشكيل يك حكومت مردمسالار مبتني بر فرهنگ و تمدن ايراني و اسلامي خود با رهبري همتاي رهبر كبير و فقيد انقلاب (ره) به قيام باشكوه خود همت گمارد. بدون ترديد دو شعار اصلي انقلاب بيانگر دو خصلت استبدادناپذيري و استعمارستيزي تاريخ و فرهنگ و تمدن ايران اسلامي و ملت، بود و امام به‌درستي در عمده سخنراني‌هاي خود در سال‌هاي نخستينش پيروزي انقلاب، آزادي و قدرت انتخاب و اختيار ملت را هديه‌اي الهي دانسته و آن را خاستگاه فطري ايرانيان و مهم‌ترين و بنيادي‌ترين نياز هميشگي مردم برشمرده و آن را از عوامل واقعي و خفيفي برپايي انقلاب اسلامي قلمداد نمودند.
تاريخ يكصدسال گذشته ايران نشانگر اين واقعيت مهم است كه هرگاه استبداد و خودكامگي و خودسري فضاي كشور را فراگرفته است طمع بيگانگان براي حضور و دخالت در سرنوشت مردم ايران فزوني يافته است و ملت سربلند ما نيز در اين سير پيوسته با جانفشاني خوبش به تقابل همزمان با اين دو پديده شوم بپاخاسته‌اند. حضور بي‌نظير مردم در عرصه پيروزي انقلاب و دفاع مقدس اسنادي افتخارآميز براي پاسداري از استقلال و آزادي و گواهي صادق بر پايداري ملتي است كه حرمت، دين و ايمان خود را بر هر متاعي رجحان داده است.
حضور شگفت‌انگيز ملت ايران در برپايي جنبش اصلاح‌طلبي سال 1367 كه بفرموده رهبري 20 سال انقلاب و كشور را بيمه كرد سند افتخار ديگري از خواست و تعريف در اصلاح ارگان كشور و امورجاري و تأمين حقوق اساسي آنان است جنبشي كه قدر آن آنگونه كه بايسته و شايسته كشور و ملت بود شناخته و دانسته نشد.
كشور و مردم ايران اينك روزهاي بسيار حساسي را مي‌گذراند و كشور در فرازي ديگر از تاريخ پرفراز و فرود خود در حال به‌جاي گذاردن تجربه جديدي است. اينجانب حسب وظيفه قانوني، ملي و ديني خود نكاتي را يادآوري نموده و اميدوارم در پايان بخشي به بحران‌هاي پديد آمده اخير مؤثر افتد:
1-‌ بدون ترديد تجارب گذشته به ما يادآور مي‌گردد كه تنها راه وحدت ملي و همگرايي در درون كشور پايبندي همگان از صدر تا ذيل به قانون اساسي و عمل به قانون صرفاً در همان چارچوب است و هرگونه تصميم، برداشت و اقدام فراقانوني و اعطاء بخشي اختيارات خارج از قانون اساسي به هر مقام و نهادي وحدت ملي را خدشه‌دار و كشور را به صورت جدي تهديد خواهد كرد.
2- تشكيل دولت فراگير و واحد و واگذاري مسؤوليت‌هاي مؤثر و كارساز به دولت و نهادهاي منتخب ملت و پايان بخشي به بحران مشروعيت و آمريت در حكومت و بازپس‌گيري قدرت از جزيره‌هاي پنهان و آشكار قدرت كه منشأ تمام خودسري‌هاي اخير و آفرينش آشوب؛ و اغتشاشات و ايجاد بي‌نظمي‌ و قانون‌شكني در جامعه هستند.
3- آزادي هرچه سريعتر دانشجويان دستگير شده در مناطق مختلف كشور در روزهاي اخير كه به‌شكل بسيار نامناسبي مورد ضرب و شتم قرارگرفته و به‌صورت بسيار نامطلوب و غيرقانوني بازداشت گرديده‌اند.
4- تجديدنظر در اداره امور كشور به وسيله همه مسؤولان به‌ويژه آنان كه مسؤوليت‌هاي عالي‌تر و برتري دارند ضرورتي انكارناپذير است كه مي‌تواند بارقه‌هاي اميد و وحدت را فراهم نمايد.
5- پايان بخشي به ادامه بازداشت فعالان سياسي و روزنامه‌نگاران و رفع توقيف از روزنامه‌ها! و بازگرداندن آنان به آغوش ملت گرچه در آغوش ملت هستند.
6- به رسميت شناختن حقوق ملت و تلاش در تأثير و تصويب درخواست‌هاي رياست جمهوري در دو لايحه تقديمي كه نشانه وجود اراده‌اي براي تحقق آشتي ملي است.
7- به رسميت شناختن نقش ممتاز و پيشتاز دانشجويان و دانشگاهيان در تحولات اجتماعي و سياسي كشور كه نقشي تاريخي، آگاهانه و مسؤولانه بود، و حضور پرنشاط آنان فرصتي مغتنم براي كشور است.
8- برخورد جدي با عاملان و آمران حوادث اخير كشور به‌ويژه تجاوزكنندگان به حريم دانشگاه علامه و ضرب و شتم تعدادي از دانشجويان و دستگيري و بازداشت غيرقانوني آنان.





[بازگشت به صفحه اول]