|
|
|
|
راه مسالمت جويانه بر هر گونه انقلاب بدفرجام رجحان دارد! گفتگوي آژانس خبررساني آينده سازان با دكتر محمّدعلي مهرآسا عضو شورايعالي جبهه ملّي در امريكا
- با تشكّر از وقتي كه در اختيار ما نهاديد، خواهشمندم در ابتدا خود را معرفي نموده و شمه اي از فعاليتهاي گذشته و حال خود را بيان فرماييد. -من دكتر محمد علي مهرآسا، زاده ي شهر سنندج در كردستان ايران و فارغ التحصيل دانشكده ي دارو سازي دانشگاه تهرانم. فعاليتهاي سياسي من از دوره دانشجويي شروع ميشود كه ما دانشجويان هوادار جبهه ملي بوديم. در سال 1358 خورشيدي رسماً عضو جبهه ملي ايران در تهران شدم و در كميته ي پزشكان مشغول انجام وظيفه و فعاليت بودم. همسرم نيز عضو جبهه ملي بود و در كميته ي فرهنگيان فعاليت ميكرد. با جوّ خفقاني كه از سال 1360 در پهنه ي ايران زمين گسترده شد كه فعالان سياسي را اعدام كردند و قلمها را شكستند و دهان ها را دوختند، سرانجام تمام ميدان به دست حزب الهي ها و پيروان خط امام افتاد. در نتيجه چون نه امكان مبارزه براي ما باقي مانده بود و نه تحمل آنهمه بيداد ممكن ميشد؛ تصميم گرفتم خود را به برون مرز برسانم. بيشتر به اين اميد كه شايد در فضا و مكان آزاد بتوان سخن گفت و آن را به گوشهاي ديگر هم رساند. حدود دوازده سال پيش در كاليفرنيا(امريكا) با پيدا كردن ياران و همرزمان سابق بنيان جبهه ملي ايران در كاليفرنيا را نهاديم؛ و ديگر ياران هم در ايالت هاي ديگر به همين منظور فعاليتهاي خود را شروع كردند. اكنون من عضو «شوراي عالي جبهه ملي » در امريكا هستم و در ضمن عضو هيئت اجرائي و مسئول كميته ي انتشارات و تبليغات و سردبير نشريه «جمهوري» ارگان جبهه ملي ايران در امريكا هم هستم.
- لطفاً در باره ي پيشينه ي جبهه ملي در امريكا توضيح دهيد و بفرماييد چه شد كه تشكلهاي جبهه ملي در امريكا به فكر وحدت و همبستگي دو باره افتادند و جبهه ملي ايران چه برنامه اي براي آينده در نظر دارد؟ - پيشينه ي تشكيل جبهه ملي ايران در امريكا بر ميگردد به سالهاي نخستين دهه ي 1960 در آن زمان شادروان دكتر شايگان از اعضاي برجسته ي جبهه ملي و يار وفادار زنده ياد دكتر مصدق كه از جور و ستم دستگاه سلطنت به تنگ آمده و به امريكا مهاجرت كرده بود و در دانشگاه هاي اين ديار به تدريس مشغول بود، هواداران و دانشجويان را جمع كرد و بنياد نخستين جبهه ملي در امريكا را نهاد. در زمان وقوع انقلاب كه اميد پيدايش فضاي باز سياسي و حكومت مردمسالار در دلها شكوفا شده بود، بيشتر اين مبارزان از آنجمله خود آقاي دكتر شايگان راه برگشت به وطن را پيش گرفته و رهسپار ميهن شدند تا در خدمت ميهن و مردم، تحصيلات و تجربياتشان را تقديم و تجربه كنند. شوربختانه همچنانكه سرنوشت تمام انقلابهاست، روند و پيشرفت انقلاب ايران هم به كجراهه افتاد. به جاي مجلس مؤسسان مجلس خبرگان با اكثريت شريعتمداران، و به جاي حكومت مردمسالار، استبداد فقيه را بنا نهاد؛ و نوعي ديگر از ديكتاتوري كه در جهان بي سابقه هم نبود، جايش را به استبداد چكمه و شوشكه داد. ميان اين همميهنان آواره در پهناي گيتي، كساني كه شوق فعاليت سياسي و درد ميهن داشتند، اندك اندك به فكر تشكلهاي سياسي و ادامه ي مبارزات خود در برون مرزهاي ميهن افتادند. به همين جهت تشكلهاي گوناگون از جبهه ملي در برون مرز به وجود آمد كه چندين سال به گونه ي مستقل كار ميكردند. مبارزات دنشجويان و مردم در درون ميهن كه همگي راه و روش زنده ياد مصدق را فرياد مي زدند همراه با ارتباطات رسانه اي در ميان گروه ها، تشكلهاي جبهه ملي را ناگزير به يك اتحاد ساخت كه در مرحله ي نخست در امريكا، سپس در اروپا و امريكا و سرانجام ممكن است به اتحاد تمام جمهوريخواهان منتهي شود.
- مدتي است كه از دو طرف شاهد يورش عليه جبهه ملي هستيم. يكي از جانب حاكميت كه در ماههاي اخير احضار و بازداشت فعالان جبهه ملي در شهرستانها و خصوصاً اعضاي حزب آينده سازان ايران را افزايش داده ، و ديگري از سوي رسانه هاي وابسته به سلطنت طلبان در برون مرز كه در اين چند ماه بيش از آنكه تبليغاتشان عليه حاكميت باشد، جبهه ملي ايران را هدف قرار داده است! تحليل شما از اين قضايا چيست؟ - مخالفت و يورش از جانب حاكميت به جبهه ملي، سابقه اي به طول عمر اين حاكميت دارد. جبهه ملي نخستين گروه سياسي بود كه مورد هجوم قرار گرفت و گروه حزب الله وقت، به رهبريت شيخ هادي غفاري به دفتر ما يورش برد و تمام درون ساختمان را يا خراب و يا غارت كردند؛ و سران جبهه به خفا رفتند و بسياري هم از راه كوه و كمر جان خود را بيرون بردند. اكنون هم با توجه به تحولات جهان، ضمن يورشهاي مرسوم، بيشتر مخالفتها را به دستگاه قضاوت ولايت فقيه سپرده اند و همان روش را به گونه اي ديگر پي ميگيرند. بايد تحمل كرد. در مورد سلطنت طلبان هم علت روشن است. كودتاي بيست و هشت مرداد سال سي و دو عليه جبهه ملي و رهبرش و براي استحكام سلطنت محمد رضاشاه بود. امروز هم هواداران آريامهر وقتي مي بينند و مي فهمند كه جوانان ايراني كه بيشترشان پدرهايشان نيز در زمان دكتر مصدق بچه و يا نوجواني بيش نبوده و يا حتا به دنيا نيامده بودند، تصوير مصدق را بالا ميگيرند و راه وروش او را فرياد ميزنند، رقيبي را مي يابند كه در دل اكثريت مردم جايگاهي عظيم يافته و جاي آنان را به شدت تنگ كرده است. بنابراين طبيعي است كه لبه ي تبغ را به جانب گروهي ببرند كه در ذهنيت ملت حضوري گسترده دارد و جايي براي آنان باقي نگذاشته است. مخالفتهاي گسترده از دو سو و از جانب دو قشر تماميت خواه و متضاد، دليل بزرگ محبوبيت راه و روش سياسي ي جبهه ملي در ميان توده ي مردم است.
- در وضعيت فرا بحراني ي كنوني جامعه ي ايران، نقش و وظيفه ي جبهه ملي را در تحولات سياسي كشور چگونه ارزيابي ميكنيد؟ و همچنين جايگاه اين سازمان در آينده ي سياسي ي ايران را. - كار حكومت ايران تاكنون تنها توليد و خلق بحران بوده است. سران حكومت خود از روي اراده، خالق بحرانند تا حاكميت دوام يابد. جنگ هشت ساله گرچه تحميلي بود بر ملت، اما دخالتهاي نارواي حزب الله و مخصوصاً آقاي «غرضي» استاندار وقت خوزستان در امور دولت عراق و فرستادن تروريستها به درون عراق براي خراب كاري، انگيزه ي مهم و ريشه اي براي تحريك خبط دِماغ صدام حسين شد. جبهه ملي ايران بايد به گونه گون شيوه ها و با همان روش معقولي كه تاكنون داشته است هرچه بيشتر به روشن شدن ذهنيت توده ي مردم مشغول باشد و از تمام حركتهاي آزاديخواهانه ي مردم حمايت كند. در ايران مردمسالار آينده بي شك اكثريت مردم از منظر ذهنيت، به طور رسمي و غير رسمي عضو جبهه ملي ايران محسوب ميشوند.
- چه پيامي براي جوانان آزاديخواه ايران داريد؟ - به عنوان يك هموطن و يك فعال سياسي باسابقه اي طولاني، به تمام جوانان و مردم آزاديخواه ايران كه رشد انديشه و ذهنيت سياسي خود را به جهانيان نشان داده اند، صميمانه درود مي فرستم و به آنان افتخار ميكنم. گرچه آنان خود ميدانند، ولي منهم تكرار ميكنم كه به ياد داشته باشند و بپذيرند كه آنچه امروز بر ذهنيات و جوامع حكومت ميكند و سبب پيشرفت ملتهاي راقيه شده است، دانشهاست و نه پندارها. فراموش نكنند كه در استبداد ديني با نام خدا و پيامبر خدا، به وسيله ي هر خودكامه اي كه خود را متولي ي دين ميداند اعمال قدرت ميشود وظالمانه در زير لواي دين و با استفاده ي ابزاري از دين آنهم از نوع دروغين و بي پايه اش، اين متوليان، مردم را به سيخ و تيغ ميكشند. جوانان همانطور كه تاكنون نشان داده اند، بايد با تفكر و تعقل در مبارزات آزاديخواهانه شركت كنند و بدانند راه مسالمت جويانه بر هر گونه انقلاب بدفرجام رجحان دارد. جنگ انديشه با انديشه و نفي و طرد استبداد ديني. زيرا آينده ي ايران و حكومت ايران از آن جوانان است.
- با سپاس فراوان از شما.%
|
||