| [بازگشت به صفحه قبل] |
از ايران امروز
|
بيانيه آيتالله منتظری
درباره بحران عراق
سرنوشت كشور عراق میبايد به دست ملت عراق تعيين شود * اگر دولتی حقوق انسانی شهروندان
خود را نقض كند و مقررات بين الملل را كه برحسب عقل و منطق تنظيم شده باشد
زيرپا بگذارد، وظيفه سازمان ملل متحد است كه از طرق پيش بينی شده در قوانين
بينالملل رژيم متجاوز و متخلف را مورد مجازات قرار دهد
* در اين موقعيت خطير يك بار ديگر به سران جمهوری اسلامی ايران و متصديان امور تذكر میدهم كه از تجربه تلخ ديكتاتور عراق درس بگيرند و تا دير نشده فرياد آزادیخواهی و عدالت طلبی ملت ايران را بشنوند دوشنبه ۱۱ فروردين
۱۳۸۲ بسم الله الرحمن الرحيم انا الله و انا اليه راجعون اهالی خاورميانه سال جديد قمری و شمسی را مقارن با نخستين جنگ هزاره سوم ميلادی آغاز كردند. تهاجم آمريكا و انگلستان و متحدان آنها عليه مردم مسلمان عراق جنگی ظالمانه و برخلاف همه ضوابط حقوق بين الملل است. اين جنگ خانمان سوز وحشتناك تاثيرات عميقی بر جهان اسلام ، دنيای عرب و نيز كشور ما ايران خواهد گذاشت. اينجانب ضمن ابراز تاسف شديد از اين جنگ نابرابر، توجه برادران و خواهران مسلمان و نيز همه حق طلبان ، عدالت جويان و آزادی خواهان را به نكات ذيل جلب مینمايم: ١ - صدام حسين رئيس جمهور مادام العمر عراق يكی از قديمی ترين و مخوف ترين ديكتاتورهای معاصر است. نزديك به يك ربع قرن است كه او با زور و ارعاب و خفقان بر عراق مسلط شده ، و بسياری از منتقدان قانونی ، آزادی خواهان ، حق طلبان عراقی و حتی بزرگان از علما و نخبگان جامعه عراق را اعدام كرده است. وی علاوه بر ظلم و ستمی كه بر ملت عراق روا داشته ، همسايگان خود را نيز از تجاوز بی نصيب نگذاشته است. در نخستين ماههای استقرار جمهوری اسلامی در ايران كه محصول انقلابی صددرصد مردمی و ضد استبداد و ضد سلطه خارجی بود، صدام حسين با حمله به جنوب و غرب ايران جنگی هشت ساله را - البته با كمك كشورهای ديگر و از جمله آمريكا و انگليس - بر مردم ايران تحميل كرد. نام صدام در ايران و عراق يادآور قساوت و سبعيت و ناجوانمردی است. در همين جنگ بود كه برای نخستين بار بمبهای شيميائی عليه رزمندگان ايرانی و شهروندان بی دفاع عراقی به كار گرفته شد و فرياد مظلوميت ملت و دولت ايران و مظلومين عراقی به جايی نمیرسيد. صدام برای دومين بار با حمله به همسايه ديگر خود كويت پای آمريكا را به منطقه كشانيد. صدام نه وجاهت ملی دارد و نه مشروعيت ديني. او به واسطه ظلمها و جناياتی كه نسبت به مردم عراق و همسايگانش روا داشته هيچ قابل دفاع نيست و صلاحيت رياست بر كشور كهنسال و مسلمان عراق را ندارد. رژيم بعث عراق نيز هيچگاه مورد انتخاب اكثريت جامعه مسلمان عراق نبوده است. قتل عامها، ويران كردن شهرهای ايران و عراق و كويت و ساير جنايات به گونهای است كه صدام و حزب بعث او در افكار عمومی جهانيان و حتی در نزد مردم عراق جنايتكار جنگی محسوب میشوند. ٢ - اگر دولتی حقوق انسانی شهروندان خود را نقض كند و مقررات بين الملل را كه برحسب عقل و منطق تنظيم شده باشد زيرپا بگذارد، وظيفه جامعه جهانی و مجامع بين المللی و به ويژه سازمان ملل متحد است كه از طرق پيش بينی شده در قوانين بين الملل ، رژيم متجاوز و متخلف را نخست در دادگاه صالحه محاكمه و در صورت محكوميت مورد مجازات قرار دهد. به شرط صدور محكوميت رئيس يك رژيم در دادگاه صالح بين الملل ، اقدام نظامی جامعه جهانی به رهبری سازمان ملل متحد به عنوان آخرين راه حل قابل پذيرش است ، و هرگونه اقدام نظامی خارج از چهارچوب قانونی فوق مردود و ترويج هرج و مرج و قلدری و زورمداری خواهد بود. حمله آمريكا و انگلستان به عراق هيچيك از تمهيدات حقوقی فوق را طی نكرده است ، بلكه آنان با دور زدن سازمان ملل متحد و زيرپانهادن ضوابط حقوق بين الملل ، جنگی غيرقانونی و غيراخلاقی را عليه ملت عراق آغاز كردهاند. ٣ - بهانههای آمريكا و انگليس برای حمله به عراق فاقد وجاهت قانونی و شرعی است. اولا: اگر دارا بودن سلاح كشتار جمعی جرم است ، خودشان اولين مجرمان اين ميدانند. جهان هنوز فاجعه هيروشيما و ناكازاكی را فراموش نكرده است ، به علاوه نخستين دولت مسلح به چنين سلاحهای مخوف در خاورميانه دولت غاصب و نامشروع اسرائيل است كه زير نظر مستقيم آمريكا و انگلستان مسلح شده و آزادانه مشغول قتل عام فلسطينيان مظلوم است. بين صدام عراقی و شارون اسرائيلی چه فرقی است كه يكی بايد بلافاصله خلع سلاح شود و ديگری هر روز از ديروز مسلح تر؟ ثانيا: اگر غير مردمی بودن رژيم صدام جرم است ، كدام يك از متحدين آمريكا و انگليس را در خاورميانه سراغ داريد كه حكومتش صددرصد مردمی و همراه با آزادی اقشار جامعه آنان میباشد؟ به علاوه چگونه میتوان با جنگ و زور و تخلف از قانون و اخلاق ، مردم سالاری و حقوق بشر را در جامعه مستقر كرد؟ مردم سالاری امری درون زا، خودجوش ، تدريجی و محتاج به زيرساختهای نهادی میباشد. و ثالثا: جانی بودن صدام و صداميان هيچگاه مجوز موشك باران و بمباران مستمر شهرهای گوناگون عراق و كشتار بيرحمانه مردم غيرنظامی نمیباشد. وارد كردن اين همه خسارتهای جانی و مالی بر كشور مسلمان عراق به هيچ نحو قابل توجيه عقلی و منطقی نيست. ٤ - جنگ آمريكا و انگليس و هم پيمانان آنها عليه رژيم عراق نبرد حق عليه باطل نيست ، حتی دفع افسد به فاسد هم نيست ، بلكه جنگ ظالم با ظالم و نبرد فاسد با فاسد میباشد. هرگونه همكاری با آمريكا و انگليس در اين تهاجم حرام و معاونت جائر محسوب است. كشورهايی كه زمين در اختيار آمريكا قرار داده و به پايگاه نظامی آمريكا عليه عراق تبديل شدهاند از قبيل كويت ، يا فضای خود را به متجاوزين سپردهاند مانند تركيه ، خبطی بزرگ مرتكب شدهاند و در كشتار مردم بی گناه عراق شريك میباشند. مردم غيور منطقه هرگز اين خوش خدمتی به استكبار جهانی را فراموش نمیكنند. ٥ - سرنوشت كشور عراق میبايد به دست ملت عراق تعيين شود. اين حق مسلم شهروندان عراقی است كه با نظارت و كمك سازمان ملل متحد در مورد حكومت آينده عراق تصميم گرفته و از طريق يك همه پرسی كاملا آزاد، نظام مطلوب مردم انتخاب شود. آمريكا و انگليس چكارهاند كه از آن سر دنيا میخواهند برای مردم عراق تصميم بگيرند؟ هيچ مسلمان شرافتمندی ، هيچ عرب غيوری و هيچ آزادهای اين خفت را نمیپذيرد. بر برادران و خواهران عراقی لازم است - ضمن صبر و استقامت - از هرگونه همكاری با طرفين اين جنگ باطل بپرهيزند. مردم مسلمان عراق نشان دادهاند اگرچه از صدام و رژيم بعث عراق متنفرند ولی هرگز به متجاوزين آمريكايی و انگليسی نيز خوشامد نخواهند گفت. بر همه مسلمانان و حق طلبان فرض است كه از هر راه ممكن برای خاموش كردن آتش اين جنگ اقدام نمايند، و بر كنفرانس اسلامی است كه ضمن محكوم كردن سريع اين تجاوز آشكار به يك كشور اسلامی ، از حقوق انسانی شهروندان عراقی دفاع كند. مردم جهان از سازمان ملل متحد و شخص دبير كل آن آقای كوفی عنان انتظار دارند همه مساعی خويش را برای پايان دادن به اين جنگ تحميلی نابرابر و دفاع از حقوق تضييع شده مردم عراق به كار گيرد. شورای امنيت سازمان ملل متحد نيز لازم است در اسرع وقت برای مهار اين فاجعه انسانی در عراق دست به كار شود. ٦ - به نظر میرسد اهداف اصلی آمريكا و انگليس از تهاجم اخيرشان - در ورای تبليغات اعلام شده - دو هدف اساسی ذيل میباشد: الف: تقويت و حفظ غده سرطانی اسرائيل و توسعه آن كه خود موجد آن بودهاند، زيرا سلاحهای عراق میتوانست در آينده عليه اسرائيل به كار گرفته شود. صهيونيسم جهانی بيش از اين نمیتوانست اين تهديد بالقوه را تحمل كند. ب: سيطره بيشتر بر نفت خاورميانه و از جمله منابع غنی و استراتژيك عراق. جهان سرمايه داری بيش از هر چيز درصدد غارت و چپاول منابع و مغزهای كشورهای در حال توسعه است. طلای سياه هنوز چشم طمع دنياداران را كور میكند. ٧ - در طی ده سال اخير اين دومين بار است كه رژيم عراق مورد حمله مستقيم آمريكا قرار میگيرد. يكی دو سال قبل نيز رژيم طالبان در افغانستان در نبردی نابرابر توسط آمريكا ساقط شد. تجربه طالبان در افغانستان و صدام در عراق اثبات میكند كه صرف ضد آمريكا بودن و شعار عليه آمريكا دادن و حتی با آمريكا جنگيدن دليل حقانيت و مشروعيت نيست. ٨ - در ضمن توجه شود كه ما نه با ملت بزرگ آمريكا و نه با دولت آن سر جنگ نداريم ، هدف ما دفاع از حق و حقوق مظلومين است. اعتراض ما به تجاوزات و قلدريهای دولت آمريكا است كه عملا تحت نفوذ صهيونيستهای آن كشور اداره میشود و جوانان و ثروت كلان آمريكا را فدای خواستههای تجاوزكارانه و نامشروع آنان میكند و به طور كلی بر آبروی آمريكا در جهان خط بطلان و قلدری میكشد، و لذا بر ملت بزرگ آمريكا لازم است بيش از ساير ملل در راه خاموش كردن آتش اين جنگ خانمانسوز قدم بردارند. ٩ - سلامت و مشروعيت يك حكومت قبل از تدوين سياست خارجی مستقل نيازمند رعايت سه شرط ذيل در سياست داخلی است: الف: تحصيل رضايت شهروندان ، اعتنا به نظر اكثريت و افكار عمومی در سياستهای كلان و انتخاب مجريان و كارگزاران اصل نظام از ناحيه اكثريت مردم. حكومتی كه مورد رضايت جامعه خود نباشد نه مشروعيت دارد و نه ثبات. با زور نه اسلام تقويت میشود و نه حاكميت ، و حتی حاكميت رسول خدا(ص) و اميرالمومنين(ع) نيز با بيعت و رضايت مردم استقرار يافت. ب: در پيش گرفتن عدالت و قسط در اداره كشور و پرهيز از هرگونه ظلم و تجاوز به حقوق شهروندان و بستن راه هرگونه رويه ظالمانه و توام با تبعيض. ج: مديريت عاقلانه و به كارگيری تدبير و عقلانيت و علم در اداره جامعه. در جهان متحول امروز چگونه میتوان سياستهای كلان فرهنگی ، اقتصادی و سياسی جامعه را بدون مشاركت مستمر متخصصان و عقلا و نخبگان كشور ترسيم نمود؟ ١٠ - در اين موقعيت خطير يك بار ديگر به سران جمهوری اسلامی ايران و متصديان امور تذكر میدهم كه از تجربه تلخ ديكتاتور عراق درس بگيرند و تا دير نشده فرياد آزادی خواهی و عدالت طلبی ملت ايران را بشنوند. دست از انحصارطلبی بردارند و به مطالبات بر حق اين ملت رشيد كه همانا عدالت و مردم سالاری واقعی و تدبير و عقلانيت در تصميم گيريهاست گردن نهند، و مطمئن باشند كه با استبداد سياسی دينی ، تحمل نكردن انتقادها، بگير و ببندها و بازداشتها و محاكمات سياسی رائج و سوء تدبير در اداره كشور - هرچند با تكرار شعارهای ضد آمريكايی و ضد صهيونيستی - نمیتوان در مقابل تجاوز احتمالی آمريكای سلطه طلب ايستاد. اينكه تعداد انگشت شماری خود را لب اسلام و عقل كل پندارند و با اعمال و حركات قيم مابانه حقوق و آزاديهای مشروع را از مردم - كه صاحبان اصلی كشورند - و حتی از نمايندگان منتخب مردم به بهانههای واهی سلب نمايند با هيچ عقل و شرعی سازگار نيست و برخلاف وعدههايی است كه در آغاز انقلاب به مردم داده شد، و چون اين حركات به نام اسلام و دين انجام میشود عملا نسل جوان را نسبت به اسلام و موازين اسلامی بدبين كردهاند. متاسفانه در اثر سوء رفتار متصديان امور كار به جايی رسيده است كه بسياری از مردم با اينكه از تجاوزات و جنايات آمريكائيان باخبرند دل به آمدن آنها بستهاند، غافل از اينكه سيل اگر آمد همه را با خود میبرد. خداوندا، به ملت مظلوم عراق صبر و پيروزی ، و به جائران و متجاوزان خواری و شكست ، و به سران و مسئولين كشورهای اسلامی عدالت و انصاف عنايت فرما. والسلام علی جميع الاخوة و الاخوات و رحمةالله و بركاته. ٢٥ محرم الحرام ١٤٢٤ - ٩/١/١٣٨٢ قم المقدسة - حسينعلی منتظري |