[بازگشت به صفحه اول]
از ايران امروز




وزير پليس اسراييل می تواند از مادرش بپرسد

اوری آونری
image
جمعه ۲۰ شهريور ۱۳۸۳

اشاره:
از روز ۱۵ اوت تا روزهای اول سپتامبر، ۳۰۰۰زندانی فلسطينی در زندان اسراييل دست به اعتصاب غذايی زدند كه هدف آن بهبود شرايط بهداشتی و غذايی زندان ها، لغو شكنجه های به اضطلح قانونی، ممنوعيت برهنه سازی زندانيان به هنگام بازجويی ها و ترك بندها ، تسهيل در ملاقات با خانواده ها و ... بود. اين اعتصاب كه مروان برغوتی ، چهره سرشناس جنبش فلسطين نيز در آن شركت داشت به رغم سرسختی ها و مخالفت اوليه مقامات زندان با توافقاتی پايان يافت.
كميته بين الملی صليب سرخ شمار زندانيان موجود در زندان اسراييل را به ۱۰۴۳۹ نفر برآورد می كند. در آغاز انتفاضه دوم، يعنی در اواخر سال ۲۰۰۰ ،شمار محبوسان فلسطينی نصف ميزان كنونی بود. از سال ۱۹۶۷ كه مناطق فلسطينی به اشغال اسراييل درآمد تا كنون، ۶۵۰هزار فلسطينی سروكارشان به زندان های اسراييل افتاده است. اين بدان معناست كه ۴۰ درصد مردان فلسطينی دستكم يك بار سر از زندان های اسراييل درآورده اند و تقريبا همه خانواده ها در بازداشت های جمعی ، يكی از خويشان يا بستگان خود را در پشت ميله های زندان اسراييل ديده اند. از زندانيان كنونی هزاران نفر بدون هيچ محاكمه ای ما ه ها يا سال هاست كه در بازداشت های به اصطلاح موقت به سر می برند.
تاوچی هانگبی ، وزير پليس اسراييل ، در آغاز اعتصاب غذای اخير زندانيان فلسطينی موضع سرسختانه ای اتخاذ كرد و از جمله چنين گفت:" اگر اعتصابيون يك روز، يك ماه ، و يا تا دم مرگ هم دست از اعتصاب برندارند ما به خواسته هايشان وقعی نخواهيم گذاشت.آنها ميتوانند انقدر گرسنگی بكشند كه جانشان بالا بياد.
" اوری آونری "، روزنامه نگار ، فعال سياسی و چهره برجسته جنبش صلح اسراييل كه سال های ۹۰ عمر خود را سپری می كند و در عرصه بين المللی هم نام و آوازه ای يافته در نوشتار زير به استناد به همين گفته هانگبی مسائلی را مطرح می كند كه درنگ در آنها شايد خالی از فايده نباشد. آونری اولين اسراييلی بود كه در گرماگرم محاصره سازمان آزاديخبش فلسطين در بيروت مخفيانه در اين شهر به ديدار ياسر عرفات رفت، اقدامی كه در جنبش صلح اسراييل عمده ترين نقطه عطف به شمار می آيد. آونری كه علاوه بر قلم روان و پرقدرت سخنران ماهری هم هست تا كنون جوايزی مانند جايزه صلح آخن ، جايزه نوبل آلترناتيو و جايزه كارل فون اوسيتسكی را برای مبارزات صلح خواهانه و تلاش های روزنامه نگارانه اش دريافت كرده است. او كه بارها از سوی نيروهای افراطی اسراييل مورد تهديد قرار گرفته و يك بار هم از ضربات چاقو جان سالم به در برده است هفته پيش در اسراييل نيز به فعاليت هايش ارج نهاده شد و جايزه معروف سوكولوف به خاطر كارنامه ژورناليستی اش به وی تعلق گرفت.
احمد سمایی

"اگر از من می پرسيد، اونها می تونن اونقدر گرسنگی بكشن كه جونشون بالا بياد." اين جمله ای بود كه پس از اعلام اعتصاب غذای نامحدود زندانيان فلسطينی در زندان اسراييل، بر زبان "تاوچی هانگبی" جاری شد.
نام هانگبی اولين بار زمانی بر سر زبان ها افتاد و به ترس و نگرانی معينی منجر شد كه عكسی از وی در دوران دانشجويی اش انتشار يافت. هانگبی در اين عكس به همراه دوستانش، با يك زنجير دو چرخه در حال تلاش برای به دام انداختن دانشجويان عرب است. شايد بتوان گفت حالا كه هانگبی پا به سن گذاشته و و بر مسند وزارت تكيه زده ديگر با آن تندروی های ايام شباب وداع گفته است.او حالا حتی بر خلاف مادرش ، "گويلا كوهن"، كه از يهوديان راست افراطی به شمار می رود از طرح آريل شارون برای خروج از نوار غز ه هم حمايت می كند.

با اين همه هانگبی در لباس وزارت نيز همان هانگبی قبلی باقی مانده است، واقعيتی كه می توان آن را به وضوح در رفتار غير انسانی او با زندانيان مشاهده كرد. اين در حالی است كه وظيفه رسمی وی به عنوان يك دولتمرد تامين شرايط بهتری برای اين زندانيان و تحمل پذيرتر كردن شرايط حبس برای آنهاست. گفتنی است كه حوزه نفوذ و اختيارات هنگبی تنها منحصر به زدن حرف های تحريك آميز نيست. در واقع وضعيت زندان ها پس از آن رو به وخامت بيشتری گذاشت كه مدير جديدی كه وی برای رياست زندان ها تعيين كرده بلافاصله دست به اقداماتی زد كه هدف آنها ايجاد شرايط تحمل ناپذيرتری برای زندانيان فلسطينی بود. ولی بهتر اين است كه هانگبی را به حال خود رها كنيم و به مسئله ای مهمتر ، يعنی به خود اعتصاب بپردازيم كه ريشه آن در بدعتی اسراييلی به نام " جنگ يك جانبه" است.

ژنرال های ارتش اسراييل دائما عنوان می كنند كه " ما در حال يك جنگ يك جانبه ايم." و آنها با استناد به همين " حالت جنگی " به خود اجازه " سوءقصدهای هدفمندی " عليه اعضای گروه های تندرو فلسطينی را می دهند كه در هر حالت ديگری نامی جز قتل نمی توان بر انها نهاد. در يك جنگ می توان دشمن را بدون محاكمه از بين برد. و حالا هم ، كشتن و مجروح كردن انسان ها ،تخريب خانه ها و مزارع و همه اقداماتی ديگری كه در چهارچوب اشغالگری در اراضی فلسطينی انجام می شود با استناد به موقعيت جنگی توجيه می شود. ولی اين جنگ به راستی هم جنگ شديدا منحصر به فردی است ،چون تنها يك طرف از مزايا و حقوق موقعيت جنگی برخوردار است. در حالی كه در طرف ديگر نه جنگی هست ، نه جنگجويی و نه حقوق دوران جنگ محلی از اعراب دارد.هر چه هست جنايتكار است و تروريست و قاتل.

ولی به راستی چرا؟ در دوران گذشته تفاوت مشخص و آشكاری وجود داشت: كسی كه لباس نظامی خودی به تن داشت سرباز محسوب می شد. و اگر كسی در ميدان جنگ فاقد چنين لباسی بود دشمن و جنايتكار به حساب می آمد.سربازان يك ارتش مهاجم اجازه داشتند كسانی را كه به آنها حمله می كنند سرضرب و بی درنگ از ميان بردارند. در ميانه قرن بيستم اما وضعيت عوض شد و در چهارچوب يك اجماع بين المللی اين توافق به دست امد كه اعضای مقاومت فرانسه ، روسيه ، يوگسلاوی و ...جنگجويان يا رزمندگانی بوده اند كه بايد زير چتر قوانين بين المللی قرار گيرند. متناسب با اين توافق ، معاهدات بين المللی و مقررات جنگی هم مشمول تغيير شدند.

حال می توان پرسيد كه چه تفاوتی ميان تروريست ها و سربازها وجود دارد؟پاسخ اشغالگران اين است كه سربازان با سربازان می جنگند ، ولی تروريست ها به شهروندان بی گناه آسيب می رسانند.

جدی؟ اگر اين گونه است آن خلبانی كه بمب اتم بر سر هيروشيما پرتاب كرد و هزاران ژاپنی غيرنظامی را از بين برد سرباز بود يا يك تروريست جنايتكار؟ و اسم آن خلبان هايی كه شهرهای هامبورگ و درسدن را در جريان جنگ جهانی دوم به ويرانه ای بدل كردند ، آن هم در حالی كه ديگر ضرورت عمليات شديد نظامی منتفی شده بود ، را چه می توان گذاشت؟ و آيا درست بود كه انسان با فاشيست های هيتلری همنوا می شد و فرماندهان نيروهای هوايی آمريكا و انگلستان كه دستور چنين حملاتی داده بودند را تروريست خطاب می كرد؟ و به راستی چه تفاوتی است ميان آن خلبان آمريكايی كه بازاری را در بغداد بمباران می كند و آن تروريست عراقی كه در همان بازار بمب كار می گذارد؟

سربازانی كه به اسارت قوای دشمن در می آيند به عنوان اسير جنگی شناخته می شوند و از حقوق تضمين شده ای برخوردارند كه در معاهدات بين المللی آمده است. اما با پيكارجويان زيرزمينی و غير نظامی كه به دست قوای خصم می افتند معمولا بسان جنايتكاران رفتار می شود. از اينان نه تنها حقوق مندرج در معاهدات بين المللی دريغ می شود بلكه در اسراييل مجبور به تحمل شرايطی در حبس هستند كه تنها افراد جنايتكار اسراييلی مشمول آن می شوند. آمريكايی ها هم حالا رهرو راه ما شده اند و جرج بوش جنگجويان افغانی را در زندانی فاقد امكانات متعارف اوليه در گوانتانامو به حبس كشيده است.در اين جا ظاهرا نه تنها از حقوق اسرای جنگی خبری نيست،بلكه حقوق عادی و متعارف جنايتكاران هم در مورد اسرا رعايت نمی شود.

چند دهه قبل، يعنی زمانی كه سازمان های زيرزمينی يهودی در اسراييل كنونی عليه اشغالگری بريتانيا و دولت استعماری حاكم می جنگيدند تقاضای ما اين بود كه اسرايمان از حقوق اسيران جنگی برخوردار شوند. انگليسی ها گرچه در حرف با اين تقاضا مخالف بودند ، اما در عمل حقوق اسيران جنگی را در مورد همرزمانمان رعايت می كردند . اينان می توانستند از طريق آموزش از راه دور ، به تحصيل بپردازند و در عمل هم بسياری از آنها توانستند در زندان های انگليس در رشته هايی همچون رشته حقوق فارغ التحصيل شوند.

يكی از اين اسرا خانم " گويلا كوهن" مادر تاوچی هانگبی بود. انسان مايل است بداند كه اين خانم و همرزمانش در گروه ستاره اگر از يك فرمانده پليس انگليسی می شنيدند كه از مرگ آنها در زندان خم هم به ابرو نمی آورد چه واكنشی نشان می دادند؟ شايد آنها تلاش می كردند كه اين فرمانده را بكشند. اما خوشبختانه رفتار انگليسی ها به گونه ديگری بود. آنها حتی موقعی كه كوهن مريض بود برای معالجه به بيمارستان اعزامش كردند. و در همين محل بود كه وی به كمك روستاييان فلسطينی توانست از چنگ انگليسی ها بگريزد.

شماری از فلسطينيانی كه قبلا در زندان اسراييل بوده اند حالا در مراتب بالای دولت خودگردان فلسطين نشسته اند.مردانی كه ۱۰، ۱۵ يا ۲۰ سال را در زندان اسراييل به سر آوردند حالا در زمره وزرا،شهرداران و رهبران سياسی فلسطين هستند.آنها زبان عبری را به روانی صحبت می كنند و اسراييل را هم خوب می شناسند. تقريبا همه آنها جزء چهره های ميانه رو فلسطين هستند و از تشكيل دو كشور اسراييل و فلسطين در جوار يكديگر هواداری می كنند.شماری از زندانيان فلسطينی سابق ما نيز همان هايی هستند كه اينك دولت ياسرعرفات را به دموكراسی و اصلاحات فرا می خوانند. شك نبايد كرد كه برخورد و رفتار خوب زندانبانان ما در اين موضع و رفتار آنها بی تاثير نبوده است.

مسئله اساسی برای من اين است كه حكومت اسراييل نبايد در چهره و رفتار كسانی مثل هانگبی يا افرادی مثل او تجلی كند. اين نيز برای من مهم است كه انسان ها ، چه اسراييلی و چه فلسطينی، در زندان های اسراييل از گرسنگی تلف نشوند. و مهم است برای من كه با زندانيان ، چه اسراييلی و چه فلسطينی، به گونه ای انسانی رفتار شود. اگر خود آقای هانگبی هم روزگاری سرو كارش به زندان بيفتد من برای او نيز همين خواسته ها را طلب خواهم كرد.


‍[بازگشت به صفحه اول]