|
|
|||
|
پاسخی به مصاحبه دکتر ناصر زرافشان وقتی آخرین مصاحبه استاد گرانقدر جناب دکتر ناصر زرافشان را در سایت اینترنتی - دانشجویی – اخبار روز را مورد مطالعه قرار دادم ، صراحت ایشان را دربیان واقعیات مورد تحسین قرار دادم و به یاد آوردم ،آن روز هایی را که در خدمت ایشان و سایر دوستان در زندان اوین بودم . آن مصاحبه بنده را سخت به اندیشه واداشت ،که چه انسان هایی مخلصانه بدون اینکه نامشان را کسی بشنود جان خود را تقدیم جریان آزادیخواهی نموده و بدون هیچ ادعایی لب فرو بسته اند و چشم بر ابدیت دوخته اند ، و در مقابل کسانی نیز هستند که به خاطر اندیشه نداشته اشان در بوق سودجویان و ظاهر بینان قرار گرفته اند و گوش فلک را پر کرده اند.همان افرادی که نامشان فقط به عنوان زندانی سیاسی درخشیده و در جامعه حرفی برای گفتن ندارند.چرا که روغن ریخته را نظر امام حسین کردند . صد البته آنچه مورد نظر آن بزرگوار بود را همه کسانی که با ایشان آشنایی نزدیک دارند درک کرده اند ، اما بنده نه به عنوان نقد شاید در جهت تکمیل فرمایشات ایشان به عرض میرسانم که اینجانب انتساب جنبش آزادیخواهی را صرفا به قشر دانشجو نفی نموده و اعتقاد دارم که این جنبش های اجتماعی هستند که حرکت دانشجویان را به فعل تبدیل می نمایند و قرار نیست آزادیخواهان حتما دانشجو باشند . با اندکی دقت بر تحولات بزرگ اجتماعی در کشور های متحول شده ، میتوان به این نتیجه رسید که جریانات دانشجویی هم مانند سایر جنبش های اجتماعی در ایجاد تحولات نقش آفرین بوده اند . یعنی مجموعه جنبش های دانشجویی ، صنفی – از جمله زنان ، کارگران ، فرهنگیان ، اساتید ، کشاورزان و ... - که در اجتماع حضور دارند موجدین آن تحولات بوده اند. حال سوال بنده از آن بزرگوار اینست که اگر یک ایرانی که نسبت به آتیه خود ، مملکت خود و ملت خود احساس وظیفه نماید ، اما دارای تحصیلات عالیه نیست – یا حتی اصلا سواد ندارد- حق دفاع از حقوق پایمال شده خود و فعالیت در آن راستا راندارد؟ آیا کسی که در اثر ناسازگاری های جبری توان راهیابی به دانشگاه و اخذ مدارک عالیه را ندارد ، حق آزاد اندیشی را نیز از دست میدهد؟! صد البته ادعاهای واهی و دروغینی که متاسفانه بعضی به خود نسبت می دهند ، نا صحیح و ضد ارزش است . یعنی کسی که حتی توانایی نوشتن نام خود را به لاتین ندارد و حرف از رهبری جنبش دانشجویی می زند ، نه تنها مبارز و آزادیخواه نیست بلکه کلاهبردار و یا بیماری است که برای بروز عقده های درونش از کاهکی ، کوه می سازد . همچنین آن استاد ارجمند در مورد خلاء جنبش های اجتماعی نیز کم لطفی نموده اند . اگرچه خلاء تشکیلات منسجم و مستحکم توده ای کاملا محسوس است ، اما این دلیل برعدم جنبش های اجتماعی نیست .چرا که ، الف ) جنبش های دانشجویی که درسالهای اخیرحضورخود را عینیت بخشیده اند ب) جنبش فرهنگیان و کارگران ،ج) اعتراضات وسیع شهرهای اهواز ، تهران ، اصفهان و به ویژه کردستان و ... ، نشانه هایی از همان جنبش های اجتماعی است ، که متاسفانه در اثر خلاء موجود در تشکیلات منسجم ، راه بجایی نبرده اند . در نهایت اینجانب ضمن عرض ارادت به آن بزرگوار، آرزومندم که هرچه سریع تر ایشان سلامتی خود را باز یافته و همراه با کلیه زندانیان سیاسی ، از زندان آزاد گردند ، تا بهتر بتوانیم از نظرات و دانش ایشان استفاده نمایم. به امید رهایی و رسیدن به جامعه دمکراتیک امید عباسقلی نژاد 1384/9/8 |
||||
|