|
|
|||
گفت و گوي روز با سعيد مدنيساخت قدرت موجود، پاسخگوي بحران ها نيستبابک مهديزاده ۹ آذر ۱۳۸۴
به دنبال راي نياوردن سومين وزير پيشنهادي رييس جمهور اصولگرا، در مجلس دست راستی هفتم، با سعيد مدني، فعال سياسي و از نيروهاي ملي ـ مذهبي در خصوص طيف بندي درون محافظه کاران گفت و گو کرديم. او با تشريح گرايشات موجود در مجموعه اصولگرايان، مي گويد: در صورت وجود رقيب سياسي، جناح راست به تفاوت هاي خود پي نمي برد. تحليل شما از راي عدم اعتماد مجلس به وزير پيشنهادي آقاي احمدي نژاد
چيست؟ اما به طور خاص در مورد وزارت نفت، سنتي وجود داشته که با توجه به منابع حجيم و قدرت سياسي که در اختيار وزير نفت است، مديريت نفت بايد برآيند جناح هاي سياسي مختلف باشد. در واقع با توجه به رانت عظيمي که در نفت وجود دارد اگر مديري از يک جناح سياسي باشد، حتما مي کوشد بر جناح هاي ديگر غلبه کند، و اين از ديد بقيه جناح ها پذيرفتني نيست. به همين دليل مثلا وزير نفت پيشين به نوعي رفتار مي کرد که روابطش با همه جناح ها متعادل باشد و حتي ترکيب معاونينش ترکيبي از جناح هاي سياسي مختلف بود. لذا هيچ جناح سياسي در درون محافظه کاران نمي تواند انتظار داشته باشد که تمام قدرت نفت را در اختيار گيرد. آقاي احمدي نژاد اين قاعده را در معرفي وزراي نفت رعايت نکرد و فقط آناني را که يک جناح را نمايندگي مي کردند معرفي کرد، و وزير پيشنهادي سوم او نيز راي نياورد. ديدگاه هاي مختلف چرا اين اختلافات بين محافظه کاران به وجود آمده و به اين سطح کشيده شده
است؟ مي توان گرايشات طيف هاي مختلف جناح محافظه کار را تبيين
کرد؟ گرايش ديگر چپ اقتصادي است که شعار عدالت را مطرح مي کند. اين جريان قبلا خود را در روزنامه کيهان نشان مي داد که با کمي گسترش، جماعت آبادگران را نيز دربرگرفت. اينها به لحاظ مشي اقتصادي، بر عدم گسترش بخش خصوصي و نوعي دولتي شدن اقتصاد در کادر مشخص خودشان، تاکيد دارند. اما از لحاظ اجتماعي با طيف متفاوتي روبرو هستيم ؛ از گرايش کاملا سنتي که به بسته کردن فضاي اجتماعي و رعايت شعائر مذهبي در محيط هاي عمومي و حتي بسته تر اصرار دارد و در مقابل گرايشي قرار گرفته است که پراگماتيستي عمل و سعي مي کند در مقابله با مسايل اجتماعي، به ويژه در ارتباط با جوانان و زنان، واقعيت ها را در نظر بگيرد. اين گرايشي است که در دوره آقاي هاشمي عمل مي کرد. در سياست بين الملل هم با دو طيف ضدامپرياليستي، چپ با موضع ضدآمريکايي و اروپايي روبرو هستيم که ادعا دارد مبارزه ضدغربي در دنيا بايد بسط پيدا کند و معتقد به صدور انقلاب به کشورهاي ديگر است. اين گرايش، تمايل به مداخله در تحولات کشورهاي همسايه دارد و بر آن است تا با توجه به ضرورت هاي جمهوري اسلامي در سياست خارجه انعطاف نشان دهد و ايران را وارد تنازعات جهاني نکند. هرکدام از اين گرايشات مختلف با توجه به اشتغال شان در برخي از نهاد ها نيز به دو دسته تقسيم مي شوند. بخش اول محافظه کاراني هستند که به نهادهاي انتظامي و امنيتي منتسب هستند و توانستند بر اين اساس موقعيت هاي سياسي خاصي را تصاحب کنند. در مقابل گرايشاتي هستند که با حضور در نهادهاي اقتصادي و اجتماعي موقعيت هايي را به دست آورده اند. در مجموع بايد گفت طيف هاي جناح محافظه کار به شکل هاي متفاوتي تقسيم بندي مي شوند. مهم اين است که با توجه به شرايط مختلف، اين طيف بندي تغيير مي کند. مثل واکنش به معرفي آقاي تسلطي... نتيجه موضع گيري ها در تقسيم بندي طيف هاي مختلف جناح محافظه کار، رييس جمهور در کدام طيف
قرار دارد و کدام طيف در مجلس مقابلش ايستاده است؟ رودرويي اين طيف ها برخي اوقات گنگ به نظر مي رسد. مثلا با وجود شعار
عدالت خواهي آقاي احمدي نژاد، اعضای اقتصادي کابينه بيشتر متمايل به جناح نزديک به
آقاي هاشمي است. در مجلس هم اگر چه آقاي احمدي نژاد خود را از اصولگرايان آبادگر می
داند، اما تا به حال در رأي گيري وزيران، تيم آقاي باهنر که جزو سنتي ها هستند حامي
رييس جمهور شده و تيم راديکال و آبادگر آقاي توکلي به وي رأي منفي داده اند. تحليل
شما از اين برخوردها چيست؟ همچنين واگذاري نظارت بر سه قوه به مجمع تشخيص مصلحت نظام هم نشان از شکاف بين بيت رهبري و مجموعه منتسب به رهبري دارد که در واقع به نوعي با دادن اختيار نظارت بر سه قوه و از جمله قوه مجريه به مجمع تشخيص مصلحت، بروز بيشتري يافت، و دايره محافظه کاران گسترش پيدا کرد و افراد با انگيزه هاي مختلف در مقابل همديگر صف آرايي کردند. اما مهم اين است که جدا از اين تعارضات، مجموعه اين کشمکش ها، ناکارآمدي را در کل نظام اجرايي کشور بالا برده و در فعاليت هاي اقتصادي و اجتماعي مشکلات فراواني به وجود آورده است، مانند تشديد تورم و رکود که مي تواند تبعات منفي براي کشور داشته باشد.
آيا تيم جديد سياسي قادر است اين بحران ها را حل کند؟
|
||||
|