|
|
|||
|
ا http://hamedmottaghi.blogfa.com/post-152.aspx اعدام، خشونت، ترور؛ و عدالتخوانه اي كه مرد
بي مقدمه بخشي از خبر نمازجمعه گذشته تهران را به نقل از ادوار نيوز بخوانيد: آيت الله جنتي، امام جمعه موقت تهران از محاكمه "صدام" نيز بعنوان "طنز تاريخ" ياد كرد و گفت: چه دنياي بيحساب و كتابي است. جنايتكارتر از صدام وجود ندارد. اگر هيتلر الان بود از صدام جنايتكارتر نبود البته اگر هم ميبود بعد از او بود. وي افزود: چنين جنايتكاري را ميخواهند محاكمه كنند. مگر صدام محاكمه دارد؟ بحث ميكنند كه اعدامش كنيم يا نه ؟ اينها مسخره است در عالم. "جنتي" گفت: اينجا، آدم ارزش جمهوري اسلامي را پي ميبرد و به درگاه خدا شكر ميكند كه وقتي دستگاه سلطنتي پهلوي منقرض شد، ديگر معطل نكردند و جنايتكاران شناخته شده را امان ندادند. وي افزود: مثلا هويدا به جلسه آمد و چهار كلمه با او صحبت كردند بعد او را با يك گلوله خلاص كردند. راه كار اين است. زيرا اگر چنين باشد، كسي جرات ظلم و جنايت نميكند. *** خبر را كه اول بار خواندم شوكه شدم؛ دقايقي قدم زدم و بازگشتم و دوباره خواندم؛ چشمانم را ماليدم و باز خواندم؛ گويي حقيقت داشت اين سخنان و توهم نبود. سر را ميان دو دست گرفتم و به فكر فرو رفتم. صفحاتي از تاريخ را ورق زدم. حكمرانان را به ياد آوردم كه هر يك با درس گرفتن از تجربه گذشتگان چگونه "سنگ بناي ظلم" را محكم تر كرد. آري اكثر آنان براي حفظ كيان تاج و تخت و مقام از هيچ جنايتي كوتاهي نكردند. و مگر اين است كه هر كس در مقابل آنان معترض مي شد و مخالفتي مي كرد يا حلق وي از سرب داغ پر مي كردند و يا سياهچال بود و ترور و چوبه دار و تيرباران. و سراسر تاريخ ما پر است از اين روش بي كم و كاست. اما هيچ گاه جوابي پس نداده اند بر اعمال و كردار و جنايات خود؛ يا به جايي پناهنده شدند و زنده ماندند يا پس از هر تغيير حكومتي به سرعت كشته شدند تا باز حقايق مخفي بماند. *** بر تاريخ مشروطه كه نظري بيفكنيم همه تلاش ها و جانفشاني هاي مشروطه خواهان دستيابي به عدالتخوانه بود؛ جهت بازستاني داد خود از بيداد صاحبان قدرت. كه اگر تا سال ها نيز اين امكان ميسر نشد اما پس از بركناري كساني كه دستي در قدرت داشتند حداقل برخي دادگاه ها – با وجودي كه آن را فرمايشي بدانيم - كه برگزار شد. و همين نيز مگر كم حركتي بود در مملكتي استبداد زده اي كه همواره حاكمانش ظل الله – سايه خدا – بوده اند و صاحب جان و مال و ناموس مردمانش و اطاعت زيردستان از آنان امري واجب! *** در زمان شاه سابق و پس از انقلاب 57 از نبود عدالت (كه يكي از جنبه هاي آن عدالت قضايي است) در رژيم گذشته بسيار گفته شده و از تبعيض در به محكمه كشيدن افراد (بخصوص در جريان كاپيتولاسيون) بسيار انتقاد شده. اما از كنار حركات هاي انقلابي گري و خشن در اوايل انقلاب كه بگذريم (كه در جاي خود قابل بررسي است) پس از 27 سال كه در عصر حاضر زمان كمي نيست بايد پرسيد كه با كدام مجوز و طبق كدام قانون و شرعي دور زدن محاكم دادگستري افتخار آميز است؟ مگر از اين سخنان جز اين استنباط مي شود كه بزرگترين دستاورد مشروطه يعني عدالتخوانه مرد؟ *** سوال آنكه اعدام و يا گلوله باران كردن انساني چه افتخاري دارد؟ كدام جامعه با اعدام اصلاح شده؟ آيا اعدام ها و شلاق زدن هاي در ملا عام جز تزريق خشونت در جامعه تاثيري داشت؟ آيا همه فيلم هاي خشني كه از دانشگاه ملي (همان صدا و سيما) به خورد مردم داده شد جز در تقويت خشونت در جامعه توانست موثر باشد؟ آيا امروز كودكان چهار پنج ساله چاقو و تفنگ و شمشير را بهتر مي شناسند و با آن مانوسند يا اصول دين را؟ اين همه اخباري قتل و خشونتي كه هر روزه صفحات روزنامه را پر مي كند از كجا آمده؟ نمي دانم چرا نمي خواهيم از آن فضاي ربع قرن پيش فاصله بگيريم؟ آيا سخن آقاي جنتي كه از تريبون نمازجمعه گفته شده موضع نظام است؟ يعني مجازات اعدام هر كس كه جنايتكار مي پنداريمش بدون دادگاه مجاز است؟ يعني فردا هر كسي مي تواند تفنگي، چاقويي، شمشيري بدست گيرد و ديگري را مثل آب خوردن بكشد و آنگاه بيان كند كه وي جنايتكار بود؟ مصاديق جنايتكار بودن چيست؟ پس فرق بين ترور و جنايتكاركشي چيست؟ و آيا اين شعر نبايد بر همه كشته شدگان مي خوانديم: اي كشته كه را كشتي تا كشته شدي زار تا باز كه او را بكشد آنكه ترا كشت *** آري اين سخنان كه شنيدم جز اين نپنداشتم كه عدالتخوانه مرد؛ پس خدايش بيامرزاد. ولي اي كاش اين سخنان تكذيب مي شد.
|
||||
|