بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

 

لوموند و رفتارشناسي دولت جديد

مردم ايران مثل احمدي نژاد نيستند

نويد کرماني

۲۷ آذر ۱۳۸۴

بله، خجالت مي کشم. از داشتن يک چنين رييس جمهوري خجالت مي کشم و حتي اميدوارم که مجريان تلويزيوني نتوانند نام او را درست تلفظ کنند...از بي فرهنگي او خجالت مي کشم، همچنين از ظاهر و از کفش هاي واکس نزده اش. آيا استفاده از صابون به طبقه بورژوازي تعلق دارد؟ شايد او مي خواهد به کسي شبيه باشد که همين چند لحظه قبل از پشت سنگرهاي جبهه آمده است.

هر بار که با ايران تماس مي گيرم، يک جوک جديد در مورد او ساخته شده است. مي دانم، شايد درنظر بعضي ها خنده آور و مضحک باشد، ولي من اصلا علاقه اي به خنديدن در اين مورد ندارم. اين مرد رييس جمهور کشور من است و با اينکه با وجود مليت ايراني خود، مليت آلماني نيز دارم، ولي نمي توانم در مورد اين مساله آرام بگيرم. احساس مي کنم که در دام افتاده ام و هر کاري که انجام دهم، باز يک ايراني باقي خواهم ماند. ولي خوب، بالاخره هر چه باشد کشورم را دوست دارم، عطر برنج هايش، شوخ طبعي و غصه هاي ساکنانش و محبت در روابط بين مردمانش. اگر از اينها بگذرم، مايلم که کمي به مساله فاشيسم مذهبي بپردازم. البته سخنان من براي تجزيه و تحليل اين مصيبت ايدئولوژيکي کافي نيستند، مخصوصا که از خارج از کشور ايراد شده باشند.

به هرحال اين مصيبتي پابرجاست که کشورم با آن دست به گربيان است، کشوري که دين و آيين خود را از آن گرفته ام. معتقدم که به حد کافي از ايران و اسلام شناخت دارم تا بتوانم به جرات بگويم که اين دو، جايگاه خود را گم کرده و هر دو از ماهيت واقعي خود افول کرده اند.

قلبم به درد آمد، زماني که ديدم رييس جمهور جديد در مجمع کل سازمان ملل، درحضور کليه اعضاي آن، ايستاده است. طوري سخنراني مي کرد که گويي در کنگره حزب کمونيست کره شمالي سخن مي گويد. چطور مي توان تحمل کرد که اين شخص به نام ايران سخن گويد و به نام ايراني ابراز عقيده کند؟ نماينده کشور شاعران و متفکرني چون حافظ و ابوعلي سينا. تاريخ تکامل ما به سرعت درحال پسرفت است. آيا بين اين 70 ميليون نفر هموطن، شخص ديگري نيست تا بهتر بتواند ما را به بيگانگان معرفي کند و نماينده لايقي از طرف ما باشد؟

ايرانيان مثل او نيستند و او تنها نماينده اقليتي ناچيز از مردم است. به طوري که در دور اول انتخابات، تقلب هايي صورت گرفت و در دور دوم تعداد 10 يا 15 ميليون راي دهنده صرفا به دليل تبليغات او براي مبارزه با مفسدين مالي و رشوه خواري و مهم تر از همه به دليل حضور رقيبي به نام رفسنجاني، ثروتمند ترين مرد ايران، به او راي دادند. ولي آنها هيچ گاه قصد نابود کردن اسراييل را نداشتند و بيشتر به حل مشکل 30 درصد بيکاري فکر مي کردند.

من بي وقفه درحال صحبت با دوستان آلماني و يهودي خود هستم که: "باور کنيد! مردم ايران مثل او نيستند." من خودم در راهپيمايي هايي که براي آزادي فلسطين برگزار مي شود، شرکت کرده ام. اين تظاهرات نيست، بلکه يک جشن مردمي است. آنهايي که قرار است نقش تظاهرکننده را بازي کنند و شعار دهند، به وسيله اتوبوس هايي به محل راهپيمايي آورده مي شوند. وسايل تفريحي براي بچه ها مهيا شده، بليت هاي بخت آزمايي و غذاي صلواتي هم به چشم مي خورند. همه تفريح مي کنند و سرگرمند...

حتي رهبر انقلاب نيز دريافته که رييس جمهور جديد تا چه اندازه افراط گراست. مدت هاست که به رييس جمهور گوشزد مي کند که ايران نه قصد حمله به کشوري را دارد، نه قصد تهديد. از طرف ديگر، به او مي فهماند که ايران نمي خواهد انقلابش را صادر کند و اينکه مذاکره با اروپا نيز ازسر گرفته خواهد شد. کافي است آقاي رييس جمهور، سعي کني در رده و موقعيت خودت بماني. ولي مشکل اين است که آقاي رييس جمهور به هيچ وجه علاقه اي ندارد به جايگاه خود بازگردد. او براي ماموريتي سرمايه گذاري شده است.

در تهران، افکار عمومي معطوف شده است به اينکه اعمال قريب الوقوعي مي تواند از سوي حکومت انجام گيرد تا رييس جمهور جديد از مقام خود خلع شود. البته وقوع چنين مساله اي تازگي ندارد. در اوايل سال 1980، يک افراط گراي ديگر نيز با همين قد و قواره وجود داشت که او هم به رياست جمهوري رسيده بود. او در انجام پروژه ها هيچ کوتاهي نکرده بود، ولي ايدئولوژي هاي مفرط براي جمهوري اسلامي زياد خوشايند نيست.

زماني که مخالفين حکومت به زندان مي افتند و کتابهايي ممنوع يا روزنامه هايي توقيف مي شوند، درنظر رييس جمهور جديد اينها مسايل خيلي مهمي نيستند و هيچيک از آنها ايجاد اغتشاش و ناآرامي در سطح جهان نمي کنند. از زمان به قدرت رسيدن او، بارها شاهد بوديم که رسانه هاي غربي به سخنانش واکنش نشان نداده و آنها را انعکاس نيز نداده اند، پس مي توان هنوز به سنگسار و يا بريدن دست مبادرت ورزيد. اين گونه اعمال همه در مجموعه امور قابل تحمل و قابل اجرا مي گنجند و مي توانند "گفتمان با دين اسلام" را پر بارتر کنند. در اين گذر نيز تاکيدي بر نابودي اسراييل گذاشته شود، چرا که نه!

رهبر انقلاب پيامدهاي اين گونه اظهارات را خوب مي شناسد: ايران درحال حاضر در تحريم و انزواي شديدي قرار دارد و چنين سخناني مسلما نرخ بيکاري را افزايش خواهد داد و اخذ رواديد به کشورهاي خارجي را براي مردم ايران سخت تر خواهد کرد و ... .

رييس جمهور جديد، به راحتي از همه اينها مي گذرد. زماني که از وي درمورد بحران اقتصادي سوال شد ، پاسخ داد که براي ايجاد شغل نيامده، بلکه براي برداشتن موانع به منظور ظهور هرچه سريع تر حضرت مهدي آمده است. حضرت مهدي به مانند مسيح در آخرالزمان باز خواهد گشت، منجي جهان خواهد بود و عدالت ابدي را در سراسر جهان اشاعه خواهد داد. ابديت: اين بعدي است که رييس جمهور جديد در آن جاي گرفته، ولي آيا در عمق جهالت خود، شرايط لازم براي ظهور امام دوازدهم در اين جهان را مي داند؟

درنگرش هاي مربوط به منجي بشريت نزد يهوديان ارتدوکس و مسيحيان گفته مي شود که منجي تنها زماني از زمين، بهشت خواهد ساخت که کاملا به جهنم تبديل شده باشد. پس براي ظهور او، بايد ابتدا زندگي بشر و بشريت را جهنم کرد. آقاي رييس جمهور هرگز تصور نخواهد کرد که چقدر به هدف خود نزديک شده است.

يا مهدي صاحب الزمان، ظهورت نزديک است!

منبع: لوموند، 14 دسامبر

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه