بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

 

ليبراسيون و روابط تهران و تل آويو

ایران، غرب را به مبارزه می طلبد

۲۸ آذر ۱۳۸۴

هنگام مراسم تدفین پاپ ژان پل دوم، تلویزیون های سراسر جهان تصویر محمد خاتمی و موشه کاتساف، رییس جمهور اسراییل را پخش کردند. موشه کاتساف که اصلیت ایرانی دارد، به زبان فارسی با خاتمی خوش و بش کرد و از شهر یزد که زادگاه هردوی آنهاست، یاد کرد. هشت ماه بعد، دیگر آن آرامش سابق، موضوع روز نیست و اکنون اسراییل به مانند اوایل انقلاب اسلامی برای دولت تهران دشمن شماره یک محسوب می شود.

هفته گذشته، محمود احمدی نژاد مجددا اسراییل و کشورهای غربی را با سخنان خود مورد حمله قرار داد. درست است که او درمقابل هزاران نفر از مردم استان سیستان و بلوچستان سخن می گفت، ولی مخاطبش مردم ایران نبودند. مدت هاست که دیگر افکار مردم ایران به مساله فلسطین معطوف نیست. به علاوه، در آخرین انتخابات ریاست جمهوری، در هیچ یک از فعالیت های انتخاباتی سخنی از فلسطین درمیان نبود و همه نسبت به این مساله خاموش بودند.

به نظر می رسد که نابودی اسراییل تبدیل به یک امر ایدئولوژیکی اجتناب ناپذیر شده که از زمان تاسیس حکومت در سال 1979 توسط امام خمینی به وجود آمده است. رییس دولت ایران می داند که نباید توسط رقبای حکومتی اش به تناقض گویی محکوم شود و باید پشت سر خود رادیکال ها را قطار کند. اصرار او برای نابودی اسراییل، سیاست رادیکال و افراط گرایش را به نمایش می گذارد، سیاستی که بذر آن توسط راهنمایش، آیت الله مصباح یزدی پاشیده شده است.

ناصر اعتمادی، روزنامه نگار و محقق ایرانی خاطرنشان می سازد:"چیزی که او می گوید در چارچوبی می گنجد که برای کنترل دستگاه حکومتی بسیار لازم است." استراتژی رییس جمهور این است که از یک بحران به بحران دیگر جهش کند. یک تحلیل گر سیاسی در این باره اظهار می دارد:"او با ایراد این گونه سخنان، درواقع خود را می پروراند، همان گونه که قبلا در دوره ریاست جمهوری خاتمی این کار را می کرد." احمدی نژاد به این طریق استراتژیی اتخاذ کرده که توسط امام خمینی نیز برای تثبیت قدرت استفاده می شد، به طوری که با این کار مخالفین و رقبای خود را به سکوت وا می داشت و ایجاد خفقان می کرد.

درحقیقت، او قصد تحریک و برانگیختن جامعه بین الملل را دارد و با ربط دادن اظهارات ضد یهود خود به مساله اتمی بسیار ماهرانه این کار را انجام می دهد، درحالی که وی مسوول این پرونده نیست. تا چند روز دیگر [پیش بینی شده برای 21 دسامبر] مذاکرات بین ایران و سه قدرت اروپایی ازسر گرفته خواهد شد. او برای تضمین اینکه برنامه هسته ای ایران به تولید بمب اتمی منجر نخواهد شد، درمقابل جمعیت اطمینان می دهد که کشورش هرگز نسبت به فشارهای غرب کوتاه نخواهد آمد. اینها همگی مجموعه رفتارهایی است که کلیه تلاش های دیپلماتیکی که به دنبال ایجاد یک توافق قابل قبول بین ایران و اروپا هستند را سست می کند. هر چند دراین خصوص، تحلیل گران سیاسی بسیار مردد هستند.

همان شخص تحلیل گر اظهار می دارد:"یا او متقاعد شده که آمریکا و اسراییل هیچ گاه درصدد کاری علیه ایران برنمی آیند و او می تواند کماکان به تحریکات خود بپردازد، یا اینکه معتقد است به مانند دیگر ایرانیان قبل از خود، می تواند اسراییل را بکوبد. درهر دو صورت، برنده اصلی خود اوست."

اما درمورد تحریم های احتمالی ازطرف شورای امنیت، حکومت روی کشور چین که به نفت ایران نیاز دارد و روسیه حساب می کند. ازطرف دیگر، این مساله بسیار معنی دار است که چرا مسکو تاکنون همکاری هسته ای خود را با تهران [که درعین حال برای حکومت اسلامی حیاتی می باشد] به میان نکشیده است.

فراتر از اظهارات ضد یهود رییس جمهور، یک استراتژی رودررویی تمام عیار با غرب نیز به چشم می خورد. او دریکی از سخنرانی های قبلی خود اعلام کرده بود:"بین جهان استکبار [کشورهای غربی] و جهان اسلام، نبردی تاریخی وجود دارد که از صدها سال قبل آغاز شده است." درنظر ناصر اعتمادی، این اظهارات، عرب های مسلمان را نیز مورد خطاب قرار می دهد. وی دراین خصوص می گوید:"او تصور کرده است که در این کشورها، یک خلاء بزرگ در افکار عمومی وجود دارد و این خلاء می تواند موجب شود تا مردمان این کشورها از پیام های او استقبال زیادی به عمل آورند."

ولی در ایران، جنگ برای قدرت به این زودی تمام نخواهد شد و هنوز خیلی راه مانده تا رقیب اصلی او، هاشمی رفسنجانی، حرف آخر را بزند.

منبع: لیبراسیون، 15 دسامبر

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه