|
|
|||
يک "نماد شر" جديد
فرح کريمي
رييس جمهور ايران، با موضع گيري هاي پي در پي خود بر ضد هنجارهاي پذيرفته شده جهاني، هر روز سخن قابل محکوميت جديدي را به افکار عمومي عرضه مي کند. وي تا به آنجا پيش رفته که حتي کشتار ميليون ها يهودي طي جنگ جهاني دوم را نيز - گويي واقعاً متوجه نيست که چه جنايتي را انکار و چه جنايتکاراني را تطهير مي کند - منکر شده است. آقاي احمدي نژاد به اين شيوه، دور جديدي از سوء استفاده تبليغاتي از مساله فلسطين را آغاز کرده که براي افکار عمومي جهان ناآشنا نيست و پيشتر، توسط حاکمان قبلي افغانستان و عراق هم تجربه شده است. براي کسي که چنين سياستي را پيش مي برد، احتمالاً از اساس اهميتي ندارد که به فرض چه تعداد از بازماندگان اردوگاه هاي کشتار دستجمعي آلمان در زمان جنگ جهاني دوم، هنوز در غرب زنده هستند و زندگي مي کنند. من در هلند يهوديان سالخورده فراواني را مي شناسم که اردوگاه هاي کشتار دستجمعي نازي ها را تجربه کرده و با شکست آلمان در جنگ از اتاق هاي گاز نجات يافته اند. به عنوان نمونه، يک دوست 80 ساله آلماني ساکن هلند که شخصاً در آشويتس بوده و تمام خانواده اش در اتاق هاي گاز از بين رفته اند؛ و مهم آن که همين فرد، علي رغم مذهب يهودي خود، از منتقدان شديد سياست هاي ضد حقوق بشري دولت اسراييل است. چطور مي توان در حالي که چنين افرادي هنوز حاضرند، در چشمانشان نگاه کرد و گفت که نسل کشي يهوديان توسط نازي ها، از اساس وجود نداشته است! قطعاً نمي توان انکار کرد که در غرب، منتقدان پرشور سياست هاي اسراييل فراوانند
و اين افراد، شامل بسياري از يهوديان نيز مي شوند. اين تفکر، در سطح احزاب و تشکل
هاي سياسي کشورهاي غربي نيز نمايندگاني جدي دارد. اما متاسفانه، به نظر مي رسد که جنجال آفريني هاي پي در پي آقاي احمدي نژاد، در حال تضعيف مستمر موضع امثال ما و در مقابل، تقويت هواداران سياست هاي تهاجمي عليه ايران در جهان غرب است. به واسطه همين جنجال آفريني هاست که در ماه هاي گذشته، موضع کشورهاي اروپايي که همواره بر حل و فصل ديپلماتيک بحران هسته اي ايران تاکيد داشتند، مرتباً راديکال تر شد و با راه حل هاي مورد علاقه آمريکايي ها همسويي بيشتري يافت. اين روند خطرناکي است که در صورت ادامه، برنده نهايي آن امثال بوش و شارون، و بازنده نهايي آن مردم ايران خواهند بود. جهت گيري چنين روندي، به طور مشخص، به سوي توفيق آمريکايي ها در يافتن يک "نماد شر" در ايران براي بسيج کردن امکانات تبليغي و عملياتي خود عليه آن است. اين فرآيند، معمولاً جزء اساسي عمليات رواني آمريکايي ها براي جلب پشتيباني عمومي در ايالات متحده، هنگام تهاجم عليه يک کشور ديگر بوده است. عملياتي که به دقت، در خصوص افعانستان و عراق به کار گرفته شد و در هر مورد، در ابتدا با تمرکز امکانات تبليغي بر روي يک "نماد شر" [ابتدا شخص "اسامه بن لادن" و سپس شخص "صدام حسين"] همراه بود. به نظر مي رسد که رفتار رييس جمهور جديد ايران، به بازآفريني چنين نمادي در خصوص ايران انجاميده؛ نمادي که جز "محمود احمدي نژاد" نيست. وي با ارائه سخنراني هاي جنجالي پي در پي به آمريکايي ها کمک کرده تا با موفقيت، "هدف" جديدي را ترسيم کرده و فضاي ملي ايالات متحده را عليه نمادي از "افراط گرايي مذهبي مهاجم و جنگ طلب" بسيج نمايند. واضح است که خود رييس جمهور ايران هم، مشکلي با تبديل شدن به چنين نمادي درغرب ندارد و سخنراني هاي پي در پي خود را بدون آگاهي از عواقب آنها انجام نمي دهد. شايد مي شد گفت که وي دفعه اول، هنوز متوجه نبود که رييس جمهور شده و بايد در بيان خود دقت بيشتري به کار ببرد. ولي تکرار اظهاراتي مشابه در مدت زماني کوتاه، نشان مي دهد که او در حال پيشبرد "سياستي" خاص است. سياستي که اگرچه ظاهراً در پي دستيابي به منافع سياسي خاص در ايران و منطقه است، اما در عمل، نتايجي به بار آورده جناح هاي افراطي آمريکا و اسراييل، با صرف ميليارد ها دلار هزينه نيز ممکن نبود به آنها دست يابند. تنها نتيجه قطعي چنين سياستي، آماده سازي فضاي جهاني براي اقدامات شديد عليه ايران است؛ اقداماتي که "حداقل" آنها، تحريم فراگير اقتصادي خواهد بود. اگر هنوز در ايران کساني در حکومت هستند که دل در گرو منافع ملي و سرنوشت مردم ايران دارند، بايد تبعات سنگين اين رفتار خطرناک رييس جمهور جديد ايران را به فوريت دريابند. اگر آنان امروز رييس جمهور جديد را کنترل نکرده و مشکلات ايجاد شده با جامعه جهاني توسط وي را حل و فصل نکنند، پرونده ايران به زودي به مرحله برگشت ناپذير خواهد رسيد.
|
||||
|