|
|
|||
|
گلاسنوست جمهوری اسلامي انتخاب گزينشي (دستچين) نمايندگان مجلس هفتم و شواهد و قرائن نشان مي دهند كه اكثريت قريب به اتفاق نمايندگان مجلس از طرفداران پر و پا قرص احمدي نژاد هستند. پس چگونه است كه وزراي مكتبي و ولايت خواه او راي اعتماد نمي آورند؟ آيا در جبهه قشريون شكاف پيدا شده است و بنا بر تاكتيك مسخرهء گذشته بايد به جستجوي بد از بدتر پرداخت و از جناح معلوم الحال ديگري حمايت كنيم؟ اظهارات نمايندگان مخالف و موافق در ارتباط با سومين وزير نفت احمدي نژاد آنچنان تو خالي هستند كه كمترين ارتباط منطقي با توانايي و يا سابقه زندگي او نشان نمي دهند، بخصوص آنكه پرونده تسلطي بسيار شفافتر از وزراي تاييد شده قبلي مي نماياند. مسخره تر آنكه يكي از نمايندگان مخالف در اظهاراتش به نذر و روزه اي اشاره مي كند كه خانواده اش براي پيروزي احمدي نژاد گرفته اند. ريشه اين مخالفتها از كجاست و چه هدفي را دنبال مي كنند؟ 1- مخالفت مجلس با چهار وزير تعاون، آموزش و پرورش، رفاه و نفت به خود-شيفتگي انتخاباتي و دوران زمامداري احمدي نژاد در شهرداري بر مي گردد، و نشان مي دهد كه، علي رغم تاييد صفات مكتبي احمدي نژاد، نمايندگان قشري حاضر نيستند كه افسار نظام را به دست اين بسيجي ساده گرا و تنگ نظر بدهند. راي عدم اعتماد به چهار وزير كه سابقه همكاري و رفاقت نزديك با او در شهرداري را داشتند بمنزلهء اولين هشدار به او است. 2- طرح هاي خوش بينانه و پرمدعايانهء احمدي نژاد باعث مشكلات جدي براي نظام شده است : امور جاري دولت با عزل و نسب گستردهء مديران با آشفتگي جدي مواجه شده و هياهوي مبارزه با مفسدان باعث فرار چند صد ميليارد دلار سرمايه از كشور و ركود بي سابقه بازار بورس گرديده است. برداشتهاي بي رويه دولت از حساب ذخيرهء ارزي براي تامين كسري بودجه اي كه بيش از 70 درصد نسبت به سال گذشته افزايش نشان مي دهد و همچنين لايحه اعطاي 30 درصد از حساب ذخيره ارزي به صندوق مهر رضا و تخصيص 3 ميليارد دلار براي تمديد يارانهء بنزين تا تثبيت موقعيت دولت، نه فقط كيسهء دولت و ثروت ملي را به يكباره خالي كرده است، بلكه نويد رشد نقدينگي و فشار تورم لجام گسيخته بر گردهء قشرهاي آسيب پذير را در آينده نزديك مي دهد. از سوي ديگر، سخنان بي گدار احمدي نژاد در بارهء اسرائيل راه ارجاع پرونده هسته اي رژيم به سازمان ملل راهموار كرده و باعث تشديد فشارهاي خارجي گشته است. از زمان روي كار آمدن جمهوري اسلامي هيج فرد و يا گروهي نتوانسته است چنين ضربات مهلكي را در چنين مدت كوتاهي بر پيكر نظام وارد آورد، تا بدانجا كه بحران ناشي از ندانم كاريهاي او، نه فقط سردمداران رژيم را به واكنش آشكار واداشته است، بلكه دامنه مخالفت را به سطوح پاييني سازمانهاي دولتي كشانده و موجي از انتقاد و تمسخر مردم را بر انگيخته است: - مديران وزارت امور خارجه سفر وزير امور خارجه به قاهرهء سازشكار را مورد سرزنش قرار مي دهند. - صدها كارشناس و مدير وزارت نفت طي نامه اي به مجلس موارد انتقاد خود را از وزير پيشنهادي ارائه مي دهند. - در مراسم توديع و معارفهء مدير عامل سازمان تامين اجتماعي كه با حضور وزير رفاه برگزار گرديد، مديران و كاركنان رئيس سابق سازمان (سليماني) را به گرمي بدرقه كرده و از مدير جديد(مددي) به سردي استقبال مي كنند. عكس العمل دانشجويان دانشگاه تهران از رئيس جديد (آيت اله عميد زنجاني) بهتر از اين نمي باشد. در ساير ادارات نيز تمسخر و پچ پچ كارمندان در حال بالا گرفتن است. - صدا و سيما طي برنامه اي با ارج نهادن به چهره هاي ماندگار فرهنگي و علمي هيچ نامي از چهره هاي معارف اسلامي و يا ايثارگران نياورده و نوعي دهان كجي به همقطاران احمدي نژاد را نشان مي دهد. - روزنامه هاي رسمي (كيهان و جمهوري اسلامي) از سياست تكروي واز محدوديت حلقهء مشاوران رئيس جمهور انتقاد مي كنند. - مجلس به صندوق مهر رضا كه اسب انتخاباتي احمدي نژاد است افسار زده و به بهانه جلوگيري از خدشه دار شدن نام امام معصوم خواهان حذف نام او از صندوق مي شود، و همچنين براي جلوگيري از موازي كاري دستگاهها و اعمال نظارت بر صندوق، پيشنهاد توزيع وظايف و بودجه آن به مؤسسات غير دولتي، مانند كميته امداد خميني و ادارات دولتي، از جمله سازمان بهزيست، را داده مي شود. شوراي نگهبان نيز با رد طرح تسهيل ازدواج جوانان و لايحه پولشويي مخالفت خود را با اين طرح عجولانه نشان مي دهد. - سازمان مديريت و برنامه ريزي استفاده نادرست از حساب ارزي جهت رتق و فتق امور جاري را مهمترين عامل رشد تورم معرفي مي كند و هشدار مي دهد. - محمد جواد لاريجاني (برادر وزير امور خارجه) پيشنهاد مي كند كه اظهارات مسئولين نظام قبلا توسط كارشناسان تنظيم گردند. - رفسنجاني تخريب مديران پرورش يافتهء نظام را جرم نابحشودني شمرده و اتخاذ تصميم در مورد سياست هاي كلان نظام را از وظايف انحصاري مجمع تشخيص مصلحت مي داند. شاهرودي اظهار مي كند كه «اگر كسي هم ثروت انبوهي به دست آورد، نبايد بگوييم كه آن را دزديده است،» و اظهار مي كند كه «مبارزه با مفاسد اقتصادي، بگير و ببند نيست و.فرار سرمايه فساد اكبر است» ( تاييدي بر مصونيت آهنين خويشاوندان و رانت خوارهاي دولتي) ندانم كاري رئيس جمهور آنقدر بالا گرفته كه حتي حاميان او نيز از كندي اجراي وعده هاي انتخاباتي به صدا در آمده اند. از همه مهمتر آنكه مردمي كه فكر مي كردند با انتخاب احمدي نژاد در آمد نفت سر سفره هايشان جاري خواهد شد، دوباره از همان محلي گزيده شدند كه با وعده خميني مبني بر «نفت مجاني درب خانه» گزيده شده بودند. وليكن مردم اينبار با اولين تركشهاي گراني كه در شروع ماه رمضان بسراغشان آمد خيلي زود از وعده هاي سرخرمن روي تافته و تحت الشعاع مسائلي چون جنگ و گروگانگيري و يا هسته اي قرار نگرفتند. راي دهندگاني كه عمر طولاني براي صداقت احمدي نژاد نمي ديدند آنچنان سرخورد ه اند كه اگر امروز براي او اتفاقي رخ دهد، همان رويه اي را ادامه خواهند داد كه در برابر وعده هاي تو خالي خاتمي و اطلاح طلبان در پيش گرفتند. واقعيت اينست كه، بعد از 27 سال عوامفريبي سازندگي (رفسنجاني) و اصلاحات (خاتمي)، سردمداران نظام برگ ديگري جز توسل به شعار هاي پوپوليستي (عوام سالار) براي احياي مشروعيت از دست رفته خود نداشتند، و اين شعارها جز در وجود فرد ساده گرا و قشري اي چون احمدي نژاد نمي توانست متبلور شود. حال بعد از گذشتن خر مشروعيت نظام از پل، مسئولين تلاش مي كنند كه تكليف خود با اين موجود عزيز ولي مزاحم روشن سازند: 1- در زمينه سياست خارجي و بحران هسته اي كه در چنين شرايط مي توانست ضربه مهلكي بر نظام وارد آورد سياستمداران رژيم نه فقط به پرداخت باج بيشتر و قراردادهاي ننگين اقتصادي تمكين مي كنند، بلكه با پيشنهاد بازگشت مذاكره با سه كشور اروپايي خط بطلان بر «ابتكارات» احمدي نژاد مي كشند. راي عدم اعتماد به وزير نفت او چراغ سبز ديگري است كه نشان مي دهد احمدي نژاد و طرحهايش را تحت كنترل دارند. دعوت از جلال طالباني در آستانه تشكيل اجلاس حكام و توافق با آمريكا براي كمك چند ميليارد دلاري به حكومت عراق ابزار «شفاف سازي» ديگري است كه براي كاهش فشار و تهديد فوري غرب بكار گرفته مي شود. 2- در زمينه سياست داخلي، مجلس همان شيوه اي را در پيش گرفت كه براي خنثي كردن خاتمي و وزراي او بكار برد، وطي آن احمدي نژاد را مانند اسلاف خود مجبور مي سازد كه «نصايح نزديكان را پذيرفته » و ازافشاي نام مفسدان در مجلس خود داري كند. احمدي نژاد به همان ترتيب كه در دوران مديريتش در شهرداري طرح تبديل ميدان هاي شهر به گورستان شهدا را با احداث سقاخانه هاي مزين به نام شهدا تعويض نمود، شعار مبارزه با مفاسد اقتصادي را نيز مورد استحاله قرار مي دهد:
«كساني كه سرمايه گذاري هاي كلان انجام مي دهتد مسلما از حمايت هاي قانوني دولت بر خوردار مي شوند. ... اگر سرمايه گذار احساس كند كه بايد به ده جا رشوه بدهد و يا هفت خوان غير قانوني بر سر راه اوست و اموالش در چاه و چاله هاي مفاسد مي افتد ... آنگاه هيچ سرمايه گذار و كار آفريني انگيزه اي براي سرمايه گذاري در اقتصاد كشور نخواهد داشت. ما مي گوييم بايد با اصلاح قوانين و با نظارت صحيح تر با مفاسد دولتي و اختلاس مبارزه كنيم و عده اي صحبت از فرار سرمايه ها مي كنند؟ مگر همه دزد هستند كه فرار كنند؟ هزاران انسان كار آفرين و مدير و ثروتمندهاي متوسط يا حتي بالاتر از متوسط داريم كه به علت عدم اعتماد به سلامت دولت ترجيح مي دهند كه سرمايه هايشان را وارد كار مثبت اقتصادي نكنند» بدينترتيب در كمتر از يكماه شعار مفاسد اداري جايگزين شعار مفاسد اقتصادي مي گردد.در مورد برنامه هاي دراز مدت دولت احمدي نژاد نيز اظهار مي كند كه « ما فكر كرديم كه نه در سياستهاي كلان نظام، بلكه در روند هاي اجرايي تغييرات اساسي بوجود بياوريم» (اول آذر 84) شواهد بالا نشان مي دهند كه سردمداران حكومتي موفق گرديده اند او را در قلمرو سياست و اقتصاد به حاشيه برانند و در عوض دست او را فعلا در زمينه فرهنگ و اجتماع باز گذاشته اند. اليگارشي نظامي- صنعتي حامي احمدي نژاد كه فكر مي كرد با عَلَم كردن دولت شبه نظامي و عنوان كردن شعار مبارزه با فساد مي تواند رقباي اقتصادي خود را از صحنه خارج كند، با عيان شدن ناتواني خود در كنترل اقتصاد و در سياست خارجي مجبور به عقب نشيني گرديد. حال اينطور بنظر مي رسد كه عليرغم شاخ و شانه كشيدن و رژه هاي رزمي فعلا به افشاي چند مفسد و قبول سهم كمتري از غارت ثروتهاي ملي رضايت داده است. بر خلاف انتظار قشريون، نمايش انتخاباتي و نظامي كردن نهادهاي حكومتي، نه فقط باعث تقويت نظام در مقابل تهديدهاي آتي داخلي و خارجي نگرديده است، بلكه با عريان ساختن چهره واقعي و خشن نظام از وراي سخنان احمدي نژاد و فرماندهان نظامي، آنچنان شكاف هايي در ساختار سياسي و اقتصادي حكومت بوجود آمده است كه بعيد بنظر مي رسد كه حتي امام جماران نيز كه اخيرا با هزينه اي چند ميلياردي مورد تفقد قرار گرفته است بتواند سر و ساماني به آن بدهد. حقيقت آنست كه بجاي انسجامي كه سردمداران رژيم طالب بودند وضعيت جديد به همسو شدن شعارهاي مخالفين و جهت دار شدن نارضايتي عمومي طي ماههاي اخير انجاميده است. علي آقا- تهران، 12 آذر 84
|
||||
|