|
|
|||
محمود به مکه می رودقرار بود مثل هر شب در مورد همه چیز بنویسم، اما اظهارات وزیر علوم در مورد مشاهده مجدد معجزات و کرامات رئیس جمهور باعث شد که دست و پایم در محضر این حضور نورانی سست شود و دیگر هیچ چیز نتوانم بنویسم. وزیر علوم در دیدار با دانشجویان بسیجی گزارشی از دیدار احمدی نژاد از اجلاس
سران کشورهای اسلامی ارائه داد. ظاهرا این اظهارات وزیر علوم به نقل از احمدی نژاد
است. احمدی نژاد این موارد را در هیات دولت بیان کرد. ما برای روشن شدن بیشتر
خوانندگان گمراهی که هنوز ممکن است به کرامات رئیس جمهور نورانی کشور پی نبرده
باشند، توضیحاتی را در داخل پرانتز می نویسیم. احمدی نژاد ادامه می دهد: « با هم وارد سالن شديم، تمام تلويزيونها دارند نشان
ميدهند، به افتخار ما دست ميزنند.»[احمدی بزرگ به احمدی کوچک: محمود جان! عزیز
دل! می بینی؟ اینها همه شون دارن برای تو دست می زنن! بفهم! یادته فکر می کردی هیچ
کس تو رو به هیچی حساب نمی کنه، اینها همه اش بخاطر توست، دوربین ها رو نگاه کن، به
دوربین ها خیره بشو، لبخند بزن، پاهاتو بده بالا، آهان! یک جوری کن که قدت بلند
معلوم بشه.] « و ما واقعا احساس كرديم يك نيروي ديگري ما را حركت داد.» [ مجموعه ای
از فرشتگان بارگاه الهی در گوش همه سران دارند تشویق می کنند: ولک دست! ولک دست!
همگی دست! حالا برعکس!] احمدی نژاد ادامه می دهد: « همه سران نشسته بودند، ما هم با سران يكي از كشورها در گوشهاي نشسته بوديم، متوجه نبوديم كه شاه عربستان وارد شد. ايشان آمده بود دانه به دانه حال و احوال» [ترجمه فارسی: دانه برای انگورست و سیب زمينی. آمده بود دانه به دانه حال و احوال یعنی با هرکسی جداگانه احوالپرسی می کرد و حرف می زد.] « ساعت 10 شب بود، يك دفعه به ما گفتند كه ايشان وارد شده، برويم بر سر ميز شام، ما كه بلند شديم برويم سراغ ايشان حال و احوال كنيم» [ظاهرا پادشاه عربستان که دانه به دانه حال و احوال می کرده سراغ احمدی نژاد نیامده بود، او هم که طاقت نیاورده بود سرش را می اندازد پائین و هری می رود طرف ملک عبدالله، ملک عبدالله با دیدنش می گوید: یا محمد! بیچاره شدیم! اومد!] « ديديم ايشان آمد سمت ما، يك خوش و بش اوليه كرديم و ايشان در همان جا اظهار علاقه كرد كه بنشيند با هم چند دقيقهاي صحبت كنيم»[ ملک عبدالله: از دیدار شما خشنودم. احمدی نژاد: دستت درد نکنه، آقایی! ملک عبدالله: بفرمائید برویم سر شام. احمدی نژاد: عرض داشتم. ملک عبدالله: اظهارات شما را بعد از شام می شنوم. احمدی نژاد: من می خوام همین حالا حرف بزنم. ملک عبدالله: اینجوری که بده، مردم سرپا هستند. احمدی نژاد: یا همین جا می شینی با هم حرف می زنیم یا جیغ می کشم و سرم رو می کویم به دندان هايم. ملک عبدالله: آخه نمی شه. احمدی نژاد: باید همین حالا حرف بزنیم، اگر حرف نزنیم بعدا وسط سخنرانی یک چیزی می گم حالتو می گیرم. ملک عبدالله: باشه، بگو...] « حالا همه سران نشستهاند آنجه، يك دفعه ايشان چنين چيزي گفت، نشستيم آنجا، تمام تلويزيونها نشان ميدادند كه تمام سران ايستادهاند»[احمدی بزرگ به احمدی کوچک: ببین حاجی! باید همین حالا حرف بزنی، یک کاری بکن که بقیه ببینند که تو داری با طرف حرف می زنی و همه معطل شما هستند، این جوری همه تلویزیون ها تصویر تو را می گیرند و همه تو را می بینند.] ايشان اصرار كه بيا بشينيم يك گپ برادرانهاي بزنيم، ميگفت اين اصلا براي همهي مهمانها عجيب بود.[مهمانان با خودشان: این یارو چرا اینقدر بی ادبه، یه کاره مخ یارو رو داره تیلیت می کنه.] احمدی نژاد ادامه می دهد: « من اينها را فضل الهي ميديدم، به خصوص صدا و سيماي
عربستان روز اول كه رفتيم اصلا پوشش خيلي كوچكي از اخبار ايران ميداد و حتي
صحنههاي ورود را خيلي پوشش نميداد، اما در آن موقع كه با پادشاه عربستان نشسته
بوديم، كل تبليغات براي ايران شروع شد، كه ايران اين طور است و آن طور است» [آقا
مجتبی به احمدی نژاد: آقا! اینها اصلا تصویر شما رو نشون نمی دن، چی کار کنیم؟
احمدی نژاد: خودم یک چیزی می گم که روزی نیم ساعت همه شبکه های خبری ما رو نشون
بدن. قضیه اسرائیل رو می گم. مجتبی: محمود، نه، نگی ها. جون زریبافان، جون مادرت!]
« جالب بود كه بعد از اين ديديم دانه دانه تمام سران كشورهاي اسلامي دارند به پيش
ما ميآيند و اصرار دارند كه ما به كشورشان برويم، اصلا اصرار دارند كه ما 10 دقيقه
با آنها حرف بزنيم، اين خيلي مهم است.» احمدی نژاد ادامه می دهد: « با اين حالت از ما استقبال كردند و خدا ميداند ايشان در صحبتهايش اين بود كه اصلا محوريت كنفرانس رفت به سمت اين كه جمهوري اسلامي چه ميگويد. بعضي از بندهايي كه در قطعنامه قرار بود بيايد، اصلا حذف شد و كسي جرات نكرد وارد آن واديها شود و بعد بخشهايي در آن گنجانده شد از جمله اين كه حمله به يكي از كشورهاي اسلامي، به مثابه حمله به همه آنهاست. البته شايد اين عملي نشود، اما مهم اين است كه حضور ايران باعث شد كه يك وحدتي بين آنها با محوريت ايران اسلامي شكل بگيرد.» [احمدی بزرگ به احمدی کوچک: ببین محمود! تو موفق شدی! اولش ایران رو گرفتی، بعد کشورهای اسلامی تا یک ماه بعد هم مسلمانان اروپا همه آماده می شن می ری پاریس نماز جمعه می خوانی نوک برج ایفل یک پرچم لااله الالله می زنی صاف بره توی چشم دشمنان اسلام. مرسی محمود، تو بودی که این کار رو کردی، الهی قدت سر چشم هرکی نمی تونه ببینه درآد.] احمدی نژاد ادامه می دهد: « اتفاقاتي در اين كنفرانس افتاد كه حقانيت ما را نشان ميداد. وقتی به زيارت خانه خدا رفتيم، شاه عربستان اصرار داشت كه من شانه به شانه ايشان راه بروم، اينها خيلي مهم است، بعد در طوافي كه انجام ميداديم، من عقب افتادم» [احمدی نژاد در حال طواف دارد تند تند می دود، اما چون پاهایش کوتاه است به ملک عبدالله نمی رسد، ملک عبدالله هم دارد از دستش فرار می کند که یک نفسی بکشد، احمدی نژاد می دود تا مثل سریش به ملک عبدالله بچسبد، از پشت سرش آقا مجتبی دارد می گوید محمود بدو، یارو رفت.] « بعضيها ميخواهند بروند و دنبال ايشان باشند و تصويرشان در تلويزيون پخش شود.» [احمدی بزرگ به احمدی کوچک: محمود! خاک برسرت، چند بار بهت گفتم یک ذره ورزش کن که این جوری هن و هن نکنی، اگر می خوای فیلمت رو از تلویزیون پخش کنن باید برسی بهش، اون داره از دستت در می ره که تصویر تو پخش نشه، بدو! بدبخت فیلمت رو پخش نمی کنن ها!] « بالاخره طوري شد كه به ايشان رسيديم» [ملک عبدالله با خودش: ای بابا! این سریش که دوباره اومد، عجب مگسی یه!] « بعد هم به اتفاق هم از آن منبري كه وارد داخل بيت كعبه ميشود بالا رفتيم، و جالب بود در طواف، آنجا كه برد يماني هست و آنجا كه بانو بنت اسد وارد خانه خدا شد، وهابی ها نه تنها مكروه، بلكه اصلا فعل حرام ميدانند كه آن قسمت را ببوسند، ماموران هم ايستادهاند كه اگر كسي ببوسد او را ميزنند، براي اولين بار در طوافهاي اوليه پادشاه عربستان دست ميكشيد به آن محل، در طواف هفتم، رفت و آن محل را بوسيد، بوسيدن آنجا به عقيده آنها يعني آدم كافر است، ولي خود پادشاه عربستان رفت و بوسيد و تلويزيونها نشان دادند [فرشته ای بر ملک عبدالله نازل می شود: عبدلی! دیگه بسه، در تمام این مدت وهابی بوده، به کجا رسیدی، حالا دیگه تمومش کن، بخاطر این محمود، بخاطر خودت، به حق علی، بفهم بدبخت.] نتیجه گیری سیاسی: حضور احمدی نژاد باعث شد جهان اسلام رهبری شیعه را پذیرفته و
رهبری احمدی نژاد را قبول کند.
|
||||
|