بازگشت به صفحه اول

از ایران ما

 
 
 
حاکمان ایران در شناخت واقعیت‌های تاریخ جهان بی اطلاعند

گروهی‌ برای تثبیت قدرت خود نیاز به جلب نظر یک بخش کوچکی از توده جامعه دارد که این مطالب برای آنها جاذب است .  

ایران ما - محمود احمدى‌نژاد رييس جمهورى اسلامى ايران، روز چهارشنبه بارى ديگر به شدت اسراييل را مورد حمله قرار داد و اينبار حتا كشتار حدود شش ميليون يهودى به‌دست ناسيونال سوسياليست‌ها را يك «افسانه» خواند. اظهارات احمدى‌نژاد در مدت كوتاهى با واكنش تند بين‌المللى روبرو شد و جامعه جهانى را يكصدا عليه ايران برانگيخت. در همين زمينه،بهنام باوندپور حبر نگار صدای آلمان با دكتر پرويز ورجاوند، صاحب‌نظر مسايل سياسى و از اعضاى شوراى مركزى جبهه ملى ايران، گفتگویی انچام داده است که در پی می خوانید .


دکتر ورجاوند، ما الان برای سومین‌بار شاهد اظهارات شدیدالحن ضداسراییلی آقای احمدی‌نژاد در عرض مدت کوتاهی هستیم. آیا به‌نظر شما آقای احمدی‌نژاد به سخنان خودشان،‌ مثلا «افسانه» بودن کشتار یهودیان توسط نازیستم هیتلری، واقعا اعتقاد دارند و یا می‌خواهند به دلیل ناکامی در وعده‌های انتخاباتی‌شان، آنطوری که منتقدان ایشان مطرح می‌کنند، افکار عمومی را بسوی مسئله‌ی دیگری، مثلا اسراییل، سوق بدهند؟

پرویز ورجاوند: مشکل بزرگی که این مرد محترم دارد عبارت از اینست که هنوز به سمتی که او را گمارده‌اند،‌ آن سمت را نه شناسایی می‌کند و نه باور دارد. یک فردی می‌تواند در قالب یک فرد عادی، یک استاد دانشگاه، یک پژوهشگر، یک نویسنده هر اظهارنظری را که به آن تحلیل رسیده است بیان بکند. اینکار هیچ ایرادی ندارد و می‌تواند در دنیا بازتابهای مخالف و موافق خودش را داشته باشد. اما یک فردی بعنوان رییس یک مملکت وقتی سخنی می‌گوید، این سخن بدون هیچ گفت و شنودی باید در چارچوب شناخت سیاست جهانی، منافع ملی، استراتژی ملی قراربگیرد. هر سخنی، حتا یک کلمه، که بتواند منافع ملی را بشدت خدشه‌دار بکند و در دنیا فضایی را بوجود بیاورد که یک ملتی را آماج حملات گسترده بکند، آنهم در یک شرایط بشدت بحرانی نظیر شرایط امروز خاورمیانه و بحرانی ایران، این سخنی‌ست که واقعا هیچ توجیهی ندارد جز اینکه گفته بشود، ساختار حاکمیت جمهوری اسلامی در تمامی طول دوران بعد از حکومتش تلاش‌اش بر بحران آفرینی بوده است تا بتواند ضعف‌های شدید خودش را در قبال حل مشکلات درونی جامعه و توان‌بخشیدن به موقعیت استراتژیک ایران در منطقه را بپوشاند.

دکتر ورجاوند، به‌نظر شما آیا این سخنان واقعا نظر واقعی آقای احمدی‌نژاد و به این اعتبار نظر واقعی نظام است یا اینکه ایشان نظرات شخصی خودشان را مطرح کرده‌اند، مثلا در مورد «افسانه» بودن کشتار یهودیان؟

پرویز ورجاوند: واقعا برای من کار مشکلی‌ست. البته نه از این جهت که وقتی این سخنان را می‌گویم باید فشارهای اطلاعاتی‌ـ امنیتی حاکمیت را هم تحمل کنم. به دنیا بنگرید، کسانی که به این سمت‌ها برگزیده می‌شوند، آنهم در کشورهایی با ابعاد، توانمندی‌ها و موقعیت‌های استراتژیک خاص ایران، باید افرادی باشند که به مسایل تاریخ جهان معاصرشان اشراف داشته و این اشراف را حداقل در قالب پنج مقاله عرضه کرده باشند. بنابراین، یک این ضعفی‌ست که تا حدودی اکثر حاکمان ایران در قبال شناخت واقعیت‌های تاریخ دارند، و دو دیگر عبارت از اینست که مشکل می‌شود گفت که این به‌اصطلاح بازتاب نظر کلیت حاکمیت جمهوری اسلامی‌ست. چون ظاهرا آدمهایی که قبل از ایشان در این سمت قرار داشتند، در این چارچوب مواضعی را اعلام می‌کردند، ولی در این چارچوب به قضایا برخورد نمی‌کردند. بنابراین، باید گفت، این ضعف بیشتر متوجه‌ی گروهی‌ست که می‌خواهد تثبیت قدرت کند و برای تثبیت قدرت خود نیاز به جلب نظر یک بخش کوچکی از توده جامعه دارد که این مطالب برای آنها می‌تواند جاذبه‌ی لازم را داشته باشد.

دکتر ورجاوند، این بار سوم است که در مدت کوتاهی آقای احمدی‌نژاد این سخنان را مطرح می‌کنند. یکبار مسئله‌ی «محو اسراییل از نقشه‌ی جهان»، باردیگر تردید در مسئله‌ی کشتار یهودیان، و بار سوم، اینبار، در مورد «افسانه» بودن کشتار یهودیان! اگر فرض را بر کم‌تجربگی ایشان در سمت ریاست جمهوری بدانیم برای بار اول و دوم شاید قابل فهم باشد، ولی برای بار سوم آیا این تردید بوجود نمی‌آید که شاید نظر نظام یا موضع نظام در این ارتباط تغییر کرده باشد؟

پرویز ورجاوند: تصور من از این مطلب به دلایل مختلف، از جمله مواضعی که چهره‌های بهرحال شناخته‌شده‌ی حاکمیت تاکنون داشته‌اند، چهره‌هایی که بهرحال یکمقداری احساس مسئولیت سیاسی می‌کنند، نه چهره‌هایی که فکر می‌کنند فقط برای خوشامد آن اقلیت معین باید سخن بگویند، اینست که این گروهی که امروز می‌خواهد خود را بر اریکه‌ی قدرت تثبیت بکند، تلاشش برآنست با این نمایشی که براه انداخته‌ است یک زلزله‌ای را در سطح جهانی بوجود بیاورد که در کنار این مسئله تمامی مسایل بنیادین سیاست خارجی که قادر به حل آن نیست و مسایل درونی جامعه‌ ایران که امروز بصورت یک بهمن عظیم خود را نشان می‌دهد که نمی‌تواند خودش را با آن آشنا بکند و طرح و برنامه‌ای که منطبق با واقع‌بینی باشد بدهد.‌ بنابراین با یک چنین سیاست شعاری ایجاد یک جو پرتنش را بوجود آورده است که این هم می‌تواند در درون موجبات فشار بیشتر را بر اپوزیسیون فراهم بکند و هم می‌تواند به‌گونه‌ای برای مدتی این ساختار جدید را از پرسش‌کردنهای مردم دور بکند و از موضع‌گیری‌هایی که حتا درهمین مجلس همسوی خودش دارد شکل می‌گیرد.

دکتر ورجاوند، آیا به نظر شما سخنان ضداسراییلی اخیر آقای احمدی‌نژاد خطری را هم متوجه‌ی سران کشورهایی عربی می‌کند، مثلا مواجه‌کردن سران این کشورها با بحرانهای داخلی؟

پرویز ورجاوند: زمانی که وقتی یک سخنی را یک فردی بعنوان رییس جمهور یک کشور که به‌اعتباری قدرتمندترین و محوری‌ترین دکتر ورجاوند، آیا به نظر شما سخنان ضداسراییلی اخیر آقای احمدی‌نژاد خطری را هم متوجه‌ی سران کشورهایی عربی می‌کند، مثلا مواجه‌کردن سران این کشورها با بحرانهای داخلی؟

کشور خاورمیانه هست می‌گوید، این حتا می‌تواند لطمه‌هایی را بخودش بزند، اما بتواند به سود مردم فلسطین عمل بکند. مسئله‌ای که الان وجود دارد، اینست که تمام چهره‌های معتبری که در حال ساماندهی فلسطین هستند برای اینکه سرانجام بعد از ۴ جنگ سنگین و لطمه‌های شدیدی که به مردم فلسطین وارد شده و این آوارگان گسترده‌ای که در بدترین شرایط زندگی می‌کنند، همه‌ی آمال مردم فلسطین به اینجا رسیده است که بدبختانه در چارچوب واقعیت‌های تلخ دنیا برای اینکه بتوانند یک سرزمین کوچکی را بصورت رسمی در اختیار داشته باشند دل‌بسته‌اند تا شاید در آینده شرایط مناسبتری برایشان بوجود بیاید. یک چنین سخنانی در شرایط کنونی جز اینکه موقعیت اسراییل را در جهت لطمه زدن و فشارآوردن بیشتر بر مردم فلسطین موجب بشود، هیچ سود دیگری ندارد و به همین دلیل هم کشورهای عربی منطقه بهیچوجه خودشان را با این سخنان آشنا نمی‌کنند و در کنفرانس اسلامی هم حتا اینها جرات بخودشان ندادند، یا منافع‌شان در این بود، وارد اختلافات گسترده‌ی فلسطینی‌ها و اسراییلی‌ها بصورت مشخص و موضعگیرانه بشوند، حتا در قبال دادن یک اولتیماتوم که مثلا آقا اسراییل باید کرانه‌ی غربی را تا یکسال دیگر تخلیه بکند. اینکه چنین کاری را نکردند حکایت از این دارد، با کمال تاسف، واقعیت‌هایی که امروز حاکم بر منطقه هست، واقعیت‌هایی‌ست که باید در قبال آن با شیوه‌ی راهبردهای سیاسی مسایل را حل کرد. بنابراین، در شرایط موجود مسئله‌ اینست که همه‌ی کشورهای منطقه و همه‌ی آنهایی که خودشان را دوست مردم فلسطین می‌دانند باید ببینند که در چارچوب واقعیت‌ها و امکانات چگونه می‌توان گام برداشت و چگونه می‌شود از مردم فلسطین حمایت کرد تا مردم فلسطین بتوانند به یک حداقلی دست یابند، آن حداقلی که امروز همه‌ی مبارزان فلسطینی به آنجا رسیده‌اند که باید آن را بدست آورند تا جای پایشان را سفت بکنند که شاید بتوانند در یک فضای مناسب دیگری گامهایی را برای طرح خواست‌های برحق‌شان بردارند. بنابراین، وقتی ما در یک چنین چارچوبی قرار می‌گیریم که مردم فلسطین و رهبرانشان چنین به قضیه نگاه می‌کنند، کشورهای عربی که دور و بر فلسطین هستند این چنین تلاش می‌کنند یا این چنین خودشان را مجبور می‌بینند که در این چارچوب حرکت کنند، این سخنان نه تنها به ملت ایران ضررهای هنگفت می‌زند، کوچکترین سودی را هم نصیب مردم فلسطین نمی‌کند.

دکتر ورجاوند، شما بعنوان شخصیتی آگاه به مسایل ایران و منطقه فکر می‌کنید سخنان آقای احمدی‌نژاد در عملیات فلسطینی‌ها علیه اسراییل و همینطور از جمله عملیات انتحاری در اسراییل تاثیر خواهد گذاشت؟

پرویز ورجاوند: امروز مسئله‌ی حرکتهای انتحاری در فلسطین به اعتبار سخنان چهرهای سرشناس فلسطینی که روزگاری مبارزه را از لوله‌ی تفنگ با اسراییل شروع کرده بودند، حکایت از این دارد که اگر قرار بشود آنها بتوانند این نقشه‌ای را که الان مطرح است به سامان برسانند، در کنار مسئله‌ی غزه کرانه‌ی غربی را هم آزاد بسازند و بتوانند یک سامانی را بوجود بیاورند که این سامان از حالت دولت خودمختار بسوی یک دولت مستقل برود، امروز این رهبران که رودرروی با اسراییل قرار دارند و دارند مذاکرات سیاسی می‌کنند به اینجا رسیده‌اند که تداوم این عملا نشان می‌دهد، درست است که ظاهرا جامعه‌ی اسراییل را ناامن می‌کند، ولی این ناامنی به بهای سنگینی تمام می‌شود و آن عبارت از اینست که شرایط سرکوب را در مناطق فلسطین‌نشین بالا می‌برد و گرفتن امتیازهایی که در چارچوب مذاکرات ممکن است نصیب مردم فلسطین بشود را در دست‌انداز می‌اندازد. بنابراین، تصور من از مجموع این مسایل اینست که همه‌ی افرادی که در فلسطین با امید به رهایی این سرزمین دارند تلاش می‌کنند این موضوع را مورد توجه قرار بدهند و عواملی نظیر این سخنرانی‌ها نتواند در آنها اثری بگذارد، برای اینکه حرکت را در آنجا تندتر از آنچیزی که تا بحال بوده است بکند.


دکتر ورجاوند، فکر نمی‌کنید که حداقل غرب و اروپا و بخصوص در درجه‌ی اول آمریکا و اسراییل سخنان آقای احمدی‌نژاد را بعنوان سخنانی تحریک‌آمیز تلقی می‌کنند که می‌تواند مثلا به عملیات انتحاری در اسراییل کمک بکند؟

پرویز ورجاوند: طبیعی‌ست. وقتی که امروز کل ساختار سیاسی غرب و آمریکا و اسراییل بشدت در برابر جمهوری اسلامی موضع دارد، بطور طبیعی آنها از هر سخنی که بتوانند بهره بگیرند، برای نشان‌دادن یک چهره‌ی غیرمتعارف در دنیا از این حاکمیت. بنابراین، همانطور که شاهدیم، طی این مدتی که ایشان این سخنان را از سازمان ملل آغاز کرده و تا زاهدان برده‌اند شما یک چهره، یک شخصیت سیاسی دست‌پنجم را پیدا نمی‌کنید که بگونه‌ای این سخنان را توجیه بکند. بنابراین، ایشان دارند بدست خودشان تمام حربه‌های گسترده‌ی تبلیغاتی را علیه منافع ملی ایران بدست دنیا می‌دهند. چقدر در اینکار ایشان توجیه منطقی و چه پاسخی برای مردم ایران دارند، چیزی‌ست که باید بحق از ایشان سوال کرد.

دکتر ورجاوند، به نظر می‌رسد سخنان آقای احمدی‌نژاد جامعه جهانی را یکصدا علیه ایران برانگیخته است. دراین میان وزیر خارجه آلمان اعلام کرد که این اظهارات وضع پرونده هسته‌ای ایران را از آنی که بوده دشوارتر خواهد کرد. فکر می‌کنید ابعاد تاثیر اظهارات ضداسراییلی آقای احمدی‌نژاد بر مذاکرات اورپا بر سر برنامه‌ی اتمی جمهوری اسلامی تا چه حدی خواهد بود؟

پرویز ورجاوند: دنیا، متاسفانه، الان دارد این نوع سخنان را بگونه‌ای منتسب می‌کند به دیدگاه مردم ایران و فرهنگ ایران که این مسئله‌ای‌ست حائز اهمیت و باید به دنیا این توجه و هشدار را داد. اما دو دیگر،‌ در مورد آن بخش مسئله، بله! مسئله‌ی غنی‌سازی اورانیوم یک مطلبی‌ست که بشدت غرب، آمریکا و اسراییل در مقابلش موضع داشتند. تلاشهایی داشت می‌شد دایر براینکه بگونه‌ای کشورهایی که خیلی زیر بليط غرب نیستند و گاهی به خودشان اجازه می‌دهند که یکمقدار موضعگیرهای بینابین بکنند، اینها بسود ایران و در جهت حمایت از حرفهایی که هیات نمايندگى ایران می‌زند تا حدی گام بردارند. ولی عملا با این فضایی که بوجود آمده است تمامی این کشورها به دلایل گوناگون با حاکمیت ایران زیادتر خواهند کرد و ایران در یک موقعیت نامطمئنی قرار خواهد گرفت و همینطور که الان ملاحظه می‌کنید، ترویکای اروپا از ادامه‌ی مذاکره‌، که قرار بوده است در سی‌ام آذر صورت بگیرد، امتناع می‌کند و به اعتبار این گفتارها دارد این مذاکره را به تعویق می‌اندازد و بیم این می‌رود که اگر این حرکتها تداوم پیدا بکند، بستر بسیار راحت‌ترى بوجود بیاید و تمام آن اعضای شورای امنیت که احتمال داشت بخواهند یکمقدار چانه‌زنی بکنند در مقابل پرونده‌ای که غرب می‌خواهد در شورای امنیت مطرح بکند، به دلیل این جو تبلیغاتی گسترده‌‌ی تمام رسانه‌ها که می‌دانیم اسراییل در جهان چه اثرات سنگينى روی آن دارند و چه قدرت مانوری در آن دارند بوجود آورده‌اند. بنابراین مجموعه‌ی آن می‌تواند به موقعیت جمهوری اسلامی را در جریان مذاکرات مربوط به غنی‌سازی اورانیوم در تنگنای بیشتری قرار بدهد و به احتمال منجر به یک قطعنامه‌ی سنگینی در شورای امنیت علیه ایران بشود.

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه