|
|
|||
دموكراسي و برابري از بدو شكلگيري "فلسفهي سياسي"،
با يكديگر همزاد بودهاند. ارسطو در كتاب سياست، نظريهي طرفداران
دموكراسي را اينگونه تبيين ميكند: «آن چنان كه گروهي گمان دارند،
آزادي و برابري را فقط در دموكراسي ميتوان يافت. اين معنا هنگامي به
كمال صورت خواهد پذيرفت كه همگان به طور كامل در كار حكومت شركت داشته
باشند. چنين حكومتي، چون در آن تودهي مردم اكثريت جامعه را تشكيل
ميدهند و خواست اكثريت حاكم بر كارهاست، ناگزير دموكراسي است.» ارسطو
پنج نوع دموكراسي را معرفي ميكند و در تبيين ديدگاه طرفداران دموكراسي
نوع اول مينويسد: «دادگري را عين برابري ميپندارند، و برابري را در
تحقق حاكميت اكثريت مردم ميدانند و آزادي را نيز چنين تعريف ميكنند
كه هر كس بتواند به دلخواه خود زيست كند.»
|
||||
|