|
نقطه صفر!؟
• براستی با
ايرانيان و سياست هايشان چه رفته است که ناگهان در اعتراض به مساله ای
به اوج و در کوتاه مدت به نقطه صفر برمی گردند, به همان شدتی که معترض
می شوند به همان شدت نيز به ناگاه خاموش می گردند. سخنم در رابطه با
ناملايماتی است که به گنجی می رود و برخوردهای موج وار و نوسان های
نيروهای اپوزيسيون داخل و خارج از کشور است
دکتر کامران امين آوه
اخبار روز: www.iran-chabar.de
جمعه اول مهر ١٣٨۴ – ٢٣ سپتامبر ٢٠٠۵
براستی با
ايرانيان و سياست هايشان چه رفته است که ناگهان در اعتراض به مساله ای
به اوج و در کوتاه مدت به نقطه صفر برمی گردند, به همان شدتی که معترض
می شوند به همان شدت نيز به ناگاه خاموش می گردند. سخنم در رابطه با
ناملايماتی است که به گنجی می رود و برخوردهای موج وار و نوسان های
نيروهای اپوزيسيون داخل و خارج از کشور است. نه به آن شور و هيجان و
اعتراضات قبل از شکستن اعتصاب غذا و نه به اين بی اعتنايی و خاموشی
سوال برانگيز پس از انتقال مجدد به زندان و بی اطلاعی از وضعيت ايشان.
آدم وقتی که به سخنان خانم گنجی گوش می کند به اوج تنگنايی و دردمندی
انسانی پی می برد که از اوج به خلا تنهايی رسيده است, نه ديگر از
اعتراضات دانشجويی خبری هست و نه از تجمعات و نامه های اعتراضی برای
آزاد کردن اکبر گنجی. شخصيتی که نزديک به يک ماه است مجددا در مهمانی
آقايان بسر برده و کسی را از اوضاع و احوال ايشان خبری نيست. حتا
وقتی به نوشته ها و اخبار سايت های مختلف ايرانی نيز نگاهی می اندازيم
مساله گنجی و زرافشان که باز به دردهای راجعه کليه اش گرفتار شده مجددا
در سايه قرار گرفته است. شايد بشود دل خود را با اين مساله شاد کرد که
نيروهای اپوزيسيون با تلاش های پيگيرشان توانستند موجب پايان اعتصاب
غذا و رهايی از مرگ بابی سندزوار گنجی شوند که خود جای ارج دارد ولی
حالا چی؟ کی می داند که بعد از انتقال ايشان به بارگاه جناب مرتضوی چه
ها به انسانی گذشته که خسته و فرتوت از اعتصاب 70 روزه اش باز در کنج
بيدادگاه رژيم به مسلخ کشيده شده و بارها راهی برزخ مرگ و زندگی شده
است؟ آيا هدف از تمام اين اعتراضات رسيدن به همين نقطه صفر بود. نقطه
ای که چند گام پس تر از شروع اعتصاب غذای ايشان است! حرکتی که نه تنها
به آزاديش ختم نشد بلکه پس از بازگردانش به اوين به ممنوع ملاقات شدنش
نيز ختم گرديد. آيا اپوزيسيون توانست در دستيابی گنجی به حداقل خواست
های اعتصابش که با تحمل رنج و حرمان های بسيار و تحليل رفتن قوای جسمی
و فشارهای مستمر روحی همراه بود نقش مثبتی ايفا کند که اکنون چنين
نظاره گر اوضاع است؟ شايد اپوزيسيون خارج کشور باز منتظر حرکتی از درون
است که لنگان لنگان به دنبال آن راه افتاده و مفسر آن گردد؟ جا دارد
که اپوزيسيون داخل و خارج از کشور با در پيش گرفتن سياست مستمر و
پيوسته برای رسيدن به هدفی که در پيش ميگيرند حداقل تا رسيدن به دست
آوردهای کوتاه مدت شان حرکت کنند و در نيمه راه خسته و سرگردان نمانند
و بقول شاعر: "رهرو آن نيست گهی تند و گهی خسته رود رهرو آن است که
آهسته و پيوسته رود".
aminave@yahoo.com
|