|
|
|||
|
روز دوشنبه 24 اسفند سالگرد ترور سعید حجاریان بود. آقای تاج زاده طی یک تماس تلفنی از من دعوت کرد تا در مراسم سالگرد که در محل دفتر مرکزی جبهه مشارکت برگزار مي شود شرکت کنم. مراسم از ساعت 7 تا 9 بعد از ظهر بود. آن روز فاقد
اتومبیل بودم و باید با تاکسی سرویس عزیمت می کردم. راه بندان شدید خیابان ها به نحوی بود که وقتی از تاکسی سرویس اتومبيل خواستم آنها گفتند هنوز اتومبیل هایشان باز نگشته اند و نیم ساعت دیگر باید منتظر بمانیم.
ساعت 30/7 دقیقه بود که با حالي نزار و خسته آماده خارج شدن از دفتر بودم اما ناگهان و بدون هماهنگی قبلی دو میهمان از راه رسیدند. به همكار در ورودی گفتم من با هیچکس در این ساعت ملاقاتی نداشته ام و هم اکنون عازم قراری هستم . همكارمان اظهار داشت آنها می گویند که خانواده یک زندانی هستند. همین که فهمیدم خانواده زندانی است وشاید نتوانسته تماس قبلی بگیرد یا نمی دانسته که نیاز به هماهنگی است و یا ملاحظه امنیتی داشته و در هر صورت خانواده زندانی بی پناه است و به هر دری می زند ناگزیر میان شرکت در مراسم سالگرد حجاریان و ملاقات با خانواده زندانی مخير شدم. يكي از آنها همسر يك زنداني بود. شوهر وی در دفتر مشاور املاک در جنوب غربی تهران کار می کرد. به گفته همسر زنداني،(آقاي ض ) زنی نزد شوهر او آمده و اظهار می دارد که می خواهد از کمیته امداد چهار صد هزارتومان دریافت کند و اگر شما یک قولنامه دستی برایم بنویسید که به استناد آن بتوانم این مبلغ را اخذ کنم یکصد هزارتومان آن را به شما می پردازم. او قولنامه را می نویسد و یکصد هزارتومان را برمی دارد اما آن زن تا 20 روز برای دریافت باقیمانده پول مراجعه نمی کند. در این فاصله مشاور املاك بخاطر نیازمندی اش آن وجه امانی را خرج می کند. آن زن سرانجام شکایت کرد و مأمور به در خانه او آورد و وي را دوبار به کلانتری برد و یک میليون تومان طلب کرد. بدهكار تا دو ماه خود را از شاکی پنهان می داشت و همسرش در پی جلب رضایت شاکی بود اما سودی نبخشید. سرانجام آقاي ض را از محل کار خود با مأمور به کلانتری 108 خیابان آزادی بردند. پس از آن دادگاهی تشکیل شد. بازپرس می گوید اختلاس این مبلغ یا خیانت در امانت از یکسال تا هفت سال زندانی دارد و 5 میليون تومان قرار وثیقه صادر می کند. خانواده متهم 44 ساله یک سند ملکی متعلق به پدر او و فیش حقوق داماد وی را به دادگاه بردند اما بازپرس نپذیرفت و گفت متهم باید به زندان برود. شاید هدف او این بود که متهم را بیم داده و ناگریز از پرداخت وجه کند و کار به محاکمه و زندان نینجامد. روز 21 آذر 83 (آقاي ض ) با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد اما یک هفته از بازداشت او گذشته بود که حادثه ای برایش رخ داد و هنگامی که همسرش به ملاقات او رفت مطلع شد که زندانی در بیمارستان لقمان حکیم بستری است. در زندان اوین به دلیل تراکم زندانیان، از تخت های سه طبقه استفاده می شود. (آقاي ض ) در طبقه سوم که ارتفاع آن تا زیر سقف اتاق است آرمیده بود. نیمه های شب و در خواب از انجا به زمین سقوط می کند و چون سرش به زمین اصابت کرده و ضربه مغزی می شود به حالت کوما می رود. نخستین بار که همسر او به من تلفن کرد و ماجرا را بازگفت گمانش بر این بود که او را در زندان مورد ضرب و شتم قرار داده اند و یا از بلندی پرتاب کرده اند. نمی دانست توسط مأموران زندان یا زندانیان اما چنین گمانهای داشت .از او دلیل مطالبه کردم اما پاسخ داد هنوز نتوانسته اند هیچیک از هم بندی های او را که شاهد صحنه بودند ببینند و کسب اطلاع کنند در عین حال یک نفر به آنها گفته است موضوع را پیگیری کنید. شایعات موجود درباره زندانیان در ایران این ذهنیت را در افراد تقویت می کند و برای همسر زندانی توضیح دادم که اگر همسر شما در بازداشتگاه کلانتری ها بود وضع فرق می کرد اما در خود زندان اوین اکنون این قبیل ضرب و شتم ها مرسوم و رايج نیست و فجايعي چون ضرب وشتم منجر به قتل زهرا كاظمي اتفاقي است نه رويه عادي به ویژه که اقاي (ض) زندانی سیاسی یا دارای جرم سنگینی نبوده و در بند مالی هم بر خلاف اشرار به ندرت نزاع میان زندانی ها رخ می دهد و به گمان من احتمال سقوط او از تخت اقوي است. در این ملاقات نیز به همسر زنداني (ض) گفتم در برخي كشورها زندانی در یک اتاق بسر می برد و یا روی تخت یک طبقه می خوابد اما در کشوری مانند ایران به دلیل کمبود فضا در تعدادي زندان ها از تخت های سه طبقه استفاده می کنند. زندانی ها خصوصاً آنها که نخستین بار است محبوس می شوند معمولاً تا چند هفته هنوز در حال و هوای خانه خویش هستند و نیمه های شب در خواب گاهی خیال می کنند در بستر خانگی خویش آرمیده اند. چون عادت دارند روی تخت عریض یا تشک خود غلت می زنند، برحسب همان از طبقه دوم یا سوم تخت برزمین می افتند. موارد زیادی اتفاق افتاده که دست یا سر زندانی شکسته یا ضربدیدگی پیدا می کند اما این از بد اقبالی شوهر شما بوده که ضربه مغزی شده است. یادآوری کردم که یکبار در اتاقی که من در طبقه اول و لطیف صفری در طبقه دوم خسبيده بودیم، در عالم خواب پای من خارج از تخت و روی زمین دراز بود. ناگهان آقاي لطیف صفری از بالا روی پای من افتاد. من سراسیمه برخاستم و هول کردم اما هنگامي كه حالت های او را دیدم که سرش را در دستان خود گرفته و هاج و واج است و احساس درد می کند پریشان و نگران شدم و خودم را فراموش کردم و به سراغ او رفتم و از احوالش پرسیدم. او حال خوشی نداشت و هنوز در بهت بود. من تجربه سقوط از تخت را شاهد بوده ام اما این یکی بسیار تراژیک بود که فردی بخاطر چهارصد هزارتومان بازداشت شود و در حالیکه تنها یک هفته از بازداشت او سپری شده با این حادثه مواجه گردد و پس از یکماه که از حالت کوما بیرون آمده دیگر کسی را (حتی خانواده اش را) نمی شناسد، قدرت تکلم را از دست داده و اختیار دفع را هم ندارد و به سختی راه می رود و گویی زندگی نباتی پیدا کرده است. او را به بهداری زندان و به بیمارستان لقمان و پس از آن به بیمارستان شهدای تجریش فرستادند. و دوباره به بهداری زندان انتقال داده اند. در بیمارستان و زندان کسی نمی تواند از او پرستاری کند و دفع یک آدم بزرگ را نظافت نماید. زندان به خانواده او گفته است که زندانی را با خود به خانه ببرند در غیر اینصورت ناگزیرند او را روانه امین آباد کنند که مخصوص نگهداری مجانین است. (آقاي ض ) نان آور خانواده بود 4 فرزند دارد 2 دختر و 2 پسر. همسر او با سه فرزند مستاجر است، یک دختر او شوهراختيار کرده و از سه فرزند دیگرش دو تن تحصیل می کنند و یک تن از آنها دختر خانه است. همسر زنداني می گوید اگر او را به من بسپارند خود نیز نمی توانم به خانه مردم بروم و کارکنم يا باید او را سرپرستی نمایم و یا به دلیل اینکه نگهداری او بسیار دشوار است و نیاز به نظافت و تطهیر مداوم دارد و او مرد و سنگین وزن است و من زن هستم پرستاری را برای او استخدام كنم. من با این شرایط چه کنم ؟ چند دقیقه سکوت کردم. نمی دانستم چه پاسخی رواست؟ در انجمن دفاع از حقوق زندانیان پیش بینی چنین حوادثی را نکرده بودیم. سکوت را این عبارت همسر زندانی شکست که چهار ماه از این حادثه می گذرد و اکنون که شب عید و نزدیک تحویل سال و شادی مردم است انجمن حمایت از خانوداه زندانیان ( که وابسته به سازمان زندان هاست) 80 هزار تومان به ما داده است. پرسیدم هر ماه 80 هزارتومان؟ پاسخ گفت در تمام این چهار ماه فقط همین 80 هزار تومان را دریافت کرده است. تکان دهنده بود چون یک خانوار 5 نفره در تهران با امساک و صرفه جویی زیاد فقط برای خوراک و پوشاک ماهیانه حداقل سیصد هزارتومان نیاز دارند. اگر هزینه اجاره و آب و برق و اتومبیل را هم بر آن بیفزاییم رقمی فزون تر خواهد شد. سخت و عميق در اندیشه بودم. به او گفتم انجمن دفاع از حقوق زندانیان همانگونه که از نامش هويداست فقط دفاع حقوقي انجام مي دهد و چون نهادی غیر انتفاعی و داوطلبانه است هزینه های جاري آن هم از حق عضویت ها و کمک های مردم تامین می شود. اگر بخواهیم وارد حوزه تامین مالی خانواده ها شویم به دره پر ناشدنی وارد شده ایم و این کار نیازمند وابستگی به بودجه ای عظیم از سوی دولت است. محدوده کار ما مشاوره حقوقی، وکیل گرفتن، تهیه گزارش، سمینارها و نشست هایی برای ترویج و آموزش حقوق زندانیان و یا زنده نگهداشتن موضوع زندانی ها و حساسیت نسبت به مسئله در سطح افکار عمومی است و یا در مواردی که خانواده زندانی نیاز به کار درمانی داشته باشد به محدود پزشکان یا درمانگاههایی که داوطلبانه با ما همکاری می کنند معرفی نامه ای به خانواده زندانی می دهیم که در حد مقدورات کار درمانی شان انجام شود اما اینهم وظیفه ثانوی است. برای او نگفتم که تعداد خاصی از زندانیان را هم تحت پوشش و حمایت مادی محدود داریم چون توان گسترش این کمکها وجود ندارداما به دلیل اینکه در آستانه عید نوروز قرار داشتيم روز بعد یکصد هزارتومان به شماره حساب او حواله کردیم. از همسر زندانی انتقاد کردم که چرا یکماه و نیم پیش که با من تماس گرفتید و در خواست کردم مشروح ماوقع را برایم به صورت مکتوب گزارش کنید تاکنون به تاخیر افکنده اید. توجیه او قابل قبول بود و گفت در این مدت یکسره به زندان و دادگاه و بیمارستان رفته ام و پیگیر کارهای او بوده ام و امورات زندگی خويش را هم بر عهده داشته ام. اکنون نگرانی خانواده این است که زندانی ای که قرار بود فقط چند روز به عنوان تنبیه و ترس بازداشت شود به بیمارستان امین آباد برود و یا به خانواده تحویل شود. شاید تا سالها او در چنین وضعی بسر برد و شاید دوام نیاورده و به کام مرگ رود تکلیف این خانواده نگون بخت چیست؟ در همین جا با خود اندیشیدم که شاید این حادثه مانند بسیاری از حوادث تلخ مقدمه کاری بایسته شود. به خانواده او گفتم تنها کاری که اکنون از عهده ما بر می آید این است که یک وکیل جهت زندانی معرفی کنیم و او از لحاظ حقوقی بررسی های کارشناسانه ای انجام دهد تا دریابیم با توجه به اینکه زندانی امانت نزد سازمان زندان هاست آیا در صورتي که زندانی در ایام حبس دچار حادثه ای شود سازمان زندان ها ضامن است یا نه؟ و آیا می توان مسئولیت هزینه های غیر قابل تحمل حادثه دیده برای خانواده را بر عهده زندان گذاشت. از روز پنجشنبه 27 اسفند تمام ادارات و سراسر کشور تعطیل است یعنی فقط روز 25و 26 و27 اسفند فرصت باقی بود که کاری برای زندانی نمی توان انجام داد و چاره ای جز آنکه تا پس از تعطیلات صبر کنیم وجود ندارد. گزارش وضعیت و پیشنهادات خود را تلفنی به خانم غیرت دبير كميته حقوقي گفتم و شماره تماس و مشخصات خانواده زندانی را دادم. روزهای 28 تا 30 اسفند مسافر بودم. درست در روز تحویل سال شبانگاه سی ام اسفند بود که خانم فریده غیرت از وکلای پر سابقه وعضو انجمن تماس گرفت و با حالتی از اندوه اطلاع داد که آقاي (ض) را به امین آباد انتقال داده اند. گفتم قرار بود او را به بیمارستان شوش ببرند و، نيز هم فردی را جهت عیادت و اطلاع مستقیم از وضعیت بفرستیم. خانم غیرت افزود اما بیمارستان شوش بیش از یکی دو روز بیمار را نپذیرفته و ناچار از اعزام وی به تیمارستان شده اند. گفتم به دلیل اینکه پرستاران بیمارستان ها شأنی در حد همکار پزشک برای خويش قايل هستند و به منظور رسیدگی به چنین بیمارانی به این پیشه روی نیاورده اند اما در امین آباد افرادی بیماران را تیمار می کنند که از آغاز می دانند با چنین بیمارانی سرو کار دارند شاید موقتاً برای بیمار زندانی بهتر باشد زیرا در بیمارستان با او رفتار مناسبی نخواهد شد. خانم غیرت گفت اما من از نوع رفتار در امین آباد آگاه هستم و در آنجا خشونت و بدرفتاری وجود دارد. به هر حال چاره ای نبود و کاری از دستمان بر نمی آمد. ضرورت بيمه زندانيان در هر صورت مشكل اينجاست كه در بسياري از كشورهاي جهان زنداني از لحظه ورود به زندان بيمه است و هر حادثهاي رخ دهد بيمه هزينههاي آن را تامين مي كند اما در زندان هاي ايران هنوز نظام بيمه زنداني سامان نگرفته است. البته طبق آيين نامه و مقررات سازمان زندان هاي اگر هر زنداني نياز درماني بيابد زندان مكلف است او را رايگان درمان كند اما اين كار به صورت نظام بيمه اي زندانيان در نيامده كه حوادثي مانند آنچه براي زنداني پيش آمد را در بر بگيرد . با توجه به اينكه بسياري از خانوادههاي زندانياني كه به طبقه محروم تعلق دارند نيز به دليل مشكلات درماني دچار بيماري هاي مزمن شده يا ممكن است به كارهاي نادرستي گرايش پيدا كنند، بيمه زنداني بايد تحت مطالعه و اقدام قرار گيرد.
ماده107 - بهداري زندان موظف است از زنداني تازه وارد معاينات كامل پزشكي به عمل آورده در صورت لزوم با انجام آزمايشهاي تشخيص طبي برنامه ريزي و حسب مورد نسبت به درمان يا معرفي وي به مراكز مربوطه اقدام و كليه اقدامات پزشكي در
پرونده زنداني درج گردد.
|
||||
|