بازگشت به صفحه اول

ا ز ايران امروز

 
 
 

تکنولوژی هسته‌ای برای ايران؛

يار شاطر يا بار خاطر؟
در واکنش به بحران هسته‌ای دیدگاههای گوناگون در رابطه با کشمکش میان جمهوری اسلامی ایران با غرب مطرح شده‌اند. اینان بر سر یک موضوع با هم اتفاق نظر دارند: پیشرفت، گسترش و ادامه بهره برداری از تکنولوژی هسته‌ای را، بویژه برای فرآوردن انرژی، امری حیاتی و سرنوشت ساز برای ایران می‌پندارند. جوهر استدلال نگارنده به چالش کشیدن چنین تفکری است که می‌تواند پسامدهای ناگوار و حتی کشنده برای ایران به دنبال داشته باشد. تکنولوژی هسته‌ای برای ایران مقوله‌ای حیاتی نیست. به خاطر مصالح والاتر می‌توان ازآن چشم پوشید. با خردورزی واقع گرایانه باید از رخدادن فاجعه جلوگیری به عمل آورد.
image
دکتر بهروز بیات
٢٠ اسفند ١٣٨٣ برابر با ١٠ مارس ٢٠٠٥

چکیده:
در واکنش به بحران هسته‌ای طی ماههای اخیر دیدگاههای گوناگون در رابطه با کشمکش میان جمهوری اسلامی ایران با غرب مطرح شده‌اند. این نظرها طیف نسبتا گسترده‌ای را ، از حاکمیت جمهوری اسلامی گرفثه تا اپوزیسیون درون و برون مرزی، در بر می‌گیرد. نگاهی از نزدیک به این دیدگاهها نشان می‌دهد که در این طیف وسیع صاحبنظرانی با سویه‌های سیاسی ناهمگون و غالبأ واگرا یافت می‌شوند. اما اینان بر سر یک موضوع با هم اتفاق نظر دارند: پیشرفت، گسترش و ادامه بهره برداری از تکنولوژی هسته‌ای را، بویژه برای فرآوردن انرژی، امری حیاتی و سرنوشت ساز برای ایران می‌پندارند.
جوهر استدلال نگارنده به چالش کشیدن چنین تفکری است که می‌تواند پسامدهای ناگوار و حتی کشنده برای ایران به دنبال داشته باشد. تکنولوژی هسته‌ای برای ایران مقوله‌ای حیاتی نیست. به خاطر مصالح والاتر می‌توان ازآن چشم پوشید. با خردورزی واقع گرایانه باید از رخدادن فاجعه جلوگیری به عمل آورد.

****
اندک اندک بحران هسته‌ای ایران به فرجامی سرنوشت ساز نزدیک می‌شود. در واکنش به این بحران طی ما ه‌های اخیر دیدگاههای گوناگون در رابطه با کشمکش هسنه‌ای میان جمهوری اسلامی ایران با غرب مطرح شده اند. این نگرش‌ها طیف نسبتا گسترده‌ای را، از حاکمیت جمهوری اسلامی گرفثه تا اپوزیسیون درون و برون مرزی، در بر می‌گیرد. نگاهی از نزدیک به این دیدگاهها نشان می‌دهد که در این طیف وسیع صاحبنظرانی با سویه‌های سیاسی ناهمگون و غالبأ واگرا یافت می‌شود. اما اینان بر سر یک موضوع با هم اتفاق نظر دارند: پیشرفت، گسترش و ادامه بهره برداری از تکنولوژی هسته‌ای را، بویژه برای فرآوردن انرژی، امری حیاتی و سرنوشت ساز برای ایران می‌‌پندارند.
جوهر استدلال نگارنده به چالش کشیدن چنین تفکری است که می‌تواند پسامدهای ناگوار و حتی کشنده برای ایران به دنبال داشته باشد.
در این نوشتار به ویژه به دیدگاه‌های آقای دکتر اکبر اعتماد، رئیس پیشین آژانس انرژی اتمی ایران قبل از انقلاب، می‌پردازم که، مستقل از جهتگیری سیاسی شان، با پافشاری بر حق بهره بردن از تکنولوژی هسته‌ای برای تولید انرژی بنوعی بیان کننده نظرات طیف بزرگی از سیاست ورزان ایران است.

جانبداری از بکارگرفتن تکنولوژی هسته‌ای، به ویژه چرخه سوخث، در ایران از دو دیدگاه مورد توجیه قرار می‌‌گیرد:
  • سیاسی
  • اقتصادی- علمی

    سیاسی

    در این نگرش دغدغه امنیت ملی ایران مطرح است به گونه‌ای که گويی، گاه اشکار و گاه نهان، آرزوی تکامل و تولید( بالقوه برای آینده و یا حتی بالفعل برای حال) جنگ افزارهای هسته‌ای در سر پرورانده می‌شود. این نگرانی به دو شیوه توجیه می‌شود:
    مسئله فلسطین و اسرائیل و در نتیجه آن درگیری بین ایران و اسرائیل
    تصور افزایش امنیت ملی در برابر بقیه جهان بویژه غرب

    اتف- طرفداران تکامل و و احیاناء تولید جنگ افزارهای هسته‌ای چنین استدلال می‌کنند که چون اسرائیل مجهز به چنین سلاحی است پس شایسته است که نیروی دیگری از کشورهای مسلمان در منطقه خاور میانه نیز بدان دست یابد تا بتواند از یکه تازی احتمالی اسرائیل جلوگیری کند.
    این استدلال تنها در نگاهی سطحی منطقی به نظر می‌رسد. با اندکی ژرفا نگری می‌توان دریافت که چنانچه انگیزه ستیز با اسرائیل دفاع از مردم فلسطین باشد که مورد ظلم و ستم اسرايیل قرار گرفته‌اند ، در اختیار داشتن جنگ افزار هسته‌ای دردی را دوا نمی‌کند. به کاربردن سلاح برای حفاظت از کسانی که خود در روند حفاظت نابود خواهند شد چندان با خرد سازگارنیست. شرایط جغرافیايی در مرکز بحران به گونه ایست که همسایگی تنگاتنگ اسرايیل، فلسطین، لبنان و حتی اردن باعث می‌شود که هر چهار کشور، در صورت رخداد برخوردی هسته‌ای، سرنوشتی کم و بیش مشترک داشته باشند. در نبردی هسته‌ای نه تنها اسرايیل نابود خواهد شد بلکه همراه آن مردم فلسطین نیز که قرار است زیر چتر حمایت قرار گیرند. بنابراین چنانچه قصد پشتیبانی از فلسطین جدی باشد، تهدید به استفاده از سلاح هسته‌ای نمی‌تواند جدی تلقی شود. علاوه براین نباید فراموش کرد که غرب بطور اعم و ایالات متحده امریکا(ا. م. آ.) بویژه تضمین کننده وجود اسرايیل‌اند و چنین عملی را که به نابودی اسرايیل بیانجامد برنمی تابند. هرگونه حمله هسته‌ای به اسرايیل واکنش مرگبآر ا. م. آ. را بدنبال خواهد داشت و در حقیقت حمله‌ای انتهاری خواهد بود.

    ب - طرفداران به کار بردن تکنولوژی هسته‌ای برای تولید جنگ افزار به منظور افزایش امنیت ملی: اینان بر این گمانند که داشتن جنگ افزارهای هسته‌ای اقتدار و عزت ملی ایران را بالا می‌‌برد و آنرا از گزند ستیزه جویان مصون می‌‌دارد. به عنوان نمونه نیز از کره شمالی یاد می‌شود که با وجود توپ و تشرهای متداول، از جانب همان ا. م. آ. مورد مدارا قرار می‌‌گیرد.
    در پاسخ این استدلال می‌‌توان گفت که صرف تسلط به تکنولوژی هسته‌ای برای ساختن چند بمب، اگر رُُِِّسته در یک بستر مناسب تکنولوژیکی ، اقتصادی و سیاسی نباشد بلکه گسسته از آن، نه اقتدار می‌‌آورد و نه "عزت ملی". برای تأیید این تز کافی است:

    نخست:
    نظری به پاکستان بیافکنیم تا در یابیم که داشتن چند بمب هسته‌ای نه اقتدار ی برایش آورده است و نه "عزت ملی" ، نه بهبود اقتصادی و نه رفاه عمومی که هدف نهايی هر دولتی باید باشد.
    دوم: از این نیز می‌توان اندکی پا را فراتر نهاد و نگاهی به کشور همسایه شمالی ، روسیه، افکند. روسیه با ان زرادخانه‌های عظیم جنگ افزارهای هسته ایش که می‌توانند سرتاسر گیتی را چندین بار نابود کنند، در بازی‌های سیاسی جهانی نقشی کوچکتر از کشورها يی چون آلمان و ژاپن بازی می‌‌کند. دو کشوری که هیچگونه جنگ افزار هسته‌ای در اختیار ندارند اما بر اقتصادهايی شکوفا و بسترهای تکنولژیکی متنوع و پیشرفته تکیه دارند که که خود ناشی از شرایط سیاسی دمکراتیک و پیشرفته درونی شان است.
    سوم: تا کنون چندین کشور دنیا چون اکرايین، قزاقستان و افریقای جنوبی، با وجود داشتن امکان، به طور داوطلبانه از داشتن جنگ افزار هسته‌ای چشم پوشیده‌اند و به کلوب کشورهای فاقد سلاح هسته‌ای پیوسته‌اند بدون اینکه چیزی از " عزت ملی"شان کاسته شده باشد.
    چهارم: گفته می‌‌شود که علت مدارای نسبی غرب با کره شمالی امتناع اش از همکاریست باضافه اینکه احتمالأ مسلح به جنگ افزار هسته ایست. سنجش ایران با کره شمالی قیاسی است نادرست. نمی‌توان از مدارای ا. م. آ. با کره شمالی چنین نتیجه گرفت که با جمهوری اسلامی، احیانا مجهز به سلاح هسته‌ای، نیز همینگونه رفتار خواهد شد.
    خیر، اهمیت اقتصاذی، سیاسی و استراتژیکی ایران به مثابه یک قدرت منطقه‌ای، برای پایداری و امنیت در خاورمیانه به اندازه ایست که کشورهای باختری شریانهای حیاتی خود را از آن مصون نمی‌پندارند، در حالیکه کره شمالی کشوریست کوچک، تک ومنفرد و واز هر جنبه کم اهمیت.
    پنجم: تضمین امنیت و بقای اسرايیل از جانب غرب نیز نقشی بزرگ ایفا می‌‌کند. به عبارت دیگر آن میدان عملی را که غرب برای کره شمالی قابل پذیرش می‌داند هرگز برای ایران در خور تحمل نمی‌داند.

    جنبهء علمی- اقتصادی

    سویه دیگر استدلال بسود حفظ و تکامل تکنولوژی هسته‌ای ، جنبه علمی و مالاء اقتصادی آنست، بویژه کاربردش برای فرآوردن انرژی. البته این موضوعیست که منحصر به ایران نیست بلکه در بسیاری از کشورهای جهان مورد گفتگوست: که همانا چندگانه کردن منابع انرژی و کاهش وابستگی از سوخت‌های فسیلی ست. منتها فرقی اساسی میان ایران و بسیاری از کشورهای دیگر وجود دارد: ایران بر دریايی از انرژی چه از نفت و چه از گاز شناورست و در میان مدت کمبود انرژی انرا تهدید نمی‌کند. حال آنکه بسیاری از کشورهای اروپايی، ژاپن و پاره‌ای کشورهای دیگر دچار آنچنان کمبود منابع انرژی داخلی هستند که ناچارند، اقلا از جهت مصالح استراتژیکی هم که شده، نه تنها تا حدودی از اقتصادی بودن آن بلکه از ریسک‌های همراهش چشم به پوشند و صرفا بخاطر دوری جستن از وابستگی به یک تک منبع، به تولید انواع دیگر انرژی از جمله انرژی هسته‌ای بپردارند.

    اکنون چند پرسش از طرفداران کاربرد تکنولوژی هسته‌ای برای تولید انرژی در ایران جایز است:

    آیا تاکنون محاسبه سود و هزینه‌ای برای فراوردن انرژی بمیانجی نیروگاه‌های هسته‌ای کرده‌اند؟
    آین تکنولوژی تا بحال چه اندازه سرمایه گذاری کلان را به خود اختصاص داده است که می‌توانست در جائی دیگر بسیار موثر تر به کار برده شود؟

    بروایت اقای اعتماد در نوشته شان مندرج در لومند مورخ ٢٠ ژانویه ٢٠٠٥ ، ایران تا کنون چندین میلیارد دلار صرف ساختن نیروگاه‌های هسته‌ای کرده است، بدون اینکه حتی یک کیلووات هم برق تولید کرده باشد (تا انجا که نگارنده به خاطر دارد حجم معامله با شرکت زیمنس برای ساختن نیروگاه‌های بوشهر رقمی پیرامون هشت تا ده میلیارد مارک المان یا بحساب امروزچهار تا پنج میلیارد یورو بود که ،به گفتـة اقای اعتماد ، نزدیک به سی سال پیش تمامأ پرداخت شده است. ایران اما تا کنون بهره‌ای از ان نبرده است. در اینجا لازم است که ویژه گی سیاسی این دادوستد نیز بازگو شود: در همان زمان بهايی که رژیم شاه برای نیروگاه‌های بوشهر می‌بایست بپردازد دو تا سه برابر بهای آن زمان همان نیروگاه‌ها در بازار داخلی آلمان بود.
    پرسش اینجاست که در زمان مسيولیت اقای اعتماد چه ضرورت اقتصادی حیاتی وجود داشت که چنین سرمایه گذاری کلانی را توجیه کند؟ آگر فرض کنیم که انگیزه رژیم شاه دستیابی به جنگ افزار هسته‌ای نبوده باشد این عمل تنها به میانجی خودبزرگ بینی شاه و رژیم اش توضیح پذیر است. ایران شاه می‌خواست از کاروان "تمدن بزرگ" واپس نماند. تمدن بزرگ به کجا انجامید، نیاز به گفتن ندارد.
    رژیم شاه به جای رشد و گسترش صنعتی هماهنگ و همه جانبه که با کاردانی جامعه پیوندی ارگانیک برپا کند، روی به پروژه‌های "پرستیژزا"، چون صنعت هسته‌ای آورد، که با بستر تکنولوژیکی جامعه هیچگونه همخوانی نداشت. حاکمیت جمهوری اسلامی در سال‌های نخست علاقه‌ای به ادامه پروژهء هسته‌ای نشان نمی‌داد و به نظر می‌امد که پندی آموخته و منطقی در کار باشد. لیکن سیر تاریخ نشان داد که عدم رغبت جمهوری اسلامی بیشتر یک واکنش نسبت به اقدامات رژیم پیشین بود و نه بر مبنای یک خردورزی. و بدینگونه بود که پس از چندین سال ناگهان ضرورت به کار گرفتن تکنولوژی هسته‌ای در دستور روز جمهوری اسلامی قرارگرفت. البته بایکوت غرب بر ضد جمهوری اسلامی شرایط جهانی را برای پیشبردن چنین اقداماتی بسیار نامناسب تر کرده بود.
    آنچه که واقعیت دارد اینستکه ایران با داشتن منابع عظیم انرژی (نفت و گاز) تا آینده‌ای نسبتأ دور آنچنان نیازی عملی و یا استراتژیکی به نیروگاه‌های هسته‌ای ندارد که برای دست یافتن به آن‌ها هزینه‌ای این چنین گزاف و در عین حال مخاطره آمیز را پذیرا باشد.
    منظور از مخاطره آمیز بودن، بیرون از جنبه‌های سیاسی، اینستکه چنانچه در تاسیسات نیروگاه‌های هسته‌ای خطای تکنیکی جدی‌ای رخ دهد، می‌تواند پسامدهايی فاجعه آمیز در پی داشته باشد. فاجعه‌هايی که آنچه تا کنون در چرنوبیل شوروی سابق و هریسبورگ ا.م.آ پیشامده در سنجش با آن رنگ ببازند.
    شکی نیست که به کارگرفتن هر گونه تکنولوژی در صورت رخدادن خطاهای تکنیکی پسامدهايی در پی دارد. نتیجتأ ضروری است که پیش از بکارگرفتن همهء جنبه‌های مثبت و منفی شان بررسی شود و حساب درآمد و هزینه‌ای برایشان باز شود.
    اگر فرض کنیم که انرژی هسته‌ای برای ایران از نظر اقتصادی سودآور باشد (که نیست)، ایا ریسک بزرگی که به کار گرفتن یک چنین تکنولوژی در صورت وقوع حادثه‌ای به همراه دارد ، به اندازه کافی برآورد و سنجیده شده است؟
    امکان بالقوه رویداد خطا‌هايی فاجعه آمیز، پاره‌ای از کشورهای پیشرفته غربی، از جمله آلمان و اتریش، را وادار کرده است که با وجود اشراف و تسلط شان بر، و ثجربه شان در کاربرد این تکنولوژی، بهره گیری از آنرا برای فرآوردن انرژی در قلمرو خود محدود و یا ممنوع کنند. علیرغم اینکه فرهنگ عمومی چون فرهنگ تکنولوژیکی شان دارای درجه بالايی از نظم ودقت و انضباط است، ریسک رخدادن خطايی فاجعه آمیز را نپذیرفته‌اند و بهره برداری از انرژی هسته‌ای را محدود و یا ممنوع کرده اند. اکنون چنانچه فرهنگ عمومی و تکنولوژیکی نه چندان منضبط و مطمئن ایران را در نظر بگیریم، در می‌‌یابیم که کار برد یک چنین تکنولوژی برای تهیه انرژی چه مخاطراتی می‌‌تواند در بر داشته باشد. پاره‌ای کشورهای صنعتی که از انرژی هسته‌ای استفاده می‌‌کنند نیز صرفأ به لحاظ استراتژیک و نه به اقتضای اقتصادی به تهیه آن می‌‌پردازند زیرا که خود شدیداً دچار کمبود منابع انرژی هستند و می‌خواهند بدینوسیله وابستگی شان را به سوخت‌های فسیلی کاهش دهند.
    آقای اعتماد و بسیار شخصیت‌های دیگر با سویه‌های سیاسی واگرا بر این عقیده‌اند که اروپا در طول تاریخ معاصر به ایران نارو زده و پیمان شکنی کرده است و او را "در مورد قرارداد‌های هسته‌ای قال گذاشته است".
    بدیهی است که در درستی این گفته تردیدی نیست. دولتهای غربی و اروپايِی بر پايهء منافع ملی شان عمل می‌کنند، که در بسیاری از اوقات برای ایران ظالمانه و زیانبار بوده است. این پدیدهء نوینی نیست. وظیفه دولتمردان آگاه و دلسوز اینستکه سیاست کشور را آنچنان تنظیم کنند که نسبت به سیاست اروپا کمترین ضربه پذیری را داشته باشد.
    اکنون ببینیم که گزینش تکنولوژی هسته‌ای بعنوان یک هدف بزرگ استراتژیکی که "عزت ملی" نیز بدان گره خورده باشد ازاین محک سرفراز بیرون می‌اید؟ پاسخ بدین پرسش بی شبهه منفی است: گزیدن تکنولوژی هسته‌ای برای تهیه انرژی از همان آغاز تا آینده‌ای نسبتأ دور، فرآوردن انرژی را هم به غرب و هم به روسیه وابسته می‌کند. این وابستگی تنها مربوط به تهیه سوخت از راه چرخه غنی سازی نیست بلکه وابستگی ایست همه جانبه که بسیاری از مواد، قطعات و اطلاعاتی را در بر می‌گیرد که اقلأ در میان مدت در بستر تکنولوژیکی آنزمان و امروز ایران دست یافتنی نیستند.
    آقای اعتماد و نه تنها ایشان در جايی دیگر از نوشته شان می‌گویند که ممکن است انگیزه نرمش بسیار زیاد اروپايی‌ها این باشد که "تهران به یک پیشرفت عظیم تکنولوژیکی در حیطه سوخت هسته‌ای رسیده است" پس چرا باید قبول کند ، در میانه راه چنین پیشرفتی متوقف شود.
    در اینجاست که آقای اعتماد خیلی خوشبینانه به سطح پیشرفت تکنولوژی هسته‌ای در ایران می‌نگرند.
    اما واقعیت چیست؟ توجه به این نکته مهم است که ان پیشرفت عظیم تکنولوژیکی را که اقای اعتماد نویدش را می‌دهند متاسفانه هرگز بمثابه یک پدیده اجتمايی در بستری بزرگ پدیدار نشده است زیرا که حداقل تحت شرایط بایکوت شدید از سوی کشورهای غربی ، بویژه ا.م.آ. پیوند علمی و تکنولوژیکی ایران با دنیای خارج گسسته و بی سامان است. بدیهی است که امروزه نمیتوان بدون دستیابی به دستاوردهای دیگران هیچگونه تکنولوژی را تکامل و وبه سطحی متعارف گسترش داد. برای اثبات این مدعا خوانندگان را رجوع می‌دهم به مقاله اقای دکتر رضا منصوری، ريیس انجمن فیزیک ایران، و همزمان معاون پژوهشی وزارت علوم و فناوری، در مجله فیزیک، سال ١٨ شماره ١و٢ بهار و تابستان١٣٧٩ ، صفحه ٢ . ایشان می‌نویسند: " ... گواه بر تصور غلط سیاستمداران ما از علم نوین همین بس که دانشگاه آزاد اسلامی با حدود ٧٠٠هزار دانشجوو حدود دو هزار دانشجوی دکتری و سازمان انرژی اتمی ایران با دانشگرانی حدود دو برابر تعداد کل فیزیکدانان تمام دانشگاه‌های ایران و بودجه‌های نجومی که در طول دوران انقلاب استمرار داشته است، مجموعأ در سال گذشته حدود یک سوم پژوهشکده فیزیک مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات، و... تولید علمی داشته اند. هر آشنا به علمی در هر جای دنیا کافیست که به این آمار و آمار مشابه دیگر نگاه کند و عمق فاجعه را دریابد. ما هنوز در نیافته ایم!" (تکیه از نگارنده) . با وجود این سخن آقای منصوری به عنوان یکی از مهمترین کارگزاران دانش و فناوری ایران جايی برای به رشگ آوردن اروپايیان ، آنگونه که آقای اعتماد گمانه می‌زنند، نمی‌ماند.
    گیرم اینکه ایران موفق شده باشد، در بهترین حالت، پروتوتیپ‌هايی بسازد و بوسیله شان غنی سازی اورانیوم را انجام دهد. این امر حتی اگر صحت داشته باشد در بر گیرنده هیچگونه زیان اقتصادی برای غرب نیست زیرا که ایران تازه بیک تکنولوژی دست یافته است که انها حدود پنجاه سال است که بدان تسلط دارند. ارزیابی این ادعا بسیار آسان است زیرا که این تکنولوژی در بستر علمی و فن آوری نسبتأ نه چندان پیشرفتهء ایران نمیتواند رقیبی جدی برای تولید کننده گان پرتجربه غربی باشد. آنچه که می‌ماند در بهترین حالت تهیه سوخت برای مصرف داخلی است (بدون توجه به هزینه‌های سرسام آور ش) که فعلأ مرکب است از حداکثر دو نیروگاه. قطعأ آقای اعتماد و دیگر پیروان نظری شبیه نظر ایشان آگاه هستند که اگر یک صنعت با چنین سرمایه گذاری کلانی (در اینجا از هزینه‌های سیاسی اش چشم می‌پوشیم) براه افتاده باشد، تنها در حالتی سودآور است که تولید انبوه داشته باشد. اما ایران باحداکثر دو نیروگاهاش از تولید انبوه بسیار دور است. فزون بر این، شرایط سیاسی جهانی بگونه‌ای نیست که : اولأ به این زودی‌ها امکان دستیابی ایران به بازار جهانی سوخت هسته‌ای را پذیرا باشد که خود پیش شرط گسترش تولید است ، و ثانیأ امکان افزایش شمار نیروگاه‌های هسته‌ای را در درون کشور مهیا سازد.
    نگاهی اجمالی به یکی از مراکز غنی سازی در آلمان به نام شرکت اورنکو [١] نشان می‌دهد.که این شرکت درحا ل حاضر ١٣% سوخت هسته‌ای جهان را تولید می‌کند و تازه خود این شرکت بخشی از یک مجموعه بزرگ فراملیتی است. ایران برای اینکه به تواند به شیوه‌ای سود آور سوخت هسته‌ای تولید کند ، باید اقلأ ١٥ نیروگاه هسته‌ای داشته باشد. با توجه به سرعث ساختمان نیروگاه‌های کنونی، برای این مهم به چند قرن وقت نیاز خواهد بود.
    آنچه باقی می‌ماند، در بهترین حالت، دلخوشی دست یافتن به یک تکنولوژی است که، هر چند سودی ندارد، ولی می‌توان آنرا به حد یک اِیدئولوژی ارتقا داد، مایهء عزت ملی اش خواند و حیات ایران را بدان وابسته دانست.
    نگاهی مخثصر به پهنهء دانش و تکنولوژی معاصر نشان می‌دهد که بخش هسته‌ای قلهء تکنولوژی معاصر نیست. مقایسه ابعاد مراکز پژوهشی هسته‌ای در اروپا میان امروز و سال‌های دهه ٦٠ و ٧٠ قرن میلادی پیش نشان می‌دهد که این تکنولوژی بخش بزرگی از جذابیت خود را از دست داده است. نهاد‌های پژوهشی عظیمی که تحت نام "هسته ای" وجود داشتند تبدیل به مراکزی شده‌اند که در درون شان انواع گوناگون پژوهش‌ها در بخش‌های مدرن تر علمی مانند مایکروالکترونیک، مایکرو مکانیک، نانوتکنولوژی، تهیه انرژی‌های الترناتیوو ... صورت می‌گیرد.
    در اینجا اشاره‌ای به جنبه‌های دیگر از تکنولوژی هسته‌ای لازم است: تکنولوژی هسته‌ای تنها به تولید جنگ افزار و یا انرژی اختصاص ندارد بلکه دارای کابرد‌هائی پر شمار است: صنعت، کشاورزی،پزشگی، آبشناسی، باستانشناسی و غیره. برابر اماری که در مقاله [٢]Alan Waltarارائه شده است در ا.م.آ حجم درامد حاصل از کاربرد پرتوهآی هسته‌ای در سا ل ١٩٩٥ میلادی ٣٣١ بیلیون دلار در حالیکه درآمد ناشی از نیروگاه‌های هسته‌ای ٩٠ بیلیون دلار بوده است. برابر آماری که از Kazuaki Yanagisawa و همکاران [٣] ارائه شده است، در ژاپن سهم درآمدهای ناشی از کاربرد تکنولوژی هسته‌ای در مواردی غیر از تولید انرژی ٥٢% و برای فرآوردن انرژی ٤٨% است. این ارقام نشان می‌دهند که جنبه‌های دیگر کاربرد تکنولوژی هسته‌ای دارای اهمیتی فزاینده اند. بنابراین پرداختن به آن‌ها از اهمیت بیشتری برخوردار است.
    یکی از نتیجه‌های پا فشاری برنگاهداری چرخه سوخت و تکامل غنی سازی ، که کاربردی بالقوه دوگانه دارد، اینستکه همه تکنولوژی هسته‌ای ایران به زیر سئوال برده شود. نتیجه اینکه امکان رشد و پیشرفت اش در بخش‌هائی نیز که در مظان سوء استفاده نیستند، بسیارکاهش یابد یا حتی ناممکن شود. اما ادامه امکان پژوهش و بهره برداری در این حیطه می‌تواند، بموازات ضرورت و سود آور بودنش، آن بستر وسیع کاردانی را به وجود آورد که، در صورت احساس نیازی مبرم در آینده و با فرض وجود شرایط سیاسی داخلی و جهانی دگرگون شده ، آسان تر بتوان آنرا را به بخش فرآوردن انرژی نیز انتقال داد.
    پرسش دیگر اینستکه که چرا تکنولوژی‌های دیگر مانند اکتشاف و استخراج نفت، اطلاعات، مایکروالکترونیک، ماشین سازی، نانو تکنولوژی،مایکرو مکانیک، تولید انرژی الکتریکی از راه‌های آلترناتیو مانند فتوولتائیک(فرآوردن برق از پرتو خورشید) و یا بهره گرفتن از انرژی باد و بسیاری تکنولوژی‌های دیگر حیاتی نیستند؟ چرا ایران هنوز به کمپانی‌هالیبرتن آقای چنی در امور کشف و استخراج نفت نیازمند است و این وابستگی نیست، اما فراهم آوردن چندین ده تن اورانیوم غنی شده در بازار جهانی( برای نیروگاه‌هايی که بهر حال ساختمان شان به پایان رسیده است) به وابستگی کشنده و نفی عزت ملی می‌انجامد؟

    اگر بخش کوچکی (یقینأ کمتر از ده در صد) از آنچه که برای ساختن نیروگاه‌های هسته‌ای و تکامل غنی سازی هزینه شده است، برای بر پا کردن مثلأ کارخانه‌های تولید پانل‌های فوتو ولتائیک برای تولید برق از انرژی خورشید سرمایه گذاری می‌شد، اکنون کشور به یک تکنولوژی مطرح و مدرن مجهز و مأنوس شده بود و میزان قابل ملاحظه‌ای انرژی الکتریکی تولید می‌شد ( بویژه در کشوری چون ایران که در بخش بزرگی از سال با آفناب تابان دست به گریبان است). بموازات ایجاد شمار زیادی فرصت‌های کاری، امکان می‌داشت پانل‌های فوتوولتائیک را در بازار کشورهای پیرامون که همگی از نظر تابش خورشید وضعیتی مشابه دارند فروخت و سودی نصیب کشور کرد.

    البته این حق طبیعی همه کشورهاست که به تکنولوژی دلخواهشان، ازجمله هسته‌ای دست یابند. این حق در پیمان‌های بین المللی بازتاب یافته است و بخشی از حقوق بین الملل را تشکیل می‌دهند. اما از سوی دیگر همه می‌دانیم که واقعیت امروز جهان بیش از پیش از این ایده آل دور شده است. با توجه به تناسب نیروهای بین المللی و وجود تنها ابر قدرت باقی مانده، ایالات متحده آمریکا، هر روز شاهد به چالش کشیدن حقوق بین الملل از سوی این ابرقدرت هستیم که رفتارش پایه‌های روابط و مناسبات جهانی مبتنی بر حقوق بین الملل را متزلزل کرده است.
    از سوی دیگر پافشاری برای گرفتن این حقوق و فراتر از آن، ارتقأ مصنوعی اش به امری حیاتی و سرنوشت ساز، گره‌ای را نه تنها نمی‌گشاید بلکه شبکه‌های دامی را گره می‌زند که افتادن درآن می‌تواند دربرگیرندهء پسامد‌های مرگبار باشد. اینجاست که امری "حیاتی" می‌تواند به فاجعه‌ای مماتی مبدل شود.
    توصیه‌ای که می‌توان به دولتمردان جمهوری اسلامی و همه دست اندرکاران کرد اینستکه سیاست را به عنوان هنر بهره گرفتن از امکانات تلقی کنند و نه تحقق آرزوها. تکنولوژی هسته‌ای برای ایران مقوله‌ای حیاتی نیست. به خاطر مصالح والاتر می‌توان ازآن چشم پوشید. با خرد ورزی واقع گرایانه باید از رخدادن فاجعه جلوگیری به عمل آورد.
    ---------
    http://www.urenco.de[1] Urenco Deutschland GmbH,
    [2] Alan E. Waltar, Nuclear Technology'sNumerous Uses, Issues in Science and Technology Online, Spring 2004, http://www.issues.org/issues/20.3/waltar.html
    [3]Kayuaki Yanaggisawa et al., Journal of Nuclear Science and Technology, Vol. 39, No. 10, p.1120-1124(October 2002)
  •  

     
     
    بازگشت به صفحه اول

    رجوع به مطالب مشابه