بازگشت به صفحه اول

 از نامه

 
 
 

تبریز تیرماه 1378

علی بیکس

شما امروز و فردا مي‌بينيد ما چه بلايي به سرتان مي‌آوريم دانشگاه را مثل آب ميوه‌گيري له مي‌كنيم. امروز تهران، فردا اميد زنجان [سرپرستي تبريز.]
اين سخنان را دو نفر موتور سوار لباس شخص، ساعت 12 ظهر 18 تير 78 به پيمان پاك‌مهر، خبرنگار اميد زنجان دفتر سرپرستي تبريز مي‌گويند و زماني كه با اعتراض و تهديد وي مبني‌بر تماس با شماره تلفن 113 خبرگيري اطلاعات مواجه مي‌شوند، با عصبانيت مي‌گويند:
ما به همه چيز تسلط داريم. من به تو مي‌گم خودتو بكش كنار! ما از بعضي از دوستان شما دوستانه خواستيم برن كنار و از خيلي چيزها كنار بكشن، به شما هم مي‌گم ... هيچ قدرتي - منظور وزارت اطلاعات - توان مقابله با نيروي ]...[ را ندارد ]...[ ما در تهران به امثال ]...[ نشون خواهيم داد كه امثال شما ]...[ هيچ غلطي نمي‌تونن بكنن."
طي گزارشي كه آقاي پيمان پاك‌مهر در روز هجدهم تيرماه 78 به‌مدير مسوِول ويژه نامه آذربايجان [ويژه نامه نشريه اميد زنجان] ارايه مي‌كند، با شواهد و قرائن نشان مي‌دهد كه نيروهاي لباس شخصي در تدارك و برنامه‌ريزي براي حمله به مراكزي هستند كه جنبش اصلاح‌طلبي در آذربايجان و تبريز ريشه در آن‌جا دارد.
مجموعه‌اي از فعالان دوم خرداد - 76 دفتر دارايي - بلافاصله پس از پيروز شدن دوم خرداد، در تدارك حزبي مستقل از حاكميت و جناح‌هاي سياسي موجود برآمدند. سازمان سروش بيداري ايران، حزبي بود كه بيست‌و‌سوم آذرماه 76 تقاضايش براي صدور پروانه تسليم وزارت كشور شد. سال 77 همين افراد، دفتر سرپرستي هفته نامه اميد زنجان را در تبريز راه انداختند.
يك نفر از اعضاي هيات موِسس سروش بيداري، همزمان با قتل‌هاي زنجيره‌اي در حالي‌كه در حال فعاليت براي راه‌اندازي سنديكاي معلمان آذربايجان شرقي بود در "چاراويماق" به‌طرز مشكوكي و توسط اسلحه شكاري دوستش به قتل رسيد.
سرانجام يكي از اعضاي هيات موسس سروش بيداري، تعدادي از دانشجويان ترك و كرد مستقل، اقدام به تاسيس كانون مستقل دانشجويان نمودند. از اين‌جا بود كه اين دانشجويان و نيز نيروهاي سياسي و فرهنگي خارج از دانشگاه تحت فشار قرار گرفته و در كانون، هدف برنامه‌ريزي‌هاي گروه‌هاي فشار و لباس شخصي قرار گرفتند. كانون مستقل دانشجويان با امضاي حدود ششصدتن از دانشجويان دانشگاه تبريز متولد شد و تا زمان حادثه تيرماه 78 در آماج حملات و كارشكني‌هاي شبه نظاميان دانشجويي قرار داشت.بعد از اين پيشينه مي‌پردازيم به حادثه‌ي بيست‌تير و علل آن.
‌همان‌گونه كه در گزارش خبر‌نگار نشريه اميد زنجان مشخص بود، نيروهاي شبه نظامي در تدارك اين حادثه بودند وقتي حدود ساعت 12 ظهر روز هجدهم تيرماه، آن دو نفر خبر از حوادث تهران مي‌دهند و حتي با پيش‌بيني حوادث تبريز اظهار مي‌دارند كه دانشگاه را مانند آب‌ميوه‌گيري له مي‌كنيم. كاملاً مشخص است كه آن‌ها از قبل، از روي دادن حوادث دانشگاه‌هاي تهران و تبريز اطلاع دارند در جريان برنامه‌ريزي براي دانشگاه‌ها بوده‌اند و اين حوادث ربطي به‌چند نفر لباس شخصي خود سر نداشته است.
شب روز هجدهم، اخباري مبهم در كوي دانشگاه پخش مي‌شود. و روز نوزدهم تيرماه در دانشگاه تبريز غلغله‌اي است. نگراني، اضطراب، اخبار استعفاي وزراي كابينه و توهم كودتا از دفتر انجمن اسلامي پخش مي‌شود. تيتر نشريه‌ي نشاط اين است: "دانشگاه كانون بحران" و عكس از دانشگاه تهران و درگيري‌ها ... آرام و قرار از دانشگاه ربوده شده بود. اخبار تهاجم به‌كوي دانشگاه احساسات همه را جريمه دار كرده بود. "چه بايد كرد"؟ اين سوِالي بود كه هركسي درباره آن مي‌انديشيد. دانشجويان جز دفتر انجمن محل ديگري براي كسب اخبار صحيح نداشتند. البته در اين ميان، اخبار نادرست و شايعات هم پخش مي‌شد. تعدادي از بچه‌هاي كانون به دفتر انجمن رفته بودند و از ماجرا آگاه شدند؛" بسته شدن روزنامه سلام" !
حدود ساعت يازده، اعضاي كانون همديگر را روي چمن‌هاي جلو دانشكده ادبيات پيدا كردند. خليل عليزاده آذر، علي بيكس، علي صادقي، عارف سليمي و علي مهري. صبح روز بيستم تيرماه، حدود ساعت 9 صبح، يكساعت قبل از شروع مراسم، دو تن از دانشجويان عضو كانون با خورشيدي، فرماندار وقت تبريز ملاقات كرده و درخواست كمك مالي براي برگزاري تحصن نمودند كه با مخالفت فرماندار مواجه شدند. آن‌ها هم‌چنين متوجه شدند كه انجمن اسلامي درخواست راهپيمايي كرده ولي با آن موافقت نشده است. ساعت 10 صبح، حدود بيست تن از اعضاي هيات موسس و هواداران كانون، روبه‌روي سايت رياست دانشگاه تحصن خود را شروع كردند. حدود ساعت 10/30 دقيقه، وانت انجمن‌اسلامي در گوشه ديگر حياط، روبه‌روي سايت ايستاد و اعضاي انجمن با پخش آيات قرآن مراسم خود را آغاز كردند. آقاي كرمي، از اعضاي شوراي مركزي، از اعضاي كانون خواست تا به تجمع آنان بپيوندند. اعضا نيز پس از مشورت، تصميم گرفتند كه به تجمع انجمن بپيوند تا هم دو دستگي ايجاد نشود و هم بعد از تجمع به تحصن خود ادامه دهند تا شايد انجمن‌ها هم به تحصن آن‌ها بپيوندند. اما پس از اندكي متوجه شدند كه كنترل جمعيت از دست انجمن رها شده است. تجمع كنندگان با شعارهاي مستقلي در حياط روبه‌روي سايت شروع به شعار دادن و راهپيمايي كردند. در مركز اين تجمع و تظاهرات، يك دانشجوي وابسته به ]...[ در حالي‌كه ريش خود را از ته تراشيده بود، به همراه چند دانشجوي ديگر كه لباس سياه پوشيده بودند، دانشجويان را به طرف بيرون از دانشگاه هدايت مي‌كردند. اعضاي كانون به اين جريان پيوستند، ولي به‌تدريج در جهت كنترل آن به كمك بچه‌هاي انجمن پرداختند. بعد از اين‌كه خروج دانشجويان از در غربي دانشگاه مهار شد، دانشجويان با هدايت انجمن اسلامي به طرف در اصلي دانشگاه رفتند. در آن‌جا نيز تعدادي از اعضاي يك نهاد شبه نظامي دانشجويي در حالي كه صورت خود را تراشيده بودند، دانشجويان را به بيرون از دانشگاه هدايت مي‌كردند. در درگيري‌اي كه بعداً با اعضاي يكي از پايگاه‌هاي مستقر روبه‌روي دانشگاه پيش آمد، سنگ پراني به‌سوي دانشجويان آغاز شد.
درگيري دانشجويان با آن عده تا ساعت 18 ادامه داشت تا اين كه در اين لحظه، شبه نظاميان به بسته بودن درهاي دانشگاه توجه نكردند و حدود 100 تا 150 نفر با اسلحه از در و ديوار وارد دانشگاه شدند. آن‌ها به هيچ دانشجويي رحم نكردندو دختر و پسر و مجروح و سالم را زير ضربات مشت و لگد و حتي هدف شليك تير مستقيم به دست و پاي دانشجويان قرار دادند.
آقاي ايوب سليمي كه قبلاً در تيراندازي بي‌هدف، پايش مورد اصابت قرار گرفته بود و قادر به حركت نبود، همان پاي او را دوباره مورد اصابت دو گلوله ديگر قرار دادند. به نقل از شاهدان عيني، مژگان توكلي دانشجوي رشته كشاورزي در حالي‌كه بر بالين دانشجوي ديگري كه مورد اصابت گلوله واقع شده بود به او كمك مي‌كرد، بدنش با سلاح سرد مهاجمان دريده شده و كشته شد. البته مسولان دانشگاه ضمن انكار وجود چنين دانشجويي، چنين هويتي را انكار كردند. اين در حالي است كه علي مهري، يكي از اعضاي موسس كانون، شهادت مي‌دهد كه: رياست دانشگاه وجود چنين دانشجويي را تكذيب كرد، اما اذعان داشت كه وي قبلاً فارغ‌التحصيل شده است. بنابراين، هويت اين شهيد انكار شدني نيست. حال چرا مسوِولان حتي حاضر نيستند هويت او را قبول كنند. علت چيست؟"
اينك، بخشي از اخباري كه توسط خبر‌نگار اميد زنجان ارايه شده كه خود صحنه حاضر بوده است:
*در ميان مجروحان و گلوله خورده‌ها، تعداد زيادي دانشجوي دختر وجود دارد.
*آمار دقيق تا ساعت 5 بعد از روز يكشنبه - قبل از ورود مهاجمان مسلح به اورژانس بيمارستان 70 نفر اعلام شده بود.
*آمار مجروحان گلوله خورده بعد از حضور مهاجمان مسلح حداقل 20 نفر گزارش شده است. اين آمار جداي از كساني است كه توسط مهاجمان جمع‌آوري شده و به بيمارستان محلاتي انتقال داده شده‌اند.
*حريم بيمارستان را رعايت نكردند، حتي دانشجوي زخمي را در حالي كه پاي او را گرفته بودند و روي زمين مي‌كشيدند، در محوطه بيرون از اورژانس زير چماق و مشت و لگد گرفتند.
*مهاجمان مسلح، آمبولانس‌ها را متوقف كرده و مجروحان و پزشكان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
*دانشجويان پزشكي با ايجاد كمپ به درمان مجروحان حادثه مي‌پرداختند، چرا كه بسياري از دانشجويان به‌دليل ترس از دستگير شدن به بيمارستان مراجعه نمي‌كردند.
*مهاجمان با مراجعه به خوابگاه خواهران، در حالي‌كه روسري آن‌ها را بر مي‌داشتند، مي گفتند: شما آزادي مي‌خواهيد، مگه نه؟ اين‌هم آزادي؟.! پس خاتمي شما كجاست؟!
مهاجمان در حالي‌كه دانشجويان را خيس مي‌كردند، مورد ضرب و شتم قرار مي‌دادند و سپس آن‌ها را در حالي‌كه رمقي نداشتند، در جاده‌هاي اطراف تبريز با لباس پاره رها مي‌كردند.

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه