|
|
|||
|
منافع ملی بحران هسته
اي بين نظام جمهوري اسلامي و امريکا همچنين دولت هاي اروپايي به مرحله بسيار خطرناکي
رسيده است و در برابر چنين شرايط فاجعه باري که منافع ملي را به چالش کشانده نمي توان سکوت کرد و وظيفه هرايراني وطن پرستي است که با
تجزيه و تحليل از شرايط موجود راه کارهاي خروج از چالش و حفظ منافع ملي را مورد
لحاظ قرار دهد. متاسفانه
حاکميت بلامنازعه محافظه کاران سخت سر باعث از بين رفتن
وفاق ملي گرديده و عدم درک حاکميت
جمهوري اسلامي از مجموعه تغييرات و تحولات جهاني و منطقه ي سرنوشت ميهن ما را در
معرض حمله نظامي محدود امريکا به تاسيسات هسته اي و تحريم بين اللملي و يا معامله و عقب نشيني به منظور حفظ حاکميت و محروم
کردن ملت ايران از دستيابي به تکنولوژي هسته اي قرار داده است که در هر دو حالت
هزينه سنگين آن را ملت ايران خواهند پرداخت. مذاکرات
کارشناسي اخير سه کشور اروپايي با مسئولين نظام جمهوري اسلامي به مرحله بن بست
رسيده است و کشورهاي اروپايي تحت فشار دولت امريکا تنها حاضر به دادن امتيازهايي از جمله عضويت ايران در سازمان تجارت جهاني و فروش
هواپيماي اير باس و در برابر خواهان توقف پروژه کامل
چرخه غني سازي اورانيوم مي باشند و آنچه که از پيش مشخص بود که امکان توافق با
کشورهاي اروپايي براي دستيابي حکومت
ايران به تکنولوژي هسته ي با توجه به بن بست جريان اصلاحات و حاکم شدن محافظه
کاران در راس حکومت و وخيم شدن وضعيت
حقوق بشر که باعث افزايش ديوار بي اعتمادي بين حکومت ايران و دولت هاي اروپايي گرديد
امري غير ممکن است. تحليل و انگيزه محافظه کاران از مذاکرات و
بستن قراردادهاي اقتصادي براي استفاده از شکاف بين امريکا و اروپا و يا استمداد
طلبيدن از حق وتو حکومت هاي روسيه و چين سرابي بيش نبود
در واقع وخامت وضعيت حقوق بشر و حاکم کردن انسداد فضاي سياسي در داخل به دليل مجموعه عملکرد هاي جناح محافظه کار
باعث از دست رفتن مشروعيت نظام جمهوري اسلامي در نزد دولت هاي اروپيي گرديد و دليل اصلي عدم مقاومت دولتهي اروپيي در
برابر فشارهي دولت امريکا امکان دستيابي و توافق را غير ممکن کرده
است. دولتهي اروپايي به دليل ترس و واهمه از
جنگي ديگر در منطقه و ايجاد بحران در اتحاديه نو پيشان در ديدار اخيرشان با رئيس
جمهور امريکا به يک توافق نظري بر سر بحران هسته اي ا يران دست يافتند که تنها ثمره
آن براي نظام جمهوري اسلامي دست کشيدن از پروژه فناوري هسته ي و دستيابي به
امتيازات محدود که حق ملت ايران است مي باشد و اين در صورتي است که حکومت جمهوري
اسلامي مي توانست براي حفظ منافع ملي با انجام اصلاحات ساختاري و مشروعيت بخشيدن به حاکميت باعث اعتماد
بيشتر دولت هاي اروپايي و خلاء سلاح شدن ادعاهاي دولت امريکا گردد در واقع اين بي
خردي و عدم درک و بينش حاکمان نظام جمهوري اسلامي از تحولات بين اللملي باعث گرديده که حکومت امريکا براي دستيابي به اهداف خود
با استفاده از ضعف هاي نظام جمهوري اسلامي و بسيج افکار عمومي حول تروريسم و حقوق
بشر شرايط لازم را براي حمله نظامي و تحريم اقتصادي آماده
کند. هدف اصلي
دولت آمريکا بعد از پيان جنگ سرد و به عنوان حاکميت بلامنازعه و تنها ابر قدرت جهان همچنين براي حفظ چنين موقعيتي
در دهه هاي آ ينده و ترس و واهمه از اتحاد کشورهاي اروپايي به عنوان يک رقيب بالقوه
نيرومند و براي مهار و برتري بر آنها
و خصوصا ممکن ناپذير بودن استفاده از شيوه هاي نظامي با توجه به سلاح هاي مرگبار
اتمي، باعث اتخاذ استراتژي برتري
اقتصادي با حضور گسترده نظامي در نبض اقتصاد جهاني يعني منطقه خاورميانه از سوي
تئوريسين هاي محافظه کار امريکايي گرديد و بعد از 11
سپتامبر با شعار محوري مبارزه با تروريسم و دمکراتيزه
نمودن منطقه خاورميانه با توجه به ضعف حکومت هاي ارتجاعي و مستبد و تمايل ملتها به
تغيير اين حکومتها ظرف مناسبي براي تحقق اهداف استراتژيک امريکا پديدار
گرديد. بحث حکومت
امريکا بر سر بحران هسته اي ايران نه واهمه امريکا از دستيابي حکومت جمهوري اسلامي
به سلاح اتمي است و نه نگران امنيت کشور اسرائيل چرا که در صورت فرض دستيابي نظام
جمهوري اسلامي به سلاح اتمي نمي تواند امنيت حکومت
امريکا را با توجه به فاصله جغرافيايي به مخاطره اندازد و با چشم انداز صلح بين
فلسطينيان و دولت اسرائيل هيچ دليلي براي بکار گيري سلاح اتمي از جانب حکومت اسلامي
نمي گذارد اما تنها عامل و انگيزه اصلي حکومت امريکا
براي مخالفت با دستيابي حکومت اسلامي به
تکنولوژي هسته ي فراهم نمودن شريط لازم براي توجيح حمله نظامي و تسلط بر
منابع عظيم اقتصادي در ايران با توجه به موقعيت استراتژيک اين کشور در خاورميانه مي
باشد و متاسفانه حکومت آخوندها با انسداد سياسي و حذف جريانات و نيروهاي مترقي و
وطن پرست باعث فاصله و عامل ايجاد شکاف عميق بين منافع حکومت جمهوري اسلامي با
منافع ملت گرديدند و با از بين رفتن وفاق بر سر منافع ملي و ناتواني حکومت در حل و
فصل مشکلات اقتصادي و اجتماعي شرايط لازم را براي حکومت امريکا با استفاده از
نامشروع بودن حاکميت در نزد افکار داخلي و بين اللملي
براي حمله نظامي و تحريم اقتصادي فراهم
کرده اند. شريط موجود
عقل ، خرد و دور انديشي حاکمان نظام جمهوري اسلامي را مي طلبد که بجاي ستيزه جويي و
حاکم کردن استبداد و حذف نيروها و جريانات مترقي و وطن پرست با توجه به انتخابات
رياست جمهوري فرصت را مغتنم شمرده
وبا به رسميت شناختن نيروهاي ملي مذهبي و اجازه شرکت آنها در يک انتخابات آزاد و
دمکراتيک شرايط لازم را براي يک دولت ملي و مردمي فراهم نمايند تا در حاکميت يک
حکومت ملي امکان اصلاحات ساختاري در عرصه هاي سياسي ، اقتصادي و اجتماعي در قانون
اساسي جمهوري اسلامي ممکن گردد بي شک شخصيت هاي مترقي و وطن پرستي
همچون آقاي دکتر ابراهيم
يزدي و آقاي امير عباس انتظام شايسته
مقام رياست جمهوري در اين شرايط حساس خواهند بود که نه تنها باعث وفاق ملي خواهند
گرديد بلکه باعث خلع سلاح نمودن ادعاهاي دولت امريکا و مانع از تهديد حمله نظامي به
تاسيسات هسته اي و يا تحريم اقتصادي مي گردد و نتيجه بلا فصل آن مشروع بودن دستيابي
ملت ايران به حقوق مسلمه و قانوني تکنولوژي صلح آميز هسته ي ، عضويت در سازمان
تجارت جهاني و لغو تحريم هاي اقتصادي دولت امريکا مي باشد و شرايط لازم براي
برقراري يک رابطه مسالمت آميز بر اساس منافع ملي با دولت امريکا مهيا مي
نمايد. منافع حکومت
جمهوري اسلامي در اين موقعيت و شرايط نه با مذاکره با سه کشور اروپايي حل خواهد شد
و نه با عقب نشيني و هزينه کردن از منافع ملي مردم ايران و نه به خطر انداختن منافع
ملي در بحران جنگ و تحريم، گزينش هر گونه از اين شقوق تاثير کيفي و بنيادي در اهداف
آمريکا در منطقه و خصوصا در رابطه با کشور ايران ندارد و اگر در شرايط هاي گذشته
امکان اين براي حاکميت جمهوري اسلامي بود که با دادن امتيازهاي مختلف از منافع ملي
بقا خويش را تضمين کند ولي هم اکنون منافع بقا و ماندگاري حکومت جمهوري اسلامي با
عبور و گذار از منافع ملي و دمکراتيک ملت ايران متضمن مي باشد و تنها راه خردمندانه
و سليم براي حاکمان ايران گشودن در هاي استبداد و اجازه دادن به نيروهاي مترقي و
دمکرات است که با حضور و شرکت در
انتخابات رياست جمهوري آينده دستيابي به يک دولت ملي و مردمي را براي وفاق تمامي ايرانيان آزاده و وطن پرست در جهت حفظ منافع ملي و رشد و توسعه پايدار، رفاه و آباداني امکان پذير
گردد. حميد رضا برهانی نروژ 21اسفند1383
|
||||
|