|
|
|||
همگانی کردن دموکراسیدوشنبه، ۲۰ تیرماه ۱۳۸۴
چند نکته از یک رویداد
1- از سوي ديگر، نظام هاي حزبي و نظام هاي انتخاباتي دوروي يك سكه اند. هر
دو به نحوي،t شكل تكامل يافته ديگري هستند• بدين صورت كه احزاب سياسي همزمان
با شکل گیری آيين هاي انتخاباتي و پارلماني پديد آمده اند و توسعه آنها نيز
توأمان صورت گرفته است• لذا هم نظام هاي حزبي و هم نظام هاي انتخاباتي، در
جهان پديده اي نوين وجوان هستند• اگر در نظام مردمسالار، حزبي موفق شود
اعتماد مردم را به خود جلب كند و با ارائه برنامه خود آراي مردم را در هنگام
انتخابات به خود اختصاص دهد، حكومت حزبي تشكيل مي شود• 2- تا قبل از انتخابات رياست جمهوري اخير مرسوم نبوده که نامزدها و بازيگران سياسي وحزبي ايران براي انتخابات رياست جمهوري، برنامه اي مدون ارائه نمايند يا اينكه همكاران و ياران خود را براي دولت مطلوب خود معرفي نمايند• ايده «دولت با برنامه و معرفي همكاران دولت» با وجود سوءاستفاده هايي كه از آن مي شود، مي تواند مهمترين مسأله اي باشد كه ارزش واقعي استراتژي و برنامه گروهها بر مبناي آن سنجيده شود• بدون شك وعده ايجاد دولت كارآمد بارها درانتخابات گوناگون دستمايه مخالفان و منتقدان براي بسيج و تهيیج توده جامعه قرار گرفته است• ايجاد «دولت كارآمد» نيرومند ترين شعاري است كه با مانيفست مناسب و برنامه اجرايي دقيق مي تواند فرايند دموكراسي و حيات نيروهاي دموكرات را در هر انتخاباتي تقويت كند. 3- كاركرد انتخابات در عصر حاضر تنها به اين نيست كه مشروعيت نظام هاي سياسي را رقم مي زند؛ بلكه آزموني براي ارزيابي مقبوليت و اصالت انديشه ها و افكاري است كه هر كدام در قالب گروهها و تشكلهاي سياسي به صحنه مي آيند• اين نكته را عامه مردم و افكار عمومي به عنوان يك «اصل اساسي» در برهه انتخابات پي مي گيرند كه احزاب و گروهها آيا انتخابات را به صورت يك ابزار براي دستيابي به اهداف خود مي بينند يا آنكه واقعاً انتخاب مردم را با نگاه به اصالت و قداست ماهوي آن طلب مي كنند• فرهيختگان جامعه نيز به عنوان يك دغدغه ملي در رفتار و مواضع احزاب غور مي كنند تا دريابند كه دموكراسي و مردمسالاري به چه ميزان در انديشه بازيگران سياسي رسوخ كرده است• 4- اگر حزب حاكم به هر دليل نتواند عملكرد موفقي داشته باشد، مردم در انتخابات بعدي آراي كمتري را به آن حزب خواهند داد و ممكن است به حزب ديگري روي آورند و براي اجراي برنامه و منويات تبليغ شده حزب جديد، به نامزدهاي او رأي دهند• در صورتي كه حزب جديد بتواند بيشترين كرسي ها را به دست آورد، قدرت حاكميت را كسب مي كند• اينجاست كه اعلام برنامه و يا معرفي تيم نامزدان انتخاباتي باعث خواهد شد مردم متوجه ميزان مسؤوليت پذيري افراد شوند و توقعشان از سطح يك فرد - نامزد انتخاباتي - فراتر مي رود، چون يك مجموعه را مقابل خود مي بينند با شعارها و وظايف مشخص• از سوي ديگر، مانيفست انتخاباتي احزاب _ چه اصلاح طلب و چه راستگرا_ براي ايجاد دولتي نوين و كارآمد بايد بر سلسله اي از مباني و اصول مبتني باشد• توسل به عامل مشروعيت بدون شك برگزيدگان صندوق هاي رأي را در هر انتخاباتي موظف خواهد كرد تا در ايفاي وظايف پرشمار دولت، تمناي مشاركت مردم را همواره بر زبان جاري كنند و آينده هر سياست وتصميمي از سوي نظام را به تأييد جامعه و رضايت شهروندان مشروط كنند• 5- آيا انتخابات رياست جمهوري دوره نهم در ايران اين ويژگي ها را داشت ؟ انتخابات سوم تير از اين نظر يك استثنا بود .انتخاباتي برگزار شد كه كه چهار نامزد حزبي داشت . مصطفي معين – اكبر هاشمي رفسنجاني – مهدي كروبي و علي لاريجاني و البته همچنان نيز سه نامزد غير حزبي: محمدباقر قاليباف - محسن مهر عليزاده و محسن رضايي . اما پيروز انتخابات، نه نامزد حزبي بود نه غير حزبي . هيچ حزبي از او حمايت نكرد اما همانند يك نامزد حزبي پيروز شد . او از از قوي ترين شكل يك رفتار حزبي ( ساماندهي و سازماندهي ) بهره برد و پيروز شد . انتخابات سوم تير از اين نظر استثنا بود كه مخالفان دموکراسی با سازماندهی، آرای طبقات پایین را به نفع خود جذب كردند . نامزد غير حزبي در غياب حزب شناسنامه دار توانست طبقات پایین و روستاییان را در مقابل حرکت های دموکراسی خواهی قرار دهند و دموکراسی خواهان را دشمن دین و مرفهان بی درد معرفی کند و بدين ترتيب راي بياورد . 6- راه درازی باقی مانده است. جامعه ایرانی راه بسیاری را باید طی کند.
فاصله بین نخبگان وعموم جامعه زیاد است. هدایت حرکت های سیاسی و جنبش های
اجتماعی به نوعی که بتواند آرام آرام منجر به تغییر اجتماعی شود، بسیار مهم
است. هم ظرافت دارد هم پیچیدگی.انتخابات سوم تير نشان داد كه هنوز در ايران
يك نهاد مدنی قدرتمندی وجود ندارد که بتواند مطالبات مردمی را آنگونه كه
واقعيت دارد راهبری کند! هنوز سازمان ومکانیسمي دموکراتیک که بتواند به مردم
ازآن طریق بگوید چه رویکردی را برای زندگی وسرنوشت آینده شان بپذيرند وجود
ندارد .در اين انتخابات فهمیدیم که وقتی جامعه مدنی ضعیف است، وقتی مردم
متشکل نیستند ووقتی آگاهی توزیع نمی شود وارتباط احزاب و مردم می شود یک
رابطه یک سویه، چه تبعاتی دامن گیر می شود.
|
||||
|